[check_bought product_id=”35673″]
بدون محتوا
[/check_bought]
تمرینات شما، برنامهریزی ذهنی شما محسوب میشوند
4 دیدگاه برای مقدمه ای بر زندگی جدید | جلسه ۲
5
/5از مجموع 04 امتیاز
04 مشتری این آیتم را پیشنهاد میکنند
02 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کردهاند
مرتبسازی بر اساس
-
M:F
🇮🇷IRبه نام خدا
سلام و احترام
دوره مقدمه ای بر زندگی جدید ق۲اره هر وقت تفکرت تغییر میکنه
افراد و دوست یا اشناهای قدیمی
خود به خود حذف میشن
در حدی با کسایی هستی که هم فرکانسی هستین
خدا جونم اولویت من در زندگی
اولویت اول آرامش آسودگی و سلامتی روح و ذهن و جسم و قلب است
همیشه سلامتیو و لبخند و شادی و تفریح
و خدامو شکر میکنم سپاس برای این نعمت
تمام نعمت ها در کنار سلامتی معنا میشوند
خدایا سپاس برای داشته هایم
و سپاس برای هر لحظعوقتی ذهن و قلبت پاک میشه و
هر چیزیو تنها از خدا خواستاری
و میفهمی خدا تنها معجزه گر هستی
و جز خدا کسی نمیتونه کاری برات انجام بده
یا به حرف قدیمیا
بی اذن خدا برگی از درخت نمیفتهخدا به راه های زیبایی هدایتت میکنه
راه های راحت و ساده و کم هزینه یا بی هزینه و با حالی زیباتمام کارها درست هستند
چرا چون که
در زمان خودش اون کارو درست میدونستی یا با آوردن دلیل درست دونستی که انجام دادیراهنمای ما نعمتی به نام قلب هست
خودت خودتو با قلبت زندگی کنی
در حال لذت از زندگی هستیرفتار زیبا …. زندگی زیبا
من میخواهم و میتوانم تا به ابد سالم و سلامت زندگی کنم
خواستار هستم از خدای خودم
میتوانم چون به خدا سپردم
تا راهنمای من باشد
میتوانم چون از احساس پاک قلبی خودم که خدا بهم نعمت داده استفاده میکنم
خدایا تو رو سپاستصویر تونل
جمع افرادی هستن که از هم تقلید میکنن
شخص فردی هست که با الهامات و ایده های قلبی خودش در زندگی حرکت میکنهتنها حرف و ایده ای مهمه که از عالم غیب میاد ندای درون و حرف خداست
این که کسی چیزی گفته
این که چیزی شنیدی
این که جایی خوندی
تمام حرفها میتونه دروغ باشهخدایا شکرت
در پناه خدا تا فایل بعد👏🤲۱۴۰۵-۰۳-۱۵پاسخ -
✍️مینا فیاضی
به نام آنکه نامی ندارد
به هر نامی خوانی
سر بر آرد
سلام و سلام و سلام
🌸🌸🌸دوره مقدمه ای بر زندگی جدید
قسمت دومایمان به خدا قشنگ ترین حس و حال هست
وقتی به خدا ایمان داشته باشی حال دلت خوبه
ایمان و انسایت که باشه در مسیر قرار میگیری
و خدا راهو نشونت میده
دلت قلبت هر چی میگه باید همونو انجام بدیبا ایمان
خوش رفتار
باور های زیبا
صبور بودنبا عشق زندگی کردن
و به خدا نزدیک بودن
در همه ی لحظه ها
لذت بینظیری دارهآدم یه تصمیمو باید بر اساس علاقش بگیره
و وقتی بهش علاقه داشته باشه ادامه میدهحرفامونو مینویسیم یا توی دلمون مرور میکنیم
کائنات میشنون و زمینه شو فراهم میکننکائنات مثال قشنگی بود
وقتی یه مسیر یه آدم یه تغییر جدید میخوای
شروع کردی باید تا آخر راهو بری👏👏👏
۱۴۰۴-۱۱-۱۲پاسخ -
فاطمه خداوردی
بعضی از آدمای موفق یا مثلا پولدار رو می بینیم که میگیم خوش به حالشون، ولی وقتی زندگی قبل موفقیت اونها رو می بینیم، متوجه می شیم که چقدر گشنگی خوردن، حتی بدون لباس مناسب یا کفش مناسب بودن. حتی شاید کارتن خواب بودن یه دوره ای از زندگی شون. ولی خواستن تلاش کردن و موفق شدن، که الان پاشون روی اون پاشونه و حتی چند تا کارگر دارن. و خیلی از ماها حاضر نیستیم به خودمون سختی بدیم میخوایم خیلی راحت همه چی رو به دست بیاریم.
اگه یه نگین الماس رو روی انگشتری می بینیم، میگیم چقد زیباست ولی نمی دونیم پشت پرده این فرد چقد داغ شده، چکش خورده توی سرش، که شده الان نگین الماس.۱۴۰۴-۰۹-۱۱پاسخ -
فاطمه خداوردی
بنام خداوند اگاهی♥️
با سلام و درود خدمت شما دوستان و استاد عزیزم،
من دیدگاهم این است که وقتی ایمان داشته باشی محاله به اون چیزی که میخوای نرسی.
من خودم رو میگم، دوره ای که ادم بی ذهنی بودم یادمه که من اون زمان توی روستا زندگی می کردیم زمستون سرد شب تنها بودم، مادرم بهم گفت من میرم جایی و شب همسایه میاد پیشت. اما من دلم میخواست تنها توی خونه باشم از یه طرفم می ترسیدم، ولی دل رو زدم به دریا، به همسایه گفتم شما نمیخواد بیای، من امشب تنها نیستم. من الکی گفتم و جالبه یه همسایه نزدیک داشتیم که خونه ای اونجا ساخته بود برای تابستون، ولی خدا شاهده درکمال تعجب یه دفه دیدم چراغ خونش روشن شد، منم گفتم تو زمستون سرد اینجا چیکار میکنن!
این موضوع باعث شد من تا صبح راحت بخوابم و نترسم و حتی قبلنا یادمه وقتی میخواستیم با اتوبوس بریم جایی، من دوست داشتم ردیف جلو بشینم ولی یه دفه همه هجوم بردن و ما مجبور شدیم بریم صندلی اخر. ولی کمی بعد یه دفه شاگرد راننده که اصلا هیچ شناختی باهاش نداشتیم اومد و به ما گفت شما بیاید صندلی جلو. و ما دقیقا رفتیم صندلی پشت راننده بدون اینکه، حتی ما چیزی گفته باشیم یا تلاشی کرده باشیم، که من مثلا می خوام اینجا بشینم.
یه مورد دیگه اینکه، چند روز پیش دخترم می خواست بره اردو، بهم گفت مامان دلم میخواد پیتزا بخورم، اونجا ولی مربی بهداشت نمیزاره. گفتم اشکال نداره، فرداش که اومد گفت مامان من پیتزا خوردم! گفتم چجوری؟ گفت مامان می خواستم برم سرویس بعد وارد که شدم دیدم مربی بهداشتمون داره سیگار می کشه. بهش گفتم پیتزا میتونم بخورم گفت، نه. بعد من بهش گفتم پس چراخودت سیگار میکشی، منم پس میرم به بقیه میگم که شما سیگار می کشیدی!😂میگفت مامان، گفته اصلا هر چی میخوای برو بخور و این اتفاق ها خیلی وقتا برای همه مون میفته، ولی اون لحظه درکش نمی کنیم.
۱۴۰۴-۰۹-۱۱پاسخ
توجه کنید: این جلسه فقط برای دانشجویان این دوره مجاز و در دسترس است.




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.