سبد خرید

راه رسیدن به رویاها | جلسه ۱۸

امتیازدهی 5.00 از 5 در 13 امتیازدهی مشتری
(13 بازخورد مشتری)

تمرینات شما، برنامه‌ریزی ذهنی شما محسوب می‌شوند

راه رسیدن به رویاها | جلسه ۱۸

داستانهایی که از این به بعد برای شما تعریف می کنم، مربوط به زمانی ست که من آرام آرام وارد مرحله آگاهی شده بودم. قبلا اگر نتایجی می گرفتم به دلیل قدرت ریسک پذیری و شجاعتم بود ولی با مطالعه کتابهای مختلف، کلاس هایی که در تهران می رفتم، آشنایی با مراقبه و خلسه کمی آگاه تر شده بودم ولی هنوز هم به دلیل مشغله کاری زیاد، به آرامش نرسیده بودم و دنبال راهی برای کسب آرامش بودم. تمرین های بسیاری از جمله تمرینات سپاسگزاری را انجام می دادم، همچنین تابلوی تجسم (تابلویی که شامل عکس و تصویرهایی ست که آرزوهای شما را نشان می دهند) تشکیل داده بودم و آرزوهایم را در دفترم می نوشتم که شامل پرداخت بدهی هایم، جایی که دوست داشتم زندگی کنم و … بود و در آن زمان هیچ روزنه ای برای محقق شدن آنها نبود و فقط من بر اساس آنچه در کتاب ” بنویس تا اتفاق بیفتد” خوانده بودم، می دانستم که نوشتن قدرت دارد و فقط شور و ذوق نوشتن آرزوهایم را داشتم، نه باور قلبی که هم اکنون دارم و هر روز تابلوی تجسمم را نگاه می کردم و بابت رسیدن به آرزوهایم سپاسگزاری می کردم.

در کلاس هایی که در تهران می رفتم به ما گفته بودند که باید کتابی را به اصطلاح ” زخمی” کنیم یعنی استارت نوشتن آن را بزنیم و هرچقدر که توانستیم، آن را بنویسیم و بعدها هروقت که فرصت کردیم، آن را تمام کنیم. من هم برای این کار نیاز به یک مکان آرام داشتم تا بتوانم تمرکز بگیرم.
بنابراین تصمیم گرفتم که با یکی از دوستانم که اتاقکی در کوه داشت، چند روزی را برای نوشتن کتاب ” شکلات تلخ ” و همچنین روبرو شدن با ترس هایم به کوه برویم. چند روزی در آنجا بودیم و من توانستم مقدار زیادی از کتابم را بنویسم و روزی که می خواستم به شهرستان برگردم، هنگام خروج از اتاقک و بستن در، دستم لای در رفت و به شدت آسیب دید و درد زیادی داشت.
در هر صورت باید آماده می شدم و برای شرکت در کلاسها به تهران می رفتم. همه کارهایم را انجام داده بودم و آماده رفتن بودم که ناگهان منصرف شدم ، زیرا حس خوبی برای رفتن نداشتم و این قضیه ۳ مرتبه تکرار شد و من آن زمان فکر می کردم که در این کار کوتاهی و تنبلی کردم و حتی عذاب وجدان داشتم که چرا کلاسها را رها کرده ام.
ولی در واقع مساله چیز دیگری بود، در واقع یکی از اساتید من در تهران که بسیار جوان و کم تجربه بود کتاب پرفروش ” اثرمرکب” را به من معرفی کرده بود و من هر چه بیشتر آن کتاب را می خواندم، بیشتر احساس می کردم که در حال دور شدن از یک سری باورهای صحیح خودم هستم. مثلا در این کتابها و تعدادی دیگر از کتابهای انگیزشی باور سختی کشیدن برای رسیدن به موفقیت را در ذهن انسان ها قرار می دهند، در صورتیکه که واقعا ما قادر هستیم از راحت ترین حالت ممکن به اهداف و آرزوهایمان برسیم، بنابراین با خواندن این کتاب نوعی تضاد در من ایجاد شد و باعث شد که احساس من نسبت به ادامه این کلاس ها بد شود ولی چون آن زمان از قوانین آگاهی نداشتم و معنای هدایت را درک نمی کردم، برای اتفاقاتی که می افتاد تعریفی نداشتم. بنابراین وقتی انگشت من لای در رفت و آسیب دید و ۳ دفعه از رفتن منصرف شدم، درک نمی کردم که به چه دلیلی این اتفاق ها می افتد، در واقع خداوند از درون، من را هدایت می کرد.
تا بعدها یک فایلی از یکی از اساتید در همین حوزه بدستم رسید که ایشان هم دقیقا همین مساله را بیان کرده بودند که با خواندن یکی از بهترین و پرفروش ترین کتابهای موفقیت، تاثیر بد و احساس بدی را تجربه کرده و از خواندن ادامه آن کتاب منصرف شده بودند و من با شنیدن این فایل قدری از عذاب وجدانم کم شد و آرام گرفتم ولی هنوز هم معنای هدایت را درک نمی کردم.
به هر حال من دوره ها را رها کردم و به شیوه خودم شروع به مطالعه و مراقبه و .. کردم ولی به دلیل مشغله کاری همچنان سردرگم بودم و وقت آزاد نداشتم و همیشه یک لیست خیلی بزرگ از کارها و ایده هایم داشتم که این لیست دائما درحال زیاد شدن بود و به محض اینکه ایده ای به ذهنم می رسید و یا کاری برایم پیش می آمد، بلافاصله در لیستم یادداشت می کردم.

در این جا ذکر نکاتی درباره نوشتن لیست را برایتان بازگو می کنم:
عده زیادی از افراد که اصلا لیست نمی نویسند و معتقدند که کارهایشان را به خاطر می سپارند و تعداد کمی هم که می نویسند برنامه ریزی درستی برای اولویت بندی، زمان بندی و نظم کارهایشان ندارند. یکی از نکات مهم در اولویت دادن به کارها همان است که در کتاب ” قورباغه را قورت بده” آمده است که بدین معنی ست که در ابتدای روز یا هرزمان که انرژی بیشتری داریم، باید از کار مهم تر، سخت تر و بزرگ تر شروع کنیم تا برای کارهای کوچک تر انگیزه بگیریم، زیرا اگر برعکس این کار را انجام دهیم، درواقع انرژی خود را صرف کارهای کوچک کرده ایم که تاثیر زیادی هم در زندگی ما ندارند و در این صورت برای کارهای بزرگ و مهم، انرژی و وقت کافی نداریم و بنابراین مکررا آنها را به تعویق میاندازیم و این به تعویق انداختن و انجام نشدن آن کارها، باعث آشفتگی ذهنی و احساس عدم موفقیت در ما می شود.
و من در دفتر سپاسگزاری ام آرزوهایم را نوشته بودم، از جمله اینکه همه کارهایم انجام شدند، آدم های منفی از زندگی ام بیرون رفتند،از مراسم و جاهای شلوغ که تمرکز من را برهم می زدند دور شدم و … و جالب اینکه تمام این اتفاقات در زندگی من رقم خورد و من به تمام خواسته هایم رسیدم.

نکته بعدی اینکه بعضی آدم ها هستند که کار خاصی ندارند ولی از زیر سنگ برایشان کار پیدا می شود. اینها کسانی هستند که فکرشان این است که باید کاری برای انجام دادن، داشته باشند و بنابراین به دلیل متمرکز شدن روی این مساله، کارهای زیادی را جذب می کنند و این کارها در واقع کارهای مفید نیستند و فقط وقت آن افراد را می گیرند.

به طور کلی وقتی قانون را یاد می گیریم و خواسته هایمان را می نویسیم، نباید زیاد به آنها بچسبیم زیرا آن را بیشتر از خود دور می کنیم، بلکه باید بنویسیم و رها کنیم.

من‌کم کم در حال آگاه شدن بودم تا یک روز تصمیم گرفتم که تمام دسته چکهایم را بسوزانم و این در حالی بود که تمام زندگی من با استفاده از همین چکها می گذشت و به آنها عادت کرده بودم و با تمام مخالفت هایی که دیگران داشتند، این تصمیم شجاعانه را براساس احساس درونی ام گرفتم و این کار را انجام دادم و به محض انجام آن همه‌چیز در زندگی من عوض شد، ایده های جدید و اتفاقات خوب به زندگی من جاری شد و این پاداش شجاعت من و گوش کردن به ندای درونی ام بود…‌

13 دیدگاه برای راه رسیدن به رویاها | جلسه ۱۸

کیفیت
ریویوایکس
100%

برای این آیتم یک نظر بنویسید

07 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کرده‌اند

مرتب‌سازی بر اساس

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️

    نام زیبایی که برای این فایل میشه انتخاب کرد ، توجه کردن به حسهاست .
    این فایل ، فایلی بسیار ارزشمند است . استادی که دلش به اندازه دریاست با توجه به هزینه های میلیونی که برای رفتن به کلاسهای موفقیت کرده بودند . به یکباره حسشان گفت که به کلاس موفقیت نروند ، و در دو مرحله تمام مقدمات سفر را چیدند و اماده رفتن شدند ولی دم در خونه حسشون میگفت نرو ، و نمیرفتند .
    تهیه تابلو ارزوها و نوشتن و نوشتن و نوشتن تمام خواسته های ما خیلی مهم است و استاد، به نوعی استاد در زمینه نوشتن بودند و در این زمینه رحمی نداشتند .
    نکته بعدی سوزاندن دسته چکهاشون . همون اقدام و عملی که بزرگترین مرحله از رسیدن به آرزوها و خواسته هایمان که همان رهایی از مشکلات و تضادهایی که قلب ما را به درد میاورند است که بسیار نکته مهم و اصلی و اساسی است .

    سپاس فراوان برای این لحظه ❤️❤️❤️

    ۱۴۰۱-۰۴-۲۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام خالق زیبایی ..سلام ودرود فراوان ،🌷🌷🌷.واما فایل ۱۸مثل بقیه فایل نکات ارزشمند دارد ..نکته ی جالب این فایل اینه که استاد با دل وجرات با غلبه به نفس خود دسته چک ها رو آتیش زد این یعنی خداوند. راه رو نشون ایشان داد وبرای پیدا کردن منزل نهایی باید عمل می‌کرد که با آتیش زدن دسته چک قدم اول برداشتن ..واینکه استاد تمام خواسته هایشان در تابلویی که برای خودش درست کرده بود نوشته بود که خودش هیچ وقت فکر نمیکرد روزی بهشون برسد ولی رسید چون خواست وخداوند تمام افراد رو مامور کرد که استاد به آنچه در خواست کرده است برسد ..بنده با الگو گرفتن از استاد تمام خواسته هایم در دفتر مکتوب میکنم خدا رو شاکرم بعد مدت کوتا بهشون میرسم ..تشکر و سپاس از استاد مهربانم

    ۱۴۰۱-۰۴-۲۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    به نام خالق عشق و زیبایی
    سلام و عرض ادب و احترام به همگی
    موضوع زخمی کردن کار که مطرح شد به نظر من بسیار مفید و کاربردی ست و باعث می شود هم کار به اجزاء کوچک تر تقسیم شود و هم ذهن ما به نوعی درگیر انجام آن کار شود.
    همچنین موضوع کتابهای موفقیت که مطرح شود نیز بسیار قابل تامل می باشد در بسیاری از کتاب های موفقیت شرط موفق بودن سختی کشیدن بسیار مطرح شده است. این در حالی است که ما در قانون می گوییم ما میتوانیم به همه خواسته هایمان در راحت ترین حالت ممکن برسیم و نیاز به زجر کشیدن نمیباشد.
    همچنین موضوع آتش زدن دسته چک ها بسیار حیرت انگیز بود و نشان از ایمان و باور قلبی پشت این کار بود زیرا دسته چک ها در آن زمان نیاز استاد بودند ولی استاد آنها را قربانی هدف بزرگتری کردند و این مساله واقعا عبرت آموز می باشد.
    سپاس بابت این فایل زیبا

    ۱۴۰۱-۰۴-۲۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    سلام و درود خدمت استاد گرامی
    یک نکته دیگر که یادم آمد من فیلم انگیزشی شلاق رودیدم موضوع داستان درمورد پسری بود که خیلی ساز زدن رودوست داشت مدام تمرین می کرد درطول فیلم استادی داشت که اون رو تاحد شکنجه ومرگ اذیت می کرد چون اعتقاد داشت باید برای کار زحمت کشید واین جوان درطول مسیرخیلی اذیت وشکنجه شد بااینکه آخر فیلم زیبا بود ولی من دوست نداشتم این همه سختی ومشقت رو ببینم معمولا این جور فیلم ها رو چند بار می بینم ولی این فیلم رو فقط یکبار
    برخلاف فیلم پی کی که شش بار تا به الان دید م وهربار که می بینم انگار برایم جدید است وپرازنکته
    نکته ی لیست کردن کارها خیلی خوب بود واقعا وقتی می نویسیم وبه طور مرتب کارها رو انجام می دهیم کلی انگیزه به ما می دهد
    دوهفته پیش بود که دنبال یکسری مدارکم بودکه مال سالها قبل بود واونها رو گم کرده بودم به اداره رفتم برای کارهام به من گفتن برو کفش آهنی پات کن وکلی هم باید هزینه کنی من به مسئولش گفتم برای من کارها راحت انجام میشه چون خدابرام انجام میده بهم پوزخند زد گفت برو
    رفتم دنبال کارهای مدارکم یک مقدارش راه افتاد قرار بود برم به مسیر بعدی ومحضر برای وکالت که چقدر باید انجا پول می دادم وبعد مبلغ ۱۵۰هزارتومان هم به اداره
    درکمال ناباوری مدارکم بعد از بیست سال پیداشد آ ن با دادن ۳۰هزار تومان
    واینجا بود که یادم افتاد من در ا بتدای کار گفته بودم کارهایم در راحت ترین حالت ممکن انجام می شود و ناراحت نشدم ا زپوزخند مسئول مربوطه
    خداروشکر می کنم که استادم راحت ترین ها رو به مایاد داده وهمه جا کارهایمان انجام می شود
    بازهم ممنونم استاد

    ۱۴۰۰-۱۱-۰۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    سلام ودرود خدمت استاد گرامی
    درمورد مقاومت ذهنی صحبت کردین اینکه وقتی می خواهیم کاری شروع کنیم چون از قبل باورهای غلط زیادی در ذهن داشته ایم وحال درحال تغییرهستیم ذهن دچارمقاومت می شود وراحت کاری را قبول نمی کند
    مثال تون درمورد ترسیم تابلوی کاینات و رسیدن به اهداف وآرزوها اینکه اول باور نمی کنیم که می توانیم ولی بعد ازتکرار مرتب به خواسته هایمان می رسیم
    مساله بعدی زخمی کردن درکاربودمثال نقاش خیلی جالب بود دقیقا خیلی از این افراد برای اینکه کا ر رو برای خودنگه دارند همین کار رومی کنند هم طرف قرارداد شان پای کارمی ماند هم برای کار بعدی خودمطمین هستند
    جنبه مثبت آن هم شروع کردن یک کارسخت برای خودمان وقتی کاری رو عقب می اندازیم تاشروع نکردیم وبه سمتش نرفتیم اذیت می شویم به محض اینکه کاررو زخمی می کنیم دیگر ادامه دادن آن آسان می شود
    زخمی شدن دستتون هم یک نشانه بود وباعث شد ازکاری که دوست ندارید فاصله بگیرید این هم خیلی جالب وآموزنده بود خداوند از راههای مختلف به مانشان می دهد
    من خودم کتاب اثرمرکب روتازه خریده بودم وداشتم باجدیت می خوندم کتاب برایم سخت بود به نصفه کتاب رسیده بودم که این فایل بدستم رسید حقیقتا دیگر ادامه ندادم چون کارهای سختی رو می خواست واینکه نویسنده ی کتاب مدام از پدرش می گفت که مجبورش می کرده کارهای سخت وتمرینات طاقت فرسایی رو انجام بدهد من هم دو ست نداشتم ازهمان زمان کتاب رو نصف کاره ول کردم درحالی که اصلا امکان ندارد من کتابی را تاآخرنخوانم
    ولی باید ازحرف استاد پیروی کرد وبه دنبال راحت ترین ها رفت
    ممنونم از اینکه این قدر کارها رو برایمان آسان و راحت می کنین

    ۱۴۰۰-۱۱-۰۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️

    چه قدر دوره رویاها من را به رویاهایم نزدیک میکند . درس های بزرگ و ارزشمندی که من از این دوره گرفتم از هیچ کتاب و زبانی نمیتوانم بگیرم . الهی شکر به خاطر اینکه در این مکان و در دوره های استاذ ضیإ عزیز هستم . خدارا هزاران مرتبه شکر میکنم و سپاسگزارم به خاطر بودن در چنین لحظات ناب و پر از آگاهی ام .
    در این قسمت به وضوح هدایتهای الهی را میتوانیم به چشم ببینیم . و استاد خیلی زیبا با عمل کردن به حستان سر کلاس درس حاضر نشدید . چه قدر ما به خاطر اینکه به حسمان توجه نمیکنیم . حال چه داشتن حس خوب برای رفتن به مکانی ، که اگر گزینه عقل را دخالت دهیم در آن همواره اما و اگرها باعث میشود حس خوبمان عالی نشود . و چه زمانهایی که حسمان خوب نبوده است ولی به ندای قلبمان گوش نداده ایم و رفته ایم . .
    آتش زدن دسته چک تان خیلی جسورانه بود و در درون من قفلی را باز کرد که از همان نقطه ای که بیشترین ترس را داریم و محافظه کارانه رفتار میکنیم ببشترین ضربه و صدمه را میخوریم . و با یک حرکت شجاعانه ، مانند آتش زدن دسته چک توسط استاد ، یا همان خوردن قورباغه بزرگه ، به راحتی میتوانیم قفل بزرگ ترس را بشکنیم . تمام ترس ها و دلهر ه های زندگیِ ما ، توسط خودمان به وجود آمده اند و همواره همه ی آنها همانگونه از زمانی که متولد شدیم در وجود ما وجود نداشتند و یواش یواش به وجود امدند ، پس حس ترس در واقع با خلقت و سرشت پاک و فطرت خدایی ما هیچ همخونی ندارد ، و برای داشتن زندگیِ ایده آلمان باید ترس را از درون خودمان نسبت به تمام مسایل زندگیمان پاک کنیم تا بتوانیم به آن هدف اصلی و رسالت والای خلقتمان دست پیدا کنیم .
    پیدا کردن هدف والای زندگی و رسالت هر انسانی با دیگری متفاوت است ولی در همه رسالتها عشق الهی و مهربانی و زیبایی و کمک به دیگران یکسان است و زمانی دنیا پر از عدل و داد میشود که تک تک ما انسانها در جهت رسالت الهی مان قدم برداریم .آن وقت است که هیچ حس بد و دشمنی و سیاهی و جنگ و نفرین و کینه جایگاهی ندارد بلکه همواره تمام حسهای خوب و زیبا و پر از عشق و مهربانی و زیبایی و بخشش در جهان نمایان میشوند .
    توجه کردن به حس مان بهترین دقایق و لحظات را برای ما به ارمغان می اورد . نمونه جالب آن دیروز برای خودم اتفاق افتاد که هوا بسیار زیبا و بارانی بود و شور و هیجانی اساسی وجودم را در برگفته بود پیش دوستانم رفتم که بریم از هوا لذت ببریم ، خیلی جالب بود آنقدر حس من عالی بود که دوستانم هم سریع تحت تاثیر قرار گرفتند و یک روز بارانی زیبا رو فقط به واسطه اینکه به حسم توجه کردم نه تنها برای خودم بلکه برای دوستانم هم به ارمغان آوردم .
    تمام لحظه به لحظه زندگیه ما حس و حالهای ما را تشکیل میدهند . و فقط ما به واسطه باورهایمان است که حس های خوب و بد را در زندگیمان خلق میکنیم. و اینکه با آگاهی بتوانیم به حسهای خوبمان عمل کنیم یواش یواش این دایره گسترده میشود و جای حسهای بد را در وجودمان میگیرند . و به درجه ای از زندگی میرسیم که در آرامش مطلق و حس و حال عالی قرار میگیریم ، درست مانند لحظه رسیدن عاشق به معشوق که انگار تمام دنیا در دستان آنهاست .

    ۱۴۰۰-۱۰-۳۰

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام ایزد منان ..مهربان استاد سلام .نوشتن کلمات همون طور استاد فرمودند خیلی قدرت داره چون من شخصا از وقتی وارد سایت شدم هرچی میخام فقط می نویسم وشکر خدا اتفاق میفته …من قبل از اینکه آگاهی پیدا کنم همش جلو آینه از خودم بدم میومد که بینی ام بزرگ بد هیکم و…‌‌ولی خدا شاهده از وقتی از خدا تشکر میکنم وتو دفتر م می‌نویسم من فوق العاده ام دیگه تو آینه بینی بزرگ نمی‌بینم خیلی زیبا به نظرم میرسه دیگه صورتم جوشی دیده نمیشه واز هیکلم دوست دارم ..چون توجه ام شده بود صورت وهیلکم ولی الان خودم دوست دارم وخودم با چشم دیگه ای نگاه میکنم هرچند هنوز باید کار کنم هنوز باید روی خودم کار کنم … ..موضوع دیگه استاد فرمودند ..نظم واهمیت دادن بله من دقیقا خدا رو شکر از اول کاری میخاستم شروع کنم تا تمومش نکنم بیخیالش نمیشم وله حتی یه ساعت بعد واگذار نمیکنم …خدا رو سپاس بخاطر این همه آگاهی ..وجود استاد در زندگی من وشنیدن صدای گوهر بارشون .به من انرژی میده ومنو به حرکت وا میداره..و اینکه چقدر آدم های منفی که مثل خوره تو زندگی من بودند ولی الان ازشون خبری نیس . سپاس .سپاس .سپاس .🌷🌷🌷🌷

    ۱۴۰۰-۱۰-۱۶

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    با سلام ودرود خدمت استاد ارجمند
    به نام خداوند احساس پاک
    خداوند شمس و مه تابناک
    بسیار ارزشمند بود این فایل لاقل برای من خیلی از نکات وچیزهایی که گفته وخوندم در اینجا همه به نوعی برای من اتفاق افتاده بود وگاهی نظرم رو جلب میکرد بعد مدتها هم از خاطرم محو میشد جالبه که هیچ وقت به عنوان نشانه اگاهی.وندای درون وقلب …خیلی از موارد دیگه بهش نگاه نمیکردم ومثل خیلی های دیگه بهش میگفتم بد شانسی.تو زندگی من اتفاقات متعدد زیاد میوفتاد ولی بهش بی دقت بودم چه خوب چه بد البته بد از نظر من که بعدها درک کردم که اینها همش نشانه بوده الان عمیقا از خودم آزرده ام که چرا نسبت به یه سری هاشون اینقدر بی تفاوت بودم اما بعدها یه تصمیمی گرفتم وتا مدتی از همه چیز فاصله گرفتم تا برم ومقتدر تر برگردم

    ۱۴۰۰-۰۶-۱۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم طیبی

    باسلام ودرود به استاد گرامی ودوستان خوبم .واقعا فایل بسیار جالب توجهی بود ومثل همیشه سرشار از نکات مثبت وپرمعنی.این مواردی که زخمی کردن کار وداشتن یک لیست برای انجام کارهای روزانه ومواردی اینچنین که همگی تجربه کردیم ونکته جالبی که استاد گفتند کارهای سخت رو در ابتدای لیست قرار دادن وباتوجه به اون ضرب المثل معروف وقوررباغه رو قورت دادن ویا اتفاقی که مانع از این میشد که در کلاس حاضر شوید وهمه وهمه به نوعی همون الهام کائنات بودند که به نحوی سعی بر این داشتند به نوعی استاد را راهنمایی کنند.وراهنمایی خوبتون درنورد لیست کارها برام جالب توجه بودم منم خودم همیشه موقعی که لیست کارها رو مینوشتم اول از کارهای راحت شروع میکردم😁😁😁😁ولی تو این فایل فهمیدم کارم درست نبوده .

    ۱۴۰۰-۰۴-۲۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سحر توکلی

    با درود فراوان

    در فایل ۱۸ ما وارد دنیایی دیگر میشویم درست در این مرحله استاد عزیز راه رسیدن به روشنایی و نوفقیت و ارامش را تمام وکمال درک کرده اند .
    در این مرحله اغاز شروع تحقق رویاها از طریق سپاسگذاری با اگاهی از انهاست .
    خداوند به شکل خیلی زیبایی در مسیر راه استاد تجلی پیدا
    کرده است.
    چون ذات خداوند ارامش و زیبایی و راحتی و رسیدن خوش بختی ، بدون زجر و مشقت است .

    در حالی که استاد را به عنوان بنده منتخب خودش انتخاب کرده است و شما را بسیار دوست دارد ،مثل مادری که از روی دلسوزی پشت دست فرزندش میزند خدا هم انگشت شما را لای در کرد تا ان درد و حال بد شما باعث شود سر ان کلاس حاضر نشوید . که ان درد در مقابل درد ، تضاد فکری که استاد از شرکت در ان کلاس به دست میاوردند یک در هزار بود .

    بسیاری از ما بعد از مواجه شدن با مشکلی مرتب خدا را مواخذه میکنیم که چرا این اتفاق برای من افتاد . درر صورتی که پشت این مشکل و اتفاق هزاران مصلحت برای ما وجود دارد و به دلیل نااگاهی ما از اسرار و قانونهای خداوند مرتب شکایت میکنیم .
    این قسمت از شخصیت شما استاد عزیز برای من خیلی جالب و قابل تحسین بود که سه بار اماده شدید بروید کلاس و میگفتید :برم ،نرم ،برم ،نرم ، برم ، نرم ….. خوب نمیرم 😂.
    اینجا باز امتحانات خداوند و ازمونهای خداوند بعد از اموزشها و کلاسها درحال انجام است و ان همین گفتن کلمه
    ((( برم . نرم))) بود .
    (در واقع در این مرحله اراده شما در حال تقویت و شکل گیری کامل است .))
    رفتارهای شما نظم و ترتیبتان در زندگی خیلی از فاکتورهلی راه رسیدن به روشنایی را حل کرده بودمثلا لیست برداری از کارها و اولویت دادن و نظم به انها از سخت ترین کارها به اسان ترین انها .
    و همیشه کارهای بزرگ و سخت را اول که تازه نفس هستیم اتجام دهیم تا کارهای کوچک و سبکتر در اخرهای کار به دلیل خستگی راه سریعتر جمع و جور و حل میشوند .
    درس بزرگی که من از این فایل گرفتم
    ((((اراده قوی در مقابله شدن با بزرگترین مانع و سخت ترین مشکل راهمان است ))))
    حال اگر مستقیم نتوانستیم مواجه شویم با ان مشکل بزرگ ارام ارام خودمان را اماده کنیم مثل خوردن ان قورباغه بزرگ که
    از دوغ و اب و نوشابه کمک میگیرید تا بتوانید ان را بخورید .
    .
    تصمیم بزرگ شما مهاجرت بود و ان از طریق سوزاندن چکهای شما شروع شد شما با سوزاندن چکهایتان بلیط سفر را برای خود خریداری کردید . .سوزاندن چکها یعنی صاف شدن بدیهای شما که شما علاوه بر نوشتن روی کاغذ به عنوان سپاسگذاری الان در عمل هم با اراده قوی و جسارت کامل جلو همه نشان میدهید که چکهای شما همه پاس شده اند .

    دو اتفاق بزرگ که امروز بعد از گوش دادن به این فایل انجام دادم با ارده و جسارت کامل از داخل دوعدد از گروه های فامیل بیرون امدم و ان حس راحتی و ازادی و سبکی که الان دارم قابل لمس و تصور نیست . همیشه دوست داشتم داخل ان جمع نباشم چون بودنم حتی سکوت هم درواقع به نوعی توهین به شعور و اعتقادات خودم میدانستم . ولی ان قدرت و اراده را نداشتم خدایا شکرت به خاطر همه چیز .

    ۱۴۰۰-۰۳-۳۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    درود بر استاد ضیاء گرامی
    این آخرین دیدگاه من از دوره راه رسیدن به رویاها هست چون فایلهای آخری رو قبلا نوشتم و خوشحالم که از هر ۲۲ فایل و اون سفرنامه اگاهیهای خوبی دریافت کردم
    در این فایل هم نکات ارزشمند زیادی نهفته هست منجمله زخمی کردن یه کار چون محبور میشی تمومش کنی و اینکه قورباغه رو قورت بده اونم بزرگترین و زشت ترینش رو وقتیکه تازه نفسی یعنی اول ، کار سخت رو انجام بده زیرا بقیه کارها براحتی انجام میشن این ایده مارو یعنی اکثر خانمهارو بیاد خونه تکونی عید میندازه که فکرمون از اوایل اسفند در گیره اینکار هست و نمیدونیم از کجا باید شروع کنیم اما روزیکه تصمیم به زخمی کردن کار میکنیم و از یه جا شروع میکنیم میبینیم کار خودبخود و بسرعت جلو میره و تموم میشه آرامش خاطر بعدش لذت خاصی داره
    در بخش دیگر راجع به تمرکز روی یک کانال بحث شده که این مورد را نیز تجربه کرده ام زیرا چرخیدن درون فضاهای مجازی و از این شاخ به اون شاخ پریدن چیزی جز سر در گمی و گیج شدن نداره بهمین دلیل من همین کانال استاد ضیاء عزیز را برای جذب آرامش و خدا شناسی واقعی و یاد گیری قوانین جهان و خداوند انتخاب گرده ام زیرا مطالب برام قابل درک هست .با سپاس
    🙏🙏🙏🌷🌷🌷

    ۱۴۰۰-۰۱-۱۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    درود و خدا قوت استاد عزیز
    من تجربه ای مشابه تجربه شما در خواندن یکی از کتاب های معروف و پرفروش دنیا رو داشتم که با وجود اینکه آن کتاب، نکات آموزنده بسیاری داشت، اما در برخی موارد با باورهای جدید من همخوانی نداشت و باعث بهم ریختگی درونی من شد، بنابراین تصمیم گرفتم که فقط آن مواردی از کتاب را در زندگی خود بکار ببرم که با باورهایم همخوانی دارند و این گونه احساس بهتری داشتم.
    مورد بعدی که خیلی برای من جالب بود، مساله زخمی کردن یک کار بود که به نظرم بسیار مفید و کاربردی ست.
    ممنون از فایل بسیار عالی و آموزنده تون🌹

    ۱۳۹۹-۱۱-۲۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • سوده حیدر

    سپاس از استاد عزیز برای این فایل زیبا🙏 نکات بسیار عالی و آموزنده ایی در این جلسه داشتیم که برای من بسیار ارزشمند هستند. نکته ایی که در مورد زخمی کردن کار فرمودین بسیار جالب بود دقیقا خیلی از کارها هستند که همیشه قرار میگذاریم از روز شنبه شروع کنیم شنبه ایی که هرگز نمی آید!! پس زخمی کردن کار در شروع و انجام آنها خیلی موثر خواهد بود. نکته دیگری که خیلی برایم جالب بود تهیه لیست کارها و اولویت بندی و همچنین برنامه ریزی منظم در انجام آنها بود. بیشتر مواقع انجام کارهایی که به نظرمان سخت تر و بزرگتر هستند را به بعد موکول میکنیم و انگار ذهن ما هربار با انجام ندادن، آن را برایمان بزرگتر و سخت تر نشان میدهد و شاید همین موضوع باعث میشود یا کلا آنها را انجام ندهیم و یا خیلی دیر و به اجبار انجام دهیم . این درس بزرگی برای من بود که انجام کارها را از سخت به آسان انجام دهم و قوباغه بزرگ را اول بخورم😍. یک دنیا سپاس از شما استاد عزیز🙏🌺

    ۱۳۹۹-۱۱-۲۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

توجه کنید: این جلسه فقط برای دانشجویان این دوره مجاز و در دسترس است.

اشتراک گذاری