سبد خرید
رها کردن- رها- واگذار کردن- تسلیم بودن- رها کنید تا نمایان شود- رها کنید تا ببینید

رها کنید تا نمایان شود | تا ببینید

هرجا احساس کردی همه چی رو بلد شدی، همونجا کارِت تمومه

رها کردن خواسته برای نمایان شدن

رها کردن خواسته برای نمایان شدن، یعنی رها کنید تا ظاهر شود، رها کنید تا رخ دهد. هر چقدر که احساس نیاز شدید به چیزی داشته باشیم، آن چیز بیشتر از ما دور می شود و فاصله می گیرد. و هر چه رهاتر باشیم، آن چیز و یا چیزها خودشان ما را پیدا می کنند.

معمولا وقتی چیزی را گم می کینم، یا چیزی را نیاز داریم، شروع به گشتن به دنبال آن می کنیم و این گشتن تا یک جایی خیلی به ما احساس بدی نمی دهد، اما اگر کمی بیشتر دنبال آن چیز بگردیم و آن را پیدا نکنیم یواش یواش حال ما از درون بد می شود.

ما دچار نوعی احساس بد می شویم که حاکی از کمبود یا نبود آن چیز است. در این وضعیت انرژی ساطع شده از ما انرژی کمبود است. انرژی منفی ای که دلواپسی و نگرانی با خود به همراه دارد.

شاید این گشتن به دنبال گم شده مان جایی ما را خسته کند و با همان انرژی و احساس بد آن را رها کنیم و به جایی دیگر سرمان را گرم کنیم و این رها کردن به نفع ما تمام می شود.

مشاهده بعد از رها کردن

وقتی سرمان را در جای دیگر و با چیزی دیگر گرم می کنیم، دیگر به ارسال سیگنال های منفی که قبلا ارسال می کردیم ادامه نمی دهیم و آن ها ارتباط قطع می شود.

وقتی سیگنال های منفی قطع می شوند در ولقع احساس کمبود یا نیاز شدید، در ما از بین می رود و احساس ما به حالت طبیعی یا حتی احساس خوب تغییر می کند.

بعد از این که احساس ما به احساس دیگری تغییر کرد، اتفاقی که می افتد، کمی بعد به شکلی جادوئی این گم شده خودش بر سر راه ما قرار می گیرد و ما از دیدن آن شگفت زده می شویم.

تعجب می کنیم از این که این همه به دنبال آن گشته ایم و برای پیدا کردن یا به دست آوردنش کلی تلاش کردیم و او هرگز خودش را به ما نشان نداد.

اما همین که ما بیخیال آن شدیم و رهایش کردیم و یجورایی از خیرش گذشتیم، کمی بعد خودش در جلوی چشم ما قرار گرفت یا به واسطه یک احساس به جایی هدایت شدیم که آن چیز آنجا بود.

قانون رها کردن

امام صادق (ع) در مورد رها کردن اینطور می گوید: هر وقت خواسته ای را از خداوند طلب کردید، آنطور باور داشته باشید که آن، در پشت در است و شما می توانید هم اکنون آن را بردارید.

خیلی از مردم آرزوهای بزرگ و کوچکی دارند که ساله های سال است به آن دست پیدا نمی کنند. شاید نقطه ضعف اکثر این آدم ها در همین بخش رها کردن باشد که نمی توانند خوب به آن عمل کنند.

مثلا اگر کسی اکنون در شرایط بد مالی قرار داشته باشد، آن چیزی که خیلی به آن نیاز شدید پیدا کرده است و تمام حواس و تمرکزش را به خود گرفته است، جای خالی و یا نبود پول است.

به روش درست، اکنون فرد باید به همان کارهایی که می داند باید انجام شان دهد، ادامه دهد، زندگی اش را بکند و توجه ش را از روی جای خالی یا کمبود پول بر دارد و به کاری که مشغول انجام دادنش هست، بدهد. این به معنای بی تفاوتی نیست، این رها کردن است.

یا اگر این کار را نمی تواند انجام دهد یا کاری برای انجام دادن ندارد، شروع به لیست کردن داشته هایش برای قدردانی کند تا حواس و تمرکزش بطور ناخودآگاه از روی کمبود برداشته شود و بر روی فراوانی  قرار گیرد.

اگر فرد بتواند در این شرایط به همین فرمول ساده عمل کند، از راهی و جایی که انتظار نمی رود، به طریقی مشکل مالی اش در آن زمان حل خواهد شد و کانالی برای ورود پول برایش باز می شود.

اما اگر فردی ناآگاه باشد و یا قانون رها کردن را نداند و نتواند حواس و توجه و تمرکزش را از روی نیاز شدیدش به پول بر دارد، در واقع به دام چرخه کمبود می افتد و تمام انرژی اش صرف نبود پول یا کمبود آن می شود.

در این زمان اتفاقی که می افتد این است که، نه تنها پول وارد زندگی اش نمی شود، بلکه چیزهای دیگری که مربوط به پول هستند را نیزاز دست می دهد. چیزهایی که مربوط به همان شرایط مالی نامناسب هستند.

هر چه شما احساس نیاز شدید به آن داشته باشید، آن چیزی که در واقعیت بیشتر به آن می رسید و بیشتر بدستش می آورید، نبود و کمبود آن است. راه تغییر نتیجه رها کردن است.

مثلا در همین زمانی که او احساس شدید به پول دارد، ماشینش هم خراب می شود و کمبود بیشتری را تجربه می کند. احساسش بیشتر خراب می شود، جای خالی پول را بیشتر احساس می کند و ارتعاشات منفی و کمبود بیشتری را ارسال می کند.

اگر فرد نتواند احساس کمبودش را در این مواقع کنترل کند، ممکن است آنقدر به این تفکرات و احساس های نادرست ادامه دهد، تا جایی که دیگر احساس کند هیچ چیزی برای از دست دادن ندارد. آنجا همه چیز خودش رها می شود.

رها کردن ناآگاهانه

در چنین شرایطی حتی اگر ما آگاهی هم نداشته باشیم، به چند شکل ممکن است از ادامه دادن به احساس های کمبود جلوگیری کنیم و به مسیر برگردیم، یعنی رها کنیم تا رخ دهد.

مورد اول این است که به پایان خط رسیده باشیم و دیگر چیزی برای از دست دادن نداشته باشیم. در اینجا چه بخواهیم و چه نخواهیم مجبور می شویم رو به جلو نگاه کنیم. یعنی سیگنال های فراونی و شدن را بفرستیم و از آنچه رخ داده است دور شویم.

وقتی همه چیز را از دست داده باشیم، در واقع چیزی نمانده است که بخواهیم رهایش کنیم. خود به خود همه چی رها است.

اینجاست که ادامه دادن به احساس های کمبود قطع می شود و به محض قطع شدن احساس های کمبود دوباره کمی بعد جریان ورودی پول به زندگی آرام آرام آغاز می شود.

دومین مورد این است که چیزی مهم تر و شگفت انگیزتر در زندگی مان رخ داده باشد که برای مان خوشایند باشد. این اتفاق هم می تواند جای خالی پول را از یادمان ببرد. در نتیجه ما احساس کمبودمان را رها می کنیم.

سومین مورد این است که هم اکنون چیزی در زندگی داریم که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و آنقدر برای مان مهم است که هیچ خلعی نمی تواند تمرکز ما را از آن بگیرد.

در چنین مواقعی هم وقتی احساس نیاز به پول داشته باشیم باز هم این احساس کمبود نمی تواند حس شود، چون چیزی مهم تر هست که توجه ما را به خودش گرفته باشد.

و وقتی ما توجه مان به آن کمبود نباشد، در واقع آن را رها کرده ایم و این رها کردن باعث می شود که جریان ثروت یا پول باز هم به زندگی ما راه یابد.

همین قانون در مورد فرد بیمار هم به همین شکل عمل می کند. یعنی اگر فردی بیماری را داشته باشد که اکنون در حال تجربه درد باشد و یا ترس از وخیم شدن او را احاطه کرده باشد، احساس نیاز شدید به سلامتی در او ایجاد می شود. این امر باعث می شود که او به نتیجه وابسته باشد.

اگر این احساس نیاز مدیریت نشود و بر روی کمبود یا نبودِ سلامتی قرار گیرد، فرد شروع به دست و پا زدن برای به دست آوردن سلامتی اش می کند، خودش را به دری میزند و شروع به تقلا می کند.

وقتی فردی در این شرایط چنین رفتارهایی را بکند در واقع در حال ارسال سیگنال های کمبود سلامتی ست. او ترس دارد و این ترس سیگنال منفی و احساس نشدن با خود دارد.

او درد دارد و این تحمل درد به همراه ترس، با خود سیگنال های منفی از عدم شدن و عدم بدست آوردن سلامتی با خود دارد، که  به معنای واقعی فرد همان کمبود سلامتی را احساس می کند. و این ارسال سیگنال اجازه ورود سلامتی را به بدن او نمی دهد.

این نقل قول بسیار زیبا از بودا می گه: فقط چیزهایی را که به آنها چسبیده‌اید، از دست می‌دهید

من و شما هر دو می‌دانیم که تا زمانی که ترس ما را هدایت می‌کند، آزاد نیستیم. آزادی واقعی یعنی به هیچ عادت یا چیزی در زندگی وابسته نباشید. به یاد داشته باشید، ما در زندگی مالک هیچ چیز نیستیم.

شما واقعاً نمی‌توانید چیزی را از دست بدهید زیرا در وهله اول مالک چیزی نیستید. نه چیزهایی که دارید، نه همسرتان و نه اموالتان.

آنها به شما داده شده‌اند تا موقتاً آنها را نگه دارید. بنابراین هرگز نگویید: «من چیزی را از دست داده‌ام» شما فقط آن را برگردانده‌اید.

و چقدر دردناک است که این را بپذیریم، همین امر در مورد افراد زندگی ما نیز صادق است. چسبیدن به افرادی که دوستشان داریم فقط آنها را خفه می‌کند.

مهم نیست که چگونه به وابستگی و چسبیدن به عادات، اشیاء یا افراد نگاه کنید، چیزی که باید در آن مهارت کسب کنید رها کردن است.

وقتی یاد می‌گیرید که به طور مداوم رها کنید، آزاد خواهید شد. این نه تنها زندگی خودتان را بهبود می‌بخشد، بلکه زندگی افرادی را که شما را احاطه کرده‌اند نیز بهبود می‌بخشد.

رها کردن به این معناست: رها کردن تمام شک ها، نگرانی ها و ترس ها در مورد یک موقعیت، شخص یا نتیجه!

رها کردن هر چیزی است که شادی شما را مختل می‌کند و دیگر در سفرتان به شما کمکی نمی‌کند.

رها کردن، انتخابی است برای تصمیم گیری در مورد اینکه دیگر به چیزهایی که خارج از کنترل شما هستند فکر نکنید و در عوض روی آنچه می‌توانید کنترل کنید تمرکز کنید.

رها کردن، فضایی برای شروع‌های تازه ایجاد می‌کند: شما را از آنچه دیروز اتفاق افتاده جدا می‌کند و درهای فرصت‌های کاملاً جدید را برای امروز باز می‌کند.

درست است که بسیار کار دشواری ست در هنگام درد کشیدن بتوانی رها باشی و به سلامتی فکر کنی، ولی اگر نتوانی این کار را انجام دهی و از پس آن بر نیایی، ادامه دادن به جریان احساس کمبود سلامتی باعث فقدان سلامتی بیشتر می شود.

همه بخش های زندگی معمولا با چنین چالش هایی انسان را روبرو می کنند و اگر کسی بر ذهنش مدیریت خوبی نداشته باشد، هرچند هم که تلاش می کند، انگاری آن تلاش بیهورده است.

چون تمام تلاشی که انسان در شرایط سخت به آن نیاز دارد، تلاش برای کنترل احساسات از طریق ذهن است. هیچ تلاش فیزیکی بدون تلاش ذهنی جوابگو نیست.

یعنی شما در هر شرایط سختی، چه تجربه بی پولی، چه تجربه بیماری، چه تجربه از دست دادن چیزی یا عزیزی باشید، هیچ تلاش فیزیکی نمی تواند شما را آرام کند، مگر کمی کنترل بر ذهن!

انسان های رنجورو انسان های قدرتمند و رها تنها تفاوت شان در به کنترل در آوردن ذهن و احساسات شان است و بس! هیچ ویژگی و برتری بین این دو موجود نیست، مگر کنترل بر احساست که از همان کنترل بر ذهن سرچشمه می گیرد.

بهترین پیشنهاد ما به شما این است که تلاش کنیدو زمان صرف کنید مدیریت ذهن را بیاموزید تا ذهن تان را تحت کنترل بگیرید.

اگر شما ذهن تان را تحت کنترل داشته باشید، خودتان را تحت کنترل دارید و اگر خودتان را تحت کنترل داشته باشید زندگی تان تحت کنترل شماست. وقتی کنترل زندگی دست شما باشد شما به دلخواه خودتان آن را می سازید.

وقتی شما بر خودتان کنترل دارید، شما تبدیل به یک قدرت می شوید که هیچ طوفانی نمی تواند آن را بلرزاند. چون این حوادث نیستند که ما را از بین می برند، بلکه این روبرو شدن با حوادث و کنترل احساسات است که می تواند از درد و رنج ما بکاهد و شرایط را برای ما سخت تر نکند.

شاد باشید

رها کنید تا نمایان شود | تا ببینید

(فایل صوتی)

رها کنید تا نمایان شود | تا ببینید

(فایل تصویری)

به خداوند و وعده هایش اعتماد کنید

پیشنهاد ما به شما : گوش کردن به فایل رایگانِ اعتماد کردن به دیگران مفید است یا مضر؟

دیدگاه‌ها

اولین کسی باشید که برای “رها کنید تا نمایان شود | تا ببینید” دیدگاه می‌گذارید;

هنوز هیچ دیدگاهی وجود ندارد.

اشتراک گذاری