سبد خرید
راه رسیدن به رویاها- راه رویاها- رویا

راه رسیدن به رویاها | جلسه ۵

امتیازدهی 5.00 از 5 در 18 امتیازدهی مشتری
(18 بازخورد مشتری)

تمرینات شما، برنامه‌ریزی ذهنی شما محسوب می‌شوند

راه رسیدن به رویاها | جلسه ۵

موضوع اول اینکه وقتی در مورد خواسته هایتان، می نویسید و یا تصویرسازی می کنید، حتما جزئیات را هم ذکر کنید تا آنچه را که خواستار بدست آوردنش هستید، مبهم و گنگ نباشد.تعدادی از افراد، دقیقا نمی دانند که چه می خواهند و چه آرزویی دارند و تعدادی هم که می دانند، به صورت کلی آرزوهایشان را مطرح می کنند و جزئیات آن را نمی دانند و عده ای هم آن قدر ظرفشان کوچک است که نمی توانند بیشتر از آن را تصور کنند و یا از خدا بخواهند و خیلی محدود فکر می کنند.
البته کوچک یا بزرگ بودن آنچه را که ما از خداوند می خواهیم، فقط برای خود ما و ذهنیت محدود ما تفاوت دارد وگرنه برای خدا هیچ کوچک و بزرگی و هیچ دیر و زودی وجود ندارد.

موضوع دوم اینکه وقتی من از اتفاقات بد زندگی ام برای آگاهی دادن و آموزش دادن به شما صحبت می کنم ، این موضوع هم حس من و هم شما را بد می کند و حتی من در روز گذشته چند ساعتی به حال بد گذشته ام بازگشتم. بنابراین سعی می کنم از اتفاقات بد سریع تر عبور کنم.

ادامه داستان:
بعد از چند روزی که ماشین من در تعمیرگاه یزد بود، من به شهر یزد رفتم و هزینه تعمیر ماشین را که حدود ۴۰۰ هزار تومان بود پرداخت کردم و ماشین را تحویل گرفتم و به شهرستان برگشتم و از طرف دیگر در این مدت تعدادی از چکهای من که مربوط به طرف حساب هایم در تهران بود، برگشت خورده بود و به یکباره تهرانی ها همگی به مغازه من هجوم آوردند و با دیدن این صحنه ترس سراپای من را فرا گرفت، ترس از رفتن به دادگاه و از طرفی خجالت از رخ دادن این اتفاقات.
همه اینها بعلاوه بی تجربگی من در این زمینه باعث شد که من رفتار نادرستی با طلبکارهایم داشته باشم و به جای اینکه با طلبکارهایم صحبت کنم و از آنها مهلت بگیرم، شروع کردم به فرار کردن از دست آنها!
بنابراین مغازه را در اختیار فروشنده هایم می گذاشتم و مقداری پول از مغازه برمی داشتم و با ماشین، به همراه دوستانی که فقط به دلیل خوشگذرانی و پول، مرا همراهی می کردند، به دنبال تفریح کردن بودم .
بدین ترتیب تمرکز من بر روی کارم، روز به روز کمتر و کمتر می شد و با توجه به مشکلات عدیده ای که داشتم، خودم را بیشتر و بیشتر غرق می کردم و چون این اتفاقات بسیار به تدریج رخ می داد، خودم هم از این کار خود خبر نداشتم.
در واقع چون فضای فکری من خراب بود، از همه طرف برایم اتفاقات بد رقم می خورد( یا بهتر است بگویم که اتفاقات بد را برای خودم خلق می کردم).
فاصله گرفتن من از کارم، رفیق بازی هایم، برگشت خوردن چک هایم، هزینه های ماشین و سوء استفاده کردن برخی از فروشنده هایم در این بین، چیزهایی بودند که به من و زندگی ام آسیب می رساندند و روز به روز مشکلات من بیشتر می شد و ترس از دست دادن چیزهایی که داشتم، تمام وجود مرا فرا گرفته بود و من در آن زمان، همه این مسائل را به ” چشم خوردن” ربط می دادم.

چندتا از این اتفاقات بد را برایتان بازگو می کنم، گرچه نه برای شما و نه برای خودم خوشایند نیستند ولی به دلیل لزوم مساله آموزش و درس گرفتن و توانمندتر شدن شما، برایتان می گویم.

یک روز که در خیابان اصلی شهر با ماشین می رفتم، دور میدان شهر یک موتورسوار (که صد در صد مقصر شناخته شد) به ماشین من می زند و به زمین می خورد و زخمی می شود و من هم به دلیل مسائل انسان دوستانه، چند روزی درگیر بیمارستان و مداوای او بودم.
چندروز بعد که به دنبال وصول پول برای جنس های نسیه ام بودم و در یکی از کوچه های شهر، بسیار آرام می رفتم، یک دفعه یک موتور که ترمزش نمی گیرد، به ماشین من می خورد و فرمان موتورش، توی لاستیک ماشین من رفته و لاستیک را می ترکاند و من فقط خدا رو شکر کردم که آسیبی به شخص خودش وارد نشده.
در این جا با توجه به خرابیهای قبلی ماشینم، تصمیم گرفتم که ماشین را به تعمیرگاه، صافکاری و نقاشی ببرم که همه اینها حدود ۱ ماه طول کشید و روزی که برای تحویل گرفتن ماشینم رفتم، هنوز رنگ ماشین به خوبی خشک نشده بود و با تاکید نقاش ماشین، براینکه مراقب رنگ ماشین باشم، ترس دوباره تصادف کردن در من زنده شد.
و من درحالیکه در یکی از خیابان های اصلی شهر می رفتم، همزمان یکی از مدارس تعطیل شد و همه ماشینها ترمز کردند تا دانش آموزان از خیابان عبور کنند و متاسفانه تعدادی از ماشین ها بهم برخورد کردند و سر ماشین من رفت زیر ماشین پیکان وانت جلویی و من دوباره به صافکاری بازگشتم و باز هم باور ” چشم خوردن ” در من قوی تر شد.
و بعد از مدتی دوباره ماشین را گرفتم و برای انجام کاری به شهربابک رفتم و در راه بازگشت، مشکلی برای موتور ماشینم پیش آمد و من به دلیل بی پولی، مجبور شدم ماشین را در یکی از کوچه های شهربابک بگذارم و برگردم و بعد از یک ماه به همراه یکی از دوستانم ماشین را کشیدیم و به شهرستان آوردیم و درست کردیم و باز هم کلی برای ماشینم هزینه کردم.

من در آن زمان خیلی به ماشینم علاقه داشتم و خیلی به آن وابسته بودم و حتی گاهی نیازهای خانه را نادیده می گرفتم و به ماشینم رسیدگی می کردم و اصلا دوست نداشتم که ماشینم را از دست بدهم.
در این جا به یک قانون می رسیم با عنوان ” قانون چسبندگی” که می گوید به هر چیزی که بچسبید، وابسته باشید و ترس از دست دادنش را داشته باشید،حتما از دستش می دهید.
و من چون ترس از دست دادن ماشینم را داشتم، بیشترین ضربه ای که به من وارد می شد، از ناحیه ماشینم بود.

همان طور که در جلسات قبل گفتم، خدا موانعی را بر سر راه من می گذاشت تا من متوجه شوم و راهم را کج کنم و به مسیر درست بروم ولی چون من آگاه نبودم، روز به روز موانع بیشتر و بزرگتری بر سر راهم قرار می گرفت و همه اینها پیامها و هشدارهای خداوند بودند که من قادر به درک آنها نبودم.

یک روز دیگر در کرمان با چندتا از دوستانم به امامزاده رفته بودیم و هنگام ظهر که من در حال استراحت بودم و ماشینم را روی حیاط پارک کرده بودم، بی هیچ دلیلی، ماشین من آتش می گیرد که البته با کمک مردم آتش خاموش می شود ولی جلوی ماشین من می سوزد و دوباره مجبور می شوم که ماشین را به تعمیرگاه ببرم و هزینه کنم و باز هم من و اطرافیان منصف، همه اینها را به حساب ” چشم خوردن ” می گذاشتیم و بدتر اینکه اطرافیانی که بی انصاف بودند، این مسائل را به چیزهای دیگر ربط می دادند و تهمت های ناروایی به من می زدند و درد و رنج مرا بیشتر می کردند و همه این اتفاقات باعث شد که من در نهایت مغازه را تعطیل کنم و به مسافرکشی شهر به شهر، بین کرمان- رفسنجان، روی بیاورم.

در یکی از شبها که مسافر به کرمان برده بودم و خیلی خسته بودم، می خواستم چند ساعتی را استراحت کنم که سه نفر دانشجو از من خواستند که آنها را به یزد ببرم و من به دلیل اینکه به پول نیاز داشتم، با همه خستگی ام قبول کردم و آنها را به مقصد رساندم و دیگر واقعا نیاز به استراحت داشتم و در حال پارک کردن گوشه خیابان، برای استراحت ، بودم که یکباره یک ماشین جیپ که نمیدانم از کجا پیدا شد، به ماشین من زد و کلی به من خسارت وارد کرد و وقتی که پیاده شدم، متوجه شدم که او همسایه دیوار به دیوار مغازه من، در شهرستان است که مبلغ زیادی هم به من بدهکار بود و پرداخت نکرده بود و من صبح روز بعد به شهرستان برگشتم و دوباره ماشین را به تعمیرگاه بردم.

این ها همه واقعیت های زندگی من هستند که اگر من زودتر از قوانین آگاه می شدم و هشدارها را درک می کردم، این همه اذیت نمی شدم ولی از طرفی به اندازه امروز ، در زندگی ام قوی نمی شدم…

18 دیدگاه برای راه رسیدن به رویاها | جلسه ۵

کیفیت
ریویوایکس
100%

برای این آیتم یک نظر بنویسید

09 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کرده‌اند

مرتب‌سازی بر اساس

  • عصمت مرتضوی

    بنام خداوند عشق و آگاهی
    درود بر استاد ضیاء بزرگوار
    قانون جاذبه و دافعه در این فایل به روشنی ثابت و بیان شده است 👌
    بعد از اینکه خواسته هایمان را بصورت شفاف با جزئیات نوشتیم و آنها را بصورت مکرر در ذهنمان گو واگو کردیم ، بسته به میزان کوچک و بزرگی آن هدف ، دوره تکاملی طی میشود و در اثر یک سری اتفاقات، معجزه ای رخ میدهد و آن خواسته وارد زندگیمون میشود .
    قطعا ورود ۲۰۶ در زندگی فردی که ازش نامبرده شده ، طی همین سلسله مراتب بوده یعنی در اثر تمرکز و باورهای قوی آن شخص یا شانس چنین اتفاقی افتاده است 👏
    ولی این داستان در اینجا تموم نمیشود بلکه باید ضمن سپاسگزاری ، خود را لایق آن داشته بدانیم و از هر گونه خرافه مثل چشم خوردن دوری کرده و کاملا ظرفیت وجودی خود را بالا برده و خود را در حد و اندازه آن موهبت بدانیم👍
    من نیز چنین تجربه ای را در سال ۹۸ داشتم و ماشین خوبی که براحتی خداوند بمن داد ، بسرعت برق و باد از دست دادم . البته قبل از از دست دادن نشانه هایی می آمد که جلو فروش گرفته شود ولی من آگاهی امروز را برای درک نشانه ها نداشتم بهر حال نمیدونم یک حسِ شیطانی بمن میگفت تو نیازی به این وسیله نداری چون همسرت ۲ عدد ماشین داره در نتیجه تو هیچوقت لنگ ماشین نخواهی شد مضافا اینکه مردم چشمت میزنند . تو میتونی پول ماشین رو بذاری بانک و از سودش راحت تر زندگی کنی دیگه هزینه استهلاک و بنزین و لاستیک و…. نداری 🤔
    خلاصه ماشین رو با اصرار حتی زیر قیمت خرید فروختم و از یکماه بعد قیمتها بسرعت نا باورانه شروع به افزایش کردند بطوریکه قیمت آن ماشین طی مدت کوتاهی ۵ برابر شد !😳
    این تلخترین تجربه زندگی من بود خیلی فکرمو درگیر کرده بود حتی روی کلمه ماشین حساس شده بودم تا اینکه با گوش دادن به فایلهای این مجموعه کم کم تونستم آن جریان را فراموش کنم . منهم همانند استاد ، نمیخواستم به خود یاد آوری کنم ولی دیدم برای آگاهی دوستان ، یکبار یاد آوریش اِشکال نداره 😔
    سپاس از آموزشهای خوبتون 🙏🙏🙏🌷🌷🌷

    ۱۴۰۲-۱۲-۱۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    به نام خداوند بخشنده ومهربان
    سلام ودرودخدمت استادگرامی
    .استاد درمورد تمرکز برچیزهایی که دوست نداریم صحبت کردند واین که بافکرکردن دقیق بروی همین ناخواسته ها همون روبه زندگی مون جذب کردیم دقیقا اتفاقی که برای خودم افتاد من اصلا توجهی به خودم نداشتم مدام دنبال کمک به دیگران بودم درحالی خودم نیاز به کمک داشتم برای زمان وانرژی ارزشی قائل نبودم واین همان اشتباه بودم وبعدبایک تلنگر بزرگ به خودم اومدم تومسیرکلی سختی کشیدم ولی آرام آرام مسیر م کاملاعوض شد وبه قول استاداینکه اشتباهت روبفهمی درسته وتکرار اشتباه اشتباهه
    ودرجایی فرمودند درمورد قانون چسبندگی توضیح دادندواینکه یک چیزی رودوست داریم بدست بیاوریم به اون نچسبیم ورهاکنیم چون وابستگی زیاد ترس ازدست دادن بوجود میاد. مثال واضح خودم سال ۹۱همسرم یک وسیله ای روساختن که توشهرما اصلا نبود وقرارشدیک شرکت تاسیس کنیم ولی بخاطراسترس زیاد واینکه شرکت نگیره ویاوسیله خراب بشه بانگرانی زیاد وچسبندگی بیش از حد کاررو ازدست دادیم . ودرجایی درمورد جزییات خواسته ها صحبت کردند که هرخواسته ای رو کامل ودقیق بنویسیم وازداشتن خواسته بزرگ نترسیم چون برای خداوند فرقی ندارد این ماهستیم که ترس ونگرانی داریم وباعث دوری ازخواسته هامون می شویم

    ۱۴۰۱-۰۴-۰۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    سلام بر شما بانوی عزیز ، اتفاقا منم که امروز فایل ۵ دوره رویاهارو گوش میکردم متوجه شدم که استاد در زمان گذشته هم در برابر ناملایمات برخوردی متفاوت با افراد معمولی داشته اند… حتی زمانیکه اون رفتار نا آگاهانه بود . یعنی زمانیکه اوج بی پولی و شکست همه جوره بوده ایشون بجای زانوی غم بغل گرفتن بقول خودشون با رفقا میرفتن دنبال تفریح و حتما همین طرز تفکر و رفتار زمینه موفقیتهای بعدی رو براشون فراهم کرد خداروشکر 🌹
    نتیجه بزرگی که از نکات این فایل میگیریم اینه که حتی هنگامیکه دچار اُفت انرژی میشیم و ناراحتی و افکار منفی از هر سو محاصره مون میکنن ، بهترین کار ، ملاقات با انسانهایی هست که از با هم بودن لذت میبریم و ایجاد یک محیط شاد پُر از آهنگهای شاد بهمراه رقص یا ورزش میتونه دهنمون رو از اون حال خراب پاگ کنه عملکردهای استاد در مواقع مختلف بهترین درس زندگی ماست 👍🌷❤

    ۱۴۰۱-۰۴-۰۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا حسینی

    به نام خدایی که عاشقانه بندگانش را دوست دارد.
    خدا همیشه و هر لحظه مواظب ماست هر گاه که از راه درست کج برویم با تلنگری کوچک یه با تضادی به ما گوشزد می کند اما این ما هستیم که به واسطه دنیا او را فراموش کرده ایم و بجای اینکه تفکر کنیم این اتفاقات برای چیست فقط دنبال مقصر میگردیم.
    دریغ ازینکه همه این اتفاقات خواسته خود ما بوده و خودمان رقم زده ایم.
    من از خدا اگاهی خواستم اما درست و واضح بیان نکردم و خداوند آگاهی بسیار عظیم قسمت من کرد اما به واسطه یک ناسلامتی به من آگاهی داد و من درس گرفتم و حرف های استاد را درک کردم که بیان خواسته باید کامل و دقیق باشد و بعد در عین سلامتی در راحت ترین شکل ممکن در کنار خانواده و در کمال آرامش آگاهی خواستم که باز هم دقیق به همین شکل به بنده رسید و هزاران خواسته کوچک و بزرگ که در این مدت آگاهی با بیان درست خواسته ها به من رسیده است.

    ۱۴۰۱-۰۴-۰۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️

    توجه ، توجه ،توجه
    نکته جالبی که در این فایل بود به واسطه ی وابستگی استاد به ماشین بی ام و شان و توجه روی باورهای مخربی چون چشم خوردن ،یا باور خود کم بینی ،یا باور اندازه ان خواسته ندانستن خود باعث شد که استاد به آن خواسته بزرگشان بدون طی کردن دوره تکامل که همان دوران تکامل پذیرش است نتوانند خواسته شان را که با قدرت تمرکز و توجه زیاد ان را جذب کردند نگه دارند .
    استاد در زمینه توجه و تمرکز قدرت بسیار بالایی باشتند و چون نا اگاه بودند به آسانی خواسته ی خوب و زیباشون رو که ماشین بی ام و بود را جذب کردند و باز به واسطه ی همان قدرت توجه و تمرکزشان که باز هم به صورت نااگاهانه بود ولی این بار بر روی باورهای مخربی ، چون وابستگی ، چون چشم زخم خوردن ،چون اندازه خواسته نشدن ، آن خواسته را به بدترین شکل ممکن از دست دادند

    ۱۴۰۱-۰۴-۰۸

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    درود بر استاد ضیاء بزرگوار و دوستان عزیز همراه

    فایل۵ دوره رویاها، نوشتن جزئیات خواسته که امری ضروری هست و آرزو میتونه تا بینهایت بزرگ باشه اما بنظر من چیزی باید نوشته بشه که کاملا اونو باور داشته باشیم و وقت وحوصله صبر کردن بپاش رو هم داشته باشیم .

    در قسمت دیگر فایل از اتفاقات ناخوشایند پشت سرِ هم گفته شد و
    اکثر ما که اینجاییم گذشته پر آشوبی داریم که گاهی انچنان ذهن مارو در گیر میکنن که انرژی نفس کشیدن هم نداریم واقعا بیایید بهمدیگه کمک کنیم که چگونه با این افکار مُخّرِب مبارزه کنیم که اصلاسراغمون نیان و اگر دچار میشیم چگونه بتونیم خیلی زود خودمونو جمع و جور کنیم ؟
    جواب این سوال هم خودبخود با تبعیت از عملکرد استاد هنگام ناراحتی رفتن به محیط های شاد و کلا عوض کردن حال و هوا میتونه باشه 👍🌸

    یه سوال دیگه ؛ مگه ما نمیگیم که باید شکر گزار داشته هامون باشیم پس چرا دوست داشتن ماشین اسمش چسبندگی هست و از نوع انرژی منفی محسوب میشود؟
    که البته جواب سوالمو استاد عزیزم واضح توضیح دادند سپاسگزارم
    🙏🙏 🙏🌹🌹🌹

    ۱۴۰۱-۰۴-۰۸

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    به نام خالق عشق و زیبایی
    درود بر استاد بزرگوار و دوستان خوبم
    مسلما پشت هر اتفاق به ظاهر تلخی، درسها ،تجربه ها و آگاهی هایی نهفته است که با یادگیری آنها می توانیم به سلامت از آن چالش های به ظاهر سخت و تلخ عبور کنیم.
    بنابراین آگاه شدن از این مساله خیلی مهم است که تضاد های زندگی نیامده اند که حال ما را بد کنند، بلکه رسالت آنها فقط و فقط آگاهی دادن به ماست. بنابراین هر چقدر ما زودتر این آگاهی را کسب کنیم و بر آنها مسلط شویم، آن مشکلات زودتر از زندگی مان جارو می شوند و بیرون می روند.
    خدا رو شکر به خاطر آگاهی امروزم که چالش هایم را تبدیل به فرصت هایی برای تجربه اندوزی کرده است🙏

    ۱۴۰۱-۰۴-۰۸

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام خدا .سلام ودرود به استاد خوبی ها ومهربانی ها ،❤️❤️❤️.تو فایل نکته ی مهمش اینه که باید خواسته هایمان رو مشخص کنیم طوری که مثلا خونه میخام ..نگم من فقط خونه ی بزرگ میخام ..واضح بنویسم خونه ی بزرگ چند متری با تمام مشخصاتش بنویسم ..

    ۱۴۰۱-۰۴-۰۷
    Verified Review

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام حضرت دوست که هرچه دارم از اوست ،سلام درود به حضرت عشق ، برای رسیدن به خواسته ها همان طور که فرمودین باید مشخص کنید و همه چیز واضح کنیم .من خونه ی دارم کوچیک از نظر من کوچیک ولی قانع نیستم چون بقیه میگن برو خدا رو شکر کن این سقف از خودته ..ولی من میگم خونه ی بزرگ با تمام مشخصات تو ذهنم ساختم می خواهم و درخواست دادم ،,وایمان دارم که خونه ی بزرگ را دریافت میکنم با تمام مشخصات که دوست دارم ،،اتفاقات گوناگون که برای شما افتاده همش بخاطر ترس های که داشتین که براتون اتفاق نیفته ولی آنقدر تو ذهن تون تصور کردین دقیقا همونا رو دریافت میکردین ..به قول معروف از هرچه بترسین سرت.میاد ..همه ی اتفاقات زندگی ما ساخته ی ذهن ماست ..

    ۱۴۰۱-۰۲-۲۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • گل رز زرد

    سلام ودرود فراوان

    درمورد نوشتن خواسته ها واینکه باید خواسته های خودمون رو با جزئیات بنویسیم وچقدر جالب بود که قبلا من این کار رو انجام دادم از روی نا آگاهی وحالا فهمیدم این ها همه قانون بوده
    وچندین چیز وخواسته را من به همین روش وبراحتی توانستم به زندگی ام جذب کنم

    این فایل هم برایم جالب بود که فهمیدم نباید از نباید از تضادها فرار کنیم بلکه باید سعی کنیم خودمان را از تضاد من بزرگتر کنیم تا تضاد مان رفع شود و ترس از تضاد باعث می‌شود که اتفاق های بدتری برای ما بیفتد تمرکز روی هر چیزی باعث میشود آن را دریافت کنیم وقتی ناآرام باشیم این ناآرامی در درون باعث انعکاس فرکانس و ارسال انرژی منفی می‌شود و این انرژی منفی به سمت ما جذب میشود در زمان ورود تضاد باید مراقب توجهات خودمان باشیم ین توجهات همان فرکانس‌های منفی را ارسال می‌کنند توجه بیش از حد روی یک تضاد باعث می‌شود تا آن تضاد قدرتمندتر شود ما باید تضاد را بپذیریم تا مانع از رشد آن شویم اگر نپذیریم باعث می‌شود تضاد های بیشتری به سمت ما بیایند و وابستگی‌های وجودی ما باعث می‌شوند تا ما روشن‌کنیم قانون چسبندگی یعنی و هر چیزی که وابستگی داشته باشیم و ترس از دست دادن آن را داشته باشیم آن را قطعاً از دست خواهیم داد به خاطر احساس نیاز بیش از حد تالش های زندگی برای رشد و بیداری ما هستند بیشترین ضربه را از جایی می خوریم که تمرکز روی آن موضوع داریم چون خدا آن را مانعی قرار می‌دهد تا ما مسیرمان را عوض کنیم اگر مسیر خود را عوض نکنیم موانع بزرگتر می شوند تا ما به مسیر اصلی هدایت شویم گاهی ممکن است به خواسته خود برسیم اما چون در حد خواسته خود رشد نکرده ایم ممکن است این خواسته را از دست بدهیم و به مدار قبلی خود برمی گردیم

    ۱۴۰۰-۱۱-۱۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    سلام خدمت استاد گرامی
    گوش دادن این فایل فرصتی شد بر مرور درس های گذشته
    خیلی زیبا ودلنشین هرچند که دراون درد رو حس کردم ازاینکه این همه اتفاق افتاد ولی به قول خودتون درد کشیدن ویک جاهایی سختی باعث بزرگ شدن ورشدمون می شد درس هایی که الان برام شیرین ولذت بخش شده یک روز باعث نگرانی واسترسم می شد والان خوشحالم کمی آگاهی بدست آوردم
    ما براساس باورهای قبل که به ما ارث رسیده بود بطور اشتباه مرتکب رفتارهای نادرستی شدیم وکارهای ناخواسته ای رو انجام دادیم که الان می فهمییم تمامی اینها اشتباه است
    علاقه زیاد به انتقاد وشکایت گله گزاری وناراحتی به عنوان دردل کردن وگوش دادن به موضوعاتی که فقط درمانگرانی ایجادمی کند
    هرجایی که درحرفهای دیگران گیر کردیم همون جا مانع رشد ماازخواسته هامون شده ودیواری از نامیدی و عذاب رو برای خودمون ایجادکردیم
    بک نکته خیلی مهم که درمورد قانون چسبندگی صحبت کردین خیلی جذاب بود واقعا چقدراین موضوع برای خودم پیش اومده حال قبل که اطلاعی نداشتم متوجه نمی شدم ولی الان قشنک درکش می کنم وعلت بعضی ناراحتی ها رو متوجه می شوم مثال پسرم وقتی کوچک بودخیلی پسر باهوش وبااستعدادی بوده وهست ولی مدام دست بوسایل خونه میزد واونها رو بازمی کرد برای اینکه سردربیاره این مساله خیلی به ناراحتی وارد کرد چون همسرم نسبت به وسایل خانه وسایل خودش حساس بود وهست همچنان
    ومدام به من می گفت حواست باشه که بچه دست نزنه خونه ی ماهم پربود ازوسایل برقی وابزارهای مختلف بخاطر علاقه شدید همسرم وطبعا شرایط ایده ال برای پسر بچه کنجکاو
    من هرروز مواظب بودم ولی خیلی وقتها فایده ای نداشت شاید هفته ای یکبار یک وسیله باز می شد تلفن بی سیم وشارژ موبایل و چراغ خواب وخخخخخخخخخخ
    کاری ندارم به من فشار واسترس زیادی وارد شده بود هرچی هم به پسرم می گفتم فایده ای نداشت علاقه فراوان وکنجکاوی ……………….
    تا اینکه سعی کردم به این موضوع فکرنکنم و همچی رو سپردم به خدا
    خدا رو شکر این مساله حل شد هرچند که الان پسرم بزرگ شده واز لحاظ فنی خیلی قوی واین یک امتیاز بالاست نسبت به همسن وسال های خودش والان همه چیز رو بلده ولی اون موقع من واقعا اذیت می شدم
    والان همسرم میگه اگر دست نمی زد الان این قدر فنی نمی شد
    نتیجه : قانون چسبندگی بود ومن رها کردم ومساله ام حل شد

    ۱۴۰۰-۰۹-۱۶

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    به نام خداوند بخشنده مهربان
    کزو ماندگار، این زمین و زمان
    با سلام ودرود خدمت استاد عزیزوگرامی
    بسیاری از ما اهل رویا پردازی .هدف گزاری.ارزو خواسته و…هستیم اما شاید به درک کافی از کاءنات نرسیده باشیم ویا اصطلاحا زبان ان را به درستی ندانیم.باید دانست زمانی که قصد داریم هدفی تایین کنیم وان رویا وهدف تحقق یابد باید لازمه ان را هم بدانیم ومهم ترین چیز نوشتن جزییات خواسته مدنظر است.باید توجه داشته که از چه کلمات وجملاتی استفاده میکنیم جملاتی که دارای بار منفی نباشند کلماتی که نور امید وانگیزه مان را کور نکنندودریچه روشنایی قلبمان را تاریک نسازند.از درخواست وتایین اهداف نباید ترسید وباید هدف مدنظر را به درستی انتخاب کرد.وبه تمامی نشانه ها ووقایعی که در پی رسیدن به هدف بر سر راه قرار میگیرند نیز توجه کرده وانها را شناخت ودرک کرد

    ۱۴۰۰-۰۶-۱۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤

    این فایل دارای آگاهی و قوانین زیادی بود .

    یک قانون بسیار مهمی که استاد به صورت خیلی زیبا بیان کردند❤ . ((قانون چسبندگی )) است .❤
    به هر چیزی که به آن بچسبی و احساس نیاز به او داشته باشی و همش نگران از دست دادن آن موقعیت یا شرایط یا فرد باشی و به واسطه احساس نیاز شدید به از دست دادنش را داشته باشی قطعا او را از دست خواهی داد .
    و دقیقا استاد از کانال همان ماشین بزرگنرین ضربه را خوردند چون شدید به آن ماشین وابسته بودند و احساس نیازشان در حدی بود که مغازه با آن همه درآمد و مشتری و فروشنده را به دلیل هزینه های ماشین تعطیل کردند و به نوعی تمرکزشان از روی جذب ثروت بر روی مباداها رفت .

    همان مباداهایی که در ❤(( پست شماره ۱۷ پیج اینستاگرام)) ❤ استاد،با بیانی بسیار زیبا در مورد مبادا حرف زدند .

    ما بافکر کردن به روز مبادا ، که مبادا این اتفاق بیافتد در واقع کارت دعوت و دعوت نامه با همین فکر به روز مبادا برای اتفاق افتادن آن مبادا، به دست مبارک و ذهن مبارک خودمان میفرستیم .
    و استاد مرتب تمرکز بر روی این مبادا ها داشتند.
    مبادا ماشین دوباره خراب شود .
    مبادا تصادف کنم .
    مبادا داشبرد ماشین که رنگ شده از بین برود .
    و در واقع برای هر چیزی که خودت را آماده کنی و انتظارش را داشته باشی آنروز به زندگی تو جذب میشود و زمینه سازی برای روز مبادا با تفکر و خلق آن از قبل جذب زندگی میشود .
    پس انداز کردن خیلی خوب است ولی به نیت پس انداز نه نیت مبادا تصادف کنم ،مبادا مریض شویم و ….

    و به نوعی مبادا را با عجله همراه کردند و زمانی که هنوز رنگ خشک نشده بود ماشین را برداشتند که بروند، ولی در ذهنشان مبادا شکل گرفته بود .

    شاید در ذهنمان این شکل بگیرد خوب استاد طبق آموزش اول این فایل بیان میکنند خواسته خود را جزء به جزء بیان کنید و بعد قانون چسبندگی را بیان میکنند که به هر چه بچسبی و احساس نیاز کنی آن را از دست خواهی داد .

    نکته ظریفی که باید ماهرانه در درخواست ها و آرزوهایمان بیان کنیم این است که اجرای آن خواسته و آرزو را به خداوند بسپاریم و تسلیم مصلحت و عدالت و قانون خداوند باشیم و در انتها آن را رها کنیم.
    (( فایل خداوند همه کس میشود همه چیز را )) در شعر ملاصدرا بسیار زیبا این را بین میکنند مخصوصا در آخر های این فایل شگفت انگیز استاد میفرمایند:

    (( چیزی که سهم شما باشد هیچ قدرتی نمیتواند آن را از شما بگیرد و هیچ چیزی را تا خدا نخواهد کسی نمیتوان به شما تحمیل کند ))

    خیلی زیباست برای رسیدن به خواسته هایمان نجنگیم و دست و پا نزنیم مگر نه این است که ما عاشق خدا هستیم پس تسلیم حکمت اوباشیم و از طرفی اگر رسیدن به آن خواسته حق الهی و مال و سهم ما باشد نسیب ما خواهد شد و صبر پیشه کنیم تا آنچه که درست است طبق قانون کاینات و جذب به ما برسد .

    قانون چسبندگی به شکلی مخرب و ویران کننده است که باعث نابودی میشود . درست مانند ماشین استاد که استا تمام و کمال تمام زندگی و مغازه و خانواده خود را وقف ماشین کرده بودند و نهایتا ماشین خود به خود آتش گرفت و باز استاد دست بردار و رها کردن این تعلق و دلبستگیشان نبودند. بله چسبندگی زیاد باعث نابودی ماشین ، نابودی رابطه ، نابودی زندگی زناشویی، نابودی معامله خانه ، نابودی معالجه و درمان بیماری . میشود .

    نکته بعدی که خیلی از ما در جامعه دچار آن هستیم ((رودربایستی)) نتوانستن در گفتن کلمه ((نه )) و گرفتن طلب و حق و حقوممان است . یا اینکه وقتی کسی در پرداخت قصدهای پوشاک مغازه چندین بار دیر کرد داشته و پرداخت نمیکرده دلیلی وجود ندارد که ما دوباره جنس قصدی به او بدهیم و با گفتن کلمه ((نه )) هم خودمان را از ضرر و زیان نجات داده ایم هم به طرف مقابل لطف کرده ایم و او از این عادت زشت دست برمیدارد .

    ۱۴۰۰-۰۵-۱۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم طیبی

    باسلام ودرود .
    فایل بسیار زیبا وجالبی بود بخصوص درمورد قانون چسبندگی که در این فایل گفته شد .اینکه اگر به چیزی بیش از اندازه توجه داشته باشی واصرار کنی تا اون رو به دست بیاری این اصرار ومیل به خواستن به حدی میشه که باعث انرژی های منفی زیادی میشه.چون این وابستگی ایجاد میکنه وطبق این قانون وابستگی بیش از حد احساس نیاز رو در شخص ایجاد میکنه .من خودم قبلا به یکی از وستانم بیش از حد وابسته بود واین وابستگی اونقدر زیاد بود که تحمل دوری اونو از خودم نداشتم.
    برای اینکه شامل این قانون نشیم باید اون رو رها کنیم وبه خدا بسپلریم

    ۱۴۰۰-۰۴-۲۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    با سلام و عرض ادب .من تا جایی که فهمیدم وقتی خیلی چیزی دوست داری وهمش احساس می‌کنی ممکنه از دستش بدی واسترس اون چیز رو داری که ازدست خواهم داد ..حتما ازدستش میدی چون وابستگی پیش از حد به اون واسترس واینکه همش تو ذهنت تصور از دست دادن اون چیز داری وحتما از دستش میدی…واینکه استاد قبل اینکه با قانون آشنا بشم ولی تصور چیز های میخام داشتم پوند چیز که میخاستم بدست آوردم ..والان میفهمم چطوری جذب کردم ..من خودم استاد اوایل ازدواج آنقدر وابستگی به همسرم داشتم شدم عین مادر که وابسته به فرزندشه ولی ایشون روز به روز از من دور میشد واصلا منو دیگه نمی‌دید ..استاد شاید بخندید ولی من ناخن های همسرم خودم می‌گرفتم ..خیلی حتی میوه پوست میکردم بی اعتنایی عاش داشت آزارم میداد که مشاور رفتم وبهم گفت اخلاق تو عوض کن وکم کم وابستگی شدید سعی کردم کنترل کنم ومتوحه شدم دیدم همسرم دوباره برگشت به همون آدم قبلی وحتی آخری ها همش کارهای منفیش تو ذهنم بود به جای اینکه خوبی هاشو تصور کنم بدی هاش تو ذهنم مرور میکردم قانون که شناختم خوبی هاشو مرور کردم یادداشت کردم متشکر کردم تو دفتر ازش ولی واقعا معجزه شد و هیولایی که از همسرم ساخته بودم تبدیل شد به همون مرد قبلی که دوستش داشتم الان میفهمم استاد اون وابستگی پیش از حد باعث شد همسرم از من دور شه واین مدت بدی هاش ودعواهای که داشتم رو تو ذهنم مرور میکردم ومن ازش دور شده بودم طوری که فقط به جدایی فکر میکردم واین آزارم میداد روابط سرد بچه هام آزار می‌داد خودم به قرص های اعصاب پناه بردم ولی دوماه با کمک استاد گل وخانم ایرانمش عزیز منو از خواب غفلت بیدارشدم وبرگشتم به همون اوایل زندگی ..والان عاشق زندگیم شدم ..ممنون استاد ممنونم از اینکه هستین ..

    ۱۴۰۰-۰۴-۲۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • marytayyebi

    باسلام وقت بخیر .دقیقا همین طور هست قانون به افکار ماپاسخ میدهد چه آنرا بخواهیم ویا آنرا نخواهیم تفاوتی نداره درهرصورت هرچی مافکر کنیم همان راجذب میکنیم وباید تنها درخواست خود رو به کائنات بدیم ورها کنیم اینکه رها کنیم یعنی اعتماد دازیم واعتماد یعنی ایمان وتنها موقعی به خواسته هامون میرسیم که به مرحله ایمان رسیده باشیم.
    وقتی اتفاقی برای ما بارها وبارها تکرار میشه دراین درسی هست .وماباید مشکلمون رو در اون حل کنیم تا رفع بشه وگرنه بازهم تکرار وتکرار

    ۱۴۰۰-۰۴-۲۰

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    باسلام
    دراینجا درمورد قانون چسبندگی صحبت کردین یعنی به هرچیزی درزندگی احساس وابستگی شدید کنیم باعث می شود از مادورشود
    چون ترس از دست دادنش رو داریم مدام نگران واسترس داریم واین فکرباعث می شود که حتما اون روازدست بدهیم
    وقتی قراره درجایی پیشرفت کنیم وسرراه مون مانع ایجاد می شود تا از اون مانع درس نگیریم این موانع مدام تکرار میشود
    اگردرجایی یک اشتباه چند بار تکرار می شود باید علت وریشه اون رو بررسی کرد
    توجه بیش از حد به نخواسته باعث می شود از اتفاق بدی که مرتب ازآن ترس و وحشت داریم برامون اتفاق بیافتد

    ۱۴۰۰-۰۴-۱۵

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    درود بر استاد ضیاء گرامی
    در این فایل متاسفانه همش اتفاقات بد و ناخواسته براتون پیش می اومد که ریشه اصلی در قبول خرافه چشم زدن بود بعد بقول خودتون بدلیل آشنا نبودن با قانون ، حوادث پی در پی که همش نشونه از سوی خداوند و جهان و کائنات بود ، بهشون توجه نمیکردید و در عوض همون چسبندگی بیش از حد به ماسین خیلی بهتون ضرر زد که خوشبختانه هر چه بود گذشت ⚘
    خودم یه تجربه دارم بد نیست بگم ؛
    وقتی به یه چیزی خیلی فکر میکنی و روش متمرکز میشی جذبش میکنی بله درسته من یه روز یه کاری خونه مادرم داشتم و باید با ماسین میرفتم و سریع اونجا چیزی بهش میدادم چون تابستون و ساعت ۳ عصر بود گفتم خیابونا خلوته و این موقع همه جلو کولر توخونه هاشون استراحت میکنن در نتیجه فقط یه روسری انداختم رو سرم و با همون لباس متزل نشستم پشت ماشین و رفتم خونه مادرم و تو مسیر همش استرس داشتم یهو ماشین خراب نشه یا اتفاق دیگه ای برام پیش نیاد که محبور شم از ماشین پیاده شم رفتن به خیر گذشت ولی در مسیر برگشت درست در تزدیکی خونه ام متوجه نشدم یه موتور سوار از کجا یهویی جلو ماشیتم درست ورودی کوچه خونه مون جلوم سبز سد و البته مقصر بود چون سمت چپ میومد خلاصه بهم خوردیم و افتاد تو جوب کنار خیابون ولی خوشبختانه چون سرعت هر دو مون کم بود اتفاق جدی براش نیفتاد و چون یه پیرمرد بود دستاش زخم شدن من نمیدونم در اون ساعت روز از کجا ایتهمه آدم جمع شدن و دور ماشین رو گرفتن و شروع به قضاوت و کارشناسی کردن و من از شدت تاراحتی و استرس طوری میلرزیدم که یکی از همون آدما که جوانی بود متوجه وضعیت من شد اومد جلو شیشه ماشین گفت این هیچیش نیست من بهش میرسم شما با خیال راحت برو خونه آدرس خونه رو بهش دادم گفتم وقتی روبراه شد بیارش در خونه که خیالم راحت شه بعد از چتد دقیقه با هم اومدن و من دو لیوان شربت خنک بهشون دادم و با خوشحالی خداحافظی کردند و رفتند نتیجه؛ توجه و تمرکز روی ناخواسته ها باعث جذب اونا میشه زمان این اتفاق اصلا هیچی از قانون نمیدونستم ولی بقول استاد قانون کار خودشو میکنه جه بدونی چه ندونی و چه بخواهی چه نخواهی 😃

    ۱۴۰۰-۰۱-۰۶

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • محمد علی ایرانمنش

    یک خاطره یادم اومد قبلا برق ساختمان کار میکردم یک روز سر یک کار بودم دیدم فردی روی داربست ایستاده و بدون کمربند ایمنی داره کار میکنه (نمای بیرونی ساختمان طبقه شش داشت نمای ساختمان رو سنگ میکرد)، برای ناهار اتفاقی اومد کنار ما بعد سلام حال احوال پرسی بهش گفتم داداش دیدم بدون کمربند کار میکنی ارتفاع زیاده خطرناکه کمر بند ببند کار یکبار میشه گفت تا امروز یکبار نبستم دیگه هم نمیبندم گفتم نمیگی بیافتی؟ گفت تا حالا به افتادن فکر نکردم…..
    نمیخوام بگم کارش درست بوده ولی نکته جالب اینجاست که تا حالا به افتادن فکر نکرده و تا حالا هم نیافتاده، به هر چی فکر کنی قانون میگه چشم حالا چه خوب چه بد….

    ۱۳۹۹-۰۳-۱۰

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • محمد علی ایرانمنش

    با سلام و هزاران درود خدمت استاد عزیز و همه ی عزیزان هم فرکانسی، امیدوارم مثل من عالی باشید.
    میخوام از حسم بگم، از وقتی سپاسگذاری رو شروع کردم خیلی تو روحیم تاثیر گذاشت و امروز نسبت به قبل واقعا صد درجه تغییر کردم و خیلی شاد هستم و امید برای رسیدن به هدف هام بیشتر و پر قدرت تر شده مخصوصا از وقتی دوره رو شروع کردم، به جرات میگم دوره بی نهایت تاثیر داشت بی نهایت، این قسمت از دوره رو خیلی دوست دارم که شما کلید رو نمی دید دست ما، کلید ساختن رو بهمون یاد میدید، تو دوره نمیگید بیا دقیقا این کارو بکن یا اون کارو نکن بلکه خودمون باید بگیردیم بین حرفاتون و اون رمز ها رو پیدا کنیم، این تکنیک بنظرم عالیه فقط فایلو گوش نمیدیم و خداحافظ بلکه باید فکر کنی درک کنی احساس کنی مقایسه کنی و پیدا کنی.
    چی میخواستم بگم چی گفتم میخواستم در مورد فایل صحبت کنم نمیدونم چرا اینارو نوشتم خوب در مورد فایل، چیزی که من احساس کردم این بود که همه انسان ها باید هدف داشته باشند و اگر انسانی هدف نداشته باشه زندگیش بی هوده ، بی ثمر و پوچه حالا شما میگید هدف هاتونو بنویسید فکر کنم برای اینه که وقتی مینویسیم همش جلو چشممون هستن اگه تو دهن باشن فراموش میشه ولی اینجوری همش جلوی چشم هستن و وقتی جلو چشممون هستن بهشون فکر میکنیم و فرکانس ارسال میکنیم و برای رسیدن بهشون تلاش میکنیم، وقتی داریم جزئیات رو مینویسیم بیشتر ترغیب میشیم و بیشتر تلاش میکنیم هدفمون واضح تر و تلاش برای رسیدن بهش بیشتر میشه، و شخصا برام پیش اومده وقتی چیزی رو با تمام وجود خواستم اگر راهی برای رسیدن بهش وجود نداشته یه راه برای رسیدن بهش ساختم.
    خلاصه بگم به نظرم جزئیات یعنی خواستن با تمام وجود در نتیجه تلاش تا زمان رسیدن به هدف.
    مطلب بعد هم تلقین هست، شما میگید هیچ وقت منفی نکنید و همش مثبت فکر کنید و مثبت بگید، به نظرم وقتی آدم همش به مثبت ها فکر میکنه بدون اینکه خودش بفهمه داره روی ضمیر ناخود آگاهش کار میکنه و میگه میشه، میتونم، موفقم، از عهدش برمیام، راهی براش پیدا میکنم برای همینم هست هر جا به مشکلی برخوره نه تنها ضمیر ناخودآگاه بلکه تک تک سلول هاش کمکش میکنن تا حلش کنه و حلش میکنه……

    ۱۳۹۹-۰۳-۱۰

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    تشکر از شما استاد گرانقدر که به خاطر آگاهی دادن به ما، گذشته ناخوشایند خود را مرور می کنید.
    یکایک اتفاقات زندگی شما برای ما درسی بزرگ است و برای شخص من ” قانون چسبندگی” خیلی جالب و ملموس بود و وقتی به گذشته ام بازگشتم، موارد بسیاری را پیدا کردم که به دلیل وابستگی به آنها و ترس از دست دادنشان ، سرانجام آنها را از دست دادم. ولی در این فایل یاد گرفتم که باید ” رها” باشم و لازمه رهابودن، عدم وابستگی و چسبندگی است.
    سپاس از خدا و از شما بابت این آگاهی

    ۱۳۹۹-۰۳-۰۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

توجه کنید: این جلسه فقط برای دانشجویان این دوره مجاز و در دسترس است.

اشتراک گذاری