این دوره جایگزین دوره راز قوانین زندگی گام دوم میشود
:توجه کنید
این دوره در حال حاضر آماده نیست
آپدیت دوره برنامهریزی ذهن، در ادامه دوره جامعِ از آغاز تا بینهایت، بعد از دوره زبان کائنات شروع میشود
برنامهریزی ذهن | راهی بسوی بینهایت
برنامهریزی ذهن، یعنی همه چیز آمادهی تغییر. شرایط جسمی، شرایط روحی و روانی، شرایط رابطه، شرایط مالی، سبک زندگی، سبک فکری، دیدگاه، لفظ و کلام، گفتگوها، دوستان، مطالعات و هرچه که هست آرامآرام شروع به تغییر میکند.
ذهن چیزی شبیه به یک سیستم کامپیوتر است و برنامه های نصبی در ذهن هم، شبیه نرم افزارهای نصب شده بر روی کامپیوتر.
اگر شما برنامه نرمافزاری برای تایپ در سیستم کامپیوترتان داشته باشید میتوانید بدون دردسر همین الان شروع به تایپ کنید.
اما اگر آن برنامه را از قبل، در کامپیوتر خود ندارید طبیعیست که نمیتوانید این کار را بکنید. مگر اینکه تصمیم بگیرید برنامه را نصب کنید تا از خدمات آن بهرمند شوید.
اگر برای تایپ برنامهای نصب دارید، فقط میتوانید با آن کارهای نوشتاری و تایپ را انجام دهید. حال اگر دلتان خواست عکسی را مثل دوستتان در کامپیوترتان درست کنید، دوباره شما باید برنامه مخصوص به آن را در کامپیوترتان نصب کنید تا بتوانید آن کار را انجام دهید.
هر برنامه برای کاری طراحی شده است و خارج از آنچه در آن برنامه تعریف شده است را نمیتوانید انجام دهید.
اوایل که کامپیوترها به بازار آمده بودند، خیلی از مردم، حتی خودِ من، فکر میکردیم هر چیزی که شکل کامپیوتر دارد همهی کارهایی که کامپیوترهای دیگر انجام میدهند را انجام میدهد. ما فکر می کردیم کامپیوتر که داشته باشی دیگر همه چی داری.
بعدها متوجه شدیم که آنچه شبیه کامپیوتر میبینیم میتواند یک باکس باشد که حتی کوچکترین کاری را برای ما انجام ندهد.
بلکه برای انجام هر کار باید برنامه مخصوص به خودش را در آن باکس (کامپیوتر) نصب کنیم تا بتوانیم آن نتیجهای را که میخواهیم از آن کامپیوتر بگیریم.
اکنون خیلی از مردم تصورشان در مورد ذهن همانیست که من در مورد کامپیوتر در آن سالها داشتم. آنها فکر میکنند هر کسی مفز یا دهن داشت دیگر همه چی دارد و یا باید همه چی را بفهمد..
خیر. اصلا اینطور نیست. ذهن شما میتواند مثل یک کامپیوترِ بدون برنامه، هیچ برنامهای در آن نصب نشده باشد و از حل کوچکترین مسائل زندگی عاجز باشد.
ذهن شما در اثر ناآگاهی میتواند صدها و هزاران برنامه غلط و نادرست را در خود جای داده باشد که نه تنها هیچ کاری در زندگی برایتان انجام نمیدهند، بلکه سیستم فکرتان در بیشتر اوقات بخاطر آن برنامهها مختل نیز هست.
ذهن شما می تواند برنامههایی در خود نصب کرده باشد که آن برنامهها مالِ دهها یا صدها یا هزارهای قبل باشند که در دنیای امروزی کاربردی ندارند.
اگر برنامه ای در ذهن داشته باشید که شبیه برنامههای ویروس کامپیوتری عمل کند، نمیگذارد سیستم شما ران شود و مرتبا شاهد هنگ مغزتان هستید.
اگر برنامهای راجع به موضوعی از قبل در ذهن شما نصب نباشد، طبیهیست که نتیجهای در مورد آن موضوع در زندگی نباشد. مگر آن برنامه را نصب کنید.
درست همانطوری که ویندوز ایکس پی دیگر بر روی هیچ کامپیوتری نصب نمیشود، همانطوری که بهترین گوشیهای موبایلِ بیست سالِ پیش دیگر بکار کسی نمی آید، ذهن با دادهای قدیم هم در زمان اکنون هیچ کاربردی ندارد.
اینکه شما چون ذهن دارید باید همه چیز را بدانید، مثل این است که انتظار داشته باشید گوشی شما هر چیزی در گوشی دیگران دارد را داشته باشد.
اینکه مادرتان، بابایتان، بابابزرگتان، بیست یا سی یا پنجاه سال پیش با چه روشی زندگی میکردند برنامهای است که دیگر تاریخش تمام شده است. خودتان خوب میدانید که این برنامهها دیگر کاربردی ندارند.
شما حتی با لوازم آشپزخانه بیست سال پیش هم دیگر نمیتوانید در امروز زندگی کنید، چه بسا که با نحوه تفکر یا باور و اعتقلت دو تا بیشت قرن پیش.
حال با توضیحاتی که داده شد، آیا آمادهاید ابتدا زندگیتان را از درون (در ذهن) متحول کنید، تا از بیرون شاهد نتایجش باشید؟
این دوره طراحی شده است تا شما را از سردرگمی به وضوح، از تردید به اعتماد و از روزمرگی به شکوفایی برساند.
ویرایش ذهن برای رفع خطا
تصور کنید ابتدا متنی را در کامپیوترتان تایپ میکنید و بعد از کنترل و مطمئن شدن از صحیح بودن آن، آنرا پرینت میگیرید.
حالا به برگه پرینت خود نگاه میکنید و متوجه میشوید چند کلمه اشتباه در آن وجود دارد. چه کاری انجام میدهید؟
احتمالا برگه را بالا و پایین نمیکنید یا با برگه درگیر نمیشوید، یا دنبال رفع اشکال در برگه نمی گردید. شما خیلی خوب میدانید که برگه یک نتیجه است.
اگر از این نتیجه راضی نیستید یا غلطی را مشاهده میکنید، برمیگردید و آن را در سیستم کامپیوترتان اصلاح و ویرایش میکنید، سپس وقتی پرینت بگیرید شما شاهد یک نتیجه درست خواهید بود.
اگر شما با این روند آشنایی نداشته باشید، شاید بدنبال راهی برای اصلاح کلمات در برگه پرینت میگردید، یعنی در اصلاح نتیجه.
حال آن که شما به نتیجه کاری ندارید، میدانید وقتی در سیستم کامپیوتر آن را اصلاح کنید، خودبخود نتیجه درست خواهد شد.
ذهن چیزی دقیقا شبیه به همین مثال است، که اگر نتیجهای در زندگیتان نادرست یا نامطلوب است یا چیزی غلط وجود دارد، ریشه آن نتیجه در ذهن است.
هر زمان شما در ذهنتان آن موضوع را درست کردید، خودبهخود نتیجه در بیرون یا در خروجی اصلاح میشود.
اگر در مثال پرینت، بدون اصلاح و ویرایش متن در سیستم کامپیوتر، هزار بار از آن خروجی بگیرید، هر هزار پرینت یا خروجی غلط هستند.
وقتی نتیجهای که دلتان میخواسته است را در زندگی نگرفتهاید باید بپذیرید که ریشه در ذهنتان است.
حال باید دنیای بیرون یا نتیجه را رها کنید و به دنبال ویرایش آن در ذهنتان باشید. پس از اینکه در ذهن ویرایش صورت گرفت، نتیجه خودش در زندگی درست میشود.
آیا تا به حال احساس کردهاید که ذهن شما پر از افکار پراکنده است و نمیدانید چطور آنها را مدیریت کنید؟
بازنویسی ذهن
دوره برنامهریزی ذهن به شما میآموزد که چگونه ذهن خود را از نو بازنویسی کنید، تمرکزتان را افزایش دهید و مسیر زندگیتان را با وضوح و قدرت بسازید.
آنچه در زندگی امروزتان تجربه میکنید حاصل آنچیزیست که در طول دوران زندگیتان شنیدهاید، خواندهاید، گفتهاید و به آن فکر کردهاید.
تمام این رفتارهایی که به آن اشاره کردیم در ذهن شما الگویی را شکل دادهاند که خروجی آن شده است همین نتیجهای که اکنون در زندگی دارید.
برای اینکه این نتیجهها تغییر کنند، ابتدا باید آنها را در ذهن شناسائی و تغییر دهید تا در ادامه نتایج در بیرون تغییر کنند.
زندگی هر فرد بسته به برنامهریزی ذهنش متفاوت است و هر کس آن چیزی را تجربه میکند که برنامه آن چیز، از قبل در ذهنش نصب شده است.
منظور از برنامههای نصبی در ذهن، همان شنیدههایی که بصورت مکرر در گوش شما تکرار و سپس به ناخودآگاه شما تبدیل شده اند.
آن برنامهها بعد از آنکه به ناخودآگاه شما تبدیل شدند شروع به میوه دادن کردند و میوه آن چیزی نبوده، جز چیزی از جنس همان فکرها.
اجازه دهید با یک مثال دیگر درک این موضوع را برای شما سادهتر کنیم.
فرض کنید شما یک کشاورز هستید و میخواهید یک نوع محصول را پرورش دهید و از ثمره آن، امرارمعاش کنید. برای انجام این کار به چه چیزهایی نیاز دارید؟
- زمینی که بتوانید محصولتان را در آن کاشت کنید.
- یک نوع بذری که به انتخاب شما میتواند هر بذری باشد.
- یک مهارت برای اینکه بتوانید بصورت صحیح این بذر را درون خاک بکارید.
- آبیاری آن بذر، از روزی که داخل خاک گذاشته میشود تا زمانی که آن محصول را برداشت می کنید. حتی اگر آن بذر درختی باشد بایست تا همیشه آن را به موقع آبیاری کنید.
- سرکشی به آن زمین و آن کشاورزیای که انجام دادهاید جهت اینکه از سلامت روند آن مطمئن باشید.
- در صورت نیاز در طول کاشت تا برداشت به آن کود میدهید.
- در صورت نیاز در طول کاشت تا برداشت آن را سمزدایی میکنید تا آفت نگیرد.
- حفظ آرامش و اطمینان و صبوری تا زمانی که این محصول، بعد از سبز شدن، رشد کردن به ثمر برسد.
این هشت فرآیند را اگر بصورت صحیح شما انجام دهید، بعد از مدتی، چندین برابرِ مقدارِ بذری که شما زیر خاک کرده بودید را، بعنوان محصول برداشت میکنید.
سوال: آیا شما میتوانستید انتخاب کنید که چه نوع محصولی را بکارید؟
پاسخ: بله، شما حق انتخاب داشتید که هرچه میخواستید را بکارید.
سوال: آیا انجام این فرآیند نیاز به مهارت خاصی داشت؟
پاسخ: بله، اگر مهارت نبود، شاید ترتیب انجام این فرآیند دقیق انجام نمیشد یا به موقع کاشت، آبیاری و برداشت صورت نمیگرفت.
سوال: آیا در طول این فرآیند این محصول نیاز به مراقبت داشت؟
پاسخ: بله مرتبا باید به آن سرکشی میکردید و آذوقه لازم را به آن میرساندید.
سوال: آیا شما به جز یکسری عمل در راستای قوانین کشاورزی، هیچ زور اضافه یا کار اضافهای انجام دادید؟
پاسخ: خیر. من فقط به فرمول کشاورزیام عمل کردم، همه چیز را طبیعت بصورت طبیعی، رشد داد.
سوال: شما چه چیزی بعد از مدتها تلاش، برداشت کردید؟
پاسخ: چیزی دقیقا مثل همان بذری که زیر خاک کرده بودم.
سوال: آیا این امکان وجود داشت که بذر شما بصورت اتفاقی، محصولی به جز جنس خودش را به شما بدهد؟
پاسخ: خیر. این جزو ذات طبیعت است، که هرچه بکاری همان را برداشت می کنی.
سوال: چه مقدار از این محصول برداشت کردید؟
پاسخ: چیزی حدودا بین صد تا هزار برابرِ مقدارِ بذری که زیر خاک کرده بودم.
سوال: آیا واقعا امکان دارد طبیعت خلاف قوانینش عمل کند و شما چیزی را غیر از آنچیزی برداشت کنید که زیر خاک کرده بودید؟
پاسخ: خیر. هرگز این اتفاق نخواهد افتاد. ما این اطمینان را داریم که هر چه بکاریم همان را برداشت میکنیم و نه چیز دیگر!
خلق زندگی دلخواه با کاشت بذر مناسب
حالا بیائید همین فرآیند را برای تولید یک زندگی خوب و سالم در نظر بگیریم. آمادهاید؟
بسیار عالی!
مواد لازم:
- زمینی که بتوانیم محصولمان را در آن قرار بکاریم. در اینجا ذهن شما همان زمین آمادهِ کاشت است.
- نوع بذری که میخواهید بعدا برداشت کنید. در اینجا شما حق انتخاب دارید که هر چه دلتان میخواهد را به هر میزان و بدون محدودیت در این ذهن بکارید.
شاید در کشاورزی زمین شما محدود باشد، اما اینجا زمین شما (ذهن شما) نامحدود است. شاید در کشاورزی نوع بذری که میخواهید بکارید محدود باشد یا منطقهای که در آن کشاوری میکنید بخاطر آب و هوایش مناسب هر بذری نباشد، اما در حالت ساخت زندگی شما با بینهایت بذر روبرو هستید و هیچ محدودیتی در انتخاب بذر ندارید.
بذرها در اینجا چه هستند؟ بذرها همان افکار تکرار شوندهای هستند که شما بیشتر بر روی آن متمرکز هستید.
شما برای برداشت سلامتی به اندیشه (بذر) سلامتی نیاز دارید، برای برداشت پول، به اندیشه (بذر) ثروت نیاز دارید، برای برداشت خوشبختی به اندیشه های (بذر) خوشبختی نیاز دارید.
برای برداشت عشق، به اندیشه (بذر) عشق نیاز دارید. برای برداشت حال خوب به اندیشه (بذر) حال خوب نیاز دارید.
قوانین کشاورزی را یادتان هست؟ شما نمیتوانید بذر بیماری بکارید و سلامتی برداشت کنید.
نمیتوانید بذر فقر در ذهنتان بکارید و پول برداشت کنید. شما نمیتوانید بذر بدبختی در ذهنتان بکارید و خوشبختی برداشت کنید.
شما نمیتوانید بذر غم در ذهنتان بکارید و شادی برداشت کنید. شما نمیتوانید بذر شکایت در ذهنتان بکارید و قدردانی برداشت کنید.
شما نمیتوانید بذر نفرت در ذهنتان بکارید و عشق را برداشت کنید.
می بینید؟
خیلی واضح است که ما چگونه در حال ساخت زندگیمان هستیم، در هر لحظه و هر زمان!
تمام اندیشههای ما همان بذرهایی هستند که ما در زیر خاک میکنیم و بعد از مدتی محصولی میدهند از جنس همان اندیشهها.
بر میگردیم به همان فرآیند کشاورزی. آیا انجام فرآیند کشاورزی نیاز به مهارت داشت؟ بله داشت.
در اینجا هم شما نیاز به مهارت انجام این فرآیند بصورت صحیح دارید. و هرگونه خطا در این فرآیند میتواند نتیجه را کاملا برعکس کند.
در فرآیند کشاورزی شما محصول را با چشمتان میبینید و با دستتان لمس میکنید سپس انتخابش میکنید..
ولی در فرآیند ساختِ زندگی یا خلقِ زندگی شما چیزی را ندارید که ببنید یا با دست لمسش کنید.
شما باید دائما به افکارتان آگاه باشید و بدانید به چه چیزی دارید فکر میکنید.
اگر مطالب گفته شده را خوب درک کنید به وضوح متوجه میشوید که چقدر نیاز به مهارت کنترل ذهن دارید، چقدر نیاز به هوشیاری برای انتخاب بذر مناسب دارید.
این بالاترین موهبت الهیست که انسان میتواند با دقت بی نهایت زندگیاش را هر طور که دوست دارد و حال میکند بیافریند.
شاید هیچوقت ما به این قدرتِ خودمان آگاه نبودهایم و این نعمت الهی را درست درک نکردهایم که چقدر زیباست انسان بتواند درست مثل یک فرآیند کشاورزی، فرآیندی را انتخاب کند که دقیقا همان زندگی دلخواهش را خلق کند.
هر فکری که شما در ذهنتان میکارید و پرورش میدهید، دقیقا مثل همان کشاورزی، صدها و بلکه هزاران بار بیشتر از آن چیزی که کاشتهاید برداشت میکنید. این جزو ذات طبیعت و هستیست.
وای بر آن روزی که بذر نادرستی بکاری !!!!!!
حالا به این فکر کنید که اگر ناخواسته شما بذری نادلخواه از جنس بیماری، غم، افسردگی، فقر، بدبختی یا هر چیز ناخواسته دیگر را در ذهنتان بکارید، باید آماده برداشت هزار برابری آن را داشته باشید.
اکنون احتمالا به پاسخ این سوال رسیدید، که چرا اینقدر بعضی مواقع حجم مشکلاتتان در زندگی زیاد میشود، که گاها در زیر آن له میشوید.
شاید در گذشته تصورتان این بود که این اتفاقات بخاطر شرایط بیرونی برایتان رخ دادهاند و شما هیچ کاره نبودهاید.
اما الان میتوانید بپذیرید که بذرها را شما در زیر خاک میکنید. اصلا هیچ کسی دسترسی به ذهن شما ندارد که بخواهد این کار را بکند.
مگر اینکه شما پای صحبت کسی بشینید او بگوید و شما بشنوید و به این شکل او بتواند بر روی ذهن شما چیزی ناخواسته نصب کند یا بذری بکارد.
در دوره برنامهریزی ذهن ما به شما کمک میکنیم که فرآیند کاشت تا برداشت را به خوبی بیاموزید.
و بتوانید بذر دلخواهتان را در ذهن بکارید تا در فصل برداشت همان چیزی را برداشت کنیدکه خواستهتان بوده است.
در دوره برنامهریزی ذهن، ما کمکتان میکنیم که ذهنتان را از نو برنامهریزی کنید و هرچه از گذشتههای دور در اثر بیاحتیاطی یا ناآگاهی وارد آن کرده اید را بشناسید، آنرا از ذهنتان پاک کنید تا بتوانید آن زندگی دلخواه را برای خودتان بسازید.
در ادامهِ دوره برنامهریزی ذهن، چگونگی کارکرد ذهن، یعنی این زمین حاصل خیز و همیشه آماده را به شما میگوئیم.
به شما کمک میکنیم که متوجه باشید، چه حواستان باشد و چه نباشد، چه خواسته باشید و چه نخواسته باشید، اگر به هر دلیلی بذری در این زمین بیفتد، خیلی زود سبز میشود، رشد میکند و ثمر میدهد.
اگر این فکر یا این افکاری که ناخواسته به ذهنتان وارد میشوند را ادامه دهید و بیشتر مرورشان کنید، درست مثل همان کشاورزیست که هر روز به منظرهاش آب و کود میدهد تا محصولی پربارتر برداشت کند.
وقتی به مردم میگوئیم، خلق زندگی دلخواه از آنچه شما فکر میکردید راحتتر است، کمتر کسی باور می کند.
وقتی به مردم میگوئیم نابود کردن این زندگی، به اندازه همان ساختن راحت و آسان است هم، کسی باور نمیکند.
ما انسانها بسیار ابزار قدرتمندی در اختیار داریم که با استفاده صحیح از آن میتوانیم بدون محدویت هر نوع زندگی را تجربه کنیم یا بسازیم.
چنانچه از این ابزار بصورت ناصحیح استفاده کنیم دقیقا میتوانیم زندگیمان را از ریشه بخشکانیم. زندگیِ ما هرچه بر سرش میآید فقط کارِ شخص خودمان است.
تجربه هر چیزی به جز خوشبختی، سلامتی، ثروت و عشق، نشان میدهد که ما کشاورز خوبی نیستیم. نشان میدهد که ما مهارت لازم را برای طراحی و ساخت زندگیمان کسب نکردهایم.
در ادامه دوره برنامهریزی ذهن، به دوره ایمان و دریافت الهامات آسمانی میرسیم که من بیتاب آنم.
در آنجا از تجربیاتی با شما صحبت میکنیم که حتی بعضا شما نمیتوانید باور کنید چقدر انسان میتواند جادوئی زندگی کند.
چقدر انسان میتواند خوشبخت و خوشحال زندگی کند. چقدر انسان میتواند سالم و سلامت زندگی کند.
ادامه دورهی از آغاز تا بی نهایت، اگر با ما باشید، شما به آن فردی که منظورمان است تبدیل خواهید شد. البته به شرط آنکه کسب مهارت لازم را برای خودتان مقدم بدانید و هر کاری برای ماهر شدنش نیاز است را انجام دهید.
کنترل ذهن مساوی با کنترل زندگی
خیلی دوست داریم به شما این پیغام را برسانیم، که آنچه پیامبران قصد گفتنش را داشتند، آنچه تمام کتابهای آسمانی قصد گفتنش را داشند، آنچه پیشوایان هر دین و مذهب قصد گفتنش را داشتند، همین بود.
این بود که ای انسان، اگر بتوانی ذهنت را به کنترل خودت در آوری، تو صاحب همهی دنیا خواهی بود.
تمام ادیانی که روزه را بر پیروان خود واجب کردند هدفشان همین بود که مهارت کنترل ذهن را به پیروانشان بیاموزند.
وقتی کنترل ذهن دست شما بیفتد، دیگر کسی نمیتواند هر چه دلش خواست را، در این زمین خاصلخیز شما بکارد.
وقتی کنترل ذهنتان دست خودتان باشد شما دقیقا همان چیزی را بر زبان میرانید که میخواهید فردای زندگیتان باشد.
همان چیزی را میشنوید که در برداشت یک محصولِ فوقالعاده موثر است. همان چیزی را میخوانید که در برداشت محصول شگفتانگیزتان به کارتان میآید.
شما اجازه نمیدهید هر آشغالی وارد ذهنتان شود که فردا محصولی از جنس آشغال وارد زندگیتان کند.
برنامهریزی ذهن بصورت آگاهانه، یعنی اینکه، من میدانم چه چیزی را فردا میخواهم برداشت کنم. و امروز با انتخاب درست، آن بذری را در ذهنم میکارم که با برداشتش از زندگی لذت بیشتری میبرم.
اگر کسی بداند که هر فکر، حکم یک بذر را دارد که فردا بخشی از زندگیاش میشود، احتمالا تمام تلاشش را میکند که بذر خوب، بذر عشق، بذر سلامتی، بذر موفقیت، بذر پیشرفت، بذر آسودگی و آرامش و بذر خوشحالی در ذهنش بکارد.
تا زمانی انسان چیزی را نشنیده، ندیده یا علم آن چیز را نداند، هر چه اشتباه کند توجیح پذیر است.
اما اگر به اشتباهش پی ببرد و راه حل هم داشته باشد، اما باز به همان روش نادرستش ادامه دهد، دیگر حماقت محض است.
در دوره برنامهریزی ذهن ما به شما تمریناتی میدهیم که روزانه باید آنها را انجام دهید تا کمکم برنامهریزی ذهن بر روی ذهن شما اعمال شود.
آنچه به شما در این دوره و دیگر دورهها آموزش میدهیم دقیقا همان چیزیست که سالهای سال هر روزه خودمان مشغول انجامش هستیم.
ما وقتی که توانستیم همین فرایند را در ذهنمان پیاده سازی کنیم، نتایج زندگیمان تغییر کرد.
وقتی که توانستیم برنامهریزی قدیم ذهنمان را زیر سوال ببریم و به آن شک کنیم، برای برنامهریزی جدید ذهنمان مصممتر شدیم.
اگر کسی بخواهد همان برنامهریزی ذهن قدیمش را حفظ کند و در این راه قدم بردارد، انگاری میخواهد همان بذر همیشگی و هر سالهاش را در ذهن بکارد و نتیجهای متفاوت از آن سالها بگیرد و این ناشدنیست.
اگر آنطوری که ما به شما میگوئیم، شما بشنوید و به آن شنیدهها عمل کنید، دقیقا همان نتیجهای را میگیرید که ما قولش را به شما دادهایم.
یعنی خلق یک زندگی دلخواه، یعنی یک زندگی که مدل آن را فقط خودتان دارید و نه هیچ کس دیگر.
وقتی شما حق انتخاب بینهایت بذر را دارید، به این معناست که شما می توانید مدلی از زندگی که شاید هیچ جا شبیهش نباشد را در ذهنتان طراحی کنید و برنامهریزی ذهنتان را بر اساس آن تنظیم کنید و همان چیزی را بسازید که خودتان طراحش بودهاید.
دوره برنامهریزی ذهن یکی از چهار دوره اصلی است که به اندازه خود بسیار از اهمیت بالایی برخوردار است.
چرا دوره برنامهریزی ذهن؟
- آموزش گامبهگام اصول برنامهریزی ذهن
- تمرینهای عملی برای تغییر الگوهای فکری
- تکنیکهای افزایش تمرکز و آرامش ذهنی
- راهکارهای کاربردی برای دستیابی به اهداف شخصی و حرفهای
مزایای کلیدی
- تبدیل ذهن آشفته به ذهنی منظم و هدفمند
- افزایش اعتماد به نفس و انرژی روزانه
- تجربه تغییرات واقعی در تصمیمگیری و عملکرد
پس از پایان این دوره، ذهن تو نه تنها برنامهریزی شده و منظم خواهد بود، بلکه توانایی خلق مسیرهای تازه برای موفقیت و آرامش را پیدا میکنی.
ذهن مثل مرکز فرمان زندگی ماست؛ هر فکری که در آن شکل میگیرد میتواند مسیر احساسات، تصمیمها و حتی سلامت جسمیمان را تغییر دهد.
اگر ذهن را درست «برنامهریزی» کنیم، میتواند به موتور محرک موفقیت و آرامش تبدیل شود.
خبر خوب این است، همانطور که ذهن با تکرار و تجربه شکل گرفته، میتوان با بازنویسی باورها، تمرینهای ذهنی و آگاهی تازه آن را دوباره برنامهریزی کرد.
مدت زمان تغییر باورها
- تحقیقات روانشناسی نشان میدهد که شکلگیری یک عادت یا الگوی جدید، معمولاً بین ۲۱ تا ۶۶ روز طول میکشد، بسته به شدت باور قبلی و میزان تمرین.
- برای تغییر باورهای عمیقتر، ممکن است چند ماه یا حتی بیشتر زمان لازم باشد. نکته مهم این است که تغییر تدریجی است و با هر قدم کوچک، ذهن به مسیر تازه عادت میکند.
به زبان ساده: ذهن مثل نرمافزاری است که با تمرین و تکرار میتوان آن را بازنویسی کرد. اگر فرد هر روز کمی وقت بگذارد، در چند هفته میتواند تغییرات اولیه را ببیند و در چند ماه آنها را تثبیت کند.
تاثیر آدمهای زندگی در محدودیت باورها
هر کسی به شما گفته است نمیتوانی، آن گفته دروغ است. آن گفته باور یک انسان در مورد خودش است و به شما هیچ ارتباطی ندارد.
در گرداب افکار و اعتقادات محدود افراد ترسو و محتاط گرفتار نشوید. خودتان را از این افراد دور کنید.
معمولا افراد محدودیتهای ذهنی خودشان را واقعیت جهان میدانند و نمیتوانند باور کنند که این محدودیت فقط در ذهن خودشان است.
هر کسی هر نظری در مورد هر چیزی دارد، آن فقط یک نظریه است و نه بیشتر.
هر کس هر تعریفی یا خاطرهای از یک مسیر سخت و دشوار میکند، آن تجربه بخاطر برنامهریزی ذهن آن فرد به سختی گذشته است. واقعیت شما میتواند متفاوت باشد.
اگر کسی چیزی را نادرست میداند، آن نادرستی فقط یک الگوی ذهنی است که با برنامهریزی ذهن وارد سیستم ذهنی آن فرد شده است. آن واقعیت همه نیست.
هیچ واقعیتی از قبل وجود ندارد، واقعیتها را شما میسازید، کاملا متفاوت، کاملا مجزا و کاملا منحصر به فرد. واقعیت شما بر اساس دادههای ذهنیتان شکل میگیرید.
اگر در برنامهریزی ذهن ماهر شوید و با انتخاب و دقت، برنامه مناسب را به ذهنتان بدهید میتوانید واقعیتی را خلق کنید که کسی تابحال مثلش را ندیده باشد.
هرگز هیچ چیزی را در این دنیا بعنوان مطلق نپذیرید. حتی بالاترین آگاهیها، هنوز بالاتری هم دارند، حتی نامحدودترین باورها، هنوز نامحدودتری هم دارند، حتی راحتترین کارها، هنوز راحتتری هم دارند.
خودتان را اسیر محدودیتها نکنید. یادتان باشد هر محدودیت از یک باور ذهنی میآید، چیزی نیست که واقعیت هستی یا واقعیت کل دنیا باشد. دنیا بدون محدودیت است.
در دوره برنامهریزی ذهن، سعی داریم ذهن شما را به روی بینهایت بگشائیم و در ذهنتان چیزی بکاریم که بتوانید به دور دستهایی که هرگز جرات فکر کردن به آن را نداشتید فکر کنید.
اگر بتوانید محدوده افکارتان را گسترش دهید و این قابی که در آن زندانی شدهاید را بشکنید میتوانید به هر کجا که دلتان میخواهد سفر کنید.
انسانها باور ندارند که تنها خودشان، خودشان را به گروگان گرفتهاند، باور ندارند که خودشان، خودشان را محدود کردهاند.
آن ها متوجه نیستند آنچیزی که میگویند نمیشود، برای کسی دیگر شده است. آنچه میگویند حقیقت ندارد برای کس دیگری حقیقت پیدا کرده است. اگر همین الگوهای ذهنی را تغییر دهند زندگیشان تغییر میکند.
اگر کسی از شما بپرسد آیا میتوانی صاحب دویست میلیارد پول باشی، احتمالا میگوئی نه نمیتوانم. چرا میگوئی نمیتوانم؟ چون باورت اینگونه میگوید.
شما اکنون در پاسخ به این سوال مجاز هستی بله بگوئی، ولی انگار ترس داری که بگوئی.
چرا؟ چون در ذهنت برنامهای نصب شده است که اجازه بیشتر اندیشیدن را به تو نمیدهد.
وقتی میتوانی هرچه میخواهی را داشته باشی که این جمله را باور کنی. «من میتوانم». در دوره برنامهریزی ذهن بیشتر با هم صحبت میکنیم
موفق باشید




با درود خدمت شما دوست عزیز
من شما را نمیشناسم ولی به نوعی بسیار خوشحالم که برای اولین بار اسم یک اقا در قسمت گذاشتن کامنتها نظر من را جلب کرد و به نوعی هدایت شدم برای خواندن نظر شما .
با اجازه از محضر استاد بزرگوارم که عاشقانه به صحبتهایشان ایمان دارم .
دوست عزیز نکته اولی که نظر من را جلب کرد حضور نداشتن حضرت عالی در کامنتها و فعالیت در درون سایت بود . در واقع برای رسیدن و گوش دادن به این فایل عمیق و بزرگ باید به نوعی هر کدام از ما دوره تکاملمان را طی کرده باشیم .
و امیدوارم شما عزی هم تک تک فایلها را با تمرکز کامل گوش و درک کرده باشید .
اولین مورد که من از کامنت شما دریافت کردم این بود که شما فایل 8 دوره راز قوانین را گوش داده اید ولی کامنتتان را زیر فایل دوم راز قوانین زندگی نوشته اید . این یعنی به نوعی شما مراحل تکامل شنیدن به این فایل را نگذرانده اید .
که این کار شما طبق اموزشهای استاد بسیا زیبا و پسندیده است . در واقع شما را وارد یک تضاد نموده و طبق شناخت و حسی که من از کامنت شما دریافت نمودم به نوعی شما بسیار مشتاق به شناخت اموزشها و فایلهای استاد هستید چون اگر نداشتید با این عجله کامنت نمیگذاشتید .
به واسطه این تضادی که شما نسبت به گوش دادن فایل شماره 8 و کامنت ان را زیر فایل 2 قرار داده اید مطمین هستم اقدام به شنیدن اموزشهای استاد خواهید گرفت .
اگر ما علم به این موضوع را داشته باشیم که از درون اختلافها و نظرات مخالفمان میشود به درجه رشد و تعالی برسیم حتما این مسیر را انتخاب خواهیم کرد .
یکی از صحبتهای شما مواد تغذیه ای بود که استاد فرموده بودند برای کرم فقط برگ توت مناسب است تا به درجه پروانه شدن برسد . و شما اعلام کردید با توجه به انسان بودن ما این برای انسان صادق نیست چون انسان دارای اختیار و تعقل است .
دوست عزیز به نوعی شما جواب خودتان را داده اید . بله انسان در طبیعت اختیار دارد . و به واسطه همان اختیار است که انتخاب میکند ایا تبدیل به پروانه بشود یا خیر ؟
که باز درجه پروانه شدن هم برای هر کسی فرق دارد یکی میشود پروانه ای چون مولانا و دیگری چون استاد و…..
و بنا به ان راهی که هر کدام از ما با توجه به انتخاب خودمان نسبت به تبدیل شدن به پروانه بودنمان انتخاب میکنیم مواد غذایی مصرف میکنیم .
به نوعی حتی رفتن به کار خلاف و اعتیاد هم درجه ای از پروانه شدن است . که با چالشهایی که در مسیر با انتخاب خودمان به دست میاوریم یا به نوعی به یکباره راهمان را عوض میکنیم یا درون ان سیاهی غرق میشویم. و یا میشویم ریس باند خلافکاران که همه اینها با انتخاب خودمان به وجود میاید .
دوست عزیز تفاوت داشتن فکر با عقل به نظر من در این است که :
عقل :
در واقع همان منطق و قانونهایی است که به دست بشر طبق گذاشتن یک سری چهارچوب و فاکتورهای مورد قبول جامعه را میگذارد و خیلی از این قوانین در سطح پیشرفته اش قوانین جهانی هستند مانند قوانین راهنمایی و رانندگی و خیلی از ان قوانین مربوط به هر جامعه ای است که با توجه به شرایط محیطی و باورهای مورد قبول و مورد رد ان جامعه تصویب و در حال اجرا هستند .
حال تعریف من از فکر :
فکر در واقع چالش درون هر انسانی است که با توجه به ورودی هایی که به مغز وارد میشود وارد عمل میشود .
این ورودیها میتواند خوب یا بد باشد . به نوعی همان مواد غدایی است که برای رسیدن به پروانه شدن انسان نیاز به خوردن ان دارد . بله دوست عزیز و بزرگوار انسان به خاطر اشرف مخلوقات بودنش میتواند انتخاب کند که چه مواد غذایی را برای تبدیل شدن به پروانه درونی خود انتخاب کند.
و اینجا تفاوت عقل با فکر نمایان میشود . عقل ان قانونی است که مورد قبول جامعه و تصویب شده در جامعه است و یک بعدی است و در مرحله اجرا به نوعی همخوانی دارد با عرف و انچه در جامعه مورد قبول است .
ولی فکر خیلی قدرتمند تر از عقل است . البته ان فکری که به اگاهی و درک از تفکیک کردن کردن مواد غذایی که برای مغز میخواهد بفرستد و با اگاهی به این مساله جلوی ورود افکار بد را میگیرد و مواد غذایی نامطلوب را نمیخورد و برای رفع گرسنگی و تشنگی مغز در جهت پروانه شدن مواد خوب و عالی چون ارامش . شادی . رقص . رهایی . زیبایی و هر انچه حس خوب به ان کرم درونی ما میدهد را برای خوردنش فراهم میکند .
دوست عزیز استاد هیچ زمان نفرمودن ما روی رفتار فرزندانمان کنترل نداشته باشیم . بلکه همانگونه در به دنیا امدنشان ما والدین نقش داشته ایم و نیازهای اولیه رشد انها را درون رحم مادر تا بزرگ شدنشان از تهیه شیر و نظافت یک طفل کوچک بر عهده ما بوده تا موادغذایی و تفریحات و اموزشهایی که در حین این مسیر رشد بر عهده ما والدین بوده است .
به نوعی ما خدا و پروانه ان نوزاد هستیم . در این راه باید مانند رفتار خداوند و ان پروانه که نسبت به خودمان انجام داده است ما نسبت به فرزندمان انجام دهیم و البته این اصل را هم در ذهنمان قرار دهیم که مانند خداوند دخالت در انتخاب راه برای فرزندمان نکنیم تمام امکانات و رفاهیات او را مانند خداوند که این همه نعمت برای ما در طبیعت قرار داده است ما هم برای فرزندمان قرار دهیم .
مسلما فرزند ما با علم به اینکه امکانات نامحدودی دارد ولی به واسطه انتخابش میتواند از انها استفاده کند دست از پا خطا نمیکند .
به نوعی با محدود کردن و گذاشتن قانونهایی که مورد قبول جامعه است ما دنیایی پر از فاکتور و قانون برای فرزندمان میگذاریم کاری که خداوند با ان بزرگی و عظمتش در مقابل ما نمیکند . بلکه تمام امکانات را در طبیعت قرار داده است و بستگی به انتخاب ما است که چه قدر از این امکانات و شادیها و زیباییها و نعمتها استفاده کنیم . و هیچ کس غیر از ما قادر به انتخاب در استفاده از نعمتها و ثروتهای موجود در جهان طبیعت نیست .
مصداق این موضوع در جامعه کوچک تر در مورد فرزندان ما است . دقیقا طبق فرمایش خودتان انسان مختار و موجودی ناطق است پس این انسان در دوران کودکی اش بستگی به ان شرایط و امکانات و محیط تربیتی اش انتخاب به ادامه مسیر زندگی اش میکند .
و اگر ما والدین بتوانیم کرم درونی خودمان را بشناسیم و برای تبدیل شدن ان کرم درونیمان به پروانه زیبا در تلاش باشیم تا مواد غذایی خوبی که در اموزشهای استاد عزیز و بزرگوار امده است به خودمان برسانیم مطمینن این محیطی که من مادر در ان برای رشد خودم در جهت پروانه شدن اقدام میکنم به تنهایی از ان مواد استفاده نمیکنیم و فرزند من هم از ان مواد خوب و پاک که شامل توانگری در خلق خواسته هایم و ایجاد محیط شاد و سرزنده برای خانواده ام و همچنین محیطی سرشار از پاکی و رهایی و ثروت و داشتن خواسته هایم میباشد هیچ زمان ان فرزند به راه اعتیاد کشیده نخواهد شد .
مگر ان که در این دوره از زندگی اش برای انکه در دوره دیگری از زندگی اش بخواهد پروانه شود نیار دوره بعدی اش این باشد که دوران اعتیاد را تجربه کند و این جزو قوانین زندگی و الهی است چون درجه پروانه شدن هر کدام از ما نسبت به دیگری فرق دارد همانگونه که صورت ظاهری ما فرق دارد سیرت باطنی ما هم با یکدیگر متفاوت است .
و خیلی از ما به صورت واضح در جامعه میبینیم چه خانواده هایی که پدر و مادر دکتر ولی فرزند راه و مسیر انتخابی اش به گونه دیگری بوده و خیلی از خانواده ها فقیر و در دامان اعتیاد که از درون ان اعتیاد و نضادها و مشکلات فرزندانی موفق و خدمتگزار جامعه به وجود امده اند .
پس قپفقط با تعقل به این موضوع بدیهی که در جامعه به صورت کاملا اشکار وجود دارد متوجه میشویم ما در سرنوشت هیچ کس حتی فرزندمان نقش نداریم چه به برسد به پدر و مادر و هسمرمان و
در واقع از همین مثال ساده در جامعه اگر با اگاهی و درک عمیق ان را بپذیریم متوجه خواهیم شد که همه ما انسانها رها و ازاد هستیم و خودمان مسیر زنذگی و زیستنمان را انتخاب خواهیم کرد .
باعذرخواهی فراوان از محضر استاد عزیز و بزرگوارم .