چگونگی جذب خواسته ها
چگونگی جذب خواسته ها را از طریق قوانین بصورت خلاصه در این جلسه توضیح می دهیم تا متوجه شوید، بعنوان یک انسان خلاق چطور می توانید آنچه را می خواهید خلق و به آن شکل دهید!
اگر کمی به زندگی مان و آنچه اکنون در آن داریم دقت کنیم متوجه می شویم که هر آنچه اکنون در زندگی مالک آن هستیم و هر آنچه تجربه می کنیم روزی رویا یا آرزوی ما بوده است و اکنون خواسته ها جذب زندگی ما شده اند.
شاید هیچ وقت ما آنقدر به این موضوعات عمیق نشده ایم که چگونه این رویاها و خواسته ها تحقق یافته اند و چگونه ما هر چیزی را خواسته بودیم کمی بعد آن را در زندگی مان داشته ایم حتی بدون آنکه بدانیم چگونه و از چه طریقی به ما رسیده یا جذب ما شده است.
متاسفانه یا خوشبختانه باید بگوئیم، هر چیزی که ما در زندگی تجربه می کنیم، چه شیرین باشد و چه تلخ، چه دستآورد باشد و چه زیان، چه سلامتی باشد و چه بیماری همگی را شخص خودمان به زندگی جذب کرده ایم
خداوند به انسان قدرت خلق را داده است و او می تواند با اندیشه هایش هر آنچه را که می خواهد خلق کند یا بیافریند. و این ابزار خلق همان قدرت تفکر اوست که بر روی هر موضوعی که زیاد فکر کند، به آن موضوع شکل می دهد.
جذب خواسته ها به این شکل اتفاق می افتد که شما ابتدا مشخص می کنید چه چیزی را می خواهید داشته باشید. وقتی برای تان مشخص شد که چه چیزی را می خواهید، حال آن را با جزئیات بیشتر برای خود به وضوح می رسانید، طوری که کامل و واضح بدانید چه چیزی می خواهید.
اکنون آن چه را واضح کرده اید، در ذهن تان پردازش می کنید، یعنی سعی می کنید مرتبا آن را در ذهن تان زنده نگه دارید و به آن عمیقا فکرکنید یا بهتر است بگوئیم با آن زندگی کنید. این فکر کردن باید تا آنجا ادامه پیدا کند که وقتی به خواسته تان فکر می کنید احساس کنید اکنون صاحب آن هستید.
هر چه خواسته تان در ذهن شفاف تر و عادی تر باشد و آن را بصورت یک داشته، تصور کنید احساس بهتری خواهید داشت، تا حدی که آن را جدا از خود نمی دانید و مطمئن می شوید که به آن می رسید.
اگر به درستی و با تمرکز بالا خواسته تان را تجسم کنید و آن را در ذهن تان مرور کنید، طولی نخواهد کشی که آن خواسته شما از طریق هایی که شاید خودتان هم انتظار ندارید شکل خواهد گرفت و جذب شما خواهد شد.
قوانین طبیعت همیشه وقت به همین شکل کار کرده اند و کار خواهند کرد و هرگز هیچ تغییری در این قوانین بوجود نمی آید. اما شاید تعداد کمی از مردم از این قوانین آگاهی دارند و از آن بصورت آگاهانه برای جذب خواسته های شان استفاده می کنند.
قوانین طبیعت که یکی از آن ها قانون جذب است به این شکل عمل می کند، که شما به هر چیزی که فکر کنید به آن شکل می دهد و آن را بصورت یک تجربه واقعی در زندگی تان نمایان یا پدیدار می سازد.
وقتی شما به موضوعی چه خواسته و چه ناخواسته فکر می کنید در واقع شما در حال فعالیتی نامحسوس هستید در جهت شکل دهی به چیزی که بر روی آن عمیقا فکر می کند.
اما اتفاقی که در بیشتر مواقع می افتد این است که من یا شما یا هر فرد دیگری، ممکن است بر روی افکارمان و بر روی آنچه در حال فکر کردن به آن هستیم هیچ توجه و کنترلی نداریم، بنابراین ممکن است در بیشتر مواقع به چیزهایی فکر کنیم که آن ها را نمی خواهیم.
حتی شاید هم در برخی موارد به چیزهایی فکر کنیم که از اهمیت و سطح پایینی برخوردار هستند و بود و نبودشان در زندگی ما هیچ تاثیری ندارد. به هر حال این قوانین به آن چه ما فکر کنیم شکل می دهند، نه به آنچه ما می خواهیم یا دوست داریم.
این به این معناست که ما اگر با دقت افکارمان را انتخاب نکنیم و حواس مان به نوع فکرمان و به چیزی که با آن فکر می کنیم نباشد، ممکن است به چیزهایی فکر کنیم که وجودشان یا بودن شان در زندگی به زیان ما باشد و آسیب رسان یا باعث رنج ما شوند.
اگر بی توجهی به افکار ادامه پیدا کند در بلند مدت می تواند کوله باری از ناخواسته ها، بدهکاری ها، شکست ها، غم ها و بیماری ها را برای ما به ارمغان بیاورد، حتی اگر ما اصلا آن ها را نمی خواستیم.
خیلی ها نمی خواهند این موضوع را باور کنند که آنچه تجربه می کنند، از خوب و از بد، از خوشبختی و از بدبختی، همگی را خودشان جذب کرده اند، آن هم از طریق افکار و توجه شان.
بنابریان اگر کسی نسبت به قوانین آگاهی داشته باشد می تواند از این قوانین به نفع خودش استفاده کند و صاحب بهترین ها شود و هر چه را که به عنوان خواسته دوست دارد به سمت خودش جذب کند .
کسی که بر قوانین آگاهی داشته باشد و آن را در زندگی خود پیاده کند، می تواند صاحب بهترین کسب و کار، بهترین رابطه عاشقانه، بهترین دوستان، بهترین مکان برای زندگی و هر آنچه که بخواهد بشود.
اما اگر فردی ناآگاه باشد و این قوانین را نشناسد یا آن را نپذیرد و باور نکند، باز هم فرقی به حال قوانین و کارکردشان نمی کند، تنها اتفاقی که می افتد این است که زندگی فرد را تا خرخره پر از اتفاقات و بلاها و ناراحتی ها می کند.
چه شما به این قوانین اعتقاد داشته باشید و چه نه، قوانین به همان شکلی که باید کار کنند کار می کنند و هرگز با کسی تعارف و شوخی هم ندارند. قوانین به هر چه در فکر شما می گذرد بله می گویند و آن را جذب زندگی شما می کنند و این برای یک فرد آگاه خبر بسیار خوبی است.
استاد ضیاء نیز وقتی که در مسیر رسیدن به رویاهای شان قوانین را نمی شناختند در خیلی از مواقع از طریق همین قوانین به زیان خودشان استفاده کردند و باعث آسیب رساندن به خودشان و جذب آن همه نا خواسته ها شدند.
در این جلسه متوجه می شویم که اگر فرد استاد در برخی از موارد توانسته اند به خواسته ای شان شکل دهند و آن را جذب کنند، در برخی موارد هم با افکار و باورهای نادرست شان ناخواسته های شان را شکل داده و جذب کرده اند.
نکنه بسیار مهمی که در اینجا متوجه آن می شویم این است که، اصلا اهمیتی ندارد که شما چقدر تلاش می کنید و چقدر خودتان را خسته می کنید، اگر شما از قوانین پیروی نکنید همه ی زحمت های شما نه تنها بیهوده است، بلکه کلی هم برای تان خسارت به بار می آورد.
پس با این آگاهی که اهمیت دارد من بر افکارم مسلط باشم و آن ها را تحت کنترل خود داشته باشم، همچنین بر قوانین نیز مسلط شوم تا بتوانم از آن بیشترین استفاده را ببرم و هر چه را دوست دارم جذب نمایم، می رویم به سراغ شکل دادن به خواسته های مان.
شاد باشید




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.