شیطان چیه؟
شیطان چیه و کیه، که ما اینقدر در موردش می شنویم و یا حرف میزنیم یا فکر می کنیم ولی هیچ وقت هم نمی بینیمش؟
شاید خاطرتون باشه در دوره راز قوانین زندگی گام اول و در ابتدای همین دوره، در مورد خداوند کلی صحبت کردیم و گفتیم چیزی رو با خودتون دارید که همیشه و هر لحظه با شماست که به شما کمک کنه!
حالا دقیقا نقطه مقابل همون چیزی که منتظر است شما چیزی را ازش بخواهید تا به شما کمک کند، چیز دیگری وجود دارد که کارش کاملا برعکس است.
یعنی چیز دیگری هم در وجودتون دارید که کارش این است که هر وقت شما می خواهید کار مفیدی را انجام دهید یا به کسی کمک کنید یا تغییری بکنید تلاش می کند شما را از این تصمیم منصرف کند. بله او شیطان است!
شاید فکر کنید او کجاست و در کجا زندگی می کند و چه شکلی هست و … این ها همون سوالاتی بودند که در مورد خداوند هم داشتید، اما بعدا متوجه شدید که خداوند فقط یک احساسه یا یک انرژیه!
حالا نوبت به شیطان میرسه که او از جنس چی هست، آیا اون هم یک انرژیه؟ آیا اون هم یک احساسه؟ یا چیزی به جز این!
دوست داشتم می توانستم پاسخ را جوری می نوشتم که به ذهن تون فشار بیاد و کمی بیشتر فکر کنید تا خودتون به پاسخ برسید.
یادتون میاد یه روزایی خواستید به کسی کمکی نقدی بکنید یچیزی توی ذهن تون، هی نجوا می داد، نکن، چرا حالا می خوای کمک کنی، این از کجا معلوم نیازمند باشه و …
یعنی به همان مقداری که شما عطش کمک کردن دارشتید و از کمک کردن خوشحال می شدید، به همون نسبت چیزی در وجودتون وسوسه تون می کرده که این کار رو نکنید.
یا یه وقت هایی خواستید رژیم بگیرید، به محض این که شما جدی شدید، اون هم از راه رسید و صدها دلیل براتون آورد که امروز رو ولش، باشه از فردا یا از شنبه یا از هفته آینده!
و الان حدود چهار ساله که شما می خواید رژیم بگیرید و همچنان این تصمیم تون بر روی زمین و هوا معلق است و چیزی باز هم مانع از این تصمیم می شود.
دوست دارم از بین مثال هایی که می زنم، وجود شیطان رو براتون تداعی کنم، یعنی بتونید جنسش رو بفهمید.
اون دقیقا همون وسوسه هایی هست که هر زمان شما می خواهید کاری جدید، متفاوت، قشنگ و مفید رو انجام بدید، فورا از راه میرسه و تو ذهن تون شروع به فرمان دادن می کنه.
اگر یادتون باشه شاید هزاران بار در وضعیتی قرار گرفتید که تردید داشتید کاری را انجام بدهید یا ندهید و دچار سردرگمی شدید.
این که همیشه یک نیرویی مقابل نیروی کشش ما به سمت چیزهای خوب وجود دارد، این نیرویی که به سمت دیگری می کشد همان ذهنیت شیطانی است.
این وجود نازنین چیزی نیست به جز همان وسوسه های ذهنی خودمون، که از قدیم هم مرتبا به خودمون میگیم شیطان وسوسه ام کرد، یا گولم زد.
اگر شما آدم مذهبی ای باشید، هر زمانی که می خواستید عبادت کنید و ارتباط بهتری با خداوند برقرار کنید، شیطان از نیت تون آگاه شد و هزاران دلیل آورد که حواس تون رو پرت کنه و شما را فریب بده.
توجه به شیطان
طبق قانون توجه، هر چقدر ما در مقابل چیزی مقاومت کنیم یا بایستیم در اصل داریم به آن چیز توجه می کنیم و این توجه باعث می شود آن موضوع بیشتر رشد کند.
یعنی وقتی که شما در مقابل شیطان می جنگید که اون رو از بین ببرید یا از دست نجواهایش رهایی یابید، انگاری برعکس می شود.
یعنی با تلاش شما برای خنثی کردن نظرات و پیشنهادات عقلانی، او بیشتر موفق می شود که بر شما غلبه کند و سرانجام هم کار خودش را می کند.
اما یک راه بسیار خوب وجود دارد که ما بتوانیم از این وسوسه های شیطانی دور بشویم یا اثر آن را خنثی کنیم. آن هم بی توجهی به آن نجواهاست!
اگر اهل مراقبه و مدیتیشن باشید حتما تجربه کردید که وقتی با افکارتان که از همان جنس شیطان هستند و مرتبا در ذهن تان پچ پچ می کنند، نمی جنگید، آن ها خود به خود از بین می روند.
قبلا در مورد موضوع توجه خیلی زیاد صحبت کردیم و گفتیم که به هر چیزی که ما زیاد توجه کنیم آن چیز در زندگی ما ظاهر می شود یا اگر از قبل وجود داشته، با توجه کردن بیشتر می ماند.
شیطان هم از این قانون توجه مستثناء نیست و هر چه باهاش بیشتر بجنگی، داری بیشتر بهش توجه می کنی و هر چه بیشتر توجه می کنی، بیشتر انرژی صرفش می کنی.
صرف انرژی به شیطان
بنابراین با صرف انرژی از طریق کانون توجه تون باعث قدرت بیشترِ شیطان در ذهن یا وجودتون می شوید. کافی است توجه تون رو بردارید، موضوع خودش حل می شود.
اگر اکنون وجود و جنس شیطان رو درک کرده باشید به یاد می آورید که این نیرو همانی است که وقتی شما می خواهید تغییری جدید انجام دهید از راه میرسد و مداخله می کند.
شیطان تنها در یک جا نیست و آن هم در و مغز کسی که تمام انرژی اش را صرف قلب و ایمانش می کند و از توجه کردن به نَفسَش پرهیز می کند.
به مقداری که شما این تمرین را انجام داده باشید که از نَفسِ تون پیروی نکنید می توانید از شیطان هم دوری کنید. چون شیطان همان نَفس شماست که دستوراتش را از مغز یا دهن شما می گیرد.
اگر می خواهید اون دست از سرتون برداره، همیشه به نجواهای او که از طریق ذهن تون به شما گفته می شود بی توجه باشید، حتی اگر صد دلیل برای درست بودن شون داشتید.
زمانی که در شُرُف انجام کاری جدید و مفید هستید، وقتی نجواها شروع به اومدن کردن، خودتون رو تسلیم گوش کردن به اون ها نکنید.
بلکه یک نهیب محکم به خودتون که دارید گوش می دید، یا به نجواهای ذهنی تون بزنید و از جاتون بلند شید و بگید من نمی خوام صدات رو بشنوم، لطفا خفه شو.
بعد از گفتن این جمله شروع به انجام کاری کنید که ذهن تون قصد داشت شما رو از انجام اون منصرف کنه یا بالعکس شروع به انجام کار دیگری کنید، زمانی که کاری شیطانی رو می خواستید انجام بدید.
با نهیب زدن، شما انگاری آماری رو دست شیطان می دهید که من کسی نیستم که فریب تو رو بخورم. بنابراین او راهش رو از شما جدا می کنه و نجواها خاموش می شوند.
اما کافی است که در دولی و تردید بمونید و به نجواها گوش کنید، به احتمال خیلی زیاد شما فریب شیطان رو خواهید خورد و او کار خودش رو خواهد کرد.
در هنگام انجام تمرینات، اگر چیزی باعث شد شما تمرینی رو رها کنید، مطمئن باشید آن چیز، همان شیطان درون ذهن شماست که از رشد و پیشرفت شما بیزار است.
اگر می خواهید دیدگاهی را بنویسید ولی چیزی در درون تون هی بکن نکن می کنه و هی به شما می گه، تو که قشنگ نمی نویسی، تو که بلد نیستی، تو که …
این صدا رو بشناسید، این همان نجوای شیطانی وجود شماست که سعی داره شما بهتر از این نباشید. حالا کافیست شما بهش بگید برو پِیِ کارِت، من دیدگاهم رو می نویسم، نگران چیزی هم نیستم، چون در حال بهتر شدن هستم.
وقتی شیطان شدت عزم و اراده شما رو می بینه تشخیص می ده که اینجا، جایی نیست که بتونه حکومت کنه و راهش رو جدا می کنه و میره.
او حتی حدود انسان مصمم پیدا نمی شود، چون از قدرت اراده اون آدم ترس داره و بیشتر سراغ کسی می ره که همیشه دودل و مردد است و مِنُ و مِن می کنه.
اونجایی که انسان می گه حالا یکم فکر کنم ببینم چی میشه، به احتمال هزار درصد شیطان بر بازی پیروز خواهد شد. اما با یک قاطعیت او ناپدید خواهد شد
شاید بارها براتون پیش اومده که می خواستید برید دوش بگیرید، یه نیرویی از جنس تنبلی اومده سراغ تون و هی داره وسوسه تون می کنه که حالا نه، بذار برا بعد!
الان هوا سرده سرما می خوری، الان هوا گرمه حالت بد میشه، الان فشار آب کمه، الان بری حموم بعدش می خوای بری بیرون بدنت خیسه و …
یعنی برای این که شما رو از تصمیم تون منصرف کنه صدها دلیل موجه براتون میاره که شما متقاعد بشی نرفتن حموم بهتره از رفتن حموم!
در همچین مواقعی فقط کافیه یه دوست به شما زنگ بزنه بگه آماده شو می خوایم بریم یه جای خوب، یعنی یه جایی که شما خیلی دوست داری بری.
بلافاصله که این پیشنهاد رو می شنوی اصلا کلا خستگی و تنبلی و هر چه نیروی شیطانی شما رو احاطه کرده بودن، همگی گم و گور میشن و شما با یک اشتیاق و شوق بالا فوری می پری توی حموم.
یعنی چیزی از بیرون مشوق شما شد که حواس تون رو از روی اون نیروی باز دارنده برداشتید و به محض این که به آن نیروی کسل کننده توجه نکردید او درجا ناپدید شد.
می بینید که به همین سادگی ما با توجه کردن به نیروی های بازدارنده و کسل کننده اون ها رو همیشه در کنار خودمون نگه می داریم و با بی توجهی اون ها اصلا سمت ما پیدا نمی شوند.
پس اگر شما از این قانون آگاه باشید، باید در چنین مواقعی به رفتار خودتون هوشیار باشید و به محض این که خواستید فریب این نیروی شیطانی را بخورید، کافیه از طریقی به اون بی توجه بشید و حواس تون رو به جای دیگه ای که دوست دارید بدید.
به محض این که هوشیارانه حواس تون رو به جایی که دوست دارید می دهید، فورا انرژی شما و توجه شما صرف اونجا می شه و نسبت به شیطان بی توجه می شید.
اینجاست که به یکباره می بینید دقیقا در جایی قرار گرفتید که دوست داشتید یا کاری رو انجام دادید که دوست داشتید و اثر آن نیروی ذهنی بازدارنده را در همان لحظه خنثی کردید.
شاد باشید




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.