سبد خرید

راه رسیدن به رویاها | جلسه ۲۰

امتیازدهی 5.00 از 5 در 20 امتیازدهی مشتری
(20 بازخورد مشتری)

تمرینات شما، برنامه‌ریزی ذهنی شما محسوب می‌شوند

راه رسیدن به رویاها | جلسه ۲۰

بعد از اینکه این خانم در شهر یزد جراحی کردند و به شهر خودشان بازگشتند، به علت احساس درد دوباره مراجعه کردند و بعد از انجام آزمایش در یزد و کرمان به این نتیجه رسیدند که بخشی از توده هنوز در بدن آن خانم وجود دارد و مجددا باید جراحی صورت پذیرد.
ولی من به او گفتم که هیچ چیز غیر ممکن نیست و تو بزودی خوب می شوی و چون این کلام من از مبدا و منشا دیگری می آمد، تاثیرگذار بود و او هم حرف مرا می پذیرفت. به این دلیل که من توانسته بودم روی مادرش تاثیر بگذارم و حالش را خوب کنم ، او هم به من اعتماد کرده بود و نتیجه هم گرفت.
بعد از چندروز، پزشکان کرمان به این نتیجه رسیدند که با وجود اینکه در آزمایشات کرمان و یزد، به وضوح توده دیده شده است، ولی بعد از برداشتن توده و انجام آزمایشاتی بر روی آن، هیچ مورد بدی دیده نشده بود!!
یعنی فقط در طول ۳ روز ، به دلیل تغییر باور آن فرد نسبت به بیماری، همه چیز به صورت ناباورانه تغییر یافته بود و این نشان از حضور خدا در آن موقعیت بود که از طریق کلام من در جان آن فرد جاری شده بود و تاثیر خودش را گذاشته بود.

با این اتفاق باز هم باور من قوی تر شده بود و حرف های من از نظر دیگران، غیر منطقی تر.

این صحبت ها به سرعت در شهر پیچید و یک شب ،خانمی دیگر با من تماس گرفت و از من کمک خواست و بعدا متوجه شدم که همشهری هستیم و بعد از جلسه به منزل ایشان رفتم و با آن خانم صحبت کردم و خدا رو شکر ایشان هم خودشان و هم خانواده شان تحت تاثیر حرف های من قرار گرفتند.
در حین صحبت ها متوجه شدم که این خانم با اینکه خیلی جوان هستند، اما از قبل برای خودش کفن آماده کرده و حتی وصیت نامه نوشته بود. و من ذهن ایشان را روشن کردم که وقتی چنین کارهایی را انجام می دهد یعنی منتظر مرگ است و جهان هم شرایطی را فراهم می آورد که او به خواسته اش برسد.
با شنیدن این صحبت های آگاهی دهنده، حال آن خانم بهتر می شود و بعد از مدتی برای خرید یک سری وسایل با یکی از دوستانش به تهران می رود. دوست آن خانم برای کاری به بیمارستان می رود و این خانم هم برای چکاپ آزمایشی می دهد و پزشک بعد از بررسی آزمایش به او می گوید که دچار سرطان است و او کاملا روحیه اش خراب می شود و برای جلب حس ترحم، به خانواده و دوستانش هم اطلاع می دهد و خودش هم با تلقین و ترس، حال بدتری را برای خودش جذب می کند و وصیت نامه هم تنظیم می کند.
ولی بعد از صحبت های من هوشیار می شود و حالش بهبود می یابد و من به آنها گفتم که باید ارتباط خود را با دیگران کم کنند و فقط صحبت های مرا باور کنند و به خدا اعتماد داشته باشند.
آنها از من خواستند که جلسه بعدی کلاس را در منزل آنها برگزار کنم و من هم قبول کردم و با اکیپ خود به منزل آنها رفتم و صاحب خانه هم تعداد زیادی از کسانی را که بیمار بودند دعوت کرده بود و این باور را در آنها کاشته بود که من می توانم بر روی آنها تاثیرگذار باشم.
وقتی من شروع به صحبت کردم ، عده زیادی جذب صحبت های من شده بودند و حتی اذعان می داشتند که با شنیدن صحبت های من، دردهایشان بهبود یافته است.
بعد از مدتی آن خانم باید دوباره به بیمارستان یزد مراجعه می کرد. من با او صحبت کردم و به او گفتم که هرچه بیماری که در وجود تو بوده، حتما تمام شده و تو باید این حرف من را باور کنی. ولی اگر می خواهی به یزد بروی، باید مراقب نشانه هایی که خدا سر راهت قرار می دهد باشی، نشانه ها ممکن است چند بار برایتان ظاهر شوند و یا فرد بیمار ممکن است الهاماتی را درک کند که مطمئن شود باید برود یا خیر.
اگر نشانه ها را فهمیدی و تسلیم شدی، پس شک نکن که جواب می گیری، اما اگر بی توجه به نشانه ها و بر طبق عقل خود پیش رفتی نتیجه ای نخواهی گرفت.
جالب اینکه تمام این صحبت های من برای آنها اتفاق می افتد، در ابتدا مساله ای پیش می آید که رفتنشان را به تعویق می اندازد و بعد که به یزد می رسند و به بیمارستان می روند، دوتا از بیمارستانها دستگاهشان خراب هستند و باز هم آنها به دنبال بیمارستان دیگری که دستگاهشان درست باشد به اردکان می روند، چون ذهنیت عقلانی آنها اینست که وقتی این همه راه آمده ایم باید کار مفیدی را انجام دهیم، غافل از اینکه وقتی از این بیمارستان به آن بیمارستان می روند، یعنی در حال درخواست بیماری از کائنات هستند و منتظر شنیدن خبر بیماری‌. پس چیزی به جز این هم دریافت نخواهند کرد!
و بالاخره در بیمارستان اردکان پزشک به او می گوید که احتمالا سرطان به استخوانت رسوخ کرده و او با شنیدن این حرف دوباره بهم می ریزد و از طرفی تمام زحمات من هم بر باد می رود.
در صورتیکه اگر به نشانه ها دقت کرده بودند و برگشته بودند، خداوند از طریق واسطه هایی مثل من شفایش می داد. چند روز بعد مادرشوهر همان خانم از من دعوت کرد که به جای مراسم مذهبی که در خانه اش برگزار می شد،برای افراد حاضر در جلسه صحبت کنم و می گفت این قدری که در صحبت های من با خدا ارتباط گرفته و او را شناخته، در مراسم های مذهبی چندین ساله اش به این شناخت نرسیده.
من قبول کردم و به آن جلسه رفته و صحبت کردم ولی چون حاضرین در جلسه شناخت یا باوری نسبت به من نداشتند و صحبت های من در ظاهر با مسائل مذهبی منافات داشت، انتقادهای زیادی می کردند که منشا همه انتقادهایشان تجربه و تحلیل های عقلانی آنها بود و اینکه به عقل خود، بیشتر از خدای خود، اعتماد و باور داشتند.
بله همه چیز به باور ما بستگی دارد، آن دو نفر خانمی که سرطان داشتند و من با آنها کار می کردم، نفر اول به من باور کامل داشت و نتیجه گرفت ولی نفر دوم انگار به پولش بیشتر باور داشت و حتی آزمایشاتش را با صرف هزینه زیادی به آلمان فرستاده بود …. و در نهایت نتیجه ای هم ندید.
بعد از این جریانات عده زیادی که بیماریهای سخت داشتند با من ارتباط می گرفتند و خواستار صحبت با من می شدند ولی من دیگر ادامه ندادم زیرا تمرکز روی این مسائل، از همان جنس را جذب خواهد کرد و من هم با دیدن همین موارد و نشانه ها، ایمانم و باورم تقویت شده بود و دیگر نیازی به ادامه نمی دیدم.

درباره موضوع بخشش داستان زیبایی وجود دارد که یکی از پادشاهان از مسیری عبور می کرد که مرد فقیری را دید. مرد فقیر یکی دو تا گوسفند که بیشتر نداشت، همان ها را برای پادشاه سر می بُرد تا از آنها پذیرایی کند و پادشاه وقتی به قصر خود برمی گردد، در جواب کار مرد فقیر، چندین برابر گوسفند به او می بخشد. اطرافیان از پادشاه می پرسند که چرا چند برابر به او بخشیده اید و پادشاه در پاسخ می گوید: من هیچ گاه نمی توانم کار او را جبران کنم زیرا مرد فقیر تمام دارایی خود را به من داد و من تنها بخش کوچکی از دارایی ام را به او عطا کردم.

امیدوارم که این صحبت ها بتواند در شما تاثیرگذار باشد ، زیرا تمام چیزهایی که از زندگی خود برایتان می گویم، آگاهی هایی ست که خودم شخصا و به صورت تجربی به آنها رسیده ام و آنها را درک کرده ام ودر جای دیگر یا کتاب های دیگر نخوانده ام و شما هم به اندازه ای که باور می کنید و عمل می کنید، نتیجه می گیرید.

20 دیدگاه برای راه رسیدن به رویاها | جلسه ۲۰

کیفیت
ریویوایکس
100%

برای این آیتم یک نظر بنویسید

07 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کرده‌اند

مرتب‌سازی بر اساس

  • زهرا طیبی

    به نام پادشاه کل هستی
    سلام ودرود خدمت استاد بزرگوار
    هربارکه گوش می دهیم تازه متوجه می شویم از قدرت بی انتهای وجودمان ، قدرتی که خداوند بزرگ در نفس تک تک ماقرارداده وهرکدام یک قدرت منحصر به فرد داریم که تابه حال ازآن استفاده نکرده بودیم واکنون با یادگیری های جدید ازاین قدرت استفاده می کنم .
    چقدر زیبا بیان کردین صحبت بابیماران ، بین آنها کسانی بودند که گوش دادند وبا دل وجان حرف های شما رو پذیرفتند ،وپی بردند به این منحصربه فردبودن خودشان واعتمادکردند ،به پادشاه جهان وحال دلشان خوب شد .وصدافسوس کسانی هم بودندکه اکنون درمیان مانیستند.
    خوشحالم بابت طی کردن این مسیر تکامل وسپاسگزارم خداروبابت یادگیری تک تک درس هایم
    وچقدرزیباست قوانین خداوند ، اوهرآنچه تو بخواهی می دهد بدون هیچ تفاوت وقضاوتی .
    .

    ۱۴۰۱-۰۴-۲۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️

    این فایل یک فایل فرا اگاهی است ، فایلی که نیروی شگفت انگیز درون انسنهایی را که توسط هدایتگرشان بیدار میشود و هوشیارانه خود و نیروی درون خود را باور میکنند .
    و اقدام میکنند و آن بیماری و مرضی را که با وجودشان سازگاری ندارد را از بدن سالم و زیبا و‌ شگفت انگیزشان به وسیله ی همان نیروی فوق العاده ی درونشان بیرون میکنند.
    این فایل ، یک فایل بیداریه نیروهای خفته درونی است .

    من تا به اکنون چنین اگاهی از این فایل نداشتم بلکه بعد از یکسال و اموزشهای دیگر استادم به این درجه از اگاهی رسیدم .
    خداروشکر برای اینکه به این درجه از اگاهی رسیدم و سپاسگزار خدا و این لحظه و استادم هستم.♥️♥️♥️♥️♥️

    ۱۴۰۱-۰۴-۲۳

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام. خدای مهربون..سلام ودرود به بهترین ها ..فایل بیستم بسیار ارزشمند وبا ارزش برای من چون پارسال من هدایت شدم ومریضی رو شکست دادم از هجده به بعد هدایت شدم وحالم خوب شد واون مریضی سخت شکست دادم فهمیدم من از اون مریضی قوی تر هستم .‌‌همانطور که استاد اون چند خانم رو هدایت کرد ،،وسلامتی شون رو بدست آوردند ..بنده هم از این فایل ها الگو گرفتم وحالمو خوب کردم ..الهی شکرت

    ۱۴۰۱-۰۴-۲۳

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    به نام خالق عشق و زیبایی
    هزاران درود و سپاس بابت این فایل که واقعا بیدارکننده است، البته برای کسی که بخواهد بیدار شود!
    به نظر من استاد هدایت گری از سمت خدا بودند و هستند تا انسانهایی را که خودشان می خواهند، هدایت کنند. در واقع استاد با تاثیرگذاری بر روی انسانها، نیروی درونی آنها را بیدار می کردند تا آن نیرو، نیروی قدرتمندی که در وجود هر انسانی هست، دست به کار شود و شفای خود شخص را سبب شود. مسلما آن نیرو در همه ما وجود دارد ولی گاهی در اثر ناآگاهی و غفلت ما، در لایه های عمیق وجود ما پنهان می شود و برای بیداری، نیاز به تلنگر دارد و دقیقا یک هدایت گر، کارش و ماموریتش همین است: بیداری قدرت معنوی درونی انسانها و فعال کردن آن.
    موضوع معنوی دیگری که در این فایل بیان شد، توجه کردن به نشانه ها برای دریافت هدایت می باشد که به نظر من در صورت درک نشانه ها و حرکت در مسیر آنها، بازی شگفت انگیزی با جهان هستی به راه می افتد. یک بازی آگاهانه، هوشمندانه همراه با اتفاقات مهیج و پندآموز
    خدا رو شکر به خاطر این آگاهی ها

    ۱۴۰۱-۰۴-۲۳

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    به نام خدا
    با سلام واحترام
    درقسمت دوم در مورد باورها صحبت کردین واینکه برااساس باوری که داریم چه میزان حرکت می کنیم وعمل به آن
    خداوند براساس باور وایمان ما پاسخ می دهد وبه مانشانه ها رانشان می دهد
    نشان ها زمانی خودش رو به ما می رساند که روی خودمان کارکرده باشیم وبه یک درجه قابل تغییری رسیده باشیم واین تغییر از آرام آرام رفتن درمسیر شروع می شود وحرکت های که درطول مسیر انجام می دهیم
    درمورد بخشش صحبت کردین چقدر زیبا بود که ماباید از بهترین های خودمون ببخشیم درحالی که واقعا درجاهایی بوده که به یک فرد نیازمند کمک کرده ایم از روی نخواستن چیزی که خودمان داریم نه از روی لطف ومحبت این هم یک درس بزرگ بود خداوند به میزان بخشش ما پاسخ می دهد
    ویک مثال دیگر که درمورد بخشش هست اینکه وقتی داریم به کسی کمک می کنیم بدنبال آن نباشیم که آن فرد واقعا نیازمنداست یانه کاری نداشته باشیم که این پول یا وسیله را چکارمی کند
    فقط ببخشیم بدون هیچ چشمداشتی
    ممنون از همه ی فایل های خوبتون

    ۱۴۰۰-۱۱-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    به نام خالق زیباییها
    باسلام ودرود خدمت استاد گرامی
    صحبت هاتون درمورد فرد بیمار بسیار عالی وتکان دهنده بود با اینکه این قدر از نشانه ها براشون صحبت کردین ولی بازهم توجه نکردند وبدنبال نشانه هایی از بیماری بودند
    خداوند نشانه ها رودرمسیر قرار می دهد به شرطی که ما بگیریم ودرک کنیم
    خداوند حضور خود را در تک تک لحظاتی که آنها مشغول کاربودند نشان داد ولی آنها توجهی نکردند چون حرف شما رو باور نکردند به قدری حرفهای دیگران درذهن آنها تاثیر گذاشته بود که حرفهایی از جنس صداقت ودوستی ومحبت را نفهمیدند
    وچقد رسخت است درحالی که تلاش می کنی کسی رونجات دهی خودش قادر به درک نجات نباشد
    صحبت هاتون درمورد باور خرید کفن خیلی تکان دهنده بود من خودم شاهدبودم د رچند سال قبل مادربزرگم چقدرباعشق کفن ازمکه خریده بود وآن را هرسال روز عید غدیر درمی اورد وعطر می زد ان رامی پوشید به این نیت که در زمان مردن با آن احساس دلتنگی نکند
    حتی یادم هست یکبار درقبر رفتند برای ترسشان ازمردن برای اینکه وقتی ازدنیا رفتند غریبی نکنند به خاطرباورهای قدیمی
    من هیچ وقت کنارشان نبودم وقتی کفن رو درمی آوردند اصلا حس خوبی نداشتم چون دوست نداشتم به این قضیه فکر کنم
    واقعا درکمال ناباوری دست از زندگی کشیدند وبه دنیای مردگان پیوستند
    نکته خیلی جالبی که هرچند برایم دردآوراست ولی سراسر تجربه پدربزرگم بیمار بودند قبل از مادربزرگ وقتی دربیمارستان بستری بودند دکترها ایشون رو جواب کردند ۱۱بیماری غیر قابل علاج از لحاظ ایشان ولی چون پدربزرگم گوش هایشان نمی شنود هیچ کدام ازاین بیماریها رو نفهمیدند وقتی به خانه آمدند به ما گفتن نهایت یکماه زنده هستند مادربزرگم به قدری جوش زندند وناراحت شدند که خودشان دربستر بیماری افتادند
    بعداز چند وقت پدربزرگم خوب شدند والان ازآن مدت ۱۲سال می گذرد و سلامت هستند ومادربزرگم به خاطر ناراحتی وحجم استرس بعد از دوسال فوت کردند و همان کفن را پوشیدند
    پدربزرگم برای خود کفن نیاورده بود
    نکته ی مهم
    چقدر حرفاتون رودوست داشتم واستفاده کردم ممنونم از این همه آگاهی

    ۱۴۰۰-۱۱-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️

    خدا همه کس میشود همه چیز را …..
    به قدر فهم و کلام و درخواست و خواسته و تصور ماست .
    چه قدر زیباست دوستی و آشتی با خدا . همه ما به نوعی با خدا قهریم با خدای مهربونمون سر جنگ داریم . آخه چرااااااااااا؟
    من درک نمیکنم . به حدی که میخوام فریاد بزنم اقا بسهههههه دیگههههه . تا کی قهر و کینه و خشم و نفرت و غر زدن و بیماری و قهر و فقر و تنگ دستی .
    بیاییم آغوشمون را به روی خدای واقعی خودمون باز کنیم . همان خدایی که پر از حس عاشقی و زیبایی و مهربانی است .
    به قول سهراب سپهری : به چه می اندیشی 🌺
    نگرانی بیجاست،🌺عشق اینجا و خدا هم اینجاست🌺لخظه ها را دریاب 🌺زندگی در فردا نه ، همین امروز است 🌺

    ۱۴۰۰-۰۹-۱۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️

    استاد این فایل فوق العاده است و پر از آگاهی و ایمان است . رسیدن به خود واقعی را نشان میدهد همان خودی که در زمان تولد بدون هیچ بیماری و دردی به دنیا آمده است .
    استاد خداوند و جهان هستی به واسطه خواستن شما از ته قلبتان از طریق شما چند بیمار سرطانی را در مسیر راهتان قرار داد .
    دقیقا موضوعی که در اذهان عمومی لاعلاج و غیر ممکن است را در مسیر شما قرار داد تا قدرت و انرژی خودش را از طریق شما به شما و دیگران نشان دهد .
    و درک این قدرت و انرژی آگاهی بالا و والایی را میخواهد . که اول از همه آگاه بشیم که هیچی نمیدونیم . اگاه شدن به نداستن اولین قدم در رسیدن به آگاهی و درک و ایمان و باور کردن قدرت و نشانه های خداوند است .و عمل کردن به این موارد جزوی از اقدامات اولیه در این مسیر است .

    ۱۴۰۰-۰۹-۰۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر افریننده عشق ♥️♥️♥️

    چه زیباست شناخت خود و آشتی کردن با وجود خدایی خود همان وجودی که در زمان تولد پاک و عاری از هرگونه بیماری و کثیفی و سیاهی است .
    و فقط به واسطه باورهای جامعه و خانواده است که خود ما شکل دیگران شده است و از خود مان خیلی دور افتاده ایم و همین فاصله گرفتن از خود واقعی ما باعث شده است تا از اولوهیت باطنی و الهی فاصله بگیریم و این فاصله گرفتن سبب هزاران هزار بیماری و مشکل و خرافات و باورهای غلط در درون ما شده است .
    و با برگشتن به خود واقعی مان به ان منبع اصلی و قدرت معنوی مرکزی متصل میشویم و هر ناممکنی ممکن میشود و معجزات پشت سر هم اتفاق میافتد و نا شدنی ها شدنی میشود 🌹🌹🌹

    ۱۴۰۰-۰۸-۲۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    سلام وهزاران درود به استاد مهربانی ها ..،🌷🌹استاد واقعا بی نهایت عالی هستند هم فایل ها وهم شما این درک واگاهی به ما دارین درس میدین .تو این فایل به من داره ثابت میده معجزه خداوند زمانی رخ میده که ذهن ما قبول کنه وشکی نداشته باشه …واقعا افسوس میخورم به اون خانم که آنقدر با ذهن خوب آنقدر باور سلامتی درون ذهنش پرورش داده که مریض ناعلاج رو شکست داد .همون طور که فرمودین در مورد کفن واقعا چقدر تو گمراهی هستیم که کفن از مکه وکربلا میارند میگن تبرک از کربلا ..ومنتطر مرگ می‌مونیم ..خوب ما مردیم بلاخره یه چیزی پیدا میشه ما رو کفن کنند .بی کفن دفن مون نکنند ..چرا خودم با خرید کفن پیشباز مرگ برم ..واقعا سخن های شما رو باید با آب طلا نوشت …من باید دنبال نشونه ها باشم تا منو به خواسته هام نزدیک کنه ..واما در مورد تلقین که واقعا رو ی مرده اثر میزاره.وبیشتر ما ها با تلقین خودمون وبقیه رو نابود میکنیم …

    ۱۴۰۰-۰۸-۱۶

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    وای استاد امروز آنقدر از این فایل نکته یاد گرفتم هی دوست دارم احساساتمو تایپ کنم آنقدر اشکام داره میاد .دوست دارم فریاد بکشم فریاد آزادی فریاد زندگی فریاد عشق از عمق وجودم امروز من فقط تو یه ماه ماشینی فکرشو نمی‌کردم چون فقط قبلش فکر میکردم مگه معجزه بشه اتومبیل بخرم ولی الان سوار میشم وکیف میکنم و هزاران بار سجده میکنم امروز میفهمم من یه ماه پیش آنقدر تیبا رو تو خیابون دیدم شکر کردم برای صاحب ماشین انرژی مثبت فرستادم خودم سوار براون ماشین تصور میکردم واون تایمی که بیرون‌بودم فقط تیبا رو می‌دیدم .البته خب من دوست دارم ماشین بهتر سوار شم من میدونم به اونا هم به زودی میرسم چون ایمان پیدا کردم لایق بهترین ها هستم در جهان همه چیز نیکوست .انقدر ثروت خوشبختی هست وخداوند بهترین ها رو سر راهم قرار میده ..شما استاد با آنکه جای خوش وهوا تو ذهنتون در خواست داده بودین ولی خداوند ترکیه براتون در نظر گرفت جای که بهترین دوستان وموقیت در انتظار شما بود ..‌استاد ازتون سپاسگزارم من شما که هدیه خداوندی برای من سجده شکر به جا میارم

    ۱۴۰۰-۰۵-۰۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    سلام استاد امروز روز عید به همگی مخصوصا استاد عزیزم سید بزرگوار تبریک میگم امیدوارم همیشه استاد عزیزم تنت سالم باشه امروز به فال نیک میگیرم وبا این فایل کیف کردم وواقغا از عمق وجود درکش دارم میکنم‌خیلی احساساتم برانگیخته شد .امروز میفهمم که ما چقدر گمراهی زندگی میکردیم و همه توهمات امروز من چمدون باز کردم دیدم مامانم رو جهاز من کفن خریده بوده اعصاب بهم ریخت با آنکه کفن خودش پاره کردم وزیر پرده ای کردم امروز باور کنید اول کار ی کردم این کفن استاد رفتم تو کوچه آتیش کردم همین ساعت پیش کفن انداختم تو آتیش کیف کردم استاد خیلی انگار احساس شادابی میکنم .حتی صبح سردرد عجیبی داشتم دیگه ندارم اون سردرد. و ..‌بعد آتیش خاموش شد ولی انگار درد های دل من خاموش شد دیگه کینه ی تو دلم ندارم از کسی ‌.خدایا سپاس گذارم .بابت این حال خوب .امروز من جرات کردم کفنی که مادرم بخاطر اینکه باید روی جهاز من بذار وعقیده داشته باید باشه وگرنه جهاز من کامل نبوده ….ولی نمیخام مثل مادرم باشم من امروز حالم دلم عالی روز عید کفن که مادرم برام فراهم کرده بود رو آتیش زدم …مطمعنم بهترین روز های عمرم رو قرار از این به بعد با خوشحالی بگذرونم ..

    ۱۴۰۰-۰۵-۰۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    درود بر استاد ضیاء گرامی ،
    کلا در مورد هر موضوعی پذیرفتن و باور جنبه مثبت قضیه میتونه شرایط رو بطور نا باورانه تغییر دهد و این مورد رو همانگونه که در دیدگاه قبلی ام مفصل شرح دادم برای من ثابت شده و به آن ایمان و باور دارم👍
    باور دارم تمرکز و تلقین روی هر موضوعی باعث میشه اونو بسمت خودمون جذب کنیم پس چه بهتر که افکار منفی از هر نوعش را بیرون ریخته و آرزوها و افکار مثبت و قشنگ را با آنها معاوضه کنیم قطعا شرایط زندگی به سمتی خواهد رفت که اتفاقات خوب برامون بیفته و امروز اون دوستم که بیماری را نپذیرفت ، در صحت و سلامت کامل جسمی و روحی داره زندگی میکنه خداروشکر 🙏🙏🙏

    ۱۴۰۰-۰۵-۰۶

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    سلام ودرود فرشتگان خدا برشما استاد عزیزم ..چقدر این فایل منو تحت تاثیر قرار گرفته تقریبا دوهفته پیش که فایل اولین بار گوش کردم اولین کار کردم مادر چون تحت معالجه وسرطان داره دقیقا کفن‌خربده بود واماده گذاشته بود من رفتم اون کفن چون سفید قیچی قیچی مردم وزیر پرده خونه ازش استفاده کردم هرچی مادرم اعتراض کرد قبول نکردم وکلی براش توضیح دادم وارامش کردم .مادر من به این باور بود چون تنها عمه اش وپدرش سرطان داشتن آینم روزی سرطان با از دنیا میره ودقیقا همین بلا سرمادرم آمده ومریضی شده ولی ومن دیگه با شنیدن این فایل ها آنقدر تحت تاثیر قرار گرفتم .این کار انجام دادم وصیت مادرم پاره کردم گفت دیوانه شدی گفت نصف خونه بنامش برای من تنها دخترشم نوشته بود ولی گفتم نمیخام هیچی نمیخام فکر های منفی پاک کن براش توضیح دادم استاد میدونم باید خودش به این باور برسه ولی من اوین قدم براش برداشتم ..و استاد بخدا احساس خوبی کردم چون مادر من هرمز اون کفن برمیداشته نگاه می‌کرده واشک میرخته ولی الان پدرم میگه اروم تر کمتر گریه میکنه …در مورد ماشین که استاد به تازگی خریدم وچون قبلا درخواستشو دادم ولی من واقعا سروقت بازار میرفتم هرچی مربوط ماشین لوازم تزیینی بود ومیخریدم ..میذاشتم خونه به این باور رسیدم که من به زودی میخرم با آنکه اصلا پولش نداشتم وعقلم می‌گفت چرا خودتو خر فرض کردی وسرکاری ولی حسی می‌گفت نه تو میتونی وبه طور معجزه بشه .که قبلاً ویس فرستادم هفته ژ پیش که کسی خدا فرستاد به من فرصت داد که من صاحب ماشین بشم ..تو دو روز همه چیز ردیف شد و صاحب ماشین مورد علاقه ام شدم .بله استاد حق با شماست من قبلا درخواستشو دادم طوری خودم باور نمیشه هنوز وفکر میکنم‌خوابم ..معجزه شد برام ..اما در مورد تلقین استاد بله تلقین رو ی مرده اثر میزاره چه برسه به زنده ها ..‌من خودم چند سال تلقین به خودم میکردم که ترسو هستم و هیچ وقت نمیتونم رانندگی کنم چون چند سال پیش تصادف کردم ولی دو روز گفتم من میتونم راننده ی خوبی باشم بدون ترس پشت ماشین نشستم …..قبلا آنقدر به خودم تلقین میکردم اگه من تخمه یا گرجه بخورم صورتم جوش میزنم واقعا میزد ولی دوماه باورم عوض شده هرچی میخورم اصلا صورتم جوش نمیرنه وخیلی هم بهتر از گذشته شده …واقعا سپاسگزارم استاد

    ۱۴۰۰-۰۵-۰۶

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم طیبی

    باسلام وخداقوت.دقیقا موردمشابهی رو منم توی نزدیکانم دیدم متاسفانه دوفرد ازخانواده ای دراثر سرطان درگذشتند واطرافیانشون هم به این باور داشتند که حتما نفر سوم هم بعدشون هست وقبری رو کنند وبه نوعی قربانی کردند تا نفر سومی اتفاق نیفته وواقعا به خاطر ترس از این باور دقیقا چند ماه بعد یک نفر دیگه از فامیلشون هم در اثر همین بیماری درگذشت وواقعا چقدر غم انگیز که ما با این باورهای مخرب در اطراف خودمون روبرو میشم باورهایی که اگر درست بشن میتونن انسانی رو به ملکوت برسونن ولی اون رو به قعر چاه میکشونن وچه اندک هستند انسانهایی که گوهر وجودشون رو درک میکنند. به امید انکه انسانهایی درکنار مان قرار بگیرند تا راهنمای هم باشیم

    ۱۴۰۰-۰۴-۲۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    استاد عزیز سلام چقدر فایل ۱۹و۲۰انقدر اموزنده بود که من گریه کردم استاد چقدر به زندگی خودم شبیح به زندگی خانواده ام ..استاد مادر من سرطان از پدر بزرگ جذب کرد منم پارسال که با قانون آشنا بودم واقعا آنقدر فکر سرطان بودم دکتر رفتم گفت توده داری دوتا ..خیلی استرس داشتم ولی از یه طرف درگیر سرطان مادرم عمل وشیمی درمانی ..ولی چون شنیدم بود به چی فکر کنی اونو جذب می‌کنی من همش تو دفتر شکر گزاری از سلامتی بدنم تشکر میکردم میگفتم بدنم هیچ مریضی نداره جوری امیدم زیاد شد ورفتم سنو گفت توده ی نیس معجزه بود وقعمیدم چقدر این باور های اشتباه زندگی ما رو دچار اشتباه می‌کنه قدرت تلقین میدونم‌روی مرده اثر می‌ذاره چه برسه ما که زنده ایم وبا این افکار چون سرطان یا هرمریضی رو جذب می‌کنیم هروقت دکتر میرفتم میگفتن چون مادرت دیابت مریضی قلبی سرطان داره شما هم باید مواظب باشی قدرت کلمات دکترا باعث شد توده به وجود بیاد ولی من به خودم آمدم الان که با شما آشنا شدم و فهمیدم چقدر فکر م‌اشتباه بوده چقدر ذهنم عقب افتاده بوده استاد واقعا اموزنده بودخیلی لذت بردم از خداوند ممنونم استاد که شما رو برای من فرستاد

    ۱۴۰۰-۰۴-۲۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان
    استاد عزیز از طرف خداوند برای شما در دو زمینه متفاوت با دو شخص متفاوت نتایجی متفاوت را نشان داد .
    یک شخص تمام و کمال ایمان اورد به وجود خداوند از طریق حرفهای شما هرچند عمل جراحی کرد ولی ان شب قبل از عمل با خوشحالی و انرژی خوبی که خداوند از طریق شما به او داده بود شفای کامل را پیدا کرد .دلیلش فقط خود ان بیمار بود که نیروی خداوند را از طریق حرفهای شما باور کرد و از ته قلبش
    خواست که خوب شود.

    شخص دوم که از طرف خداوند در مسیر راه شما بود شخصی بود که قدرت خداوند را باور نداشت و مبلغ ۱۱ میلیون و هزینه های لنجام شده را باور کرد . هر چند شما قبل از رفتن به بیمارستان یزد نشانه ها را کامل و واضح توضیح داده بودید .
    ولی انها به نشانه های خداوند نخواستند توجه کنند و نیروی خداوند را نادیده گرفتند .
    سه نشانه برای انها حضور پیدا کرد که دنبال درد نروند ولی انها ادامه دادند حتی بعد از نشانه سومی که بیمارستان یزد دستگاهش خراب بود باز مسیر بیشتری را ادامه دادند و به شهر اردکان رفتندو با امادگی کامل به استقبال پذیرفتن بیماری رفتند.
    و باز برای بار چهارم هم خداوند نشانه ای به انها داد که ازمایش انجام شده مشکوک است که سرطان به استخوان زده است حتی اگر اینجا هم بیماری را رها میکردند رو به بهبودی میرفتند ولی باز هم مسیر پیدا کردن درد را بیشتر طی کردند و تا المان پیگیری کردند و هزینه کردند و با افتخار و خرسندی میگفتنند که ما تا المان هم نتیجه ازمایش را فرستادیم .

    خداوند با نشان دادن دو مورد کاملا متفاوت به شما این را نهادینه کرد که هرچند ان دو شخص هیچ اطلاعی مثل شما از قانون نداشتند و کلاس و اگاهی در این زمینه را نداشتند ولی یکی خیلی راحت به حرفهای شما که وجود خداوند بود ایمان اورد و دیگری خیر .
    در نتیجه دو نتیجه متفاوت بوجود امد .

    🌹نکته اصلی از این دو ازمون که هر دو دارای دو شرایط یکسان بودند .و دو نتیجه متفاوت حاصل شد.
    و ان فقط به خاطر پذیرفتن و نپذیرفتن ان ها در زمینه باور داشتن قدرت خداوند در انجام دادن غیر ممکن ها بود که دو نتیجه متفاوت حاصل شد .

    و فقط خداوند برای محکم شدن ایمان شما در زمینه انجام غیر ممکن ها توسط خداوند ان هم در کمال راحتی و اسایش و خنده و شادی و خوشحال بود .

    ۱۴۰۰-۰۴-۰۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    این فایل واقعا آخر آگاهی، ایمان و باور بود، حس عجیبی رو با این فایل تجربه کردم. به خودم گفتم من چی می دونم از خدا، چی می دونم از اعتماد و باور، چی می دونم از نشانه، هدایت تسلیم، معجزه و …

    این فایل جای تعمق زیادی داره، باید چندبار عمیق گوش بدیم، فکر کنیم، باور کنیم و عمل کنیم. شاید حتی نیاز باشه یه رفرش بزنیم و خودمون رو بروز رسانی کنیم.
    شاید قرار باشه از خودمون، یه خودِ جدید بسازیم با باورهای جدید، ایمان جدید و خدای جدید

    ممنون استاد عزیز بابت این همه آگاهی🙏

    ۱۳۹۹-۱۲-۰۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    درود بر استاد گرامی و دوستان عزیز همراه
    امروز فایل ۲۰ رو گوش کردم ، چون مرتبط با جذب سلامتی بود ، در جهت تایید صحبتهای استاد لازم دیدم دو جریان رو هم که خودم عملا و به عینه شاهد بودم برای دوستان تعریف کنم :

    من راجع به دونفر صحبت میکنم که دقیقا هم اسم بودند ولی نقطه مقابل همدیگه از لحاظ باور و جذب سلامتی و طبیعتا نتیجه این دونفر هم برعکس یکدیگر بود.
    دوست اولی فردی سختی کشیده و دارای یه زندگی سرتاسر چالش و اوضاع اقتصادی ضعیف و مسئولیت اداره ۳ فرزند با حقوق ناچیز کارمندی و از یه خانواده معمولی اما از لحاط انسانیت کامل … من در زمستان ۹۶ که دچار وضعیت بد روحی و اقتصادی بودم توسط همین دوست با استاد ضیاء و کانال اندیشه سبز آشنا شدم و اکنون حالم عالیه ولی هنوز خیلی نیاز به اموزش دارم مدت کوتاهی هست که عضو سایت شدم و در دوره رویاها شرکت کردم و راضیم.
    خوب ، دوستم با وجود همه مشکلات دچار سرطان سینه هم شدمیگفت زمانیکه متوجه این بیماری شده که البته از نوع پیشرفته هم بوده بعد از ۳۰ سال کارمندی و زمانیکه میبایست استراحت کنه، تقریبا از زندگی قطع امید کرده بوده و آثار ظاهری شیمی درمانی و ناتوانی ، اونو از پا در آورده بود که توسط یکی از بستگانش با استاد آشنا شده و آنطور که میگفت یه روز بطور ناگهانی ، بدون اینکه بخاطر بی حوصلگی متقاضی ملاقات با استاد باشه ، ایشون و اون شخص معرف وارد خونه اش شدن و ساعتی باهاش حرف زدن چون حس استاد برای این ملاقات خوب و مثبت بوده …میگفت از لحظه ای که استاد رفتند من تغییرات محسوسی در روحیه ام حس کردم و دوره سپاسگزاری و نوشتن موهبتها و آرزوها را شروع کردم و با اشتیاق فراوان کارم نوشتن بود و روز بروز آثار سلامتی در ظاهرم پدیدار شد و موهای سر و ابروهام شروع به رشد کردن و رنگ و رو و شادآبی به صورتم برگشت .
    دوستان همینک که باشما حرف میزنم اوحتی از ۲۰ سال قبل یعنی زمانیکه همکار بودیم دارای روحیه بهتر و زیباتر و شاداب تر هست و علیرغم مشکلات و مسئولیتهایی که داره از عهده همه شون برآمده و خداروشکر زندگیش روبراه شده هم از لحاظ سلامتی هم روحی و هم اقتصادی خدارو هزاران بار سپاس ..

    و اما دوست دوم، از یک خانواده ثروتمند و مرفه ۲۰ سال جوانتر از دوست اول و بدون هیچگونه دغدعه زندگی… وقتی فرزند دومش رو باردار شده برای چکاپ اولیه که به پزشک مراجعه کرده متوجه میشه دچار سرطان سینه هست علیرغم تجویز پزشک حاضر به سقط جنین نمیشه ولی خونه زندگی رو رها میکنه و میاد خونه پدرش و میخوابه یعنی کامل بیماری رو باور میکنه چند ماهی که می‌گذره و اوضاع وخیم تر میشه و تقریبا خود و خانواده اش از همه دارو درمانها مایوس میشن ، من با توجه به تجربه قبلی دوست اولی ، استاد ضیاء رو بهشون معرفی کردم که تلفنی بلکه با این بیمار صحبت کنند و نتیجه درمان دوست اولی رو ببینیم بعد از کلی صحبت و پیام و هماهنگی با خانم سعیدزاده بالاخره استاد که در ترکیه بودند راضی شدند با این دوست صحبت کنند روز موعود که حتی ساعت تماس هماهنگ شده بود یکباره استاد به خانم سعیدزاده گفتند ” درخصوص این صحبت حس خوبی ندارم ” دوستان این حس عین واقعیت بود چون طرف بیماری رو قبول کرده بود و باور نداشت که میشه دوباره سالم شد و اینو استاد بدون هیچ شناختی و ندیده در کشور دیگه ای متوجه شدند و صحبت رو بیفایده میدیدند که البته با خواهش من یکساعتی تلفنی با این مریض حرف زدن که ازشون مجددا سپاسگزارم .‌. متاسفانه چندماه بعد ، پس از تولد فرزندش ایشون در سن ۳۱ سالگی از دنیا رفت. شاید نباید اینو می گفتم ولی برای تجربه و تکرار نکردن چنین رفتار نادرستی گفتنش از جهتی ممکنه باعث بشه یکی دیگه تکرار نکنه و درس بگیره و همگی شاهد سلامتی و خوشحالی همدیگه باشیم.
    نتیجه:
    ۱- احساس استاد هرگز دروغ نمیگه باید راهی بریم که همه بتونیم به این درجه معنویت برسیم و از حسمون برای تصمیمات و عملکرد درست در زندگی کمک و راهنمایی بگیریم . همینجا از استاد محترم تقاضا دارم تا حد امکان مارو کمک و راهنمایی کنند .

    ۲- باورهای خوبمونو تقویت کنیم چیزهای بد رو اصلا نپذیریم و به قلبمون راه ندیم

    ۳- فایلهای استاد رو مکررا گوش کنیم و از اون مهمتر بهشون عمل کنیم .

    از اینکه وقت همگی رو گرفتم عذر خواهی میکنم و براتون بهترینهارو آرزومندم .💕💕💕

    ۱۳۹۹-۱۱-۲۶

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سوده حیدر

    سپاس از خدای مهربانم و سپاس از شما استاد عزیز🙏 مدام باید تکرار کرد که زندگی فقط باورهاست. چطور دو نفر در شرایط مشابه با باورهای متفاوت نتایج متفاوت خلق کردند. چقدر درس داشت این دو مثال. در مورد مسله ایی که به نظر اکثر ما غیر ممکن و محال است. بارها دیده ایم که وقتی کسی چنین شرایطی دارد، خود و اطرافیانش میگویند فقط خدا باید معجزه کند ولی آیا قلبا به همان چیزی که میگوییم باور داریم؟ خدا معجزه میکند به شرط آن که هر چه میگوییم از صمیم قلب باشد و از عمق وجودمان به آن باور داشته باشیم🙏. بسیار عالی بودند این دو جلسه بسیار عالی، پر از حس خوب. یک دنیا سپاسگزارم استاد عزیز🙏🙏🙏🌺

    ۱۳۹۹-۱۱-۲۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

توجه کنید: این جلسه فقط برای دانشجویان این دوره مجاز و در دسترس است.

اشتراک گذاری