[check_bought product_id=”35673″]
مراحل تکامل برای رسیدن به آگاهی
مراحل تکامل برای رسیدن به آگاهی و تجربه هایی که در مسیر آگاهی کسب می شود به احتمال خیلی زیاد برای هر کسی فرق می کند. اما خیلی از اتفاق، رخدادها و دغدغه ها می تواند شبیه به هم باشد.
مطمئنا اگر کسی در خانواده ای دل آگاه، آماده و به دور از خرافات به دنیا بیاید مراحل تکامل برای رسیدن به آگاهی را، کاملا متفاوت تر از کسی که در خانواده ای مذهبی یا خانواده ای پر از خرافات به دنیا آمده است تجربه خواهد کرد.
یا کسی که در کشوری پیشرفته و با سطح آگاهی بالا رشد می کند، قطعنا تجربه هایش یا حتی دغدغه هایش با کسی که در کشوری با سطح آگاهی پایین تر یا بسته تر رشد کرده است متفاوت خواهد بود.
به نظر ما هر چه کشورها، شهرها، محل ها و خانواده ها بسته تر سخت گیرتر، خرافی تر، تک قطبی تر و انعطاف ناپذیرتر باشند شرایط افراد رشد کرده در آن خانواده برای رسیدن به آگاهی سخت تر و امکان ناپذیرتر خواهد بود.
همان طور که در جلسات قبل صحبت کردیم متوجه شدید که آنچه ما به آن معتقد هستیم و حتی بعضا آن را می پرستیم چیزی به جز شنیده هایی که از اطراف مان شنیده ایم و باور کردیم نیست.
حفظ کردن این شنیده ها که تبدیل به باورها و اعتقادات شده اند برای بعضی افراد از جان شان هم مهم تر است و حاضرند جان شان را بدهند و به آنچه عقیده دارند کمترین آسیبی وارد نشود.
شک کردن به عقیده های بعضا غلط، نادرست و محدود کننده برای خیلی از آدم هایی که بیش از حد بسته هستند یا در خانواده های بسته تری بزرگ شده اند به مراتب سخت تر از کسی که در خانواده های بازتر رشد کرده است خواهد بود.
آنچه مراحل تکامل برای رسیدن به آگاهی را راحت و یا سخت تر می کند، همان ذهنیت و عقیده ای است که در پشت این افکار و اعتقادات قرار گرفته است.
هر چه فرد بر روی درست بودن عقاید گذشته اش بیشتر تاکید داشته باشد و آن را مطلق پذیرفته باشد کمتر می تواند انعطاف نشان دهد و این عدم انعطاف اجازه ورود چیز جدید را به ذهنش نمی دهد.
افرادی که حاضر به شنیدن و پذیرفتن چیزهای جدید نیستند و معمولا هم همیشه می گویند من همه این ها را بلدم، هیچ وقت این فرصت را پیدا نمی کنند که کمی بیشتر بدانند یا کمی بیشتر آگاه شوند.
یعنی هرچه افراد مقاومت بیشتری در این مورد دارند خودشان بیشتر مانع رشد هستند و هرگز به خودشان این فرصت را نمی دهند که بتوانند تجربه ای جدید داشته باشند. بنابراین بعید است که آن ها به مسیر آگاهی هدایت شوند.
وقتی به ریشه و گذشته افرادی که به بلوغی فکری رسیده اند بر می گردیم متوجه می شویم که آن ها معمولا آدم هایی متنوع، آدم هایی منعطف و یا حتی آدم هایی تنها و کناره گیر بوده اند که معمولا همیشه با اطرافیان خودشون و جامعه چالش داشته اند.
افرادی که همیشه سعی دارند همرنگ جماعت باشند و آن را یک فاکتور مهم در زندگی شان تلقی می کنند، هیچوقت این فرصت را پیدا نمی کنند که بیشتر از آنچه عموم آن جامعه می دانند و تجربه می کنند را بدانند و تجربه کنند.
مراحل تکامل برای رسیدن به آگاهی معمولا در سه مرحله انجام می شود که استادضیاء بصورت کامل در این جلسه از تجربه های شخصی خودشان در هر سه مرحله برای شما صحبت کرده اند. در اینجا کمی در مورد هر سه مرحله توضیح می دهیم
در مرحله اول برای رسیدن به آگاهی انسان به همان شیوه ای زندگی می کند که تمام اطرافیانش زندگی می کنند. کارهایش را طوری انجام می دهد که بقیه مردم انجام می دهند، درست را آنی می داند که بیشتر طرفدار دارد. یعنی معیار و مبنای انتخابش تایید خودش نیست بلکه تایید اطرافیانش است.
فرد در این مرحله خوراکش را طوری انتخاب می کند که دیگر مردم انتخاب می کنند. او همواره به بقیه مردم نگاه می کند تا ببینید این روزها مردم چه غذاها یا خوراکی هایی می خورند او هم همان ها را می خورد. رژیم غذایی اش مردم هستند یعنی طبق مد روز.
در مورد لباس هایش هم به همین شکل، آن چیزی را می پوشد که می گویند مد شده است نه آن چیزی که خودش می تواند برای خودش مد کند. شاید بعضی مدها واقعا قشنگ باشند، اما افراد پیرو جماعت برای قشنگ بودن آن، آنرا نمی پوشند، چون مبنای انتخاب شان تاییدیه بقیه است تا قشنگی آن.
در مورد تفریحات و بقیه کارهای شان نیز به همین شکل است که در جلسات قبل راجع به آن صحبت کردیم. این افراد هر کاری که می کنند باید تا حد امکان تایید عموم را داشته باشند و اگر کسی خلاف کار یا عقیده شان باشد از او دلگیر و ناراحت می شوند.
در مرحله دوم برای رسیدن به آگاهی، فرد کم کم به خاطر چالش هایی که در زندگی اش بوجود آمده است و همچنین به خاطر عدم همراهی و هماهنگی قلبش با کارهایی که انجام می دهد دچار نوعی سردرگمی می شود.
در این مرحله از تکامل فرد ممکن است خودش را از جامعه جدا کند و به تنهایی و در خود بودن، علاقمند شود که این علاقمند بودن در ابتدا می تواند هم برای فرد دوست داشتنی باشد و هم به نوعی آزاردهنده.
وقتی که فرد در مرحله اول همیشه همرنگ جماعت بوده و همیشه کارها و معیارهایش، انتخاب و تایید مردم بوده است، اگر اکنون به یکباره بخواهد همه گذشته اش را فراموش کند و با دنیای جدیدش در طلح قرار بگیرد شاید برایش امکان پذیر نباشد.
بنابراین در وضعیتی قرار می گیرد که ما به آن وضعیت شک می گوئیم، همان جایی که آدم به همه چیز و همه کس و همه ی کارها شک می کند. جایی که نمی دانی کدام کارت درست و کدام کارت نادرست است.
در این مرحله از تکامل به خاطر عدم هماهنگ بودن عقاید گذشته که هنوز فراموش نشده اند و کارهای جدیدی که فرد انجام می دهد یا به آن علاقمند است، نوعی عذاب وجدان را در انجام دادن و یا ندادن کارهایش تجربه می کند
یعنی کارهایی را انجام می دهد که قلبش گواهی درست بودن آن را می دهد، اما رنجی هم در کنار انجام دادن آن کار دارد که همان فرمان مغز یا ذهنش است که می گوید، نکند اشتباه می کنی و یا نباید این کار را بکنی!
و در عین حال کارهایی را انجام نمی دهد که باز هم قلبش گواهی درستی آن را می دهد ولی مغزش یا ذهنش یا همان اعتقادش می گوید تو باید این کار را انجام دهی و ممکن است داری اشتباه می کنی!
این کشمکش بین قلب و عقاید یا کشمکش بین عقاید جدید و عقاید قدیم، بعضا همیشه یک ناآرامی و کلافگیی را در پی دارد که فرد نه می تواند از انجام دادن کارهایش راضی باشد و نه می تواند از انجام ندادن آن!
در این وضعیتِ تقریبا خسته کننده، ممکن است فرد به بیماری هایی مثل بیماری افسرگی یا بیماری های روانی دیگر مبتلا شود، ممکن است به آرام بخش های طبیعی یا غیرطبیعی روی آورد، به این دلیل که همیشه در حالت اضطراب و دوگانگی قرار دارد.
این دوگانگی و اضطراب سعی دارد فرد را به مرحله سوم، یعنی گام برداشتن در مسیر حقیقت یا در مسیر راستی هدایت کند. اما اگر فرد این مرحله را نتواند درک نکند ممکن است به دلیل عدم تحمل درد و عدم آگاهی از آنچه رخ می دهد، در همین جا وا بدهد، تسلیم شود و به مسیرش ادامه ندهد.
خیلی از دانشجویان سایت استادضیاء بعد از آشنایی با این آموزش ها و کسب آگاهی و عبور از مرحله اول، آن چنان به وجد آمده بودند که خودشان را قهرمان زندگی خود می دیدند و فکر می کردند در همین جا همه چیز تمام شده است و آن ها آنچه باید می فهمیدند را فهمیدند.
اما کمی که گذشت، همان عذاب وجدان ها در مرحله دوم و همان دوگانگی به آن ها فشار وارد کرد و آن ها به جای ادامه دادن برای ورود به مرحله سوم، تسلیم شدن را انتخاب کردند و در همان مرحله باقی ماندند و کمی بعدتر به جایگاه قدیم شان یعنی مرحله اول برگشتند.
و اما مرحله سوم از مراحل تکامل برای رسیدن به آگاهی جایی است که فرد به یک بلوغ فکری باطنی دست پیدا می کند و از آن سردردگمی ها و کلافگی ها خارج می شود.
در این مرحله از مراحل تکامل، دوره است که کم کم شک ها جای شان را به یقین یا بهتر است بگوئیم به حقیقت می دهند و کم کم فرد به حقیقت آنچه در اطرافش می گذرد آگاه تر می شود.
البته خودِ همین مرحله سوم هم یک دوره تکامل طولانی دارد که فرد آرام آرام به سمت حقیقت گام بر می دارد و آرام آرام می تواند دنیای اطرافش و آنچه در آن می گذرد را بپذیرد و هرگز عذاب وجدان هم نداشته باشد.
پیشنهاد ما به شما فایل رایگان: چرا باید دوره معجزه سلامتی را شرکت کنم؟
در مرحله سوم شما وارد مسیر آگاهی شده اید اما هنوز خیلی از افکار و باورهای تان نادرست است و از خیلی از حقایق زندگی ناآگاهید. اما به میزان علاقمندی شما به آگاه شدن و پرداخت بهاء، جهان لایه های جدیدی از حقیقت را بر شما می گشاید.
شاید طعم این مرحله از مراحل تکامل را واقعا با هیچ چیزی نشود مطابقت داد و هیچ توضیحی برای آن نباشد، مگر آن که فرد خودش آن را تجربه کرده باشد یا در حال تجربه آن باشد.
جایی که تمام استرس ها جای شان را به راحتیِ خیال یا آسودگی خیال می دهند، جایی که بی اعتمادی ها جای شان را به یقین و اعتماد می دهند. جایی که دردها و رنج ها جای شان را به آرامش و سکون و سلامتی می دهند و …
در مرحله سوم شما ابتدا یک نور روشنی از چیزی جدید یا از یافته ای جدید، که فقط حسش می کنید را درک می کنید. شاید برای خیلی ها این نور کم یا این روشنی ملایم قانع کننده نباشد و یا خیلی اهمیت نداشته باشد و به دنبال شفق بزرگ تری باشند.
اما تجربه ما می گوید، اگر کسی این نور کم را از طریق یک معجزه، از طریق یک اتفاق شگفت انگیز، از طریق یک کتاب، از طریق یک فایل صوتی یا از طریق ورود یک فرد یا یک معلم معنوی به زندگی اش مشاهده کرد، باید آن را بعنوان یک نشانه، جدی بگیرد و هرگز آن را رها نکند تا رفته رفته به آن شفقی که انتظارش را دارد برسد.
اما اگر کسی از همان ابتدا بدون تلاش، بدون پرداخت هزینه و بدون اهمیت دادن به نشانه ها بخواهد آن شفق بزرگ را ببیند به احتمال خیلی زیاد همان نور ملایم را هم از دست خواهد داد.
امیدواریم با آگاهی هایی که از این جلسه می گیرید توانسته باشیم همان نور ملایم را به زندگی شما تابانده باشیم. و شما هم با کنجکاوی و تلاش بی وقفه در پی آن نور ملایم بروید تا به شفقی که انتظارش را دارید برسید. آمین
[/check_bought]




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.