نیایش و عبادت (نسخه کوتاه سلامتی)
اگر عمق همین یک فایل که به نام نسخه کوتاه سلامتی در اینجا قرار گرفته شده است را درست درک کنید و به تمرینی که داده شده است با دقت و هر روز عمل کنید باورتان بشود که بخش عظیمی از راه را آمده اید.
همه چیز از آنجایی شروع می شود که ما بعنوان یک انسانِ ممکن الخطا هر روز و هر لحظه در خطر خطا کردن هستیم. یکی از خطاهایی که بر هیچ کسی پوشیده نیست عادت کردن به چیزهایی که همیشه تکرار شونده هستند و نگاه تکلیفی به برخی موارد بسیار حیاتی مثل عبادت و نیایش است.
مثلا اینکه ما شنیده ایم یا خوانده ایم که باید عبادت کنیم، خوانده ایم یا به ما گفته اند که باید با خدا راز و نیاز کنیم، باید نیایش کنیم، باید با خدا حرف بزنیم و هر چیزی که به ما در گفتار حس خوبی می دهد.
اما داستان از آنجا به بیراهه می رود که ما عبادات را از سر تکلیف و عادت انجام می دهیم، نه از سر لذت بردن، نه از سر عشقِ بودن در حضور خدا!
وقتی که ما نماز، عبادت، نیایش، مراقبه و هر نوع گفتگو و راز و نیازی با خدا را صرفا بخاطر تکلیف یا از سر عادت انجام می دهیم معمولا هیچ گونه احساسی نسبت به کاری که انجام می دهیم نداریم، یعنی تمام فکر ما در ابتدای شروع به عبادت به تمام شدن هرچه زودتر آن برای راحت شدن مان است.
وقتی ما نیایش ها ی مان را برای نجات از جهنم یا راهی برای ورود به بهشت می خوانیم از بودن در آن لحظه ی نیایش و حضور داشتن در محضر خدا غافل می شویم و تمام سعی مان این است که زودتر آن را انجام دهیم که تکلیف را انجام داده باشیم.
منظور از عبادت و نیایش و بودن در حضور خدا این است، آنجایی که هستی حضور داشته باشی، البته نه فقط حضور فیزیکی و جسمی، بلکه حضور قلبی، حضوری هوشیارانه و آگاهانه برای حرف زدن با خدا.
هیچ عادتی در زندگی خوب نیست و هر چیزی که ما به آن عادت کنیم یا دچارش شویم آن چیز ما را اسیر خودش می کند و ما را در کنترل می گیرد.
شاید برخی از عادت ها در زندگی زیاد اثرگذار نباشند، اما بی تاثیر نیستند. عادت به نیایش بدترین عادتیست که می تواند انسان را گمراه کند.
کسی که عبادت را از روی عادت انجام می دهد هیچوقت عمق کاری که انجام می دهد را درک نمی کند، چون تمام اعمالی را که انجام می دهد را با برنامه ریزیِ قبلی ذهنش که بر روی آن شرطی شده است انجام می دهد، نه با هوشیاریِ فرد.
عبادت و نیایش وقتی آگاهانه انجام شود و ما هوشیار باشیم که می خواهیم چه کار بزرگ و مهمی را انجام دهیم از لحظه ی آغاز آن بی تاب انجام دادنش هستیم و تا انتها این لذت ادامه دارد، در حدی که بعضی مواقع هرگز دلمان نمی خواهد آن لحظه ملکوتی تمام شود.
اینکه شما تابحال چه نوع عبادتی را، چگونه انجام می داده اید را ما نمی دانیم، اما اگر نوع عبادتی که اینجا در این جلسه گفته می شود را با تمام جزئیات انجام دهید، مطمئنا وارد دنیایی می شوید که برای تان کاملا تازگی دارد، وارد تجربه ای می شوید که واقعا برای تان شگفت انگیز است. لذتی می برید که با هیچ چیز آن را عوض نمی کنید.
بارها ما از زبان افراد زیادی شنیده ایم که گفته اند من نمازم را بخوانم که خیالم راحت شود یا من تا نمازم را نخوانم خیالم راحت نمی شود. این نوع نگاه به عبادت از آنجایی می آید که فرد برای نخواندن یا انجام ندادن تکلیفش دچار عذاب وجدان می شود یا اینکه از عواقب انجام ندادن تکلیفش ترس دارد.
حال آنکه نیایش از سر ترس نیایش نیست، نیایش برای راحت شدن نیایش نیست. نیایش نوعی ارتباط عمیق قلبی با محبوبی است که بهترین دیدار یار است و اشتیاق می خواهد، عطش می خواهد.
باید برای نیایش انجام دادن آنقدر شوق داشته باشیم که انجام آن را با هیچ چیزی عوض نکنیم. وقتی که می خواهیم بسمت خدا برویم زمانی است که ما پا را فراتر از دنیای پیرامون مون می گذاریم، جایی که متعلق به این دنیای مادی نیست و حواسی جمع می خواهد که از این دنیا خارج شود و آنجایی باشد که هست، هوشیار و عمیق و آگاه در کاری که مشغول انجامش است
حتی اگر هزار اتفاق در اطرافش بیفتد او ذره ای متوجه آن نشود، آنقدر در عمق کارش غرق شده باشد که حالت سکون تمام وجودش را بگیرد، قلبش آرام شود، نفسش و ضزبان قلبش آرام و شمره شود. وزنش را از دست بدهد، جسمش را از دست بدهد و در فضایی قرار گیرد که مثل یک پر در هوا معلق است.
این نوع عبادت عبادت واقعی و هوشیارانه است. عبادت هایی که برای گرفتن پاداش یا فرار از دوزخ یا جزا انجام می گیرند عبادت های واقعی نیستند، آنها عمق ندارند، آن ها بعد از چند بار انجام دان تبدیل به یک عادت می شوند که فرد اگر انجامش ندهد نوعی وجدان درد می گیرد.
در صورتی که عبادت واقعی زمانی شکل می گیرد که انسان در عطش آن عبادت بی تاب است، و برای شروع و انجام آن لح لح می زند نه برای گرفتن پاداش و نه از ترس جایی و کسی، بلکه برای سیراب کردن خودش، برای سیراب کردن روحش، برای آرام کردن قلبش.
به نظر شما اگر عبادتی را با این دقت انجام دهیم می شود انسان عجولی باشیم، می شود که انسان خشن و بدرفتاری باشیم، می شود که انسان سمی باشید،
به نظر ما که اینطور نیست، در عبادات خالصانه و هوشیارانه انسان با معبودش یکی می شود و با تکرار آن روحیاتش مثل همان روحیات خداوند و از جنس نرم و لطیف می شود و آن انسان دیگر نمی تواند انسان خشمگینی باشد، نمی تواند انسان نادرستی باشد، به این دلیل که آن وجود هستی در وجود او بیدار است.
شاد باشید




درود بر خانوم مرتضوی عزیز
از خوندن دیدگاهتون لذت بردم👍😍
این که روح ما همان ریشه درختی است که پیدا نیست و زیر زمین پنهان شده ما سالیان سال از روح خودمون که همون ریشه ما هست غافل شدیم فقط به دنبال این بودیم که ظاهر تمیزی داشته باشیم اما بقول استاد یک روح ناپاک رو نمیشه با کت و شلوار زیبا کرد و خوشحالم که چنین منبعی برای تغذیه روحم دارم خدایا شکرت و مرسی استاد عزیز 😘