پاسخ به سوالات دوستان:
سوال اول:
من در هنگام مراقبه، از یک جایی به بعد ترس میاد سراغم و بی جهت مراقبه رو ترک می کنم، نمی دانم چرا، همش فکر می کنم شاید من اگر به این قدرت دست پیدا کنم که از آینده خبر دار شوم، خیلی تحمل آن برایم دشوار است.
پاسخ:
شاید برداشت شما از صحبت های گفته شده در فایل آنطوری نبوده که گفته شده. پیشنهاد می شود حتما این فایل و دیگر فایل های مربوطه رو بیشتر گوش کنید تا خودتان به پاسخ برسید، یعنی آنرا کامل درک کنید.
اگر در فایل مذکور آنچه گفته شده با جزئیات گفته شده، به این دلیل بود که شما مطلب را بهتر درک کنید، یعنی تجربه های مراقبه هیچوقت اینقدر واضح نیستند که در فایل گفته شده، اینجا صرفا برای درک بهترِ شما زیاد با جزئیات گفته شده است.
شاید شما هم در سال های بعد به درک آن جزئیات برسید و اینجا وقتی به جزئیات پرداخته می شود از این جهت است که شما نسبت به نشانه ها، نسبت به رد پاهای قوانین و آنچه در اطرافتان اتفاق می افتد هوشیارتر باشید.
اگر جزئیات گفته نشود و مطالب کلی گویی شود درک آن برای تان خیلی دشوار می باشد. همه ی سعی ما بر این است که آموزش ها را آنقدر برای شما ساده کنیم و تمام علائم و نشانه ها را به شما از قبل بگوئیم که بیشتر هوشیار باشید تا بیشتر بتوانید آن را درک کنید.
در واقع همه ی این جزئیات تجربه هایی هستند که ما در طول مسیر با آن روبرو می شویم و یا بخشی از ذهن ما رو درگیر می کنند و ما پیشاپیش سعی کردیم شمارو از این درگیری ها آگاه کنیم.
پس جای هیچگونه نگرانی نیست، به تمرینات ادامه دهید، شاید آنچه بعنوان پیشگویی یا از پیش خبردار شدن، شما اینجا شنیدید برای سال های بعدِ شما عادی جلوه کنند و یا در خیلی سالِ یعد آنرا درک کنید.
از شما خواسته می شود که آنچه اکنون باید انجام دهید را انجام دهید و اجازه دهید در طول مسیر این مسائل برای تان روشن تر شود. بنابراین این جلسه رو خیلی بیشتر گوش کنید تا بهتر آنرا درک کنید.
سوال دوم:
بنام خدا .درود فراوان .استاد عزیزم پارت دوم فایل نهم ..بسیار حیرت آور اصلا همه فایل ها عالی هستند ولی این فایل تکمیل کننده ی دوره ی سلامتی ایست ..جان جانان استاد عزیزم بنده ی پاک خدا ..شما به ما یاد دادی که دیگر ناله نکنیم .گله نکنیم ..دنبال شکایت کردن از آدم های زندگیم نباشم ..
حتی کسانی که گذشته فکر میکردم دشمن من هستند ولی الان حس آرامشی دارم که اونا باید می بودند باید به من ضربه میزدن که الان تو موقعیت وحال الانم باشند. …اصلا اگر پستی های زندگیم نبود الان تو بلندی زندگیم حس خوبی نداشتم …
اگر من واقعا قبل اینکه به این دنیا بیام خودم این سرنوشت را انتخاب کردم وکسانی که در چندین سال آمدن منو اذیت کردند ولی در واقع مأموری بودند از طرف خدا ولی در جلد آدمیت ..پس چرا باید دیگر قضاوت کنم وناراحت باشم ..همه چیز در جای درست خودش است ….
پس کسانی ظاهراً میان حق منو ضایع کنن بزار انجام بدن تا من رشد بالاتری بکنم ..در واقع همه آمدند تا منو شکل بدن ..
فقط استاد عزیزم اگر روح آگاه من انتخاب کرده ..چرا یه افرادی قبل تولد توثروت وخوشبختی رو انتخاب کردند یه افرادی باید آنقدر ناراحتی زندگی کنند چرا مثلا پدر من که آرزوش فرزندش در سلامتی وبهش افتخار می کرد نه اینکه ببخشید باید کلانتری جمعش کنه
چرا پدر من قبل تولد این سرنوشت را انتخاب کند که آنقدر در زندگیش تنش باشد اسناد این جای موضوع برام سنگین است ..تونستین تو لایو توضیح بدین متشکرم ..ویا اینکه کسی در جوانی بر اثر تصادف فوت می کند ومثلا دو تا بچه کوچیک تنها می کند می رود چرا باید قبل تولدش مرگ زود را انتخاب کند ….
پاسخ:
اگر مطلب بالا کمی نامرتب هست به این دلیل است که عین همون مطلب اینجا قرار گرفته، و از این جهت اونرو ویرایش نکردیم که از دوستان عزیز بخواهیم با دقت بیشتری دیدگاه شون رو بنویسند. سپاسگزاریم
خب دوست عزیزمون، منظورشون این بوده که اگر ما در دنیای قبل از تولد، زندگی در پس از تولد رو آگاهانه انتخاب کرده ایم و می دانستیم که چه می خواهیم، چرا بعضی ها فقر رو انتخاب کردن، چرا بعضی ها بدبختی رو انتخاب کردن یا مثلا بعضی ها بیماری و غیره …
اگر این انتخاب آگانه بوده چرا کسی باید حاضر باشد برای خودش رنج و زجر و بدبختی و فقر رو انتخاب کرده باشد.
چنانچه به فایل ها و صحبت های گفته شده در جلسه نهم بیشتر دقت کنید یا بیشتر فکر کنید یا حتی تحمل بیشتری رو داشته باشید که کمی جلوتر برید به خودیِ خود این پاسخ ها داده می شوند و این قبیل سوالات برای تان حل می شوند.
همانطور که در فایل نهم هم اشاره شد که برای درک این فایل عجله نکنید و به خودتون اجازه دهید به میزانی که رشد می کنید درک تون هم بالاتر میره و هضم مطالب براتون راحت تر میشه.
اما پاسخ این است: وقتی من یا شما یا بابای شما یا هر فرد دیگری در این دنیا، چه از زندگی لذت می بریم و چه رنج می بریم، همگی به دلایل انتخاب ما در این دنیاست، نه انتخاب ما در دنیای قبل از تولد.
یعنی من در این دنیای فعلی که در حال گذراندن زندگی هستم بخاطر باورهای نادرستی که در ذهن من شکل گرفته خودم را آزار می دهم، به خودم صدمه وارد می کنم یا فقیر زندگی می کنم.
من در دنیای قبل از تولد این چیزی که اکنون بعنوان ناخواسته در حال تجربه ی آن هستم را احتمالا انتخاب نکردم، بلکه آنچه در قبل از تولد انتخاب کرده ام را سعی در بیاد آوردنش ندارم.
یعنی من تا زمانی که از خودم نپرسم هدف من از خلق شدن چه بوده است، شاید در ناآگاهی کامل زندگی کنم، چون اصلا سوالی برای من ایجاد نشده است که به دنبال پاسخش باشم یا پاسخی را دریافت کنم.
وقتی که من کمی به این موضوع فکر کنم که چرا اینجا هستم، به مسیرهایی هدایت می شوم که جواب آنرا می یابم و آن سوال و جواب ها آرام آرام من را به شناخت بیشتر خودم و اینکه بی جهت اینجا نیستم میرساند. که می گوییم من رسالتم را پیدا کردم.
وقتی می گوئیم من رسالتم را پیدا کرده ام یعنی من بیاد آوردم که در دنیای قبل از تولد چه چیزی را انتخاب کرده بودم که می شود همان سرنوشت من.
اما این سرنوشت رو آنطوری که عموم باور دارند که خدا برای ما انتخاب کرده، که مثلا یکی فقیر و دیگری ثروتمند باشد، یا یکی بیمار و دیگری سالم باشد نیست.
این سرنوشت کاملا با توافق خودم در آگاهی کامل انتخاب شده، فقط تنها مسئله این است که من بعد از تولد تمام این انتخاب ها را فراموش می کنم، مگر اینکه این سوال رو بپرسم که من کیستم و اینجا چکار دارم.
حال هر کسی همین موضوع یا همین سوال رو نپرسه، لابد خود را محکوم به پذیرفتن هر آنچه برایش اتفاق می افتد می داند و پیش خودش می گوید لابد این سرنوشت من بوده است که خدا برایم در نظر گرفته.
خیر این سرنوشت شخص نبوده و نیست، این نتیجه ی باورها و رفتارهای شخص در این دنیای مادی است که از دیگران بر او سرایت کرده است. و انسانی که خودش را بشناسد متوجه می شود که شاید هیچکدام از چیزهایی که دیگران در مورد او گفته اند یا شنیده است ممکن است درست یا حقیقت نباشند.
وقتی که من در زندگی با قوانین زندگی و قوانین جهان هستی آشنا نباشم هیچکدام از این اتفاقات را نمی توانم درک کنم، بنابراین برای من زندگی تبدیل به جهنم می شود. و این جهنم انتخاب من در دنیای قبل از تولد نبوده است، بلکه این جهنم نتیجه باورهای غلط و رفتارهای غلط من در این دنیا بوده است.
اگر شما فکر می کنید که فرد آگاه تری نسبت به قبل شدید، این سوال رو پاسخ بدید: با توجه به قوانینی که شما آموختید، آیا اگر بابای شما این قوانین را بیاموزد و به آن عمل کند، می تواند فرد ثروتمند یا خوشبختی باشد؟
قطعنا پاسخ تان این است که بله می تواند، پس آنچه شما مشاهده می کنید چیزی جز نتیجه ی یک ناآگاهی یا عمل خلاف قوانین طبیعت نیست.
سوال سوم:
در مورد چگونگی نوشتن اهرم رنج و لذت در دفترشان پرسیده شده و خواسته اند که بیشتر توضیح داده شود.
همانطوری که در جلسه مربوطه گفته شد، تمام رفتارهای ما دلیل ذهنی دارند و وقتی دقیق می شویم می بینیم ما برای همه ی رفتارهای مان، یک گرایش به لذت داریم و یک فرار از رنج، هرچند که شاید این رفتار یا این لذت ما نادرست باشد.
اما این رفتارها در ذهن ما بخاطر تکرارهای زیاد، بصورت عادت درآمده اند و همیشه ترک عادت قدیم موجب رنج ما می شود و رفتار به شیوه قبل هم برای مان لذتبخش تر است.
بنابراین اگر تشخیص دادیم که رفتاری در ما نادرست است و ما را از مسیرمان دور می کند یا با انجام مجدد آن رفتار ما حتی هیچوقت به خواسته مان نمی رسیم، به این نتیجه میرسیم که باید این رفتار رو تغییر بدیم و تغییر اون رفتار هرچند که میدانیم به نفع ما هست، اما کار زیاد راحتی هم برایمان نیست، چون مغزمان روی آن شرطی شده است.
حال راه حلی داریم بنام اهرم رنج و لذت که جاهای این رنج و لذت را در ذهن ما عوض می کند و پس از تغییر این الگوی ذهنی ما بصورت ناخودآگاه عاشق انجام آن کاری می شویم که قبلا برای مان رنج آور بوده است و متنفر می شویم از انجام کاری که قبلا از انجامش لذت می بردیم.
این تمرین به ما کمک می کند که ذهن ما بعد از این به مسائل جور دیگه ای نگاه کند و دست به رفتارهای متفاوت از قبل بزند که این رفتارهای جدید ما را به مقصدمان نزدیک می کنند.
انجام تمرین اهرم رنج و لذت
قبل از انجام تمرین مشخص کنید چه رفتاری را قصد یادگیری یا انجامش را دارید یا چه رفتاری را قبلا انجام می دادید و اکنون متوجه شدید آن رفتار غلط بوده که حالا قصد تغییرش را دارید.
پس از مشخص کردن موضوع رفتار جدیدتان، در وسط برگه دفترتان یک خط بکشید و آنرا به دو سطون سمت راست و چپ تقسبم کنید، در ستون سمت راست بنویسید که اگر تا ۵ سال آینده به آن رفتار غلط ادامه دهید ممکن است چه بلاهایی به سر شما بیاید.
و در ستون سمت چپ دفترتان بنویسید که اگر آن رفتار را عوض کنید و رفتار جدید و صحیح را جایگزین آن رفتار کنید بعد از ۵ سال چه نتیجه های شگفت انگیزی برایتان دارد.
سعی کنید به این موضوعات خیلی زیاد فکر و دقت کنید و هر بلایی که می تواند انجام کار قیلی به سرتان بیاورد را به یاد بیارید و بنویسید و در مقایل هر نعمت و دست آوردی هم که انجام کار جدید برایتان به ارمغان می آورد را نیز بنویسید.
آنقدر به موارد مختلف اشاره کنید که انگیزه ای برای شما شود، که دیگر رفتار قدیمی را انجام ندهید هرچند اکنون به انجام آن عادت دارید و ذهن تان به جز آن را قبول نمی کند، اما شما فعلا فقط بنویسید و بنویسید.
بعد از اینکه این موارد را نوشتید حالا هر صبح و شب یک بار آنر با صدای بلند بخوانید، مهم نیست که مغزتان چقدر مخالف این عمل شما است شما به کارتان ادامه دهید تا کم کم ذهن شما تسلیم شما شود.
تکرار هر روزه ی این تمرین بمدت بیست و یک تا بیست و هشت روز به طرز عجیبی جای این دو اهرم را در ذهن شما تغییر می دهد و باز هم عجیب تر آنکه شما شروع به انجام دادن کاری می کنید که سال ها از آن فراری بودید یا انجام دادنش برای تان غیرممکن به نظر می رسید.
تکرار و تکرار این عبارات رفته رفته شما را عاشق انجام دادن کار جدید می کند و آنقدر به آن علاقمند می شوید که دیگر نمی توانید آن را انجام ندهید و شما را متنفر می کند از عادت قبل که خیلی به آن علاقه داشتید.
حال وقتی این رفتار جدید را شروع به انجام دادن می کنید متوجه می شوید که رفته رفته به هدف تان نزدیک و نزدیک تر می شوید.
شاد باشید
دوره معجزه سلامتی راهی به سوی خودآگاهی و شناخت خود




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.