پیشثبتنام بزودی
زبان کائنات
زبان کائنات را بیاموزید تا بتوانید درست مثل اینکه با صمصیترین دوستتان صحبت میکنید و لذت میبرید، با کیهان و با خداوند صحبت کنید و لذت ببرید.
آیا تا به حال احساس کردهاید که جهان اطراف شما قصد ارسال پیامهایی به شما دارد، اما شما نمیدانید چگونه آنها را بخوانید یا پاسخ دهید؟
دوره زبان کائنات دقیقا برای همین موضوع طراحی شده است: یادگیری هنر گفتوگو با هستی یا با خداوند و کائنات و اعلام خواستهها به شکلی که با کمترین خطا پذیرفته شوند و در زندگی شما به واقعیت تبدیل گردند.
وقتی سعی کنید زبان کائنات را بصورت حرفهای یاد بگیرید، باور کنید انگار خدا را دربست در چنگ و اختیار خودتان دارید و او تمام کارهایش را رها کرده تا فقط در خدمت شما باشد.
شاید هیچوقت هیچ کسی، حتی لحظهای به این موضوع فکر نکرده باشد که کائنات هم زبانی مخصوص به خودش دارد و یادگیری آن زبان بر هر فردی که در این دنیا زندگی میکند الزامیست.
آنقدری که انسانها از عدم درک زبان کائنات به خودشان صدمه وارد میکنند، از وجود آن برای رسیدن به آرزوها و خواستههایشان استفاده نمیبرند.
زبان کائنات مثل یک شمشیر دولبه است که یک لبهی آن یادگیری و استفاده صحیح از آن است برای رسیدن به هر خواستهای، حتی غیرممکنترینها.
لبهی دیگر آن عدم یادگیریِ آن و استفاده نادرست از آن است که میتواند زندگی انسانها را به درد، رنج، فقر، سختی، بیماری و مشکلات زیاد منجر و تا حد نابودی پیش ببرد.
به این فکر کنید که اگر شما به یک کشوری که زبان آن را بلد نیستید مسافرت یا مهاجرت کنید، چقدر برایتان سخت است که حتی بتوانید کمترین نیازهایتان مثل غذا و آب و جای خواب را به بقیه بفهمانید.
زبان کائنات زبانی کیهانیست. یعنی زبانی مشترک برای تمام انسانها که میتوانند از طریق آن با خداوند یا با کائنات صحبت و نیازشان را در هر لحظه از زندگی سفارش دهند.
اگر شما دوست عزیز هم، گذشتهای شبیه به ما داشته باشید و حرفهایی که ما شنیده ایم، شما هم شنیده باشید، احتمالا از نیاکانتان این جمله را به ارث بردهاید، که خداوند همه زبانی را میفهمد.
حال آنکه خداوند نه تنها همه زبانها را نمیشناسد و نمیفهمد، بلکه زبانی خاص و مخصوص به خودش دارد که تنها با همان زبان باید با او صحبت کنی و تنها او هم با همان زبان با تو صحبت میکند.
همین موضوعِ به ظاهر ساده، گرههایی کور در زندگی خیلیها ایجاد کرده و ایجاد می کند که هیچ وقت نمیتوانند آن را باز کنند.
چون در تفکرشان این موضوع را اینطور باور کردهاند، که خداوند خودش میداند چکار باید بکند یا میداند ما چه مشکلی داریم.
چرا این دوره متفاوت است؟
- روشهای عملی و کاربردی: یاد میگیرید چگونه خواستههایتان را به زبان قابل فهم برای کائنات بیان کنید.
- کاهش خطا در درخواستها: تکنیکهایی که احتمال تحقق خواستههایتان را چند برابر میکند.
- تجربه تحول شخصی: با هماهنگی انرژی درونی و بیرونی، مسیر زندگیتان را همسو با آرزوهایتان میسازید.
- ابزاری برای تمام عمر: دانشی که یک بار آنرا میآموزید و برای همیشه میتوانید در هر موقعیت از زندگی آنرا به کار ببرید.
هر انسانی، چه من، چه شما و چه هر کس دیگری در این دنیا، تعداد بسیار زیادی آرزو در دل دارد. تعداد بسیار زیادی خواسته و نیاز دارد که زیر لب آن را زمزمه میکند و یا در ذهنش به آنها فکر میکند.
همهی ماهایی که تعداد زیادی از این آرزوها را طول عمرم با خودمان همراه کردهایم، خیلی خوب میدانیم که به تعداد بیشتری از این آرزوها هرگز و هیچوقت نرسیدیم و حتی به آن نزدیک هم نشدیم و نتوانستیم بفهمیم چرا!
چطور ما در تمام ادیان و کتابهای آسمانی و مقدسمان این عبارات و جملات امیدوارکننده را مثل (بکوبید تا برایتان باز شود – بخواهید تا به شما داده شود – ادعونی استجب لکم و … ) را هزاران هزار بار شنیدیم و خواندیم.
اما در مورد بیشترِ آرزوهایمان کوبیدیم و باز نشد، خواستیم و داده نشد، دعا کردیم و اجابت نشد، گفتیم و شنیده نشد و نتوانستیم بفهمیم چرا نشد.
همان خداوند در کتابهای مقدس وقتی خودش را تایید میکند، جهت اطمینان به بندگانش میگوید: خداوند هرگز خلف وعده نمیکند، یعنی زیر قولش نمیزند، یعنی روی او حساب کنید.
پس این همه وعده و قول و قرار و اعتمادسازی، چرا این سوال را در ذهن ما ایجاد نکرده است که دلیل نرسیدن به این همه خواسته و آرزوی ما چه چیزی میتواند باشد.
چون ما جواب قانع کنندهای برای این سوالات نداشتهایم و از آگاهی آن نیز برخوردار نبودهایم همه را به حساب مصلحت خدا گذاشتهایم، نه به حساب اینکه شاید ما از چیزی ناآگاهیم.
ما هیچوقت به خودمان، به دانشمان و به ایمان و باورمان به خداوند یا به اعمالمان شک نکردهایم.
هرجا که نتیجههای چشمگیر در زندگیمان داشتهایم مغرور بودهایم که چقدر آدم دانایی هستیم و هرجا هم که نتوانستیم و یا شکست خوردیم، گفتیم خدا نخواسته است، یا خواست خدا بر این بوده است.
حال آنکه اگر صادقانه بخواهیم تحلیل کنیم کاملا متوجه میشویم حتی روزهای بُرد و پیروزیمان هم نفهمیدیم دلیل پیروز شدنمان چه بوده است.
چون اگر علمی که ما را به پیروزی یا به همان رویایمان رسانده است را، از اساس یاد داشتیم، همیشه میتوانستیم به هر چه میخواستیم برسیم و نقطه شکستی وجود نداشت.
از آنجایی که دلیل موفقیتها و رسیدن به آرزوهایمان را هیچوقت بصورت علم و آگاهی متوجه نشدیم، اگر یک بار آن دستاوردها را از دست دادیم دیگر نتوانستیم دوباره آن را بدست بیاوریم.
شاید به همه چیز و به همه جا شک میکردیم، الی اینکه کائنات زبانی مخصوص به خودش دارد که ما آن را نیاموختهایم و به همین سبب نتوانستیم دوباره همان خواسته را درخواست کنیم و آنرا به دست بیاوریم.
این دوره برای چه کسانی مناسب است؟
- کسانی که میخواهند قوانین جذب و انرژی را بهصورت علمی و عملی بیاموزند.
- کسانی که به دنبال تحقق سریعتر اهداف و رویاها هستند.
- کسانی که میخواهند ارتباطی عمیقتر با جهان هستی برقرار کنند.
وقتی که زبان کائنات را نیاموخته باشیم، نه تنها نمیتوانیم بصورت صحیح آرزو و خواستهمان را به خداوند بفهمانیم، بلکه از طرف خدا هم اگر صحبتی با ما بشود ما آن را نمیفهمیم.
یعنی مکالمه دوطرفه است. وقتی ما از خدا چیزی را میخواهیم، خدا هم در پاسخ به ما، قصد دارد چیزی به ما بگوید، یا ما را راهنمایی کند، یا ما را به کسی یا جایی معرفی کند و باید زبانش را بفهمیم.
خدا قرار است به ما راهکار بدهد، خب باید به ما بفهماند که چکار باید بکنیم، کجا باید برویم یا چه کسی را باید ببینیم تا مشکلمان حل شود یا به اون چیزی که از خدا خواسته بودیم برسیم.
وقتی که او با ما صحبت میکند، اگر ما زبانش را نشناسیم و نفهمیم، خب طبیعیه که راهکارهای خدا هم به ما کمکی نمیکند. اگر آن صحبتها را متوجه نشویم، اصلا نمیدانیم چکار باید بکنیم یا به کجا باید برویم.
بیش از نود درصد از خواستههایی که به آنها نمیرسید، علت اصلیاش این است که زبات کائنات را بصورت صحیح بیان یا ادا نمیکنید و خواستهتان برای کائنات نامفهوم است.
حتی شاید خواستهتان را بصورت صحیح میخواهید، اما راهکارهای خدا را درک نمیکنید و نمیشناسید و نمیتوانید تشخیص دهید کجا و چه کاری باید انجام دهید تا به خواستهتان برسید.
تصور کنید به کشوری که زبانش با زبان کشور شما فرق میکند وارد میشوید، هیچ اطلاعات و آگاهی از اصول و قوانین و تفاوتهای این کشور با کشور خودتان ندارید.
نه زبانشان را میفهمید، نه قوانینشان را میدانید، نه رسم و رسوماتشان و نه مدل ارتباط گرفتن و روحیه افراد را می شناسید و نه هیچ چیز دیگر.
چقدر برایتان سخت است که بخواهید خواستهتان را به کسی بگوئید. چقدر سخت است که بخواهید درد و مشکلتان را به کسی توضیح دهید. چقدر سخت است که کالاهای داخل فروشگاه را نتوانید بشناسید.
چقدر برایتان سخت است که یک آدرس را نتوانید بپرسید یا حتی نتوانید آن را یادداشت کنید. چقدر برایتان سخت است که هنگام رستوران رفتن نتوانید بپرسید این غذای شما گوشتش، گوشت چیست یا ترکیبات آن چی هست و …
این که نمیتوانید به زبان آنها صحبت کنید یا زبان آنها را بفهمید، همچنین بنویسید، هزاران بار برای شما خسارت، ناراحتی، جریمه و وقت و انرژی اضافه در بر دارد.
غذایی را سفارش می دهید که بعدا میفهمید گوشتش چیزی بوده است که همیشه از آن متنفر بوده اید یا مثلا آن را حرام میدانستید.
اینترنتی میخرید که چند برابر مصرف شما بهایش است و شما چیزی از آن سر در نمیآورید. یعنی ممکن است به شما توضیحات کامل را داده باشند، اما شما نفهمیدید که آنها چه میگویند.
قراردادی را امضاء میکنید که شاید فردا کلی برایتان هزینه و جریمه در بر داشته باشد. پای نوشته ای را گواهی میکنید که نمیدانید چه چیزی در آن نوشته شده و آن را ناخوانده و نافهمیده امضاء کردهاید.
به دکتر مراجعه میکنید نمیتوانید مشکل و دردتان را واضح بگوئید و دکتر هم نمیتواند آنچه برای شما تشخیص داده است را به شما بفهماند و …
زندگی در جهان هم، عینا شبیه زندگی در یک کشوری است که نیاز اول شما برای دوام آوردن و استفاده بردن از امکانات آن کشور یاد داشتن زبان آن کشور است.
در غیر اینصورت، نه تنها نمیتوانید از آزادی و خدمات آن کشور برای لذت بردن استفاده کنید، بلکه میتوانید صدها بار بیشتر از لذت بردن به خودتان ضرر و آسیب وارد کنید.
خاطرات من از عدم یادگیری زبان ترکی
بذارید از تجربه خودم در کشور ترکیه در سالهایی که در آنجا زندگی میکردم، بگویم. از اینکه هیچوقت زبان ترکی را یاد نگرفتم و این موضوع چقدر برایم هزینه در بر داشت.
اوایل که من تازه به ترکیه مهاجرت کرده بودم تا حدود 4 ماه حتی یک نفر را نمیشناختم و با یک نفر هم نتوانستم دوست شوم، دلیلش یاد نداشتن زبان ترکی بود.
هر وقت میخواستم با کسی صحبت کنم، اینقدر برای او سخت بود که به من چند کلمه یا جمله ساده را بفهماند که سری از من جدا میشد.
بارها رفتم فروشگاه برای خرید، تنها چیزی که به من کمک میکرد که بتوانم راحتتر چیزی که می خواهم را بخرم، تصویر روی اجناس بود، که این هم به نوبه خودش، چند باری من را گول زد.
مثلا من به فروشگاه رفتم برای خرید مرغ، وقتی درب یخچال را باز کردم، از روی ظاهر بستهبندی، یک مرغ بسیار سنگین را انتخاب کردم.
من اصلا شک نکردم که داخل این بستهبندی میتواند چیز دیگری به جز مرغ باشد. آن را در سبد خرید گذاشتم و با کلی خریدهای دیگر به منزل برگشتم.
وقتی چند روز بعد، خواستم مثلا آن مرغ را آشپزی کنم، متوجه شدم اون جثهاش خیلی بزرگتر و متفاوتتر از یک مرغ معمولیست. در ضمن در فاکتور هم خیلی گران حساب شده بود که فکر می کردم اینجا همه چیز گران است .
من آن به اصطلاح مرغ را از پاکت در آوردم و متوجه شدم که انگاری گردن آن خیلی بلندتر از مرغ هایی است که من تا به حال در کشور خودم دیده بودم.
وقتی شروع به خُرد کردن آن کردم، حس کردم گوشتش اصلا شبیه گوشت مرغ نیست و خیلی فرق دارد. تازه متوجه شدم که من یک بوقلمو را خرید کرده بودم و فکر میکردم این یک مرغ است.
شاید بارها و بارها این سناریو برای من تکرار شد و هر بار کلی هزینه اضافه برای من داشت، به اضافه آنکه چیزی که میخواستم هم نبود.
حتی یک با رفتم یک فروشگاه در نزدیک منزلم که قبلا هم از او خرید کرده بودم. من قفسهای که همیشه در آن تخم مرغ قرار داشت را از قبل بلد شده بودم.
وقتی به سراغ آن قفسه رفتم و جای تخم مرغ ها را خالی دیدم، سعی کردم که به صاحب مغازه بفهمانم که دنبال چه چیزی هستم که آن را اینجا نمیبینم.
با اشاره به او گفتتم من قبلا چیزی از اینجا بر میداشتم که بهش میگویم تخم مرغ. اون فرد از اونجایی که نمیفهمید من چه میگویم کلی به اما و اشارههای من خندید و در آخر هم عصبی شد.
شاید باورتان نشود، من این جمله، که من به دنبال تخم مرغ هستم را، با پانتومیم هم نمیتوانستم به او بفهمانم. خواستم به او بگویم چیزی قبلا اینجا و در این قفسه بوده و الان نیست.
در نهایت آنقدر اشاره کردم تا این که مجبور شدم خودم را شکل مرغ کردم و دُمی هم به او تکان دادم و ادای تخم کردن را هم در آوردم. تازه صاحب مغازه دوهزاریاش افتاد و به من گفت: اووووهه ه ه قُد قُد قُد قُد قُد؟
آن زمان بود که من متوجه شدم حتی چقدر در زبان اشاره یا پانتومیم هم ضعیف هستم. کلی با هم خندیدیم و از آن به بعد من را با خاطره قُد قُد قُد قُد میشناخت و همیشه وقتی من را میدید بابت این موضوع کلی میخندید.
فکر کنید من یک تخم مرغ ساده را حتی بلد نبودم به آن فرد درخواست بدهم و چقدر اذیت شدم.
چقدر هزینههای اضافه بابت چیزهایی که اشتباها خرید کرده بودم، امضاء کردم بودم، سفارش داده بودم و … پرداخت کردم.
حتی دهها بار به خاطر این که قوانین آنجا را بلد نبودم، قوانین استفاده از موبایل، قوانین استفاده از اینترنت، نحوه خرید اینترنت، شرایط پرداخت، قوانین پرداخت و … کلی من جریمه پرداخت کردم.
توجه: فکر میکنید چقدر از حرف زدنهای من و شما با خداوند یا با کائنات، درست مثل همان پانتومیم اجرا کردنِ من با فرد تُرک زبان است.
که جهان یا کائنات، نه تنها آن را نمیفهمد و درک نمیکند، بلکه از آن برداشت غلط هم میکند که این خود میتواند مسبب ضرر و زیانهای زیادی شود.
بعد از یادگیری زبان کائنات
پس از گذراندن این دوره، شما قادر خواهید بود:
- خواستههایتان را با وضوح و قدرت اعلام کنید.
- نشانههای کائنات را در زندگی روزمرهتان تشخیص دهید.
- مسیر تحقق رویاهایتان را با اعتماد و آرامش طی کنید.
باور کنید تمام افرادی که بیماری تجربه میکنند، فقط دلیلش این است که قبل از بیمار شدنشان، با زبان بی زبان به کائنات گفتهاند که بیماری میخواهند، حال آنکه خودشان هم از این موضوع آگاه نیستند.
باور کنید افرادی که در فقر و تنگدستی زندگی میکنند با زبان بی زبانی روزانه صدها بار از خداوند تقاضای فقر بیشتر را میکنند و خودشان از این موضوع آگاه نیستند.
باور کنید کسانی که مشکلات و بدهکاریها و رنج و دردهایشان هر روز بیشتر میشود، فقط به این دلیل است که آنها هر روز متقاضی درد و رنج بیشتر از خداوند هستند و خودشان از این موضوع خبر ندارند.
روزانه صدها و هزاران بار افراد از خداوند و از کائنات درخواست خسارت دیدن میکنند، تقاضای درد می کنند، تقاضای مشکل میکنند و خوشان از این عمل نادرستشان آگاه نیستند.
از طریق فیلمهایی که میبینند، از طریق حرفهایی که میزنند، از طریق چیزهایی که میشنوند و از طریق افکاری که در سرشان میپرورانند، هر روز و هر لحظه درخواست زندان افتادن
درخواست معتاد شدن، درخواست بیمار شدن، درخواست گرفتار شدن، درخواست بدبخت شدن، درخواست جریمه شدن، درخواست طلاق گرفتن دارند.
درخواست شکست خوردن، درخواست بی پولی و بدهکار شدن می کنند، در حالی که خودشان نمی دانند که خودشان این درخواستها را به جهان و به خداوند و به کائنات میدهند.
خداوند دائما کارش اجابت کردن آن چیزی است که ما درخواست میدهیم، خداوند کارش پاسخ دادن به درخواستهای ماست.
تنها اشکال کار در این است که 99 درصد مردم در 99 درصد موارد خواستههایشان، ناخواستههایشان هستند و تنها دلیل آن هم یاد نداشتن زبان کائنات است.
اگر شما وارد دوره یادگیری زبان کائنات بشوی، در همان جلسات ابتدایی، از آگاهیهایی که کسب میکنی، به حدی از دست خودت عصبانی میشوی که نمیتوانی خودت را ببخشی.
از این که متوجه میشوی سالهای سال چه بر سر خودت آوردی، چه همه رنج و درد را بی جهت بر خودت تحمیل کردی، به خاطر عدم آگاهی از این که چگونه بصورت صحیح با خدا حرف بزنی .
ما تصورمان این است که مثلا با پانتومیم یا بصورت دست و پا شکسته تا حدودی به خدا بگوئیم چه میخواهیم، بقیهی آنرا خدا خودش حدس میزند یا میفهمد. ولی واقعا اینطور نیست.
کائنات بصورت واضح و دقیق باید متوجه شود که شما چه چیزی میخواهید تا دقیق همانرا به شما بدهد.
اگر نتوانید دقیق این کار را بکنید ممکن است چیزی ضعیفتر، بدتر، کمتر یا حتی خلاف آن چیزی که میخواستید را دریافت کنید.
بعضی از دوستان ایرانی از خاطرات روزهای ابتدایی که تازه وارد ترکیه شده بودند و هنوز تازه چند کلمهای از زبان ترکی را یاد گرفته بودند، میگفتند:
در محل کارشان میخواستند از فردی خیلی ویژه قدردانی و تشکر کنند، اما متاسفانه از بخت بدشان، به جای قدردانی به طرف فحش زشت داده بودند.
این کاریه که ما روزانه صدها و هزاران بار با خداوند انجام میدهیم. خیلی از چیزهایی که ما مثلا قدردانی یا مقدس میدانیمشان، شاید مثل همان فحش زشت برای خدا هستند.
چقدر از آرزوهایتان را نتوانستید به دست بیاورید؟ هر مقدار که باشد، بزرگترین اشتباه شما در نرسیدن به این آرزوها این بوده است که نتوانستید آن را بصورت صحیح از خداوند بخواهید.
اگر زبان کائنات را اشتباه بفهمی
کائنات همیشه در حال ارسال پیامها و نشانههاست. اما اگر این پیامها را بهدرستی درک نکنی یا خواستههایت را با زبان غلط اعلام کنی، ممکن است نتیجهای کاملاً متفاوت از آنچه میخواستی دریافت کنی.
خطرات درک نادرست زبان کائنات
- جذب شرایط ناخواسته: وقتی درخواستهایت مبهم یا نادرست باشند، انرژی جهان میتواند چیزهایی را به سمتت بیاورد که اصلاً مطلوب نیستند.
- ایجاد سردرگمی و ناامیدی: برداشت غلط از نشانهها باعث میشود فکر کنی جهان به تو پاسخ نمیدهد، در حالی که مشکل در شیوه بیان توست.
- خودصدمهزننده بودن: اگر به جای تمرکز بر خواستههای مثبت، ناخودآگاه بر ترسها و کمبودهایت تأکید کنی، همانها را به زندگیات دعوت میکنی.
- اتلاف انرژی و زمان: تلاشهای بینتیجه برای تحقق رویاها، بدون دانستن زبان درست کائنات، تو را خسته و بیانگیزه میکند.
اگر غمگین هستید و نمیتوانید شادی را طلب و سپس تجربه کنید، بزرگترین دلیلش این است که نحوه مکالمه صحیح را با کائنات یاد ندارید.
اگر افسردگی دارید و مثل قدیمِ من داروهای دوز بالا مصرف می کنید که نفهمید دوربرتان چه خبر است، باید بگویم راه درمانتان یادگیری زبان کائنات است، کاری که من خودم کردم.
اگر بیماری دارید و نمیتوانید سلامتیتان را به دست بیاورید، بزرگترین مانع بر سر راه شما، یاد نداشتن درخواست صحیح سلامتی از کائنات است.
اگر کم پولی دارید و هر روز هم بر آن بدهکاریهایتان اضافه میشود بزرگترین عاملِ آن، نحوه بیان نادرست خواستهتان به کائنات است.
اگر مشکلات زندگیتان هر روز بیشتر و بیشتر میشوند و نمیتوانید حریف آن شوید گام اولش این است که بتوانید زبان کائنات را بصورت صحیح برای حل مشکلتان بیاموزید و عمل کنید.
اگر احساس خوشبختی ندارید و راه خوشبختی را گم کردید، اولین گامش این است که باید یاد بگیرید با زبان صحیح با کائنات صحبت کنید و درخواستتان را بصورت صحیح اعلام کنید.
شما تصور کنید یک فروشگاهی است که بینهایت کالا با بینهایت کیفیت با بینهایت تنوع در آن وجود دارد و هر چه را بخواهید میتوانید سفارش دهید و بگیرید.
اما کالاهای این فروشگاه در دید شما نیستند که شما دست روی آنها بگذارید و مشخص کنید که چه میخواهید. تنها راه گرفتن آن کالاها بیان صحیح و با جزئیات آن کالاهاست.
به نظرتان قبل از درخواست کردن باید چکاری را انجام دهید؟ اول باید بصورت صحیح، واضح و دقیق بدانید که چه میخواهید و دوم بصورت دقیق و واضح بتوانید آن را صحیح بیان کنید تا کالای اشتباهی به شما داده نشود.
اگر شما ندانید چه میخواهید، خب طبیعیه که کسی نمیتواند به شما کمکی بکند چون چیزی مشخص شده ندارید که بیانش کنید.
در قدم بعد اگر شما در ذهنتان بدانید چه چیزی میخواهید اما در بیان نتوانید آن را بصورت مشخص با جزئیات به صاحب آنجا بفهمانید نمیتوانید صاحب آنچیزی شوید که میخواستید.
جهان هستی، خداوند و کائنات عینا مثل همین موضوع عمل میکنند. شما در قدم اول باید کاملا واضح و مشخص بدانید که چه چیزی در چه اندازه و چه مقدار و با چه خصوصیات و ویژگیهایی می خواهید.
در قدم بعد بتوانید ماهرانه و با تسلط کامل زبان کائنات را صحیح بیان کنید که کائنات دقیقا بداند شما چه چیزی و به چه مقدار میخواهید تا به شما آن را بدهد.
اگر در بیان و تقاضای آن خواسته هرگونه اشتباهی صورت بگیرد و شما چیزی را به غلط بگوئید او همان چیز غلط را به شما تحویل میدهد، نه آن چیزی که در ذهنتان داشتهاید یا قصدتان بوده است.
خیلی از مردم وقتی چیزی را از خداوند میخواهند، چون دقیق نمیتوانند آنرا بصورت صحیح بیان و درخواست کنند، فکر میکنند خداوند به قصدشان پاسخ میدهد، حال آنکه بیان شما مورد توجه قرار می گیرد نه قصدتان.
چرا یادگیری زبان کائنات برای همه ضرورت دارد؟
زندگی هر روز پر از تصمیمها، خواستهها و رویاهایی است که آینده ما را شکل میدهند. اما بیشتر افراد نمیدانند چگونه این خواستهها را بهدرستی با کائنات در میان بگذارند.
نتیجه؟
خواستهها مبهم میمانند، انرژیها پراکنده میشوند و مسیر تحقق رویاها سخت و طولانی میشود.
ضرورت یادگیری این دوره
- همه ما خواستههایی داریم: از موفقیت شغلی گرفته تا آرامش درونی و روابط بهتر. بدون زبان درست، این خواستهها در سکوت گم میشوند.
- کائنات همیشه پاسخ میدهد: اما اگر زبانش را بلد نباشیم، ممکن است پاسخی دریافت کنیم که با آرزوهایمان همخوانی ندارد.
- پرهیز از خطاهای پرهزینه: درک نادرست زبان کائنات میتواند باعث جذب شرایطی شود که به ضررمان تمام شود.
- ابزاری برای رشد فردی و جمعی: وقتی هر فرد بتواند با جهان هماهنگ شود، جامعهای قدرتمندتر و هماهنگتر شکل میگیرد.
- دانشی برای تمام عمر: یادگیری زبان کائنات یک مهارت همیشگی است؛ چیزی که در هر مرحله از زندگی به کار میآید.
به همین دلیل، یادگیری این دوره فقط یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت است برای هر کسی که میخواهد زندگیاش را آگاهانه بسازد و رویاهایش را با قدرت به واقعیت تبدیل کند.
- زبان کائنات را بیاموز؛ رویاهایت را به واقعیت تبدیل کن!
- اگر زبان جهان را ندانی، آرزوهایت خاموش میمانند…
- کائنات همیشه پاسخ میدهد؛ مهم این است که درست درخواست کنی.
- یادگیری زبان کائنات، کلید تحقق خواستههای توست.
- این دوره، پلی است میان آرزوهای تو و واقعیت زندگیات.
فایل قدیمی “هنرِ فهمیدن زبان کائنات” رو هم میتونید گوش بدید
شاد باشید




اولین کسی باشید که برای “دوره زبان کائنات” دیدگاه میگذارید;
You must be logged in to post a review.