نامه ی اعمالت در چه وضعه
نامه ی اعمال خیلی خیلی برای ما اهمیت زیادی دارد. اما مشکل اینجاست که ما کمی اونرو بد متوجه شدیم. یعنی قسمت های ساده آنرا مثل نیایش کردن، دعا کردن، شاید زکات و خمس دادن و یکسری کارهای ساده ای که هر کسی به راحتی می تواند آنرا انجام دهد را، انجام میدهیم و قسمت سخت ماجرا که نشان از ایمان یک فرد مومن هست را فرار می کنیم یا پشت آن می مانیم.
اعمال
اعمال به آن بخشی از پرونده های زندگی ما گفته می شود که ما از آنجام آن ترس داشته ایم ولی آنرا انجام داده ایم یا با آن روبرو شده ایم. نامه اعمال به آن بخشی از زندگی گفته می شود که در تاریکی مطلقی که نمی دانستیم چه خطراتی ما را تهدید می کند ولی وارد آن شدیم. اعمال به آن قسمت هایی از زندگی گفته می شود که می دانستیم باید ببخشیم تا رها شویم و بخشیدیم. میدانستیم باید قربانی کنیم تا رشد کنیم و کردیم. میدانستیم که باید کاری را انجام دهیم که هم برای خودمان مفید باشیم و هم به رشد و پیشرفت جهان کمکی کرده باشیم و آن عمل را انجام دادیم.
اعمال در رفتار
اعمال به رفتارهایی گفته می شود که کاری را که از پسِ آن خبر نداشتیم و نمی دانستیم چی در انتظارمان است ولی با توکل بر خدا وارد آن شدیم و آنرا انجام دادیم. می دانستیم که باید دست کسی را می گرفتیم و نپرسیم که چه چیزی به ما می رسد یا از انجام این کار چه عاید من می شود و این کار را به بهترین شکل ممکن انجامش دادیم. دری که به روی بنده ای دیگر باز کردیم بدون آنکه از او توقع جبران کردن داشته باشیم. و مجموعه این اعمال می شوند همان معامله کردن با خدا بدون اینکه انتظار پاداشی را داشته باشیم یا انتظار جبران از سمت بنده ای!
شاید انجام هر یک از موارد ذکر شده در بالا از انجام صدها هزار رکعت نماز برایمان سخت تر باشد. و تفاوت یک فرد با ایمان و بی ایمان در انجام همین کارهای به ظاهر سخت و در همین آزمون ها مشخص می شود.
فرار از کار سخت
مسئله آنجاست که اگر به ما بگویند برای پنج نَسلت باید نماز بخوانی می خوانیم ولی جرات کمترین عملی که نتیجه اش برای مان نامشخص است را نداریم. کار راحتی که نیاز به هیچ ریسک و شجاعتی ندارد را به هر مقدار انجام میدهیم اما بخش اصلی آزمون و قسمت سخت آن که گذاشتن پا در ناشناخته هاست، از انجام آن کار سخت فرار میکنیم. به این شکل خودمان را گول می زنیم و خودمان را فرد با ایمانی می نامیم یا فکر می کنیم نامه اعمال پرباری را در پیش خداوند ساخته ایم.
چنانچه ما قسمت ساده ماجرا را که از عهده هر فرد بی عرضه ای هم بر می آید را انجام دهیم و قسمت سخت ماجرا را که حرکت جسورانه می طلبد و کار هر کسی نیست و نشان از ایمان ماست را انجام ندهیم، دیگر نامه اعمالی وجود ندارد و ما نامه ای که معنای اعتماد و ایمان به خدا را داشته باشد را نداریم.
جسارت یعنی عمل
وقتی در دل تاریکی که هیچ فردی جرات حرکت در آن را ندارد حرکت می کنی نشان از اعتماد تو به خدا یا همان ایمان داشتن توست که در کانامه ات بعنوان نامه اعمالت ثبت می شود. وقتی چاقویت را بر ای اثبات ایمان و باورت به خدا به گردن فرزندت و عزیز دلت گذاشتی و نپرسیدی که چرا باید این کار را انجام دهم یا با این کار چه چیزی به من می رسد و فرمان خدا را اطاعت کردی دارای نامه ی اعمال درخشان و پر باری هستی و جزو بندگان خاص خداوند قرار می گیری یا به آن درجات عالی نائل می گردی.
وقتی که نوزاد تازه متولد شده ات را به قدرت ایمانت به رود می سپاری و رها می کنی و نمی دانی ممکن است چه اتفاقی برایش بیفتد، فرمان خدا را انجام داده ای و به او که قدرت مطلق است و بر همه چیز آگاه و تواناست اعتماد کردی و ایمانت را ثابت کردی و این می تواند نشان از ایمانت باشد و در پیش خداوند نامه ای سبز و اعمالی در مسیر اخلاص داشته باشی و خداوند هم در پاسخ به این حرکت شجاعانه و اثبات ایمانت و اعتماد کردنت به تو پاداشی شگرف و خاص را خواهد داد که به کسی که حاضر به انجام این نوع عمل ها نباشد نمی دهد.
پیشنهاد ما برای شما گوش کردن به فایل: شروع جسارت و شجاعت از کجاست
بهترین الگوی عمل پیامبران
مگر بهترین الگوهای زندگی ما در عمل کردن پیامبران نیستند؟ کجای زندگی یک پیامبر می توان پیدا کرد که او نشسته باشد و با دعا و نیایش بخواهد همه چیز را درست کند. اگر آنها در مقام پیامبری الگوی ما شده اند حتما که حرکت های شجاعانه و خاصی را در زمان حیات شان انجام داده اند که هیچ کسی حاضر به انجام آن رفتارها و حرکت ها در آن زمان نبوده است.
در زمانه اکنون هم تفاوتی ندارد، ما اگر می خواهیم در مسیر پیام آوران الهی حرکت کنیم و به مقام و منزلت آنها نزدیک شویم باید از رفتارهای آنها الگو بگیریم، از حرکت های شجاعانه آنها درس بگیریم، به همان شکل حرکت کنیم و آنرا در زندگی مان اجرا کنیم تا بیشتر به آنها یا به خداوند نزدیک شویم.
سخن قرآن
اگر ما از کتاب مقدس و آسمانی مان قرآن درس می گیریم، پس باید آن را مطالعه کنیم و در پس آن، آنرا درک نمائیم و به گفته های آن عمل نمائیم تا در مسیر الهی حرکت کرده باشیم. شاید متوجه این موضوع شده ایم که اکثر ماها راه را بنوعی خطا رفته ایم، حال چه آنرا بپذیریم و چه نپذیریم. چه از آن آگاهیم و چه ناآگاه!
مگر می توان آیه إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ را خواند و به این صحبت های گفته شده در بالا نرسید؟
نشانه های ایمان
مگر می توان در هنگام بحران های زندگی انسان صبوری نبود و ادعای فرد با ایمانی را داشته باشیم. کجای این آیه و دیگر آیه های قران که در رابطه با ایمان گفته شده است می توان در پس آن عمل را نیافت. کسانی که ایمان آوردند و عمل کردند. اگر فقط نیایش باشد و روزه و زکات و خمس که دیگر نیازی به صبوری نیست. چون چیزی ما را تهدید نمی کند، چیزی ما را نمی ترساند، از چیزی هراس نداریم، چیزی ما را نگران نمی کند.
ایمان آنجایی معنا پیدا می کند که ما از انجام کاری می ترسیم، نگرانیم، ممکن است برایمان خطرناک باشد. ممکن است کلی برایمان هزینه داشته باشد. ولی با توکل بر ایمان مان به خدا حرکت می کنیم و درون آن ترس می رویم، این یعنی عمل.
عمل نشانه ایمان است
و این عمل ماست که نشان از ایمان ماست. و مجموعه این اعمال می شود نامه اعمالی پربار در پیشگاه خداوند و یک کارت اعتباری برای ما که می تواند نجات دهنده یا هدایتگر ما به بهترین مسیرها باشد. اگر این حرکت ها را نکنیم که نمی توانیم صاحب کارت اعتباری شویم و اگر کارت اعتباری نداشته باشیم الهام دریافت نمی کنیم. هدایت نمی شویم، گمراه می شویم و کلی خسارت و هزینه را متحمل می شویم. کارت اعتباری ما زمانی در پیش خدا موجودی بیشتری دارد که تعداد حرکت های شجاعانه ای که با نیروی ایمان مان در مسیر رشد خودمان و پیشرفت جهان انجام داده ایم بیشتر باشد.
شاد باشید




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.