کانال های رنجش را ببندید
کانال های رنجش تا وقتی که شناسایی و بسته نشوند خبری از آرامش نیست.
بستن کانال های رنجش از مهم ترین کارهایی است که به انسان کمک می کند تا در آرامش، شادی، سلامتی و لذت زندگی کند.
اگر ما در زندگی از آدم ها آسیب می بینیم و یا ضربه می خوریم، باید با دقت بررسی کنیم که از کدام دریچه و کانال در حال ضربه خوردن هستیم که برای مان رنج است، تا بتوانیم کانال رنجش را ببندیم.
راه حل برای بستن کانال های رنجش
ما قادر به تغییر شرایطِ بیرون از خودمان نیستیم و حتی قدرت و توانایی تغییر هیچ فرد دیگری را هم نداریم. اما می توانیم انتخاب کنیم که با چه کسی باشیم و با چه کسی نباشیم.
ما می توانیم انتخاب کنیم کجاها برویم و کجاها نرویم. می توانیم انتخاب کنیم چه کارهایی را انجام دهیم و چه کارهایی را انجام ندهیم.
ما می توانیم انتخاب کنیم در مقابل رفتار دیگران و یا شرایطی که برای ما بعضا بوجود می آورند چه واکنشی را نشان دهیم یا اصلا واکنش نشان ندهیم.
ما نمی توانیم بگوئیم اگر آدم ها نباشند من خوب و در آرامش زندگی می کنم. هنر در این است که در کنار آدم ها بمانیم و بتوانیم ذهن مان را کنترل و مدیریت کنیم و اجازه ندهیم برای مان اسباب یا کانال رنجش شوند.
ورودی کانال های رنجش
تصور کنید غذایی را روی اجاق گذاشته و از منزل بیرون رفته اید وقتی بر می گردید متوجه می شوید، گربه ای از پنجره منزل شما وارد شده و آن غذا را خورده است.
حال آیا شما از این کوچه به آن کوچه و از این خیابان به آن خیابان به دنبال آن گربه یا گربه های دیگر می روید تا گربه دزد را شناسایی کنید و او را به سزای اعمالش برسانید؟
یا اینکه متوجه می شوید و می پذیرید که اشتباه از سمت خودتان بوده است و راهی را برای ورود گربه باز گذاشته بودید و آن اتفاق برای تان افتاده است.
اگر کمی منطقی به موضوع نگاه کنید می بینید که اگر شما حتی آن گربه را هم دستگیر می کردید و تنبیهش می کردید و یا حتی او را از بین می بردید ولی راه ورودی پنجره را نمی بستید، باز هم فردا یک گربه دیگر با شما همین کار را می کرد.
شما نمی توانید تمام مدت عمرتان را صرف از بین بردن گربه های دزد کنید، اما می توانید راهی را که گربه های دزد به خانه تان وارد می شوند را ببندید.
تا زمانی که پنجره یا کانالی باز باشد گربه ی بعدی خواهد آمد. باید بدانید که تمام گربه ها را نمی توان از بین برد بلکه می توان پنجره یا راه ورود را بست تا از ورود گربه ها جلوگیری شود.
کانال های رنجش را بشناسید
ما دنیایی داریم که شامل انواع آدم های خوب و بد است. آدم صادق داریم، آدم ناصادق هم داریم. آدم مهربان داریم، آدم نا مهربان هم داریم.
اگر ما از آدم هایی که به آن ها می گوییم آدم بد، آسیب می بینیم یا باعث رنجش ما می شوند، می توانیم آن کانال ارتباطی را با آن ها ببندیم تا رنجش مان از بین برود..
یعنی ما باید با دقت، افراد زندگی مان را انتخاب کنیم. اگر در طول مسیر زندگی مان، کسی یا کسانی با رفتارشان باعث رنجش ما می شوند، می توانیم انتخاب کنیم که آن افراد در زندگی ما نباشند.
زمانی که به ما صدمه ای وارد می شود اگر کمی دقت نظر داشته باشیم، کاملا متوجه می شویم که از کدام کانال به ما ضربه وارد شده است.
این کانال همان کانال ضعف ما است که تا زمانی نپذیریم در آن ضعف داریم و برای برطرف کردنش اقدامی نکنیم، همیشه از آن کانال ضربه خواهیم خورد..
به این مثال توجه کنید: در حال حاضر همه ما دارای یک یا چند کارت بانکی هستیم که همیشه مبلغی پول را در آن داریم و این کارت بانکیِ ما، دارای رمز ورودی است که فقط خودمان از آن خبر داریم.
اگر ما این رمز را در اختیار دیگر افراد قرار دهیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ قطعا خیلی زود حساب ما را خالی خواهند کرد. آیا می می توانیم به خاطر این اشتباه مان دیگران را تنبیه کنیم؟
کانال های رنجش از طریق ورود به اعصاب
در بیشتر مواقع با افرادی روبرو می شویم که از دیگران گله و شکایت می کنند و می گویند فلانی یل فلانی ها اعصاب من را بهم ریختند.
حال سوال این است که: آیا این اعصابی که از آن حرف می زنید مال شما است؟ اگر آره پس دست دیگری چکار می کند که آن را بهم بریزد؟
می بینید که ما برای حساب های بانکی و ذخایر مادی با ارزش مان قفل و رمز می گذاریم و به هیچ کسی اجازه ورود به آن را نمی دهیم، اما ذخایر روحی و روانی مان را به سادگی در اختیار بقیه قرار می دهیم که هر طوری دوست دارند با آن رفتار کنند.
انگاری ما مالک اعصاب مان نیستیم، خیلی راحت یک کودک سه ساله ای از راه می رسد و مالک اعصاب مان می شود و آن را بالا و پایین می کند یا به قول خودمان آن را خرد می کند.
وقتی می گوئیم فلانی اعصاب مرا بهم ریخت، انگار که بگوئیم فلانی وارد حساب بانکی من شد یا بگوئیم فلانی از در خانه من بی اجازه وارد شد. آیا این اجازه را به بقیه می دهیم؟
اگر ما اجازه دسترسی به حساب بانکی مان را به هر کسی نمی دهیم یا اگر کلید منزل مان را در اختیار هر کسی قرار نمی دهیم، باید کلید اعصاب مان را نیز در اختیار کسی قرار ندهیم. و این یعنی بستن کانال رنجش. .
وقتی من خودم را مالک چیزی می دانم، باید از آن محافظت کنم. به همان مقداری که محافظت از حساب بانکی یا خانه ام مهم است، به همان مقدار یا شاید هم بیشتر، مهم است که من از اعصابی که مالک آن هستم محافظت کنم و اجازه ندهم هر کسی هر طوری دلش خواست وارد اعصاب من شود و آن را خرد کند.
صاحب اصلی اعصاب مان خودمان هستیم، اگر کسی یا چیزی ما را ناراحت می کند، احتمالا ما کانال را برای آن چیز باز گذاشتیم و به آن دسترسی داده ایم که توانسته است وارد اعصاب مان شود، آن را دستکاری و باعث رنجش مان شود.
پس همان طور که برای درب منزل و یا حساب بانکی مان قفل می گذاریم و از آن محافظت و مراقبت می کنیم، بر ورودی ذهن مان نیز باید قفل گذاری کنیم، تا هر کسی به راحتی وارد ذهن مان نشود.
معمولا انسان از کانالی ضربه می خورد که در آن کانال ضعیف است. برای جلوگیری از ضربه ها بایستی، آن کانال را تقویت کند.
وقتی انسان نقطه ضعف دارد از آدم ها و دنیای بیرون رنجش دارد. باید راه بستن کانال های رنجش را بیاموزید تا بتوانید با آرامش و لذت زندگی کنید.
پیشنهاد ما شرکت در دوره معجزه سلامتی است. .
گامهای عملی برای بستن کانالهای رنجش
1) شناخت رنجشها
- روش ساده: هر بار که دچار رنجش میشوید، چند نفس عمیق بکشید و سوال کنید:
- چه چیزی من را ناراحت کرده است؟
- آیا واقعاً درباره این موضوع کنترل دارم یا تنها برداشت من است؟
- آیا این رنجش ارزش هزینه آرامش امروز من را دارد؟
- نوشتن کوتاه: یک دفترچه کوچک داشته باشید و هر بار بنویسید: چیزی که ناراحتم کرده است، چرا، و هدف من از واکنش من چیست؟
2) تغییر دامنه تفسیر (برچسب روی رویداد)
- به جای قضاوت سریع («آنها قصد داشتند من را آسیب بزنند»)، سعی کنید برداشت جایگزین بنویسید:
- «شاید آنها درگیر مشکلات خودشان هستند» یا «ممکن است از نظر آنها این رفتار بیضرر به نظر برسد».
- این تغییر دامنه تفسیر میتواند سطح رنجش را کاهش دهد و فضا برای پاسخ عقلانیتر فراهم کند.
3) کنترل واکنشها، نه رویدادها
- شما کنترل کامل واکنشهای خود را دارید، نه لزوماً رویدادهای بیرونی.
- روش عملی: وقتی رنجیدید، 3 گزینه عملی انتخاب کنید:
- پاسخ آرام و صادقانه بدهید.
- فواصل زمانی بدهید تا واکنش کنید (مثلاً 24 ساعت).
- کنار آمدن با موضوع به صورت عملی (راهحل یا تعدیل رفتار).
4) تمرین “گویش آرام و محترمانه”
- از زبان «من» استفاده کنید تا مسئولیت احساسات خود را بشناسید.
- نمونهها:
- «من احساس ناراحتی میکنم وقتی این صحبت میشود، چون…»
- «دوست دارم درباره این موضوع به شکل آرامتر صحبت کنیم.»
5) محدودسازی کانالهای منفی رنجش
- برخی موقعیتها یا افراد بیشترین رنجش را ایجاد میکنند. برای مدتی محدود/تعلیق با آنها:
- زمانبندی دیدار یا گفتگو را تغییر دهید.
- از تماس بیش از حد یا گفتگوهای منفی پرهیز کنید.
- جایگزین:
- با دوستان یا افراد همدل صحبت کنید تا احساساتتان را تخلیه کنید.
- فعالیتهای آرامبخش (یوگا، مدیتیشن، پیادهروی) جایگزین کنید.
6) تمرین روزانه آرامش
- 5 تا 10 دقیقه مدیتیشن یا تنفس عمیق روزانه.
- تمرین «نگرانی محدود شده» : هر روز مشخص کنید که فقط در یک بازه زمان مشخص به نگرانیها فکر کنید، باقی روز را با آرامش بگذرانید.
7) بازنگری روابط به صورت سازنده
- آیا این رابطه برای سلامت عاطفی شما مضر است یا نه؟ گاهی لازم است مرزهای روشن تعریف کنید یا فاصله بگیرید.
- هدف: حفظ عزتنفس و آرامش، نه قطع کامل ارتباط در همه موارد.
نمونه تمرین هفتگی (یک هفته)
- روز اول: شناسایی رنجشهای رایج و نشانههای افزایش فشار.
- روز دوم: تمرین «گویش آرام و محترمانه» با یکی از موقعیتهای کوچک.
- روز سوم: اجرای تکنیک 3 گزینه پاسخ در یک موقعیت خاص.
- روز چهارم: فاصلهگذاری از یک کانال منفی و جایگزینی با فعالیت آرام.
- روز پنج تا هفتم: بازنگری، یادداشت درسهای آموخته و برنامه برای هفته آینده.
سوالات برای شما
- آیا رنجشهای مشخصی در زندگی روزمره دارید که بیش از همه شما را اذیت میکند؟
- آیا تاکنون از موقعیتها فاصله گرفتهاید یا به صورت مستقیم با آنها برخورد کردهاید؟
- کدام روش برای شما بیشترین احساس آرامش را به همراه دارد؟
شاد باشید
هر کسی را که وارد زندگی ات می شود به چشم یک آموزگار بنگر




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.