راه رسیدن به رویاها | جلسه ۲۲
رسیدیم به جایی که من همه چیز را واگذار کردم و یک سری اتفاقات دست به دست هم داد که شرایط برای رفتن من از ایران فراهم شود.
و من همچنان در مقابل سوال های فراوان دیگران، فقط می گویم : ” نمی دانم ” و هیچ کمکی را هم از دیگران قبول نمی کردم و همش تکرار می کردم کسی که قرار است به من کمک کند، حتما پیش از من آنجاست.
کارها را یکی پس از دیگری انجام می دادم تا آماده رفتن شوم ولی هنوز نمی دانستم که به کدام شهر ترکیه باید بروم. اما گهگاهی در اینترنت سرچ می کردم تا درباره شهرهای مختلف ترکیه اطلاعاتی بدست آورم و نظرات افراد مختلف را در این باره می خواندم. گرچه در حال حاضر به نظرات دیگران اهمیت نمی دهم، زیرا معتقدم که نظر افراد بستگی به باورهای آنها دارد و ممکن است به هیچ وجه درباره من صدق نکند.
بنابراین من تحقیق می کردم ولی نتیجه را رها کرده بودم و می گفتم که آن کسی که باید مرا هدایت کند، حتما به من می گوید که کی و کجا باید بروم.
تقریبا اوایل تیرماه سال ۹۶ بود که به دنبال گرفتن گواهینامه بین المللی بودم. اول به اداره راهنمایی و رانندگی مراجعه کردم. آنجا به من گفتند که باید به دفتری در رفسنجان بروم و چون آنجا هم بسته شده بود، مجبور شدم به کرمان بروم و من یک روز پنجشنبه به این هدف که لیست مدارک لازم را بگیرم به دفتر کرمان رفتم و بعد از یک سلام و احوال پرسی پر انرژی متوجه شدم که کسی که مسئول انجام کار من است، امروز مرخصی ست. بنابراین لیست مدارک لازم را از دیگر همکارانشان گرفتم و دیدم که از مدارک خواسته شده ، همه را بجز عکس دارم و با خودم فکر کردم که الان می روم عکس را هم می گیرم و به همراه مدارک دیگر که همراهم هستند، تحویل می دهم و شنبه دوباره برای پی گیری مابقی کارهایم می آیم. این در حالی بود که مرتب جملاتی را با خود تکرار می کردم و منتظر یک اتفاق خاص بودم. وقتی به هدف عکس گرفتن سوار ماشین شدم، حسی به من گفت که در وسایلی که همیشه به همراه داشتم و در کیفم نگاهی بیندازم و این کار را انجام دادم ولی عکس را ندیدم. دوباره حسم گفت که گوشه ها را هم بگردم و در کمال ناباوری چند قطعه عکس آنجا پیدا کردم. با خوشحالی وارد دفتر شدم و گفتم همان طور که فکر می کردم امروز کارم راه میفته و باز هم در کمال تعجب متوجه شدم کسی که مسئول کار من بوده و مرخصی بوده، برگشته.
بنابراین نزد او رفتم و فرم پر کردم و پرسیدم چقدر زمان می بره؟ و ایشان گفتند که ۲۰ دقیقه منتظر بمانید تا آماده شود و من در همان مدت زمانی که آنجا نشسته بودم یک شخص دیگر برای کاری مراجعه می کند و مشغول پر کردن فرم می شود و من متوجه شدم که آن فرد قصد رفتن به آنتالیا را دارد و من هم یک سری اطلاعات از او گرفتم. در واقع هر آنچه را که من نیاز داشتم که بدانم از زبان او شنیدم و حتی شماره تلفنش را به من داد تا در صورت نیاز با او تماس بگیرم و این اتفاق زیبا، همانند خرید دستگاه فتوکپی بود که فقط برای سوال کردن رفته بودم ولی با دست پُر و با نتیجه خوب برگشتم. زیرا وقتی انسان تمام و کمال ، کاری را به خدا واگذار می کند، خداوند هم دستانی برای کمک به ما می فرستد.
انگار آن فرد فقط مامور بود که اطلاعاتی را که من نیازمند آنها بودم، به من بدهد و برود و همه این اتفاقات طبق چیدمان الهی و با نظمی خاص انجام پذیرفته بود ولی شاید من از آنها آگاه نبودم و حتی در آن لحظه که فهمیدم برای انجام کارم باید به دفتر کرمان بروم، حتی ناراحت شدم و این مساله را نوعی بدشانسی تلقی کردم، در صورتیکه همه اینها حساب شده بود و باید در لحظه ای خاص انجام می گرفت تا یک سری خواسته ها و نیازهای من برآورده شود.
به این ترتیب شهری که من قصد مهاجرت به آن را داشتم ، مشخص شد و حالا وقت گرفتن بلیط بود و من برای این کار به دفتری در شهر خودمان مراجعه کردم و با انرژی خوبی که در آن روزها داشتم ( که البته هنوز هم آن انرژی را دارم ولی شاید برایم عادی شده یا شاید قدری کمرنگ شده) افراد آنجا را علاقمند به یادگیری قانون جذب کردم و علاوه بر آن، تمام تلاششان را کردند تا برای من بلیط بگیرند و من در ۲۲ تیرماه سال ۹۶ به قصد سفری نامعلوم از ایران خارج شدم.
حالا که این دوره به اتمام رسیده، از خودتان سوال کنید چه نکاتی در طول دوره یاد گرفتید؟
بزرگترین نکته اینست که هیچ شری در دنیا وجود ندارد و هیچ اتفاقی بد نیست، بلکه در پسِ تمام اتفاقات به ظاهر بد، رازهایی در جهت هدایت ما به سمت خواسته مان وجود دارد و همه چیز حساب شده و طبق نظم الهی صورت می پذیرد ولی گاهی آنچه ما می بینیم، خارج از درک ماست.
نمونه آن افراد بیماری بودند که طبق گفته پزشکان، بیماری لاعلاج داشتند و آنها هم گفته پزشکان را پذیرفته بودند و در بستر بیماری، مشغول وصیت نامه نوشتن و آماده سازی کفن بودند، در حالیکه با چند جلسه گوش دادن به صحبت های من، باور زندگی کردن و انگیزه برای ادامه حیات در آنها زنده شد و به صورت معجزه آسایی بهبود یافتند. و من برای این حرف هایم هیچ سند و مدرکی ندارم، به جز افرادی که در این ماجراها حضور داشتند و چند عکس یا کلیپ که آنها را در اختیارتان قرار می دهم که البته باید خیلی گذرا از آنها عبور کنید تا درگیر فرکانس منفی و احساس بد نشوید.
اگر در طول این دوره از کلمه “من” زیاد استفاده شد، به دلیل این بود که تمامی مطالب گفته شده، دستاوردهای شخص من بود و این بهتر از حالتی ست که از دستاوردهای دیگران صحبت کنم، زیرا فقط نتایج آنها را می بینم و از افکار و باورهای آنها اطلاعی ندارم.
و مساله بعدی تکرار کردن است .تکرار حتی در ناآگاهی هم تاثیر دارد، چه برسد به اینکه شما در حال حاضر آگاه شده اید و با تکرار و تمرین، سریع تر مسیر موفقیت را طی کرده و راحت تر به خواسته خود می رسید.
در این دوره تغییرات شما تدریجی بوده و تدریجی هم به نتایج عالی دست پیدا می کنید و مثل تمرینات سپاسگزاری نیست که فقط تاثیرات موقت و گذرا داشته باشد.
نکته دیگری که باید در این دوره یاد گرفته باشید اینست که به وقتی دست به اقدام می زنید ، راه هایی برای شما باز می شود که تا قبل از آن، این راهها و واسطه ها، انگار پنهان بودند و منتظر بودند تا شما ایمان خود را اثبات کنید تا آشکار شوند.
مثلا وقتی من اقدام به آتش زدن دسته چکها کردم، همه چیز برایم تغییر کرد یا وقتی آن فرد بیمار، اقدام به آتش زدن کفنش کرد، تغییرات در روند سلامتی اش آغاز شد.
گرچه صحبت های من هم با آن فرد بسیار انگیزه بخش بود و امید به زندگی را در او به جریان انداخت ولی من در طول این دوره، خیلی بیشتر با شما صحبت کردم، بنابراین اگر هنوز نتیجه دلخواه را نگرفته اید، شاید تکیه گاهتان نرم است، یعنی هنوز به جای دیگری امید دارید و همین باعث شده که تمام پتانسیل خود را به کار نبرید و از تمام توان خود استفاده نکنید.
امیدوارم قبل از اینکه به ته خط برسید، برای زندگی خود دست بکار شوید و به سمت جلو حرکت کنید و درخواستهای جدید بکنید ، نه اینکه این قدر دیر اقدام کنید که چیزی را از دست بدهید و بعد برای بازگرداندن آن اقدام کنید.
بنابراین در شرایط عادی، کاری را بکنید که اگر در شرایط سخت، قرار می گرفتید، آن کار را می کردید.
و اگر قرار است چیزی را از زندگی خود حذف کنید، این کار را بدون ترس انجام دهید، زیرا بعد از اقدام به این کار، شاهد باز شدن راههای بسیاری در زندگی خود خواهید بود.




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.