رهایی
رهایی ! عجب کلمه ی قشنگی، عجب حس خوبی، عجب امکان قشنگی. چقدر بازی جهان و بازی زندگی زیباست.
همه ی قشنگی بازی به اینه که نمی دونی مرحله بعدی زندگی چی در انتظارت هست! نمی دونی قراره ببری، قراره ببازی، قراره تسلیم بشی، قراره فرار کنی، قراره آزاد بشی، قراره رها بشی و …
نقشه زندگی برای رهایی
به نظرتون اگر خداوند به طریقی مشخص و واضح می کرد که هر کسی قراره تو زندگی چه کاری رو انجام بده، به کجا بره، چی بخوره، چی بپوشه، کجا با کی باشه و کجا با کی نباشه، کی ثروتمند بشه، کی بیمار بشه، کی بیمره و …
ما چقدر می تونستیم به این نقشه زندگی مون نگاه کنیم، اون رو تحمل کنیم و یا ازش لذت ببریم؟ شاید هیچ !!! شاید در همون لحظه ی اول حال مون بد می شد و می رفتیم کما یا شاید هم قلب مون می ایستاد و …
اما خدا به صورت خیلی حرفه ای و ماهرانه اومد همین نقشه رو از ما مخفی کرد و نگذاشت ما چیزی ازش بدونیم و بفهمیم.
و به ما گفت وارد یک بازی شو که از پس اون چیزی نمی دونی و خودت باید راه های بازیت رو پیدا کنی و اونو یاد بگیری تا اینکه مرحله به مرحله برای دیدنش هیجان داشته باشی.
دقیقا عین مسابقات شرط بندی که هی دلت می خواد یبار دیگه خودت یا شانست رو امتحان کنی. حتی اگر صد بار پشت سر هم ببازی انگاری هیجان و ذوق و شوقت برای ادامه ی بازی بیشتر میشه.
و این اون چیزیه که خدا در بازی زندگی برای ما در نظر گرفته (رهایی از مرحله قبل و اشتیاق به مرحله بعد)
رهایی از مرحله قبل برای رسیدن به مرحله بعد
روزی که کودک بودیم تمام عشق و آرزومون این بود که خیلی زود برسیم به سن 7 سالگی و وارد اولین کلاس درس بشیم و شاید در تصورات خودمون اونجا رو ته آرزو می دونستیم.
یه ذره که توی اون مدرسه دووم آوردیم و چند کلاس رو پشت سر گذاشتیم تاب مون نبود به دوره ی راهنمایی پا بذاریم و اونجا رو ته آرزو و ته لذت بردن می دونستیم و شب ها تا صبح در آرزوی آن بودیم که روزی تصرفش کنیم.
وقتی وارد راهنمایی شدیم، از مرحله ی قبل رها شدیم و به مرحله ی اشتیاق پا گذاشتیم. چند صباحی موندیم، دوباره بزرگ ترین آرزومون دیدن و بودن دبیرستان و انتخاب رشته و … بود و همینطور اومدیم و اومدیم و اومدیم تا رسیدیم به اینجایی که الان هستیم.
الان وقتی بر می گردیم به هر کدوم از آرزوها و رویاهای قدیمی مون نگاه می کنیم، به این فکر می کنیم چه غصه ها خوردیم و چه شب ها نخوابیدیم و چه گریه ها کردیم، چه قهرها کردیم و غذا نخوردیم و …
فقط باید بشینیم تا صبح به خودمون بخندیم، که چقدر همه چی بی اهمیت بوده و ما نمی دونستیم. یعنی رهایی از مراحل قبل در زمان خودش سخت است و بعدها بی اهمیت
بعد پیش خودمون می گیم واقعا ارزشش رو داشت؟ واقعا این همه گریه کردن به خاطر یک پاک کن که گوشه او شکسته یا یک عروسکی که دستش کنده شده این همه غصه داشت؟ چه طرز فکری داشتیم در آن دوران که …
عدم رهایی به دلیل تعلل
من می خوام به شما بگم چند سال دیگه هم دوباره بر می گردید به همین روزای الان زندگی تون، می خندید یا شاید هم آه می کشید که چطور تونستم انجام دادم و لذت بردم و چطور نتونستم و انجام ندادم و از دستش دادم.
دیگه نمی شه جبرانش کرد، اما میشه از الان تغییرش داد، جوری تغییرش داد که چند سال بعد وقتی به این روزا برگشتی فقط و فقط بخندی و کیف کنی از این که هر چه از دستت بر می اومد انجام دادی و این بهت احساس رهایی میده، نه اینکه باز هم بشینی و آه بکشی.
زندگی یک بازی است که اگر خواستی در اون برنده باشی باید قاعده و اصول اونرو یاد بگیری، باید اونقدر اونو خوب یاد بگیری و در اون ماهر بشی که بتونی اونو آزاد و رها بدون استرس، بدون نگرانی، بدون ترس، بدون دلواپسی و با اعتماد به نفس بالا زندگی کنی.
پیشنهاد ما به شما: چرا حقیقت تلخ است؟
بتونی به خودت و به زندگی اعتماد کنی و سخت نگیری، بتونی همیشه حال خوش و آرامشت رو حفظ کنی و به بازی ادامه بدی و با هیچ چیزی عوضش نکنی!
اگر زندگی رو قربانی هر چیز و هر کس کردید، رها نمی شوید و انگاری شما اساس بازی رو بهم زدید و این مساوی است با دریافت تمام کارت های قرمز بازی.
مسئله ی مهمی که برای خیلی از ماها هنوز درست جا نیفتاده اینه که: ما حتی فکر نکردیم که کجا قراره بریم که اینقدر شتاب داریم؟
از طرفی هم مگر تا کی قراره در این بازی باشیم که کار یا لذت امروز و این لحظه رو به بعد موکول می کنیم؟
خب اگر برگردید به روزای ابتدایی که وارد این سایت شدید، می بینید تقریبا همه ی شما یک گم شده ای داشتید که شاید نمی دونستید چیه و کجا باید پیداش می کردید.
همین که نمی دونستید گم کرده تون چیه بازی رو براتون جذاب و قشنگ کرده بود و دنبال راهی برای عبور بودید که از اینجا سر در آوردید (یعنی مرحله ی بعد بازی).
اگر اون گم کرده دم دست شما بود و فوری اون رو بر می داشتید و استفاده می کردید و برنده می شدید عین یک بازی فوتبالی می شد که دروازه بان و دفاع نداشته باشه و شما هر شوتی که بزنی صاف بره توی دروازه، این نوع بازی لذتش چیه واقعا؟
این بازیِ بدون چالش چه لذتی برای بازی کن می تونه داشته باشه؟ همه ی قشنگی بازی به همون دفاعیه که روبروت ایستاده و راهت رو بسته، تا تو توانایی خودت رو نشون بدی، تا تو با تلاش و سعی بتونی وارد مرحله بعد بشی
اگر مرحله های اکنون بازی رو به بهترین نحو بازی کنی و با توانایی بالا برای مرحله ی بعد پذیرفته بشی، تو از این مرحله رها می شوی و روزهای آینده یا سال های آینده به بازی های امروز خودت حتما خواهی خندید.
الان و همین لحظه که با کمی تلاش بیشتر و در کمال آرامش و آرام، بازیِ این لحظه رو خوب تکرارش کنی و خوب یادش بگیری، می بینی به خودیِ خود تو برنده می شوی و به مرحله ی بعدی راه پیدا می کنی بدون هیچ ناراحتی! و باز هم رهایی را تجربه خواهی کرد
و دوباره اون مرحله رو که خوب یاد گرفتی و خوب بازی کردی این مرحله هم تموم می شه، دوباره می ری مرحله بعد، و در نهایت به جایی می رسی که به این پختگی و بلوغ فکری می رسی که عه عه عه عه عه چی شد که همه ی مراحل قبل برای من بی معنا و خنده دار شدن! و باز هم رهایی …
زمانی به همه ی گذشته خودت می خندی، که به این نتیجه رسیده باشی که تو اصلا درون یک زندگیِ جدی نبودی و همش شبیه یه یک شوخی بود و یا یک بازی بود که فقط برای سرگرمیِ تو توی این دنیا طراحی شده بود.
لحظه ای مات و مبهوت می مونی و بعد به یکباره می زنی زیر خنده که ای داد و ای بیداد که این همه سال من به چی چسبیده بودم! و اینجا شاید ته رهایی باشه
حالا میای و از چیزی حرف می زنی و از حذف چیزی می گی که چندی پیش برایش می جنگیدی و تلاش می کردی که بدستش بیاری.
همه ی این تلاش ها و عبور کردن ها در نهایت داره از تو انسانی می سازه که خودت هم از نقش آخرش و مرحله ی بعدیش خبر نداری! این همون قشنگی و جذابیت این زندگی است.
رهایی یا رهاکردن برای رسیدن به آرامش
آرامش حقیقی غالباً از تعادل بین پذیرش واقعیت و تغییر دادن آن شکل میگیرد. بسیاری از ما زمانی به آرامش دست مییابیم که یاد میگیریم چه چیزهایی را باید رها کنیم و چه چیزهایی را با آگاهی بهبود зبدهیم.
۱. رهایی چیست و چرا اهمیت دارد؟
- رهایی به معنای آزادی از نگرانیهای غیرسازنده است: یعنی فاصله گرفتن از افکار منفی تکراری که ما را در چرخهای از استرس نگه میدارند.
- رهاکردن فشار غیرقابل کنترل: اکثر ما به شدت به نتیجه یا رفتار دیگران وابستهایم. رهاکردن این وابستگی برای حفظ خود-ارزشی و آرامش لازم است.
- رهاکردن به معنای پذیرش واقعیتهای غیرقابل تغییر است: پذیرش چیزی که قابل تغییر نیست، انرژی ذهنی را آزاد میکند تا به چیزهای قابل تغییر توجه کنیم.
۲. تفاوت بین پذیرش و تسلیم
- پذیرش یعنی درک واقعیت و تصمیمگیری هوشمندانه در ادامه مسیر، ضمن حفظ انگیزه و هدف.
- تسلیم به معنای از دست دادن تلاش و فرصت برای بهبود است. پذیرش، با عمل آگاهانه همراه است؛ تسلیم فقط ابزارهای ذهنیِ منفی را تقویت میکند.
۳. چه چیزهایی را میتوان رها کرد؟
- خشم و کینه نسبت به گذشته: فکرکردن مداوم به اتفاقات ناگوار گذشته انرژی را میخورد.
- انتظارهای غیرواقعی از خود و دیگران: واقعگرایی به همراه نرمداشتن انتظارات، آرامش میآورد.
- کنترلگری افراطی: همه چیز را باید طبق برنامه و دقیقاً همانطور که میخواهیم انجام دهیم؟ گاهی واگذاری به دیگران یا به زمان بهتر است.
- همهچیز را از طریق مقایسه سنجیدن: مقایسه با دیگران، آرامش را کاهش میدهد و به خودباوری آسیب میزند.
- بهانهتراشی و توجیههای بیاثر: به جای توجیه، اقدام کوچک و پایدار راهگشاست.
۴. چگونه رهاکردن آرامش میآورد؟
- هشیارانه بودن در لحظه: تمرینات تنفسی و مدیتیشن کوتاه روزانه میتواند ذهن را از چرخه افکار منفی خارج کند.
- فیلترکردن ورودیهای ذهنی: مصرف منابع مثبتتر، محدودکردن اخبار منفی، دوری از گفتگوهای تفرقهافکنانه.
- تعهد به اولویتهای واقعی: مشخصکردن سه اولویت اصلی در هر روز و تمرکز بر آنها.
- سختگیر نبودن با خود: پذیرش تفاوتها و اشتباهات به عنوان بخشی از فرایند یادگیری.
- تمرین بخشش (بدون فراموشی): بخشش، نه برای دیگران تنها که برای خویشتن است تا بار سنگین گذشته از دوش شما برداشته شود.
۵. تمرینها و رویدادهای روزانه برای رسیدن به آرامش از طریق رهایی
- تمرین تنفس 4-4-6:
- به آرامی نفس بکشید به مدت 4 ثانیه، نگهدارید به مدت 4 ثانیه، و با 6 ثانیه بیرون بدهید. این چرخه را 5 تا 10 دقیقه تکرار کنید.
- نوشتن روزانهی «رهاسازی»:
- هر شب سه چیز را بنویسید که تصمیم گرفتهاید رها کنید یا به آنها بیتوجهی کنید تا آرامش بیشتری بیابید.
- سیمای شیوهی پذیرش:
- هرگاه احساسی تهاجمی یا ناامیدی حس کردید، به سؤالات زیر پاسخ بدهید: چه چیز غیرقابل تغییر است؟ چه کاری از من ساخته است؟ با این وضعیت چه چیزی میتوانم انجام دهم؟
- زمان خاموشی دیجیتال:
- حداقل ۳۰ دقیقه در روز بدون دستگاههای دیجیتال، برای ارتباط با خود و محیط اطراف.
۶. کاوش شخصی: آیا رهاکردن برای شما کارآمد است؟
- برخی افراد با رهاکردن درونی و پذیرش واقعیتها آرامش بیشتری مییابند، اما ترجیح داده میشود با ترکیبی از رهاکردن و اقدام آگاهانه به سمت اهداف حرکت کرد.
- اگر اضطراب یا افسردگی مزمن دارید، مشاوره حرفهای میتواند به شما ابزارها و راهکارهای سفارشی بدهد.
۷. نمونههای عملی
- نمونه ۱: دوستی که دائما شما را نگران رفتار خود یا دیگران میکند. به جای دنبالکردن پاسخهای بیپایان، برای حفظ سلامت خود تصمیم بگیرید که حداقل یک دیدار در هفته را مدیریت کنید و بقیه زمان را روی فعالیتهای آرامبخش متمرکز شوید.
- نمونه ۲: کار با فشار کاری بالا. به جای کوشش بیوقفه تا فرسودگی، با مدیر خود درباره تعادل کار و زندگی صحبت کنید، اولویتبندی کارها و تعیین مهلتهای واقعگرایانه را در نظر بگیرید.
۸. نتیجهگیری
رهایی به معنای آزادسازی از زنجیره افکار و رفتارهایی است که آرامش را از شما میگیرند. پذیرش واقعیتهای غیرقابل تغییر همراه با اقدام هوشمندانه در زمینههای قابل تغییر، کلید رسیدن به آرامش است.
با تمرینهای روزانه، شناسایی محورهای رهایی و حفظ فاصله از مقایسههای بیمورد، میتوانید به وضعیت ذهنی پایدارتر و زندگی با معنا نزدیک شوید.
زندگی تان زیبا
شاد باشید
دوره ی معجزه سلامتی نزدیک ترین راه برای رسیدن به این رهایی است.




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.