سبد خرید

راه رسیدن به رویاها | جلسه ۱۲

امتیازدهی 5.00 از 5 در 22 امتیازدهی مشتری
(22 بازخورد مشتری)

تمرینات شما، برنامه‌ریزی ذهنی شما محسوب می‌شوند

راه رسیدن به رویاها | جلسه ۱۲

من در این دوره چکیده ۲۰ سال زندگی ام را خلاصه کرده ام و در اختیار شما گذاشته ام. در پسِ هر جمله ای که گفته ام ، کلی ماجرا، آگاهی و تجربه وجود داشته است. یعنی برای ۱ ساعت فایل، ۱ سال تجربه نیاز بوده است. بنابراین نکاتی که گفته می شود همگی باارزش هستند. و من به دلیل اینکه در آن زمان از همین نکات آگاهی نداشتم، کلی هزینه پرداخت کردم و از زندگی عقب افتادم. در صورتیکه اگر یک الگو یا مربی داشتم، می توانستم زودتر از این، به جایگاه امروزم برسم. بنابراین اگرچه این دوره ، یک دوره مقدماتی ست ولی نگاه ضعیفی به آن نداشته باشید، زیرا سرشار از آگاهی و تجاربی ست که من برای رسیدن به آنها هزینه بسیاری صرف کرده ام.

ادامه داستان زندگی من:
به طور کلی من آدم راحت طلبی بودم و همیشه دوست داشتم در راحت ترین حالت ممکن پول در بیاورم.
یک روز رفته بودم سری به زمین بزنم، با یکی از مردم محله صحبت کردم و او پیشنهاد داد که زمین کناری را هم بخرم تا حسابی زمینم بزرگ شود و بتوانم مغازه بزرگی را راه اندازی کنم. او با این حرفش بذری را در ذهن من کاشت. مدتی بعد به مغازه صاحب زمین که آسیاب داشت رفته بودم و نظرش را درباره فروش زمین جویا شدم و او گفت که هرگز قصد فروش ندارد. و دوباره چند روز بعد به طور اتفاقی همدیگر را دیدیم و دوباره نظرش را در این رابطه جویا شدم و او باز هم جواب قبلی را به من داد. اما به طور ناباورانه حدود ۳ روز بعد خودش به سراغ من آمد و گفت که قصد دارد که یک زمین کشاورزی را که کنار زمین کشاورزی خودش هست، بخرد و به همین دلیل تصمیم دارد که این زمین را بفروشد تا با پولش بتواند کار خودش را راه بیندازد!
ببینید چطور همه چیز در اوج هماهنگی و نظم الهی و چیدمان الهی انجام می پذیرد! وقتی در راه رسیدن به هدفت توکل می کنی و گام بر می داری، انگار کائنات همگی گوش به فرمان تو می شوند تا خواسته ات را برآورده سازند. برای من هم چنین شده بود. فرصت خریدی برای صاحب زمین ایجاد شده بود تا از این طریق من هم به خواسته ام برسم.خلاصه زمین را با قیمتی که آنها راضی بودند خریدم و چک آن را دادم و حدود یکی دو ماه بعد پولش را هم پرداخت کردم.
من اگر در آن زمان ماشین را نمی خریدم و پولش را برای ساخت و ساز کنار می گذاشتم، هیچ گاه تکه دوم زمین را هم نمی خریدم و کلا جریان به سمت دیگری می رفت.

من در آن زمان از قدرت تجسم و تصویرسازی آگاه نبودم ولی از شوقی که داشتم، مغازه دلخواهم را در ذهنم تجسم می کردم و حتی با استفاده از نرم افزارهایی مثل فتوشاپ ، تصویر ذهنی ام را بر روی کاغذ می آوردم و در نهایت هم که مغازه ساخته شد، دقیقا همان ‌چیزی بود که بر روی کاغذ آورده بودم که آن هم برگرفته از تصویر ذهنی ام بود.
مدتی گذشت و چون ابزارهای درآمدزایی من بیشتر شده بود، قاعدتا میزان پس اندازم هم بیشتر شد و با فروش خوبی که شهریور و مهرماه داشتم، پول خوبی پس انداز کرده بودم و چون نزدیک زمستان بود و نمی توانستم ساخت و ساز کنم، تصمیم گرفتم که پولم را در صندوق انصار که حالا دیگر تبدیل به بانک شده بود، سپرده کنم و از راهنمایی های رئیس بانک که یکی از دوستان قدیمی ام بود استفاده کردم و پولم را تا عید نوروز در بانک سپرده کردم و عید توانستم مبلغی را وام بگیرم و ساخت زمینم را شروع کنم.
اولین ایده ای که داشتم ساخت یک زیرزمین با کاربری انباری بود که فکر می کردم خیلی برای کارم مفید است، اما این ایده من مورد مخالفت همه قرار گرفت و دیگران معتقد بودند که حتی اگر یک جایی را در همان کوچه به عنوان انباری داشته باشم، هزینه اش کمتر از ساخت زیر زمین است.اما من مطابق حسم عمل کردم و شروع کردم به گودبرداری و سپس ریختن شناژ و بعد هم از جوشکار، یک لیست آهن آلات لازم را گرفتم و آنها را خریداری کردم و چون کنار زمین خودم، جای مناسبی برای نگهداری آهن آلات نبود، آنها را جلوی خانه پدرم گذاشتم. پدرم که از همه جا بی اطلاع بود، وقتی آنها را دید، گفت چرا این ها را اینجا آوردی؟ اینجا مردم می بینند و تو را چشم می زنند و تو را بیچاره می کنند!
ولی چون من این باورها را در خودم کمرنگ کرده بودم، به این حرف ها اهمیت ندادم. سپس من به همراه پدرم برای مرتب کردن آهن آلات کنار خانه رفتیم تا آنها را در جایی بگذاریم که مزاحمتی برای رفت و آمد دیگران ایجاد نکند که یک دفعه سر یکی از آرماتورها در رفت و پای پدر من را زخمی کرد. و پدرم گفت دیدی گفتم که مردم چشممان می زنند! در صورتیکه اگر مساله چشم خوردن بود، من باید چشم می خوردم و نه پدرم. و این ها همه به خاطر باورهای غلطی است که هرکس دارد.
درهر صورت فاز اول مغازه را آغاز کردم و اسکلتش را ریختم و دیگر پولم تمام شد و رها کردم.حدود ۱ سال بعد ، با کمی پس انداز دیگر فاز دوم را ساختم و اطلاع رسانی لازم را برای جابجایی مغازه انجام دادم.
همه چیز در مغازه من جهت راحتی و رفاه، آن طور فراهم شده بود، که مانند یک هتل ستاره به نظر می آمد. ازجمله دوربین مدار بسته، تلویزیون، دیش ماهواره، اسپلیت و … همگی مغازه من را بسیار زیبا و شیک کرده بود. و حتی قفسه های mdf را هم توسط یکی از دستان خدا ،توانستم بسیار شیک تهیه کنم و همه این ها را به صورت قسطی خریدم.
حتی برای نمای بیرون هم باز به سمتی هدایت شدم و با شخصی آشنا شدم که کارش کامپوزیت بود و چون اولین کارش بود، به من تخفیف خوبی داد و من اولین نمای کامپوزیت را در روستا اجرا کردم. حالا مغازه من آماده بود و من دقیقا داشتم در رویای گذشته ام زندگی می کردم و تصورات ذهنی من که بر روی کاغذ آمده بود، دقیقا با آنچه اجرا شده بود مطابقت داشت. و بعد از جابجایی و چیدمان، در اولین روز کاری ام در مغازه جدید، برخلاف تصورم که فکر می کردم در روزهای اول ، فروش خوبی نداشته باشم، ۱۰ درصد از بالاترین فروش آن سالها هم بیشتر فروش داشتم. به این دلیل که مغازه من دید خوب، نمای خوب و جذابیت زیادی داشت و تنوع اجناس هم بیشتر شده بود، بنابراین همه برای خرید و تماشا به مغازه ام می آمدند. مخصوصا مشتری هایی که قبلا ترجیح می دادند به شهر بروند و از آنجا خرید کنند، الان دیگر برای خرید به مغازه من می آمدند و حتی یکی از خلاقیت های من این بود که دعوتنامه داده بودم که مردم از شهر برای خرید کردن به مغازه من بیایند.
و آن قدر فروش من خوب شده بود که من توانستم تمام بدهی ها و اقساطم را به موقع پرداخت کنم. انگار گودالی را که من حفر کرده بودم، خدا توسط دستانش در زمین، برای من پر می کرد!
روزبروز کار من گسترش پیدا می کرد و من در حال ارائه یک پکیج کامل در همه زمینه ها به افراد مختلف بودم و با این کارم هم مردم روستا لذت می بردند و هم خودم براحتی پول در می آوردم و از محیط کار لذت می بردم.
من در آن زمان نا آگاهانه این کارها را می کردم اما امروز آگاهانه به شما می گویم که به دنبال راحتی باشید تا پول را از کاری راحت بدست اورید.
و باز هم من به آن مقدار راحتی قانع نشدم و مسیرم را ادامه دادم و ادامه خواهم داد و مطمئنم که قدم به قدم به من گفته خواهد شد، آنچه را که باید انجام دهم.
این مسیر پایانی ندارد و ما در هر مرحله از زندگی باید کمبودها و نقص های خود را شناسایی کرده و در صدد رفع آنها باشیم.
در مسیر موفقیت فقط و فقط از خدا کمک بخواهید و منتظر کمک اطرافیان خود نباشید. به‌ محض اینکه شما تصمیم می گیرید، قدم به قدم راه به شما نشان داده می شود و از ساده ترین و زیباترین راه به مقصد خود هدایت می شوید.

 

22 دیدگاه برای راه رسیدن به رویاها | جلسه ۱۲

کیفیت
ریویوایکس
100%

برای این آیتم یک نظر بنویسید

09 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کرده‌اند

مرتب‌سازی بر اساس

  • مهتاب سلیمانی

    درود و سپاس فراوان استاد ضیا عزیز🌹🌹🌹
    هر چیزی سر موقع خودش اتفاق میفته ،باید وقتش بشه باید درسهامون را پاس کنیم ،باید نکته ها و آگاهی هاشو بگیریم،و همه اینها برای شما به موقع خودش اتفاق افتاد….برای همه ما آدمها همینجوره فقط باید هوشیارانه توی مسیر حرکت کنیم و توی اون چالشها تضادها نمونیم و جا نزنیم و به هدایت ها ی خداوند پشت نکنیم….

    برای منم یه همچین موارد و مسائلی توی زندگیم اتفاق افتاده…تمام چیزهایی که الان دارم توی دل همونها زندگی میکنم درخواستها و آرزوهای قبلم بوده….یه زمانی همسرم با ماشین میرفت بیرون،بعد من میخواستم برم سرکار،بچه را ببرم کلاس،ماشین نداشتم میبایست تاکسی بگیرم ،سخت بود هرروز هرروز پول تاکسی بدم یا زنگ بزنم بابام بیان دنبالمون و……
    ولی الان که دارم بهش فکر میکنم نزدیک دوسه ساله من برای خودم یه ماشین جدا دارم همسرم هم یه ماشین جدا برای خودشون و تمام اون مسائل و درگیرهای قبلی مدتهاست تموم شدند بواسطه همین ماشین جدا داشتن ولی من دقت نکردم بهش که این یه روزی آرزوم بود….ناگفته نماند خدا رو شاهد میگیرم هر وقت که استارت ماشین میزنم توی دلم همش میگم خدا رو شکر من ماشین جداگانه دارم و خدا را شکر میکنم…..از این موارد زیاد توی زندگیهای همه مون هست که باید دقیق بشیم و شاکرشون باشیم.
    الهی شکر خدایا شکرت🌹🌹🌹

    ۱۴۰۱-۰۴-۱۶

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️

    نکته اول : نگه داشتن حس و حال عالی و خوبمان ,است که استاد در تک تک لحظه های این سفر رویایی شون اون حس و حال عالی رو نگه داشتن و دست از تلاش نکشیدن البته تلاشی که با حس خوب باشه .
    و زمانی ما حس و حال و دایره انرژیمون عالی باشه ، ساده ترین اتفاقات و ادمها برای ما مامور میشن تا به ما مسیر درست و نشون بدن . مثل همون پیرمرده که به استاد گفت : اگه این تکه زمینم بخری خیلی خوب میشه .
    و استاد با حال عالی گفتن ، اگه بشه چی میشه 😍😍😍
    و استاد، اسم زیبای شهر قشنگ و روی مغازشون انتخاب کردن حتی در زمینه ی انتخاب اسم هم دیدگاهشون و طبعشون بلند و بزرگ بود .
    انتهای فایل برام جالب بود که استاد دست به خاکهای مغازه میزدن براشون طلا میشد .
    و اینکه هر کدوم از ما به چنین شرایطی برسیم . دیگه متوقف میشیم و میگیم خوب دیگه وقت استراحته .
    ولی استاد همه اینها رو رها کردن چون بُعد مادی زندگیشون پُر شده بود و به بُعد معنوی و آگاهی پرداختند .و در واقع رسالت اصلیه ما انسانها هم همین است که بعد از تامین کردن جنبه ی مادی و ثروتمان به جنبه معنوی و خودشناسی بپردازیم

    ۱۴۰۱-۰۴-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    به نام خداوند بزرگ ومهربان
    [,سلام ودرود خدمت استاد ودوستان خوبم
    وقتی فرکانس وحست تغییرکند درهای نعمت وفراوانی به سمت تومی آید .خریدزمین درجای خوب باراحت ترین حالت ممکن یکی از این کارهاست چون مدارت فرق کرده انسانها ی خاص باشرایط عالی درمدارتوقرارمی گیرند. وقتی تمرکز می گذاریم روی خواسته ها وهدف هامون راههای فرصت ها بازمی شود . دقیقا چهارسال پیش دریک خانه ۶۰متری ویک شرایط کمی سخت رو داشتم با کسانی که خیلی دوست نداشتم اذیت بودم بخاطر محیط استرسی وناراحتی ، وهرشب به این فکر می کردم که جابه جا بشوم وبرم به محیطی آرام وبدون دردسر ، یادم هست هرشب درخواب خانه ی جدیدروتصورمی کردم البته اون موقع ناآگاه بودم ولی همان طورکه حس هام می گفت من این خونه رومیخواستم ومدام تکرارمیکردم که من قراره جای خوبی بروم .همسرم بعد سه ماه گفتند که قراره بهشون خونه سازمانی بدهند ون به ایشون گفتم خونه هاشون چطوری هست به من گفتند از۹۰متری تا۱۵۰متری هست البته یکسری خونه هم دارند که بزرگتره ، ومن ازروز اول بهشون گفتم بزرگترین خونه وشرایطی که دوست داشتم رومی گفتم خیلی به حرفهای من می خندیدند . روزی که خونه رو تحویل گرفتند خیلی جالب بود چون تمام چیزهایی که دوست داشتم دراین خانه بود وجالب تر اینکه متراژ خونه ۶۵۰متر وفوق العاده بزرگ وجادار وخیلی آروم وراحت هستم .الان چهارساله اینجام ودارم درخواست خونه ی بعدی رومی دهم برای خودم البته باخواسته ها وتوضیخحات کاملتر.
    من برای رسیدن به این خانه کلی مسیر رو طی کردم که نمی دانستم مسیرتکاملم بوده وسختی زیادی کشیدم واینکه واقعا خیلی غر نمی زدم ولی از درون ناراحت بودم ودرمسیرم آدم هایی بودند که راه روهموار کردند برای رسیدن من والان می فهمم دلیل آن قدر ناراحتی که کشیدم والان ازصمیم قلبم از اونها تشکر می کنم که من رو به اینجا رسوندند.تمام فایل های استاد پراز آگاهی وحس خوب است فقط آن موقع وآن شرایط رو درک نمی کردیم وخودمون رو ناراحت می کردیم والان که آگاهانه می فهمم چرا این شرایط پیش اومده وچرا باید این راه روباید می آمدم.چون قراره بوده درمسیرم رشد کنم وبه تکاملم برسم به قول استاد اندازه خواسته هاتون بشوید.
    ممنونم بابت این همه آموز ش عالی

    ۱۴۰۱-۰۴-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام خدای مهربونم ..درود به بهترین الخصوص استاد عزیزم ،🌷استاد مهربانم تو اگر الان در این مرحله ی طلایی زندگی آت هستی فقط بخاطر ایمان قلبیتان است ..نیروی که شما رو ثابت قدم نگه داشت برای رسیدن به خواسته هایتان ..اون باور قلبی وندای خداوند. بود که شما به وسیله تضاد های که در این مسیر داشتین امتحان پس دادین ..وخداوند جواب تمام صبوری تون در این مسیر آگاهی داد ‌‌،،چون قلبی خواسته هاتون نوشتید وعین همون دریافت کردین ..

    ۱۴۰۱-۰۴-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا حسینی

    به نام خداوندی که هر لحظه ندای او درون قلب ما به گوش میرسد.استاد عزیز چه زیبا بود توکل شما به خداوندی که او را نمیدیدی اما باور داشتی که دستانت در دستان اوست و یک آن رها نمیکند.
    داستان شما داستان توکل و اعتماد به خداوند و باور داشتن خود شماست،اگر هر انسانی اول ایمان داشته باشد و بعد خود باوری درونش جریان داشته باشد قطعا در همه کارها پیروز است…زمانی که خداوند را بالاترین دستها در زندگی بیابی دیگر هیچ کس نمیتواند مانع شود…خوشحالم بابت این آگاهی
    سپاس سپاس سپاس

    ۱۴۰۱-۰۴-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    با درود بر حضرت عشق ،🌷🌷.استاد عزیزم بنده به این نتیجه رسیدم اگر بخواهیم حضور خداوند تو زندگیم احساس کنم باید فایل شما رو گوش کنم وتمربن وتکرار کنم تا نتیجه شو با حضور خداوند تجربه کنم ،🌷🌷چه قدر گوش دادن این فایل من را ارام کرده دیگر از اون ناهید عصبی خبری نیس دیگر الکی عصبی نمی شود ..وای زیباست حس پرواز کردن وسبک بالی ،اسناد عزیزم حضورت در زندگیم در کنار پیدا کردن خودم وبدست آوردن ذات پاک پروردگارم با ارزش ترین هدیه است …ممنون ودست مریزاد

    ۱۴۰۱-۰۲-۲۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️

    درک کردن قدرت الهی و مهربانیِ خداوند در تک تک لحظات زندگی ما بسیار زیباست . 🌺و اینکه اگر با خدا دوست باشیم و خدا را در تمام لحظات زندگیمان حس کنیم .🌺 دیگر ترس و دلهره و دلشوره و نگرانی جایگاهی در زندگیه ما ندارد .🌺 دیگر ، دیگران را ، قضاوت نمیکنیم و نگران قضاوت شدن خودمان توسط بقیه نیستیم . 🌺قدرت پذیرش ما بالا میرود و همواره از اتفاقات زندگیمان نه خیلی خوشحال و نه ناراحت میشویم بلکه میدانیم که خداوند بهترین ها را برای ما مُقَدَر کرده است و 🌺میدانیم که چیزی که حق الهی ما باشد به راحتی به ما داده میشود و چیزی که حق الهیه ما نباشد هیچ وقت وارد زندگیه ما نمیشود . 🌺
    عشق تمام ابعاد زندگیه ما را فرا میگیرد به گونه ای که دیگران در کنار ما احساس امنیت و آرامش و شادی و نشاط میکنند .🌺
    🌺همواره دیدگاه جزعی و کوچک ، در زندگیمان از بین میرود و دیدگاه فراوانی و نامحدود در وجودمان جایگزین میشود .🌺 دیگر از کسی یا چیزی تقاضا نمیکنیم و متوقع نمیشویم ، بلکه همه را در وجود خودمان و توسط خودمان میبینیم .‌‌ 🌺و تبدیل به انسانی میشویم که زندگی اش سراسر عشق و مهربانی و محبت و زیبایی و فراوانی است.
    🌺حس کردن حضور خداوند در لحظات زندگیمان خود نشان از این است که 🌺 با اعتماد به نفس گام برداریم و زندگی کنیم و بدون برنامه ریزی از قبل هر آنچه را احساس کردیم باید انجام دهیم انجام میدهیم .،🌺 و چراغ عقل ما خاموش میشود و سُکان کشتی زندگیِ ما را قلب و احساس و قدرت الهی ، آن را به دست میگیرد . و بهترین و لذت بخش ترین و آخرین حد زندگی را برای ما محیا میکند ، چون خداوند زیباست و زیبایی و لذت را دوست دارد . 🌺
    درست مانند استاد که بدون انتظار از دیگران دست به اقدام میزدند ، بدون مشورت گرفتن از دیگران دست به ساختن و گودال برداری مغازه کردند . بدون اینکه در دلشان ترس باشد و بدون تخفیف گرفتن ، مبلغ زمین را چک کشیدند . هرچند پول نداشتند ولی اعتماد به نیرویی داشتند که پول آن جور میشود و قدرت ریسک پذیریه بالا نشانه بر داشتن ایمان بالا به دنیا و کاینات و فراوانی و خداوند است .
    آخرین حد تابلو ال ای دی و ویترینهای شیک مغازه در حد عالی در زندگیه استاد نشان دهنده این بود که استاد عاشق خود و دنیای خود و زندگیه خود بودند و شیک ترین و زیباترین حد زندگی را برای خودشان خواهان بودند همواره آنها را میخواستند و تصور میکردند و نهایت امر در راحتیه ممکن توسط دستان خداوند برایشان خلق میشد . 🌺🌺🌺🌺🌺🌺

    ۱۴۰۰-۱۰-۱۳

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام خالق بارون وکلی زیبایی جهان ..مهربان استادم سلام ..من آنقدر این فایل رو دوست دارم .همیشه دوست دارم تکرار کنم وگوش بدم ..چقدر این ارتعاشات ما زندگی ما رومیسازه ..چقدر با ناگاهی مسیر زندگی مون عوض می‌کنیم ..چه بسا اگر بدونیم این عصبانیت واین ناراحتی چقدر روی زندگی مون اثر میزاره وباعث میشیم این انرژی منفی باعث میشه اتفاقات بدتری رو وارد زندگی ما کنه ..😔..چه خوبه در مقابل شادی ها ارتعاشات خوب بدیم …ما با فکرمون آینده مون می‌سازیم ..چون ما فکرشو میکنیم وبه. جهان هستی ارسال میکنیم ..خودمون درخواست شو دادیم ونباید بگیم هرچه سنگ مال پای لنگه ..ربطی شانس وبد شانسی نداره ..ما خودمون خلقش کردیم .من الان که آگاهی پیدا کردم رفتار های همسرم با فکر کردن وتجسم کنترلش میکنم ..وسعی میکنم بهترین روابط به وجود بیارم ..

    ۱۴۰۰-۱۰-۱۳

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    سلام خدمت استاد
    نوشتن جزییا ت درهدف هاخیلی مهم است واین که این قدر ریز ودقیق نوشتین وهمه اونها درست وبه موقع ایجادشدن
    چیدمان خدا درست است به شرطی اینکه اعتماد کنید
    نکته ی مهم چشم خوردن دوباره تکرارشد ولی مساله ای برای شما پیش نیومد چون نگاه وباوتون تغییرکرده بود ولی برای پدرتون دوباره تکرار شد
    مساله ریسک پذیرفتن وانجام دادن این کارهاخیلی به شما کمک کرد وهرلحظه ای ایده ای به ذهن می رسید
    ومهمتراینک نگاه تون به محل کار این نبودکه چون محیط کوچکی است پس برای رشدوکارمناسب نیست دیدگاهی که اکثریت دارند چون محیط شان خوب نیست می گویند نمی شود
    واین همان نگاه بزرگ ودرست است
    ممنون بابت همه ی فایل های خوب

    ۱۴۰۰-۱۰-۱۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    سلام خدمت استاد گرامی
    چقدر شنیدن این فایل لذت بخش بود وقتی این قدر حس خوب درکار ودرک این همه آگاهی
    قدم برداشتن به سمت خواسته هاتون ووقتی فکر تون وباورتون رو تغییردادین همه ی کائنات قدم برمی دارند به سمت شما
    یه جورایی می گن وقتی چاله می کندی خداخودش اون رو پرمی کنه
    من بیشتر کارهایی که خودم انجام دادم همین طوری بوده یعنی موقع خرید دست به اقدام میزدم وچاله ای می کندم باقیشو رو بی خیال می شدم
    قبلا که قانون رو نمی دانستم این کاررو زیاد انجام می دادم ولی بعد ازیک مدتی کمی ترس دردلم افتاد تاوقتی ترس نداشتم همه چی درست بود ولی بعدازچندسال استرس گرفتم واقعا ازمسیر خرید دورشدم
    الان دوباره شروع کردم به اقدام وواقعا سعی دارم مثل قبل عمل کنم ونترسم
    پیش به سوی موفقیت های جدید

    ۱۴۰۰-۱۰-۱۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    سلام ودرود خدا بر شما استاد عزیزم ..این سخن که خداوند گفته از تو حرکت از من برکت ..چه ساده از بچگی می شنیدیم ولی راحت از کنارش رد می‌شدیم ..ولی کلی معنی داره ..که من باید حرکت کنم.وبه فردا ها واگذار نکنم وخداوند در این مسیر همراه منه وحتی افراد ی که. شاید دشمن روبروی من وایستادن وادار کنه در جهت اهداف من گام بردارند .ومن موفق بشم ..فقط باید بخایم من خودم شخصا با آنکه خونه میخاستم بخریم پولی کم داشتیم یک سوم پول خونه ولی دنبال خونه می‌گشتم وبانگاه سرمیزدم که آخرش خونه با شرایط پیدا کردم وخریدم مهمه چیز جور شد وحتی وام اوکی شد که بخرم ..ولی در مورد ماشین که الان دارم که چند ماه پیش از قانون سردرمیوردم من خاستم اونم فقط یه سوم پول داشتم ولی معجزه شد وخداوند.من رو ماشین دار کرد وخداوند شاکرم بابت این همه اگاهی …

    ۱۴۰۰-۰۹-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مهتاب سلیمانی

    درود و هزاران سپاس از شما بزرگوار

    استاد ضیا عزیز یه نکته را توی این سالها از شما زیاد شنیدم ولی به عمق مطلب درست پی نمیبردم، و نکته این بود که اگر توکل داشته باشی و ایمان و باورت به خالق جهان هستی کامل باشه ،اینو میپذیری که همه چیز طبق چیدمان الهی پیش،میره…من هیچوقت درک درستی از این جمله نداشتم ولی الان دارم میفهمم که چرا شما اینقدرررررر تاکید دارید همیشه و بالای فایلهاتون مینویسید:تکرار تکرار تکرار…..
    با مرتب گوش دادن و تکرار کردن این فایلهاست که نکته هاش،برامون باز میشه و درسش را میگیریم….من اصلا نمیفهمیدم چیدمان الهی یعنی چی؟؟خوب حالا که فهمیدم ….باورش چی؟؟؟خیییلی خوشحالم که تازگیها با تکرار و تکرار حرفها و نکات آموزشی شما و مریم خانم نازنینم داره همه چی برام قشنگ جا میفته .
    خدا را هزاران بار سپاس

    ۱۴۰۰-۰۸-۲۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    خدا قوت ..امشب برای سومین بار این فایل گوش دادم ..جز اینکه استاد ریسک پذیر وشجاع بودن شما منو به وجه میاره ومنو راغب می‌کنه برای تصمیم های بزرگ ..واما در مورد تضاد پیش براتون آمده در مورد آرایشگاه که براتون تهمت درست کردند جز اینکه آدم های حسود نمیخاستن پیشرفت شما رو ببینند .ومیخاستن شما رو کنار بزنند وموفق هم شدند..متاسفانه تو جامعه اسلامی کلا یک کلاغ چهل کلاغ کردن کار روزمره همه شده .وجزفضولی واینکه زندگی همه رو بهم بریزن سودی نمیبرن..ولی استاد همه این اتفاقات باعث شد شما به جای بالاتر فکر کنید خواسته های بالاتری را طلب کنید ..به قول خودتون اگه اون حرف ها درست نمیشد براتون هیچ وقت به جای دیگر به کار دیگر فکر نمی‌کردین ..پس باید اون اتفاق ها میفتاد وله قول معروف عدوسبب خیر شدند ..

    ۱۴۰۰-۰۸-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق❤❤❤

    آنقدر این فایل حس خوب زیستن و زندگی کردن رو به انسان میده که قابل وصف نیست .
    شما در یک محیط روستا و کوچک کاری کردید کارستون و آنقدر مغازه را زیبا و شیک و عالی طراحی کردید که از شهر هم برای خرید به مغازه شما می آمدند.
    اینکه با دل و جون و عشق کامل انسان دل به کار کردن و فعالیت بکند در هر زمینه ای موفق خواهد شد .
    و داشتن ایمان کامل و گوش دادن به حس ها و خواسته های درونی باعث طی کردن پله های موفقیت میشود .
    در قسمتی پدر شما که آهنهای مغازه را کنار منزل پدریتان برده بودید به واسطه باور داشتن چشم خوردن پای ایشون زخمی شد و تا حدی این باور در درون ایشون زیاد بود که شکل زخم هم به شکل یک چشم شده بود .
    شرافت و مردانگی شما در زندگیتان بسیار پر رنگ بود . زمانی که برای خرید قسمت دوم زمین اقدام کردید حرف جالبی که بیان کردید این بود که این تکه زمین به درد شما و وار شما میخورد و اصلا نمیخواهید مُرده خوری کنید و هر چه قیمت آن است تمام و کمال پرداخت میکنید در صورتی کاری که اکثریت به اتفاق جامعه انجام میدهند تخفیف میگیرند و …. شما باور ثروت بسیار بالایی داشتید تا حدی که پول نداشتید ولی حاضر نبودید سر دوست و رفیقتان کلاه بگذارید و یا به چک و چونه تخفیف بگیرید .

    این خیلی نکته مهمی در زندگی است که انسان به نعمتهای خداوند انسانهای دیگر احترام بگذارد و پولی را که برای خرید کالایی میپردازد با عشق باشد بددن چانه زدن و تردید و دلهره .این یک راز موفقیت در زندگی شما بوده است .
    در صورتی که ما مثلا برای خرید یک آدامس از یک بچه آنقدر چانه میزنیم و تخفیف میخواهیم که طرف را کلافه میکنیم و فروشنده به ناچار جنس را به ما میفروشد ولی با حس بدی آن را به ما میدهد و این حس بد ، به ما هم منتقل میشود . و از خرید جنسی که خریداری کردیم لذت کامل را نمیبریم .
    یکی از باورهای ثروت نگرفتن تخفیف است و ایمان و حس خوب به پرداخت جنسی که میخواهیم بخریم است که این حس خوب ما در هنگام استفاده کردن از آن کالا در حریان است و مرتب اتفاقات جالبی در طی مسیر برایمان اتفاق میافتد .
    نکته ای که گفتید مسیر همه ما یکی است بستگی دارد که چگونه هر کدام از ما در این مسیر خواهان رسیدن به موفقیت باشیم .

    ۱۴۰۰-۰۶-۲۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    سلام و عرض ادب امروز برای بار دوم بعد تقریبا دوماه این فایل ۱۲گوش میدم ..استاد تاول از همه به این نتیجه رسیدم وقتی من ترس کنار بذارم درخواست بدم وهرچی در خواست بزرگ بدم خداوند راه را برای من هموار می‌کنه …وچقدر داستان این قسمت جالب بود برام که راحت به پیرمرد سرراه شما قرار بگیره وراحت شما درخواست زمین قواره ی بعدی رو بدین و راحت صاحب زمین خودش بیاد درخواست بده بهتون وهمه چیز براتون آماده سه بدون حتی با آنکه پولی نداشتین زمین خریدین وبعد ایده ی ساختش تو ذهنتون امده اونم با وام برداشتن وحتی نقشه ی مغازه رو خودتون طراحی کردین ..ومغازع با آنکه پدرتون مخالف بودن وباور غلط چشم خوردن داشتن خودشون اسیب دیدن ..ولی باز هم شما موفقیت مغازه به پایان زسوندین با بهترین دیزاین ویترین لوازم لوکس ..با آنکه قصدی برداشتین وحتی کمد های دوستان براتون اقصادی درست کردند براتون استاد فهمیدم شما چون ارادتون قوی بوده همه چیز و همه افراد در خدمت شما حاضر بودند و همه چیز راحت جفت وجور شده بود .وحتی دوستان که کامپوزیت براتون زدن که به قول خودتون کاری تو شهر هنوز انجام نشده بود شما تو روستا اولین بار مد کرده بودین …خیلی شیک وقشنگ …شما قبلاً با ذهن تون‌ونقاشی وطرحی که قبلاً به کاعنات دادین ودقیقا همه چیز همون طور شده که خودتون قبلاً سال قبل درخواست داده‌بودین ..کاعنات دقیقا همونو براتون رقم زدن ومغازه ی تو‌ذهن تون‌..وحتی شیک تر براتون آماده شده …استاد شما ترسی نداشتین نه از بدهی میترسیدین ونه از اینکه ممکنه موفق نشین …فقط به موفقیت فکر میکردین …وبا سلیقه ی تو مغازه به کار بردین تو اون روستا ..مشتری هاتون افزایش پیدا کردند وله درآمد خوبی رسیدین .وحتی مشتری از شهر ها به روستا برای خرید از شما میومدن ..واقعا استاد احسنت .فقط چون کاری که میخاستین انجام بدین شکی نداشتین وراحت از مغازه کل بدهی هاتونو دادین .چون اعتماد به نفس بالایی داشتین موفقیتون حتمی بود ….

    ۱۴۰۰-۰۴-۳۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم طیبی

    باسلام به استاد عزیز وبزرگوار.دقیقا معنای واقعی کلمه ایمان رو اینجا میشه متوجه شد کسی که لحظه به لحظه به صدای قلب وبه صدای محبوب گوش فرا بده وپارو در سرزمین مقدس شجاعت بزاره خداوند دستان پرازمهرش را به سوی اومیگشاید تا از رحمت بی دریغ خودش به بنده خود ببخشد وحال این بخشس میتواند از طریق فردی باشد که بسیار کنجکاو بوده ویااز طریق الهامی که درون قلب خودمان است مهم این است که مادر لحظه صدای این هدایتگر را بشنویم

    ۱۴۰۰-۰۴-۲۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    سلام استاد خدا قوت وای استاد .چقدر حرفتون قبول دارم .من خودم الان البته یه سال این گونه شکر گزاری میکنم حتی اگه یه چای میخورم ویا لباس اتو میکنم از اتو سپاسگزاری میکنم چند بار شده که ماشین لباسشویی خراب میشد کار نمی‌کرد ازش سپاسگزاری کردم مثل آدم باهاش حرف زدم بعد یه ساعت روشن میشد.وکار میکرد فهمیدم چقدر قدرت شکر گزاری بالاست .وحتی رو لوازم اثر می‌زاره ..واینکه در مورد دستگاه مهر سازی که خریدین واقعا به حرف دلتون کردین چون هرچی تو دل آدم بیفته .صد درصد موفقیت حتمی ..وشما هم موفق شدین …

    ۱۴۰۰-۰۴-۰۸

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان
    استاد عزیز و بزرگوار شما به معنای واقعی در میدان نبرد و ازمون ها و ازمایشها سربلند بیرون امدید و درهای بهشت و راحتی توسط خداوند و به اراده و باور و استوار بودن خودشما به روی شما از این قسمت از زندگیتان باز شده است .
    از دل تضادها برای شما موقعیت خلق میشود و دیگر تضاد در برابر ایمان قوی شما کوچیک میشود مانند فضولی یه پیرمرد در کنار زمین مغازه شما که فضولی اوهم میشود ایده برای بزرگتر کردن خواسته شما .
    نکته جالبی که از این فایل گرفتم این بود خداوند بسیار بخشنده و مهربان است و درست مانند این باوری که همه مردم دارند شاید خدا دعای یکی از این جمع را بگیرد و بقیه را هم به واسطه ان فرد پاک و خاص هدایت کند و دعاهای بقیه را هم اجابت کند.
    .درست مصداق بارزش را در زندگی شما من دیدم مثل زمانی که خداوند به شما دریچه های رحمتش را باز کرده است و زمانی شما قصد خرید زمین کنار زمین خریداری شده تان را میکنید باز فروشند میگوید اصلا قصد فروش ندارد و برای اینکه خدا به شما حال بدهد و پاداش بدهد ان شخص را هم درگیر این لذت میکند و ان شخص توسط پدرش که مخالف سرسخت فروش زمین بوده است راهنمایی میشود برای گسترش زمین کشاورزی اش که گسترش این زمین یک موهبت الهی است برای فروشنده زمین که فقط و فقط خداوند به خاطر شما روی عنایت و نگاه لطفی هم به ان بنده میکند .
    حال تصور کنید ان مرد هم شخصی چون تفکرات و ایمان و اعتقادی چون استاد داشته باشد و این زنجیره خوشبختی از طریق استاد به استادهای دیگر انتقال داده شود دیگر در این دنیا جای هیچ ناراحتی و بدی و تاریکی وجود ندارد به امید رسیدن به ان روز نه چندان دور ….
    خداوند همیشه میگوید شما اشرف مخلوقات هستید و لذت بردن و اسایش و رفاه حق شما مخلوقات خاص من است شما این حرف خداوند را تمام و کمال باور داشتید برخلاف اینکه در روستا با تصورات و باورهای بسیار محدود و بسته ولی شما مغازه ای را باز کردید با تمام امکانات و رفاهیات که در جهت رسیدن به هدف شما بود .
    شما چون برای هدف خود و خواسته و در واقع برای خود خود خود خودتان ارزش قایل بودید و احترام میگذاشتید این رفاهیات را تدارک دیدید که در واقع خیلی از نیازهای شما را به صورت نامحسوس حل میکرد و شما تمام و کمال در خدمت مغازه و هدفتان و در جهت رسیدن به موفقیت روز افزون خود بودید .
    نکته بعدی که خیلی جالب بود شما از قبل از دل مغازه کوچکتان یعنی از دل یک موقعیت خوب یک موقعیت عالی خلق کردید وآن درست کردن صندوق با جمع کردن ۱۰ درصد از درامد مغازه بود خوب این موقعیت بسیاری از مواقع برای شما خیلی کارهای ریز و درشت انجام داده است و الان موقع ان است که خودنمایی کند و خود این صندوق صندوق کوچک مغازه شما سپرده صندوق وام بانک انصار میشود که ریشه و استارت ساختن مغازه از اینجا شروع میشود .
    تمام انسانهای خوب و مامور خداوند به صورت خیلی اگاهانه و توسط خداوند در مسیر شما قرار میگیرند . مانند دیدن پسر عمو شما بعد از ۱۵ سال که پیشنهاد مغازه پوشاک فروشی از طریق یه نفر دیگر را به شما داده بود باز هم همان نفر را به شما معرفی میکند برای زدن ام دی اف مغازه تان .
    و اینجا جای صد افرین گفتن به شما دارد چرا که شما ذهنتان را کامل شست و شو داده اید و باورهای غلط را دور ریختید چرا که افراد عادی در چنین شرایطی سریع بار منفی داستان را میگیرند و میگویند عمرا طرف اقا مهدی برای زدن ام دی اف بروم چون او همان کسی بود که باعث بدبختی من در زمینه پوشاک شد .
    شما با توجه به نداشتن علم به قانونهای جذب ولی به شکل بسیار زیبایی تصویر سازی را در زندگی خودتان انجام میدادید و داخل کامپیوتر کامل با تمام جزییات مغازه تان را تصویر سازی کردید درست مثل دنیای واقعی که ساختن خانه نیاز به کشیدن نقشه دارد شما در عالم رویا های خودتان بدون هزینه کردن و پرداخت وجه به نقشه کش خانه رویایی خودتان را تصویر سازی کردید و کشیدید .
    نکته بعدی قانون جذب به واسطه پیاده شدن باورهای درست و ایمان کامل شما در جذب مشتریهای خاص و شیک بود حتی از شهر به سمت مغازه شما می امدند و اینجا قانون جذب را بسیار قوی شما پیاده کردید چون ایمان و باور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی نصبت به هدف و خواسته قلبی خودتان داشتید در واقع خواسته شما بر تمام کالبدهای بدنتان حاکم شده بود ذهن و فکر و چشم و زبان و دست و پا همه و همه تحت فرمان هدف والای شما و در اختیار کامل شما و فرمانبردار شما بودن .
    شما ناممکن ها را با ایمان کامل در شرایط محدودی چون روستا ممکن کردید .
    پس اینجا این نتیجه را میتوان گرفت تمام ما انسانها در کره خاکی در هر شرایطی که الان زندگی میکنیم چه خوب و چه بد چه لذت بخش و چه تنفر امیز همه و همه خودمان هستیم که این زندگی را برای خودمان خلق کرده ایم و در ان مشغول به زندگی هستیم همان حرفی که استاد عزیز در ابتدای فایلها میگویند:
    ((( هیچ کس هیچ کس غیر از خودما زندگی مان را خلق نمیکند و نمیسازد . )))
    به امید داشتن زندگی های خوبی که تک تک ما انسانها بتوانیم در بهترین و راحت ترین حالت ممکن برای خودمان خلق کنیم .

    ۱۴۰۰-۰۳-۲۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    درود بر استاد ضیاء گرامی
    وقتی خدا نعمتی به یکی میده هرگز به زندگی فرد دیگری زیان وارد نمیشود جهان محل فراوانیست… برای صاحب زمین ، قبلش خداوند زمین زراعی تدارک دیده بود و اوهم ضرر نکرد
    کلا چون افکار و باورهاتون مثبت شده بود و بقول معروف اقبال بشما رو کرده بود ، به هر چی فکر میکردید کمک و چیدمان درست از سوی خداوند فراهم میشد مثلا از ابتدا فردی که برای خرید تیکه دوم زمین بشما پیشنهاد داد و دوستی که قفسه های ام دی اف رو با شرایط خوب براتون ساخت و اون دوستی که نما رو ساخت همه مامورانی بودند که خداوند سر راهتون قرار داد و شما هم بخوبی این نشانه ها رو گرفتید و عمل کردید بخصوص بر خلاف نظر اکثریت ، ساختن زیر زمین هم کاری بود که براتون خیلی مفید بود.
    اینها تجربیاتی بود که ما براحتی میتونیم در موقعیتش که قرار میگیریم بدون ترس و دلهره ازشون استفاده کنیم و بهشون عمل کنیم سپاس از شما 🙏🙏🙏

    ۱۴۰۰-۰۱-۱۳

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم طیبی

    بسیا زیبا ومثل همیشه عالی بود واقعا اگه همه کارهام رو به خدا توکل کنم میدونم پشتمه وامیدوارم که هرلحظه بهش نزدیکتر بشم وتوصیه میکنم به دوستان خوبم که فایلها رو مداوم گوش بدیم

    ۱۳۹۹-۰۹-۰۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    سلام استاد عزیز وقت بخیر
    خوشحالم از اینکه در این دوره شرکت کردم واقعا تغییرات جالب وجدیدی رو تجربه کردم قراربود یه کاری رو انجام بدم یکم دودل بودم من یه خانم خانه دار هستم واز خودم درآمد خاصی ندارم ولی یکی از هدفهای اصلی م این بود که یه چرخ خیاطی جدید و کاربردی برای خودم تهیه کنم قیمتش حدود ۶۰۰۰۰۰۰میلیون خیلی باخودم فکر کردم من این چرخ رو میخوام چه جوری نمیدونم از کجا پو.لش این روهم نمیدونم ولی فقط فکرم رو درگیر کرده
    تمرینات سپاسگزاری رو دارم انجام میدم اینکه بگم مرتب نه ولی سعیم رو می کنم که که انجام بدم این رو بگم که ترسم خیلی کم شده وقدرت ریسکم بالا …………. تمرین رو ز شانزدهم رو که انجام دادم بایک باور وحس خوب شروع کردم وبه خواسته م فکر می کردم فردای اون روز یعنی هفدهم همین ماه یه کارت هدیه به دستم رسیدبه مبلغ ۵۰۰هزار تومان
    خیلی شوکه شدم این قدر هیجان داشتم اصلا فکرشو نمی کردم به همین راحتی مقداری از پولم جورشه حدود ۲۰۰تومن هم پس انداز داشتم شد ۷۰۰ واقعا خدا رو سپاسگزارم
    چند رو ز میخوام برای شرایط قسطی اقدام کنم ولی یکم ترس رو داشتم تا اینکه باخودم گفتم فایل دوازدهم یه انرژی به سمتم می فرسته احساس قلبی بهم می گفت بعد از دیدن این فایل می تونم تصمیم درست رو بگیرم خیلی خوشحال شدم دقیقا چیزهایی رو گفتین که بهش فکر می کردم فردا صبح به امید خدا میخوام برم برای خرید
    ممنونم بابت انرژِی که بهم میدین وازدوستان خوبم میخوام واقعا نترسن به هر چی که میخوان میرسن ویک موضوع جالب دیگه من چند سال پیش خونه مون رو از دست دادم طبق یه سری اتفاقات البته استاد در جریانش هستن
    استاد سه روز پیش از محل کارشوهرم یه نامه اومد که هر کسی که خونه نداره میتونه ثبت کنه قراره خونه بدن من هم ثبت نام کردم مطمین هستم که من هم صاحب خونه میشم استاد همه چی رو راجع به خونه م نوشتم انشاء الله بزودی خبرشو بهتون میدم

    ۱۳۹۹-۰۸-۲۰

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    درود و سپاس بابت این فایل بسیار زیبا
    نکته ای که من از این فایل گرفتم این بود که انسان اگه بزرگ فکر کنه، اتفاقات بزرگی براش میفته. یعنی همه چیز به فکر خود آدم بستگی داره، و نه به محیط یا انسان های اطرافش، یا به شرایط .

    شما با اینکه در محیط کوچک روستا زندگی می کردید، با آدم هایی که باورهای محدود کننده زیادی داشتند، اما چون جسارت بزرگ فکر کردن رو داشتید و البته فکرهاتون رو عملی می کردید، اتفاقات بزرگی براتون رخ می داد.
    واقعا به خاطر داشتن چنین استاد بزرگی ،خدا رو سپاسگزارم و امیدوارم منم بتونم از گفته های شما درس بگیرم، تمرین کنم، عمل کنم و اتفاقات بزرگی رو در زندگیم خلق کنم.

    ۱۳۹۹-۰۸-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

توجه کنید: این جلسه فقط برای دانشجویان این دوره مجاز و در دسترس است.

اشتراک گذاری