ایده ها با باورها چه ارتباطی دارند؟
ایده ها از کجا و چگونه می آیند؟ شاید این سوال بارها برای تان پیش آمده باشد که واقعا ایده ها از کجا و بر چه اساس به ذهن ما خطور می کنند؟ آیا ارتباطی بین ایده ها با باورهای ما وجود دارد؟
بعضی مواقع به بعضی از افراد می گوئیم از کجا این موضوع به ذهنت رسید؟ یا چرا این ایده ها به عقل ما یا به ذهن ما نمی رسند؟ موضوع بسیار جذابیست موضوع ایده ها
ایده ها همگی ریشه دارند در باورها و اعتقادات ما. وقتی ما بر موضوعی متمرکز می شویم، نسبت به باورهای مان ایده هایی که بر ما می آید چیزی است از جنس همان باورها، یا از جنس همان چیزی که بر آن متمرکز هستیم.
اگر من را بعنوان ریاست جایی برگزینند که قرار باشد کاری را برای آن مکان یا آن شرکت یا آن دفتر یا آن محیط انجام دهم که مثلا آنجا پیشرفت کند، معمولا من نسبت به باورهایی که در مورد آن موضوع خاص دارم ایده هایی خاص به ذهنم میاد که مخصوص خودم است.
البته ممکن است بعدا این ایده ها را با دیگران مطرح کنم با موافق یا مخالف های زیادی روبرو شوم، ولی این ایده ها، ایده هایی هستند که نشات گرفته از پیشینه من، علم و دانش من و آنچه تا به امروز در مورد آن موضوع باور دارم، می باشند
ایده های متفاوت به لحاظ باورهای متفاوت
وقتی من ایده های خودم را در جایی که هستم اجرایی کنم و به مرحله عمل برسانم نتیجه ای که حاصل می شود ارتباط مستقیمی دارد با آنچه من از قبل به آن باور داشته ام.
اگر می خواهید بدانید چگونه این اتفاق می افتد، به این فکر کنید که شما شخصی هستید ورزشکار و علاقمند شدید به ورزش، و بیشتر اوقات زندگی تان را به ورزش و نوع ورزشی که دوست دارید سرگرمید.
حال شما در یک انتخابات محلی برای دهیاری ثبت نام می کنید، در گام اول تمام مردم علاقمند و طرفدارِ ورزش در آن محل به شما رای می دهند، به چه دلیل؟
به این دلیل که علاقمندی شما و تفکرات شما را می دانند و آنهایی که به شما رای می دهند کسانی هستند که شبیه به شما باور دارند، شبیه به شما فکر می کنند یا شبیه به شما توجه می کنند که همانا بازی کبوتر با کبوتر می شود.
آنها با این نیت به شما رای می دهند که شما به خواسته های این مردم در آینده بیشتر توجه کنید و آنچه آنها از ورزش در روستای شان انتظار دارند را شما برای شان مهیا کنید. کما اینکه خودتان نیز خواستار خلق این اتفاق هستید. یعنی گسترش مجموعه های ورزشی بیشتر در محل زندگی تان.
حال زمانی که شما بعنوان دهیار این محل انتخاب شوید احتمالا برای پاسخ مثبت به طرفداران تان و برای علاقمندی شدید خودتان به ورزش، بیشترین توجه تان در این موقعیتی که به تازگی در آن انتخاب شده اید به این موضوع است که چگونه و چطور بیشترین کاری را که از دست تان بر می آید را، برای ورزش و ورزشکاران این محل انجام دهید.
اتفاقی که می افتد این است که شما به ایده ها و مسیرهایی هدایت می شوید که بر روی آن متمرکز هستید یعنی هر آنچه ایده برای شما می آید از جنس ورزش می باشد.
مثلا باشگاهی برای فوتبال، فوتبال داخل سالن، فراهم کردن محیطی ورزشی برای خانم ها، فراهم کردن محیطی ورزشی برای کودکان یا نوجوانان، فراهم کردن محیطی برای علاقمندان به انواع ورزش ها و…
یعنی هرچه شما بیشتر به این موضوع که ریشه در باور و علاقمندی شما دارد متمرکز و توجه می کنید هر روز ایده های جدیدتر و به روزتری از جنس ورزش به ذهن شما می آید یا شما دریافت می کنید، که احتمالا اگر دست تان کمی باز باشد حتما آنها را در آن مکان عملی می کنید.
پس تا اینجای کار متوجه شدیم که شمای ورزشکار اگر در راس کاری قرار بگیرید یا پُستی را در جایی به شما بدهند، چون بر بیشترین چیزی که متمرکز هستید ورزش هست، بیشترین ایده ای هم که برای شما می اید از جنس ورزش است، و بیشترین پیشرفت و رشدی که این محل می کند در همین حوزه ورزش است.
حال می خواهیم همین پُست دهیاری را به شما بدهیم، اما این بار شما روحیات ورزشی ندارید یا علاقمند به ورزش نیستید بلکه شما یک فرد بسیار مذهبی و مخالف شدید ورزش هستید یا اصلا مخالف نیستید اما ورزش هم برای تان اهمیت زیادی ندارد.
ببینیم این بار شما چه کارهایی برای پیشرفت محل تان انجام میدهید!
اکنون شما برای انتخابات محلی اسم نویسی کرده و برای انتخاب دهیار محل وارد انتخاب شدید. در وحله اول تمام افراد مذهبیِ آن محل که همفکر و افکاری نزدیک به شما دارند و به باورها و اعتقادات شما نیز نزدیک هستند از شما حمایت و شما را تبلیغ می کنند. در مرحله دوم شما برای این محل انتخاب و در راس کار قرار می گیرید.
حال زمان فعالیت شما و عمل به وعده هایی که به طرفداران تان داده اید رسیده است. به نظرتان این بار برای محل تان چه کارهایی را مهمتر می دانید و در اولویت قرار می دهید؟
باید بگوییم که این بار رفتار، اعمال، کارکرد و تمام فعالیت های شما کاملا با دهیار قبل که با روحیات ورزشی برای این روستا انتخاب شده بود فرق می کند.
این بار شما برای رضایت و پاسخ به طرفداران تان و هم برای علاقمندی خودتان هر آنچه از نظر شما برای کیفیت مذهبی برای آن محل نیاز باشد و از دست تان بر می آید را تا جای ممکن انجام می دهید.
این بار به دلیل علاقمندی و باورهای مذهبی تان شما متمرکز بر روی این موضوع هستید که چگونه و چطور کارهایی را در راستای گسترش بیشترِ مذهب و جذب افراد بیشتری به مذهب در محل تان انجام دهید.
پس ایده هایی را دریافت می کنید یا به ایده هایی می رسید که جملگی از جنس مذهب هستند و هرچه شما در توان دارید و از دست تان بر می آید در این حوزه برای محل تان انجام می دهید. احتمالا در پایان ماموریت تان، محل زندگی تان از نظر مذهبی بیشترین رشد را کرده است.
پس تا اینجا ما دو شخصیت متفاوت با باورهای متفاوت را در یک جایگاه به شما دادیم و متوجه شدیم شما با هر شخصیت نسبت به باورهایی که داشتید ایده های متفاوتی را دریافت و اجرا کردید و با پیاده کردن یا عمل کردن به آن ایده ها نتایجی کاملا متفاوت برای محل زندگی تان رقم زدید.
حال می خواهیم یک نقش دیگر به شما بدهیم و ببینیم آیا واقعا اینقدر باورها و اعتقادات ما در سرنوشت خودمان یا یک محل تاثیر دارند.
این بار دوست داریم شما در نقش یک فرد با روحیات نظامی و جنگی در انتخابات محلی ما شرکت کنید تا ببینیم شما چه کارهایی را می توانید برای محل زندگی تان انجام دهید!
اکنون شما طبق روال قبل برای انتخابات محلی برای انتخاب دهیار نام نویسی کرده اید و دوست دارید در این انتخابات برنده شوید.
خب باز هم طبق روال قبل تمام افرادی که روحیات و باورهایی شبیه به باورهای شما داشته باشند از شما حمایت می کنند، شما را تبلیغ می کنند و دوست دارند شما برنده این انتخابات شوید.
اتفاقی که می افتد این است که شما در این انتخابات برنده می شوید. و در راس کار قرار می گیرید.
اکنون زمان آن است که آنچه به طرفداران تان قول داده اید و آنچه خودتان بعنوان ایده از قبل داشتید و ایده های هم اکنون تان را برای محل زندگی تان به مرحله اجرا در بیاورید و آنرا در آنجا پیاده کنید.
احتمالا این بار شما با تمرکز و توجه به موضوعی که برای تان جذاب و علاقمندی شما است یعنی آشنایی با انواع سلاح جنگی، انواع مانور، انواع عمیات ها، انواع تاکتیک ها و … در پی گسترش بیشتر پایگاهی نظامی هستید و دوست دارید جوانان و نوجوانان محل را به این مسیر جذب کنید و آنچه از دست تان بر می آید را برای این محل در حوزه نظامی انجام دهید.
باز هم طبق همان قانون توجه، تمرکز و باورها، شما با تمرکز بر روی موضوع علاقه مندیِ خود و طرفداران تان به ایده ها و الهاماتی از جنس نظامی و جنگ و جبهه و … هدایت می شوید.
هر کسی نظرتان را بپرسد متوجه می شود که شما در تلاش هستید در این محل فعالیت های زیادی را در راستای کارهای نظامی انجام دهید.
یعنی باز هم نسبت به باورهای تان این بار آنچه بعنوان حرکت، عمل و نتیجه در این محل به بار می آوررید چیزی جز جنس نظامی که هم جنس باورهای تان است نمی باشد و احتمالا در پایان دوره ی خدمت شما، محل زندگی تان از نظر نظامی و پرورش افراد جنگجو رشد خیلی خوبی را کرده است.
پیشنهاد گوش کردن به فایل: مقدمه راه رسیدن به رویاها
پس تا اینجا ما سه شخصیت متفاوت با باورهای متفاوت را در راس یک کار ثابت قرار دادیم و در هر بار نتیجه ای کاملا متفاوت و حتی در جهت متضاد دفعه قبل دریافت کردیم.
هر بار شخصیت شما یا همان باورهای شما مشخص کرد که چه چیزی در این دهکده یا روستا رشد کند. متوجه شدیم آنچه شما در هر شحصیتی که داشتید به آن باور داشتید یا بر آن متمرکز بودید، شد سرنوشت یا نتیجه بارز و بزرگ آن محل!
آیا اکنون به قانون باورها، توجه و تمرکز که منشاء ایده ها هستند، باوردار شدید؟ آیا متوجه منظور ما شدید؟ آیا این مسئله برای تان جا افتاد که باورهای ما هستند که تعیین می کنند ما کجا باشیم و چه چیزی را در زندگی دریافت کنیم و چگونه زندگی ای را تجربه کنیم.
احتمالا اکنون برای تان روشن شد که این غم ها، غصه ها، ناراحتی ها، بیماری ها، ویروس ها و مرگ و میرها از کجا و چگونه توسط خود مردم بوجود می آیند و منشا بیرونی ندارند.!
احتمالا الان متوجه شده اید که این اتفاقات نتایج و میوه های تمرکز و توجه یک بخش اکثریتی در جامعه است که بر یک موضوع واحد که شاید نخواسته اش است تمرکز و توجه دارد و آن موضوع چیزی جز موضوعات ناراحتی و غم و غصه یا بیماری نمی باشد.
هرچه باورهای به غم بیشتر باشد، باعث توجه بیشترِ مردم به غم ها می شود و هر چه توجه مردم به غم ها بیشتر باشد ایده هایی از جنس غم بیشتر می آیند که انجام این ایده ها باعث نتیجه ای غمگین تر می شود.
توجه های مردم جامعه بیشتر به موضوعات غم انگیز متمرکز است، بنابراین طبق قوانین خداوند غم بیشتر را باید تجربه کنند. هر چه توجه ها بر موضوع فقر متمرکزمی شود، فقر بیشتر و هر چه بر موضوع بیماری متمرکز می شود بیماری بیشتر را جذب افراد متوجه می کند. و هر روز نتایج این جنس باورها و این جنس توجهات پررنگ تر و بزرگ تر از قبل می شود.
حال دارو یا درمان این موضوع یا این نخواسته چه می تواند باشد؟ چه راه حلی را می توانیم اجرا کنیم که شاهد وجود این مسائل نباشیم؟
ایده ها برای گرفتن نتایج مثبت
باید گفت ما دسترسی به افکار عموم مردم نداریم، ما کنترلی بر ذهن، توجه و باورهای عموم مردم نداریم و نمی توانیم کمترین کاری را برای آنها انجام دهیم.
فقط هر زمان آنها متوجه این قانون ثابت و بدون تغییر خداوند شدند و آن را آموختند می توانند با اجرای آن قوانین، یعنی ابتدا تغییر باورهای شان، سپس کنترل کانون توجه و در آخر هم عمل به ایده ای جدید که همانا ایده هایی سازنده و از جنس مثبت هستند می توانند شرایط خودشان را تغییر دهند.
وقتی مردم توجه شان را از موضوعات ناخواسته مثل (غم، غصه، بیماری، فقر و تنفر) برداشتند و بر موضوعات خواسته مثل (شادی، خوشحالی، سلامتی، ثروت و عشق) گذاشتند ایده ها همگی ایده هایی سازنده هستند که جامعه را بهتر می سازند و شرایط را برای آن افراد تغییر می دهد.
توجه بر روی زیبایی ها و فراوانی های جهان هستی، توجه به زیبایی انسان ها و قدردانی برای نعمت های خداوند، می تواند زیبایی های بیشتری را برای مردم به ارمغان آورد و به آن ها احساس امنیت و آرامش دهد..
بنابراین این قانون یک قانون ثابت است و همیشه هم به همین شکل عمل می کند و با کسی شوخی و یا رودروایسی هم ندارد ، یعنی هر کسی نتایج باورهایش را می گیرید و اگر باوری نادرست باشد نتیجه اش نادرست خواهد بود.
انسان ها به نسبت باورهای شان به موضوعاتی توجه می کنند که به آن علاقه مند هستند و این توجه ها آن موضوعات را به زندگی افراد جذب می کند و آن جذب به بخشی از زندگی آن ها تبدیل می شود.
به آنچه به آن توجه بیشتری نشان می دهیم آنرا برای خودمان افزایش می دهیم. تمام ایده های ما هم برگرفته شده از همین باورها، توجه ها و تمرکزات می باشد.
کسی که قانون را بشناسد و به آن عمل کند آگاهانه توجهش را بر روی زیبایی ها می گذارد تا زیبایی های زندگی اش رشد کند. بر روی سلامتی می گذارد تا سلامتی اش رشد می کند، بر روی ثروت می گذارد تا ثروتش رشد کند و این یک قانون همیشگی است.
ایده ها و باورها نتیجه گیری
دلایل تمام اتفاقات زندگی ما یا اتفاقات یک جامعه بر می گردد به باورها و کانون توجه ما و جامعه و اگر جامعه یا ما شاهد چیزهایی هستیم که دوست شان نداریم می توانیم بفهمیم که دلیل بروز این اتفاقات ناجالب فقط باورها، توجه و تمرکز ما یا مردم جامعه یا یک قشر اکثریتی از جامعه می باشد.
دلایل ناراحتی های هر فرد نیز همان باورها و توجه های وی به ناراحتی ها است، و اگر فرد باورهای بهتری را بسازد و توجهش را بر روی زیبایی ها قرار دهد نتیجه برایش زیبایی می شود..
نتیجه دومی که ما از این فایل و مقاله بسیار زیبا می توانیم بگیریم این است که ما دسترسی به ذهن دیگران، به باورها و اعتقادات شان و به کانون توجه آنها نداریم و کمترین تاثیری را در خلق نتایج آنها نمی توانیم داشته باشیم مگر آن ها خودشان از قوانین آگاه باشند و به آن عمل کنند تا نتایج عالی را بگیرند.
اما به ذهن و باورها و توجه هات خودمان دسترسی داریم و می توانیم آنها را تحت کنترل خود بگیریم و قوانین را بیاموزیم، به آن عمل کنیم و از توجه هات مان مراقبت کنم و آگاهانه آن را بر زیبایی ها بگذارم تا نتایج زندگی مان زیباتر شوند.
خارج از اینکه دیگران چه نتایجی می گیرند بر ای ما می تواند همه چی زیبا و دوست داشتنی باشد و چیزهایی را تجربه کنیم، که دوست داریم تجربه کنیم.
ما به هر آنچه باور داشته باشیم و در رابطه به آن باورها بر هر موضوعی متمرکز شویم ایده هایی که بر ما می آید از جنس همان باورهای ما می باشد.
هرگز ما با توجه به جنگ دسترسی به ایده ای صلح نداریم
هرگز ما با توجه به غم دسترسی به ایده های شادی نداریم
هرگز ما با توجه به بیماری دسترسی به ایده های سلامتی نداریم
هرگز ما با توجه به فقر دسترسی به ایده های ثروت نداریم
هرگز ما با توجه به مِردگی دسترسی به ایده های زندگی نداریم
و این لیست ادامه دارد تا هر کجا که شما بخواهید …
این یک قانون است که: ما به هر چیزی بیشتر توجه داریم همانرا در زندگی مان زندگی می کنیم، حال انتخاب با شماست که توجه تان را بر کجا بگذارید!
شاد باشید




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.