سبد خرید

دوره معجزه سلامتی | جلسه ۱۵

امتیازدهی 5.00 از 5 در 14 امتیازدهی مشتری
(14 بازخورد مشتری)

تمرینات شما، برنامه‌ریزی ذهنی شما محسوب می‌شوند

باورهای بیماری زا

قبلا در دوره راز قوانین زندگی گام دوم کامل در مورد باورها صحبت کردیم و توضیحات کامل در آنجا داده شده است.

اما در راز قوانین زندگی گام دوم در مورد باورهای عمومی در حوزه های مختلف زندگی صحبت شده است.

باورهایی که تاثیر بد یا خوب شان را بر روی تمام جنبه های زندگی ما می گذارند. در اینجا کمی در مورد ماهیت باورها صحبت می کنیم و در ادامه در مورد یکی از باورهای مخرب و عمومی در بین مردم، یعنی (فلان چیز را نخور که برای فلان جا ضرر داره) رو بیشتر صحبت می کنیم.

باورها همان عبارت ها و شنیده هایی هستند که در طول زندگی ما بصورت مکرر و به دفعات زیاد ما آنها را شنیده و یا درباره آنها صحبت کرده ایم.

هر کلمه یا هر عبارت یا هر رفتاری را که ما بصورت تکراری بمدتی طولانی انجام دهیم یا بگوئیم در ناخودآگاه ما نهادینه می شود و برای همیشه در آنجا ذخیره می شود و تا زمانی که ما زنده هستیم آن پرونده با ما هست.

چنانچه ما دست به هر رفتار جدیدی بخواهیم بزنیم و هر اقدام جدیدی که بخواهیم انجام دهیم، آنچه در قدیم در مورد آن رفتار شنیده ایم از طریق ذهن ما به ما حمله می کند و مدعی است که رفتار جدید یا عبارت جدید نادرست است و آنچه درست است همانی است که تو قبلا به آن اعتقاد داشتی یا به آن عادت کرده بودی!

یعنی باورهای ما در زمانی که در موقعیتی قرار می گیریم که می خواهیم تصمیمی را بگیریم ما را وادار می کنند طبق همان الگوی همیشگی و رفتار قدیمی آن تصمیم را بگیریم و خلاف آن را نادرست می داند.

وقتی مغز ما خلاف رفتار قدیمی مان را نادرست می داند به این معنا نیست که رفتار جدید یا تصمیم جدیدمان نادرست است، بلکه مغز ما از فکر کردن یا پرداختن به چیز جدید فراری است و دوست ندارد به جز چیزهایی که قبلا شنیده و انجام داده که برایش روتین شده است را بشنود، بپذیرد، انجام دهد یا حتی فکر کند.

ناخودآگاهِ انسان قدرت تشخیص خوب را از بد نمی داند، تشخیص فقر را از ثروت نمی داند، تشخیص سلامتی را از بیماری نمی داند، تشخیص مضربودن یا مفیدبودن را نمی داند.

او هرچه که در گوش ما زیاد تکرار می شود، بر زبان ما زیاد جاری می شود و فکر ما زیاد روی آن درگیر است را بزودی بعنوان یک واقعیت می پذیرد، حال چه آن چیزی که شنیده است ترس باشد چه شجاعت، چه بیماری باشد چه سلامتی، چه فقر باشد چه ثروت.

او هر چیزی که زیاد شنیده شود را در خود بعنوان یک پرونده واقعی ذخیره می کند و از زمانی که این پرونده در ذهن ما ذخیره می شود ما دیگر قادر نیستیم چیزی خلاف آن چیزی که پذیرفته شده است را انجام دهیم. چون با مخالفت شدید ذهن مان روبرو می شویم.

چنانچه بخواهیم رفتار جدیدی را در خود ایجاد کنیم ابتدا باید الگوی رفتار جدید را در ذهن ثبت کنیم، باور آن را بسازیم و بعد از ثبت آن در ذهن به خودیِ خود رفتار ما شروع به تغییر می کند، یا نتیجه ما شروع به تغییر می کند.

ولی ثبت کردن الگوی رفتاریِ جدید در ذهن بشدت با مقاومت ذهن روبرو می شود و ذهن از پذیرش آن سر باز می زند. حال یک اراده قوی می خواهد که آنقدر عبارات جدید را در ذهنش تکرار کند و آنقدر شواهد برای درست بودن حرف های جدید برای ذهنش بیاورد تا ذهن کم کم مقاومتش را از دست بدهد.

پس هر آنچه از ابتدای زندگی مان تا به هم اکنون در مورد بیماری ها و نحوه بوجود آمدن آنها، نحوه ی انتقال آنها و نحوه ی رفتار آنها با ما شنیده ایم تعیین می کند که آن بیماری با ما چگونه رفتار کند. چرا؟

چون تمام پاسخ ها و دلایل را ذهن از قبل در خود ذخیره دارد، حال چه درست باشند چه نادرست، ذهن بسیار مطمئن است که همه ی آن پذیرفته های قبلی درست هستند و با پذیرفتن چیز جدید مخالفت می کند.

بنابراین ما نتیجه ای که از رفتار یا باورمان می گیریم همانی است که به آن باور داریم نه همانی که حقیقت دارد.

اگر شما معتقد باشید یا باور داشته باشید غذایی که امروز می خواهید بخورید برای تان مضر است، کاملا حق با شماست و آن غذا برای شما مضر است، نه به این دلیل که غذا برای همه مضر است بلکه به این دلیل که پرونده ای در ذهن شما از قبل ذخیره شده است که خوردن این غذا را برای جایی مضر می داند و این پرونده بیماری زا است و تولید بیماری می کند.

یعنی آگر آن غذا را فرد دیگری بخورد هیچ تاثیر بدی از آن نمی گیرد و تنها بر روی شما اثر بد دارد چون شما در گذشته به دفعات خیلی زیادی از اطرافیان یا خبرهای محلی و تلویزیون فهمیدید که این غذا، غذای مضری است و جهان به شما ثابت می کند که شما درست فکر می کنید، چون شما از آن غذا واقعا آسیب می بینید.

تنها حقیقیتی که در طبیعت وجود دارد سلامتی است و اصلا چیزی بنام بیماری حقیقت ندارد. بیماری ها از افکار و باورهای غلط یا بیماری زا که تولید بیماری می کنند بوجود می آیند آنها جزو ذات حقیقی طبیعت نیستند.

آنها در اثر باورها و رفتارهای نادرست انسان ها بوجود می آیند و وقتی ما هم به دفعات زیاد آنها را می شنویم و یا مشاهده می کنیم باور می کنیم که بیماری طبیعی و حقیقی است، چون اکثر مردم دارند آن را تجربه می کنند، کما اینکه این حقیقت ندارد.

اگر فردی غذایی را بخورد و باور داشته باشد که آن غذا برای او حلال مشکلات است، او می تواند با خوردن آن غذا مشکلاتش را حل کند، اگر کسی باور دارد که خوردن همان غذا برایش مصیبت می آورد، آن غذا برایش مصیبت می آورد.

اگر کسی باز همان غذا را بخورد و معتقد باشد که خوردن آن غذا برایش عضله می آورد، آن غذا برای او همان کار را می کند و برایش عضله می آورد.

شماها تعیین می کنید که خوراکی ها، میوه ها، فصل ها، آب و هوا، آدم ها و شرایط با شما چکار کنند، هر باوری که شما در این موارد دارید همان برای شما رخ می دهد، حتی اگر فقط شما تنها کسی باشید که آن باور را دارید.

بنابراین این بیماری ها نیستند که وجود دارند بلکه این باورهای بیماری زا هستند که بیماری ها را بوجود می آورند، این بیماری نیست که حقیقت دارد بلکه این بیماری باور نادرستی است که حقیقت زندگی یا حقیقت جهان را به واقعیتی نادرست تبدیل کرده است.

انتقال باورهای بیماری زا

در این جلسه قصد داریم در مورد باورهای بیماری زا صحبت کنیم.

باورهای بیماری زا و همه ی باورهای ما بر می گردند به دوران گذشته ما، به دورانی که کودکی مان تا بزرگسالی مان را سپری می کردیم. آنچه در این مدت زمان در گوش ما خوانده شده و تکرار شده ما آنرا پذیرفته ایم و در گوشه ی ذهن مان آنرا بایگانی کرده ایم بدون آنکه خود متوجه این عمل مان باشیم.

تمامی این باورهای ما بصورت مستقیم یا غیر مستقیم اثرشان را در زندگی ما گذاشته اند و آنها به عنوان خوراک برای روحمان شده اند.خوراکی که در خیلی از مواقع بخاطر سمی بودن شان ذهن و روح ما را مسموم کردند بی آنکه خود بدانیم.

ما بخاطر شنیده هایی که بدون تفکر آنها را پذیرفتیم، هیچ گاه به دنبال شناخت و درک حقایق جهان نرفته ایم و بدون پیدایش سرمنشاء آنها را پذیرفتیم. برای این عدم آگاهی، گاهی کورکورانه در زندگی عمل می کنیم بی آنکه اطلاعی از درستی یا نادرستی باورهای مان داشته باشیم.

هرچه که من و شما از اطراف مان خواسته یا ناخواسته شنیده ایم، و آنرا پذیرفته ایم آنرا باورکرده ایم واین باورها مانع از اندیشیدن ما در مورد ذات جهان هستی شده است.

ما حتی کمترین چیزی از قوانین جهان هستی نیاموخته ایم و چیزی از آن نمی دانیم. قوانینی که تمام صددرصد زندگی ما به آن وابسته است را نخوانده ایم و برای همین در بیشتر مواقع از نعمت های خداوند یا ابزارهای زندگی به زیان خودمان استفاده کرده ایم.

ما حتی اینکه چگونه و از چه طریقی باید به خواسته های مان برسیم و چگونه باید ناخواسته ها را از مسیر زندگی مان حذف کنیم را یاد نگرفته ایم و در خیلی از  مواقع به جای اینکه راجع به خواسته هایمان تامل کنیم، تفکر کنیم، تمرکز و توجه کنیم تا شکل بگیرند، به ناخواسته های مان فکر کردیم و این موضوع نتیجه ای کاملا عکس آنچیزی را داشت که ما می خواستیم.

به عنوان مثال …در عوض آنکه به نگرش و اندیشه و تحقیق در مورد سلامتی بپردازیم تمام توجه و تفکر و صحبت های ما درمورد بیماری و انواع بیماری و اشخاص بیمار و … گذاشته شده است و پاسخ جهان هستی هم برای ما به ارمغان آوردن همان بیماری ها بوده است.

هرگز در وقتی که از صحت و سلامت برخوردار بوده ایم به دنبال راهی برای سالم تر زندگی کردن نبودیم. حتی در زمان پیدایش بیماری هم راهکارهای غلط در پیش گرفتیم و هر روز بر شدت و گسترش آن افزودیم بی آنکه متوجه عمل نادرست مان باشیم.

ما همیشه بعد از اولین شنیده در مورد بیماری در جستجوی علائم آن بیماری در خودمان هستیم. به نحوی که حواس مان به این است که ارتباطی بین خودمان و آن شنیده برقرار کنیم، که آیا احتمال دارد من هم این بیماری را داشته باشم؟ یا آیا احتما دارد من هم به آن دچار شوم؟

جوری بزرگ شدیم که هیچوقت از سلامتی سخن نمی گوییم، هیچوقت از خوبی ها سخن نمی گوئیم، هیچوقت از نعمت هایی که داریم سخن نمی گوئیم و به نطرمان حرف زدن در مورد کسری ها و ناخواسته ها کار بسیار خوب و پسندیده ای است. حال آنکه کاملا برعکس است.

حتی زمان هایی که فردی بیمار است، قطعا دارای سلامتی هایی هم هست، یعنی سلامتی و بیماری در کنار هم قرار گرفته اند اما ما باز هم سلامتی را نادیده می گیریم و تمام توجه مان بر روی بیماری است.

پس بیماری ها از طریق باورهای بیماری زا در ما بوجود می آیند و این باورهای بیماری زا چیزی نیست جز شنیده های ما از اطرافیان که ما آن را پذیرفته و باور کرده ایم و اکنون آنها به حالت تجربه در زندگی ما پدیدار شده اند.

البته راه های دیگری هم برای سرایت این باورهای بیماری زا در ما وجود دارند، مثل تلویزیون و رسانه ها. تمام اخبارهایی که ما را از چیزی مثل ویروس ها، انواع بیماری ها، انواع جنگ ها و خشونت ها، انواع بلایای طبیعی و … می ترسانند آنها همان باورهایی هستند که آگر ما آن حرف ها را باور کنیم و از آنها بترسیم، خواهی نخواهی، دیر یا زود باید آنرا تجربه کنیم.

وقتی یک فرد دچار باور بیماری زا شده باشد و خودش در حال تجربه آن باشد، اگر ناآگاه باشد دائما با هر کسی که روبرو می شود آنرا به اشتراک می گذارد و این اشتراک گذاری دقیقا به مثال همان شنیده هایی است که اگر فرد باورشان کند بزودی در زندگی شاهد بودنشان می شود، و نشر این خبرها به همان میزان برای شنونده خطرناک است.

تجسس در مورد عوامل عارضه و بیماری ها، حتی اگر هدف شما فقط کسب اطلاعات یا یک سرچ ساده باشد، چون شما بدنبال کلمه بیماری هستید و تمام انرژی شما صرف آن می شود، می تواند برای شما عواقب ناخوشایندی را به بار آورد.

اکثرا افراد حتی در زمان درگیری با عارضه و کلنجار رفتن با آن هم در سدد رفع و بهبودی آن نیستند، شاید به این دلیل که آن را یک پدیده طبیعی می دانند، حال آنکه آن بیماری در اثر باورهای بیماری زای فرد بوجود آمده است و اصلا پدیده ای طبیعی نیست. پدیده طبیعی فقط سلامتی است.

همین ناآگاهی باعث می شود که افراد آن بیماری را بپذیرند، خطرناک بودن آنرا بپذیرند، ناعلاج بودن و یا سخت درمان شدن آنرا بپذیرند و … و تمام این پذیرفتن ها همان باورهای بیماری زای فرد است، نه حقیقت زندگی یا حقیقت جهان یا حقیقت جسم و روح!

قاعده جهان هستی و کائنات این است که، هر چیزی که شما به آن توجه کنید آنرا افزایش می دهید، هر چیزی که به آن زیاد توجه کنید، دیر یا زود جزئی از زندگی شما خواهد شد، چه شما آنرا بخواهید، چه آن را نخواهید، چه آنرا دوست دارید، چه ندارید، چه آن چیز برای شما مفید باشد، چه مضرر!

هنگامی که هواس و توجه شما روی بیماری باشد شما درگیر آن خواهید شد، هنگامی که توجه شما بر روی فقر باشد، آن جزئی از زندگی شما خواهد شد، هنگامی که توجه شما به بدبختی های خود و دیگران باشد، آن جزئی از زندگی خودتان خواهد بود!

حقیقت جهان هستی فقط سلامتی است، فقط ثروت است، فقط زیبایی است، فقط خوشبختی است، فقط زندگی آرام است، اما این موارد در دسترس قرار نمی گیرند و حقیقت پیدا نمی کنند مگر آنکه شما بتوانید در جستجوی این حقیقت ها باشید و تفکر، کلام و توجه تان را فقط بر روی همین موارد بگذارید.

وقتی تمرکز و توجه تان را بر روی این حقایق گذاشتید و در پی آن بودید به مسیرها و شرایطی هدایت می شوید که فقط همین موارد را شاهد خواهید بود یا همین موارد را تجربه خواهید کرد و این موارد جزئی از زندگی شما خواهند شد.

به عوان مثال از زمان کاشت یک بذر تا مرحله برداشت آن، یه قانون نظام مند ثابت وجود دارد و تمامی اصول به درستی و با دقت انجام می گیرد.

  1. وقتی شما یک بذری را در زمین می کاری، چیزی را که دریافت می کنی یا محصولی که می چینی چیزی از جنس همان محصول زیر خاک رفته است نه چیز دیگر!
  2. اینکه بعد از کاشت محصول بلافاصله شما شاهد ثمر یا نتیجه آن محصول نیستید، بلکه مدت زمان نسبتا طولانی طول می کشد تا آن بذر به ثمر یا محصول تبدیل شود.
  3. شما اختیار کامل دارید که تا هر چیزی را در زیر خاک بکارید و همان را نیز برداشت کنید و هیچ محدودیتی برای انتخاب بذزتان ندارد.
  4. اگر شما محصول نامناسب را برداشت کردید دلیل آن انتخاب بذر نامناسب توسط شما بوده است، نه حقیقت جهان هستی و نه یا کاری که خدا با شما کرده باشد. شما آگاهید که خداوند یا طبیعت در انتخاب نوع بذر شما هیچ دخالتی نداشته اند. و مطمئنا آنها را مقصر محصول ناخواسته خودتان نمی دانید.

حال دقیقا همین قوانین و اصول در زندگی شما هم مصداق دارند و هر نتیجه ای که در زندگی شما آشکار می شود حاصل بذرهایی است که در ذهن تان کاشته اید و انتخاب این بذرها فقط و فقط با خودتان بوده است، نه هیچ کس دیگر!

اگر از محصول بوجود آمده رضایت ندارید از کسی یا جایی به جز خودتان شاکی نباشید و مطمئن باشید که هیچ کسی به جز خودتان باعث بوجود آمدن این محصول نامناسب نبوده است.

خبر خوب این است که شما بعد از پذیرفتن این موضوع که خودتان باعث و عامل بوجود آمدن این نتایج ناخواسته شده اید و باور به اینکه می توانید امروز بذرهای مناسب تر و با دقت بیشتری را در ذهن تان بکارید، مسلما می توانید شرایط را برای آینده عوض کنید و شاهد ثمره و محصول بهتری باشید.

دوست دارم این جمله را هزاران بار با خودتان تکرار کنید و باور کنید که همه چی در درون ماست و اصلا بیرونی از قبل تعریف شده وجود ندارید و تمام آن بیرون را ما از درون می سازیم و این ساخت و ساز تمام ریشه هایش در درون ماست.

چنانچه ریشه های وجودی ما اصلاح شوند و درون ما تغییر اساسی ایجاد شود لاجرم نتایج بیرونی ما هم تغییر خواهند کرد و هیچ راه دیگری به جز این وجود ندارد، چون این یک قانون است.

همه بیماری ها، شکست ها، بی پولی ها، بدبختی ها فقط و فقط حاصل الگوهای غلط ذهنی و باور های مخرب ماست. زیرا که این روند برای همه چیز و همه کس یکسان طی می شود و یک قانون منظم و ثابت آنرا بوجود می آورد.

تصور کنید کودک نوپایی که تازه متولد شده است و چشم به این جهان گشوده است دارای ذهنی کاملا پاک (عاری از الگوهای مخرب) می باشد ولی به مرور زمان این الگو های غلط، این باورهای بیماری زا، این باورهای فقرزا، این باورهای بدبختی زا از طریق والدین و بزرگترها، مدرسه، تلویزیون و … به کودک القا می شود و آنها مانند یک دیوار آجریِ کج در ذهن کودک شکل می گیرند که در بزرگسالی هر روز بر روی سر او فرو می ریزند.

موضوع دیگر اینکه: در اکثر این مواقع که ما با شخصی ناخوش روبرو می شویم هر چیزی که به عقل مان می رسد را برای او تجویز می کنیم، حال آنکه تمام آن چیزی که به عقل مان می رسد می تواند کاملا غلط باشد، چون همه ی آن هم برگرفته شده از شنیده هایی است که قبلاش شنیده ایم و باورشان کرده ایم و با این مشاوره غلط مان می توانید اوضاع فرد یا اوضاع باورهای مخرب فرد را از آنچه هست نیز بدتر کنیم.

ما دست به نسخه پیچی ای میزنیم که پدر و مادرمان برای ما زدند، چون باورش داشتند، ما دست به نسخه پیچی می زنیم که اطرافیان و دوستان مان باورش داشته اند، ما دست به مداوایی میزنیم که از تلویزیون یا از زبان یک نفر دیگر شنیده ایم.

و این می تواند کاملا نادرست باشد به این دلیل که نشات گرفته از باورهای فرد دیگری بوده است و ما هم آنرا پپذیرفتیم و برا ی ما هم باور شده است و با این پیشنهاد آنرا به فرد بعدی نیز منتقل می کنیم .و این روند همیشه در زندگی ما جریان دارد و روزانه صدها نسخه نادرست را بر ما تحمیل می کنند یا بر دیگران تحمیل می کنیم، بدون آنکه آگاه باشیم.

وقتی باورهای ما در مورد حقیقت جهان هستی و قوانین آن نادرست باشد ما همه چیزهای غلط را به هم ربط می دهیم، می گوییم فلان چیز را اگر بخوری یا نخوری ضرر دارد، فلان کار را اگر بکنی یا نکنی مضرر یا مفید است و …

مثلا شنیده ایم یا می شنویم یا می گوئیم که خوردن چربی ها، شیرینی جات، قند و شکر دربردارنده بیماری های چربی و دیابت می باشند. این باور ممکن است نشأت گرفته از الگوهای غلط کسی بوده باشد که آنرا باور داشته و برایش رخ داده، و این نمی تواند برای همه همین واقعیت را در بر داشته باشد.

چرا که واقعیت هر کسی بر اساس باورهایش متفاوت است و هر کسی هر چیزی را هر طوری باور کرده است همانطور آنرا می بیند، نه آنطوری که همه می بینند.

آنچه ما از آن اطمینان کامل داریم و بر آن آگاهی کامل داریم این است که بدن و سیستم ایمنی بدن، کاملا هوشمند است و طوری طراحی شده است که بتواند چیزهایی را که اصطلاحا ضرر رسان هستند دفع کند، یا بهشان علاقه نشان ندهد، یا احساس خوردنش را از ما بگیرد

و بالعکس چیزهایی که نیاز بدن ما را فراهم می کنند را بدن ما به آن علاقه نشان می دهد و مشتاق خوردن شان هستیم یعنی احساس خوردن بصورت هوشمندی در ما ایجاد می شود که بعد از عمل کردن به آن و خوردن آن خوراکی، مسئله یا مشکل بدن ما حل می شود و این موارد آگاهی بالایی می طلبد و باور به آن برای بسیاری از افراد بسیار سخت است.

اگر شما در هنگام خوردن یک غذا یا یک خوراکی بر این عقده باشید که این خوراکی برای شما مضرر است، آن خوراکی برای شما مضرر عمل می کند و شما را دچار عارضه می کند.

اگر شما در هنگام خوردن یک غذا و یا خوراکی، آنرا با عشق و لذت بخورید و آنرا برای بدن تان مفید و ارزشمند بدانید آن خوراکی دقیقا به عقبده شما جواب مثبت می دهد و شما بعد از خوردن آن چیزی جز تجربه ای عالی را نخواهید داشت.

اگر درست منظورمان را متوجه شده باشید، منظورمان این است که این غذاها یا خوراکی ها نیستند که مضرر یا مفید هستند، بلکه این عقیده شما در مورد این خوراکی ها هست که تعیین می کند آن خوراکی چه تاثیری بر جسم یا روان شما بگذارد. مفید عمل کنند یا مضّر!

همه ی این عقیده ها همان شنیده هایی هستند که از کودکی تا بزرگسالی شما شنیده اید و اکنون آن شنیده ها تبدیل به عقاید و باورهای شما شده اند و مشخص می کنند که چه میزان شما می توانید از خوراکی ها، از زندگی و از تجربه هاتون لذت ببرید و فایده کسب کنید یا چه میزان می توانید از آنها صدمه و آسیب ببینید یا ضربه بخورید. همه چی اعتقاد و عقاید شماست نه خوراکی ها!!!

 به این معنی که مثلا: شما قبل از مصرف قند هر کلمه ای را که بر زبان تان جاری کنید آن قند همان نقش را در بدن شما ایفا می کند می توانید با لذت هر چه تمام تر آنرا بخورید یا اینکه برای خود زهر جلوه دهید و بیماری تلقی کنید. تعیین کننده (شما هستید)

ودر پایان دوست داریم این نکته را به شما یادآوری کنیم: در جهانی که خداوند خالق ان است هیچ بدی، هیچ شر و هیچ نازیبایی وجود ندارد، همه ی بدی ها از افکار و عقاید و باورهای ماست. تمام  

دوره فوق العاده معجزه سلامتی راه عبور از تمام بیماری ها

 

شاد باشید

14 دیدگاه برای دوره معجزه سلامتی | جلسه ۱۵

کیفیت
ریویوایکس
100%

برای این آیتم یک نظر بنویسید

07 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کرده‌اند

مرتب‌سازی بر اساس

  • Mm:Ff

    به نام خداوند بخشنده مهربان😍
    سلام عرض ادب استاد آگاهی☺️

    قسمت پانزدهم دوره معجزه ی سلامتی.

    دنبال کردن خوبی ها و زیبایی ها
    و فرار از بدی ها و زشتی ها✅

    توجه به
    آرامش
    سلامتی
    شادی
    زیبایی
    خوبی
    مهربانی
    ثروت

    همیشه مثبت اندیش و مثبت گرا باشیم✅

    حتی در زمانی که در شرایط منفی قرار داری
    باید به دنبال یه جنبه مثبت باشی.
    از بین ده ها منفی باید یک جنبه مثبت پیدا کنی
    که این میشه همون روزنه تور در دل تاریکی.

    توجه و تمرکز کردن به چیزی
    باعث رشد اون میشه✅

    توجه نکردن و متمرکز نبودن روی چیزی
    باعث میشه از بین بره✅

    کنترل و مدیریت ذهن✅

    همواره در مسیر آگاهی بودن✅

    حذف الگوهای ذهنی منفی(بایگانی های ذهن)✅

    👌این الگوهای ذهنی هست
    که ما رو در مسیر زندگی همراهی میکنه
    پس ذهن خودمونو پاکیزه نگه داریم☺️

    👌نسبت به همه ی خوراکیهایی که میخوریم احساس خوبی داشته باشیم و با فکرمون بهش انرژی مثبت بدیم😋

    سپاس💐 برای. فایلی زیباااااا

    ۱۴۰۴-۰۷-۰۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • گل رز زرد

    سلام ودرود فراوان.
    دراین فایل درمورد باورهای مربوط به سلامتی استاد صحبت کردند ویک نکته ای که من تابحال واقعا اونو جایی نشنیده بودم این بود که ما همیشه زمانی به سلامتی وچگونگی آن فکر میکنم که بیمار شده باشیم وگرنه حتی من خودم به شخصه یکبار هم این موضوع رو سرچ نکردم *راههای رسیدن به سلامتی بهتر*
    واین مورد که همه چیز حتی داشتن باور سلامتی یا عکس آن هم در درون ذهن ما وباورهای ما نهفته است واینکه ما در ابتدای خلقتمان دارای روحی پاک وبدون باور مخرب بودیم ودر سلامت پا به جهان میگذاریم اما توسط اطرافیان این باورها نسل به نسل منتقل میشود وباعث بروز بیماری ها وکمبود ها در ما میشود وگرنه در ذات حقیقی جهان هستی نه کمبودی وجود دارد ونه هیچ گونه ناسلامتی پس اگر دید ما درست ، باورهای ماتغییر کند ما به روح الهی خویش برنیگردیم وکم کم سلامتی هم به بدن ما باز میگردد.

    ۱۴۰۲-۰۵-۰۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا حسینی

    سلام و درود.
    افکار و باور های ما از کجا می آیند؟
    آیا همه چیز رو خودمون تجربه کردیم؟یا از بقیه افراد شنیدیم؟
    خیلی از باور های ما از تجربیات افراد دیگه میاد.از فرهنگ شهر و کشور و خانواده شروع شده که اونها گفتند و ما باور کردیم و شاید درست نباشن و باعث تلقین به ما و برای ماهم تجربه شده.
    استاد در مورد مارها صحبت کردند که چون گفتند خطرناکه واقعا ما خطر رو حس میکنیم و شاید با نیش یک مار چندین نفر هم فوت کردند اما شاید همون تلقین و ترس باعث این کار شده.
    یا در دوره بیماری کرونا که یک سرماخوردگی بود خیلی ها بر اثر ترس فوت کردند اما خیلی ها هم اون رو باور نداشتند یا بی اهمیت بود و باعث شد هیچ اتفاقی براشون نیافته.پس هر اتفاقی ممکنه خطرناک باشه یا نباشه فقط بستگی به باور ما و تلقین اون موضوع به خودمان باشه….

    ۱۴۰۲-۰۴-۳۱

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام خالق سلامتی ..،🥰سلام به مهربان استادم ،🌷🌷.سلامتی یکی از بزرگ تربن نعمت هاست ..که به بیشتر مردم اعطا شده ووفور این نعمت باعث شده خیلی از ما آن طور که شایسته است ،قدرش را ندانیم ..بسیاری از ما فراموش می کنیم که سلامتی ،چه نعمت بزرگ وارزشمندیست وفقط زمانی به ارزش واقعی سلامتی خود پی می‌بریم ..که خودمان یا یکی از عزیزانمان خدای نکرده ،بیمار می شویم .اگر سالم وبا نشاط هستیم علتش آن است انرژی وافکار ما سالم وبا نشاط است .اگر بیمار می‌شویم یا مشکلات جسمی برایمان رخ می دهد ،انرژی وافکار ما یکی از مهم ترین عوامل جذب بیماری در ماست …تمام بیماری ها فقط نشات میگیرد از فکر ما . من حدود یه ماه پیش پدر بزرگ ومادر بزرگ آوردم کنار خودم ..آنقدر مادر بزرگ گفت آمدیم اینجا من مریض میشم دقیقا بعد چند روز مریض شد وحتی بستری شد بهش گفتم آنقدر به زبان آوردی که سراغت آمد ..باید قبول کنیم تمام اتفاقات روز مره ما نود درصد بخاطر افکار ما به وجود میاد ..سپاس استاد سپاس استاد

    ۱۴۰۱-۱۰-۰۹

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • گل رز زرد

    سلام ودرود فراوان به خانواده عزیزم
    عجیب وشاید برای خیلی ازماها غیر قابل باور باشد که این باورهای ذهنی تا کجا ریشه دارد وتا کجا ها زندگی ما را تحت تاثیر خودش قرار میدهد .حتی در خوراکی های ماهم این باورها پنهان هستند😁😁😁😁
    وچقدر این فایل زیبا وجالب بود موردی که من دارم خانواده خاله من بودند که همه چیز میخوردند وحتی گاهی روی هم روی هم غذا میخوردند ودقیقا من وخانواده من آدم هلی حساسی بودیم که به هیچ عنوان اینطوری غذا نمیخوردیم .
    البته که صحیح خوردن خیلی خوب است اما از آنطرف حساس بود موافق با خوبی وحقیقت جهان هستی نیست.
    ذات ماپاک آفریده شده و درآن هیچ ناهماهنگی وجود ندارد وخداوند باورها وذات صحیح را در وجود ما قرار داده پس اگر ماخلاف را میبینیم باز به خاطر باورها ورفتارهای خودمان است 😁😁😁
    داشتن حساسیت های بی مورد وباورهای غلط که باعث عدم هماهنگی در بدن ما میشود .
    بذری که سالم است در درون محیط سالم به درختی سالم تبدیل میشود ومیوه وگل سالم هم میدهد اما اگر همین نوع بذر سالم در زمین ناسالم قرار بگیرد شاید تبدیل به درخت شود اما ممکن است ریشه اش سالم نباشد ومیوه های خوب را به ما ندهد .مثال این بذر روح ماست که در درون تن قرار گرفته وما با زمین ذهنمان داریم درخت روحمان را آبیاری میکنیم .
    مراقب ذهن…..
    مراقب باور
    مراقب افکارمان باشیم

    ۱۴۰۱-۰۹-۰۴

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا حسینی

    سلام و درود به استادی از جنس نور.
    به این فایل بسیار باور دارم که هر چه که تلقین کنیم همان اتفاق می افتد.
    تمام دنیا بر پایه و اصل سلامتی و خوبی قرار دارد.خداوند بزرگ نیز فرمودند همه چه خیر و نیکی است از جانب من است و هر چه شر و بدی وجود دارد از جانب خود شماست.
    پس این میتواند سند بزرگی بر خیر دنیا باشد.
    تا روح ما بیمار نشود جسممان هم بیمار نخواهد شد،اگر تلقین و قدرت باور را قبول کنیم میتوانیم هر چه که دوست داریم از همه نعمت های این دنیا استفاده کنیم.
    خود من همیشه به این فکر میکردم که غذاهای بیرون و فست فود مواد مضر دارند و میتواند ما را بیمار کنند و همیشه سعی میکردم مواد ارگانیک از هر جایی به دست بیاورم و برای غذا استفاده کنم در صورتی در فامیل نزدیک میدیدم که ۸۰درصد غذاهایشان از همان دست غذاهای آماده بوده و چقدر که هر روز سلامت و تندرست بودند.تا اینکه دچار ناسلامتی شدم فهمیدم هیچ‌کدام از انها تاثیری در جسم من نداشته فقط و فقط قدرت باور و بیماری روحی من باعث ناسلامتی ام شده لست.
    پدر بزرگ من اکنون ۹۰سال سن دارد و آنقدر در صحت و سلامتی به سر می برد در تمام عمر خود شاید بیشتر از ۵,بار به پزشک مراجعه نکرده در عین اینکه همه جور غذا میل میکند که کلی چربی یا قند اما باور دارد که برای جسمش لازم است همیشه در تعجب بودم تا اینکه این فایل جواب مرا داد.
    سپاس استاد عزیزم

    ۱۴۰۱-۰۹-۰۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    به نام خالق عشق و زیبایی
    درود و هزاران درود بر استاد نور و روشنایی
    سپاسگزارم بابت این فایل زیبا و نکات ارزشمندش
    درباره باور به مواد غذایی مختلف که فرمودید، تجربه جالبی دارم که مشابه مثال شما درباره پدر محترمتان است.
    پدر من نیز از جمله کسانی ست که هرچه دلش می خواهد می خورد و اصلا توجهی به قند و چربی و ..‌ ندارد و جمله معروفش این است که “آدم از خوردن هیچ طوری نمی شود ولی در اثر نخوردن، همه طور می شود” 😅
    و خودش هم دقیقا طبق همین جمله و همین باور ذهنی رفتار می کند و هر چه را که عشقش می کشد، می خورد و واقعا هیییچ مساله ای هم برایش پیش نمی آید.
    و نقطه مقابل او، مادرم (روحش شاد) بود که خیلی مراقب خورد و خوراکش بود که هر چیزی را نخورد که شاید برایش مضر باشد و حتی همیشه به پدرم غُر می زد که آخرش با این نحوه غذا خوردنت و هوسی خوردنت، یه کاری دست خودت و همه ما می دی😂
    و جالبه بدونید که مادر من که این قدر مراقب خودش و غذا خوردنش بود، با اینکه سنش خیلی کمتر از بابام بود، ۲ سال قبل فوت کرد و تازه تمام سالهای زندگی اش را هم با بیماریهای مختلف سپری کرد و پدر من، خدا رو هزاران بار شکر، هنوز در قید حیات و در سلامتی خوبی ست.
    و اینها همه نتایج باورهای ذهنی ما درباره مواد غذایی مختلف و به طور کلی سلامتی یا بیماری می باشد.
    با آرزوی سلامتی برای یکایک عزیزان🥰

    ۱۴۰۱-۰۹-۰۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • عصمت مرتضوی

    بنام یگانه خالق هستی
    درود بر استاد ضیاء بزرگوار
    این فایل در مورد باورها صحبت کرده است و مثال کشاورزی که خیلی روشن کننده است .
    چرا که اگر بذری سالم در زمینی عاری از هر میکرب و آلودگی بکاریم و آب و هوای مناسب و رسیدگی خوب باشه هیچ دلیلی برای برداشت محصول ناسالم وجود ندارد و این مثال تعمیم داده می‌شود به سلامتی انسانها که اگر باور سلامتی در وجودمون ریشه دار شود ، هرگز عواملی همچون استرس و ترس و سایر رفتارهای خلاف طبیعت مانند حسادت زیرکار زنی کلاهبرداری و دروغ که موجب بروز بیماریها مخصوصا آسیب ریشه ای و روحی می گردند ، هرگز نمیتوانند آسیبی به سلامتی جسمی و روحی ما وارد کنند پس آنچه در اینجا نقش مهمی بازی میکند ، باورهای قشنگ ما از دنیای پیرامونمون هست و تا زمانیکه باورهای مخربی را که در طول زمان بزرگترها در ذهن ما حک کرده اند را از بین نبریم ، نمیتوانیم به شرایط غیر طبیعی جسم و روحمون که همون نا سلامتی هست ، را پایان دهیم👍
    در جایی دیگر از فایل استاد خیلی قشنگ توضیح دادند که مثلاً خوردن قند موجب بالا رفتن قند خون میشه و این یک باور است که قطعاً وقتی قند بخوریم ، تبدیل به مرض قند می شود و اگر باورش نکنیم هیچ اتفاقی نمی‌افتد پس آنچه زندگی ما را تغییر میدهد و متحول میکند همین باور های خوب یا بد است لذا در مصرف انواع خوراکی های مورد علاقه مون ابتدا باور مفید بودن آن را در خودمان بسازیم و تقویت کنیم سپس با خیال راحت مصرف کنیم سپاس از این فایل آموزنده🙏🙏🙏🌺🌺🌺

    ۱۴۰۱-۰۹-۰۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام خداوند بخشنده ی مهربان ..درود فراوان به استاد. عزیزم ،♥️♥️♥️.خداوند. همه را یکسان آفریده وهمه را پاک آفریده ووارد این دنیا میکند ..ولی هر کدام از ما با ذهنیتی که جامعه و خانواده در ذهن ما می کارند ..وما را بیمار می‌کنند ..هیچ کدام از ما دنبال سلامتی نیستیم و همیشه وقتی مریض میشویم سرچ میکنیم در مورد اون مریضی وپرس وجو میکنیم ..در واقع ما بیماری را خودمان می‌خریم ووارد زندگی مان میکنیم ..حقیقت این جهان هستی برای همه سلامتی ایست .شادی است .خنده است .آرامش است ..♥️♥️.من باید بپذیریم اگر من درگیر بیماری هستم ودرد میکشم حتما من نقطه ضعفی در زندگی داشتم که خودم دعوتش کردم به زندگی ام …پدر. بزرگ من مریضی سخت قبول نکرد و همیشه گفت من مریض نیستم دقیقا شکر خدا با اون بیماری جنگید و هنوز بعد چند سال دارد زندگی می کند چون همیشه از قرص ودارو فراری ..الان ۸۵سالش ولی سرحال است …و همیشه همه رو تحت تاثیر گذاشته است ..سپاس استاد

    ۱۴۰۱-۰۸-۰۲

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • زهرا طیبی

    به نام خداوند جان وخرد
    سلام ودرود خدمت استاد گرامی
    خوشحال وسپاس گزارم بابت اینکه دراین دوره ی فوق العاده سلامتی شرکت کردم ، که هرجلسه از قبل شیرین تر ومن را به مسیر درستم نزدیک تر وآسان تر هدایت می کند
    سپاس فراوان از استادی که بی دریغ و بدون منت به من آمورش می دهد و مرا در زندگی جدیدم راهنمایی می کند.
    درمورد باورهایی صحبت کردین که تولید بیماری می کنند درذهن ما وچقد ر سالها اذیت شدیم بخاطر این باورهای پوچ و بی اساس
    دراین فایل گفتین تمرین کنید بر روی یکی از این باورها ، من چندسال است که به گوجه فرنگی حساسیت دارم به نه خوردن ، بلکه به دست زدن واستفاده ی آن درغذاهایم ، طوری که هربارمی خواهم استفاده کنم یا باید دستکش دستم کنم یا به کسی بدهم آن را برایم خرد کند ، واین مساله برای من تضادی شده بود .
    تااینکه بعد از گوش دادن به این فایل باخودم تصمیمی گرفتم من باید این باور علط رو در ذهنم بشکنم دیروز ۱۰ کیلو گوجه بدستم رسید وناگهان یاد درخواستم افتادم ، بلند شدم وشروع کردم به خردکردن تمام گوجه فرنگی ها و مدام با خودم جملات تاکیدی می گفتم ، چقدر این گوجه ها خوب هستند وبرای سلامتی مفیدند و………………….
    تمام آنها را انجام دادم بدون اینکه دردستانم کوچکترین مساله ای بوجود بیاد من این باور رو درذهنم شکستم که من حساسیت دارم واذیت می شوم .
    استادخوبم اگرشما را نمی دیدم و یا با این فایل ها َآشنا نمی شدم هیچ وقت نمی توانتسم چنین قدرتمند بر ترس هایم وباورهای غلطم خودم غلبه کنم
    باتک تک سلول های وجودم ازشما سپاس گزارم .
    راهتان سبز وپر نور ومسیرتان آسان وهموار

    ۱۴۰۱-۰۶-۳۰

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام خدا درود فراوان ..استاد عزیزم مهربانم چقدر مسکنی شما ..وقتی چند روز فرصت ها محدود می‌شود ومن به سایت سرنمیزنم ..چقدر ذهنم درگیر میشود واقعا تمام روح من زمانی پاک میشود که فایل های شما رو گوش میکنم …واقعا درست فرمودین پدر بزرگ بنده هم دقیقا عین پدربزگوار شما هیچ وقت چیزی راحت قبول نمی‌کرد مخصوصا در دارو یا مریضی …وقتی مریضی سرطان گفتند گرفتی اونم دکترا گفتند بدخیم ..اصلا قبولش نکرد ..وشکر خدا هنوز هم زنده است واصلا دارو نمی‌خورد ..الان ۸۷سالش ولی شکر خدا سلامت چون از داور فراری بهش گفتند باید قرص چربی بخوری ولی چون قبول ندارن تا الان شکر خدا اتفاق نیفتاده ولی مادر بزرگ من برعکس اون فقط قرص ها رو جایگزین غذا کرده …والان دقیقا ۸۰سالش ولی همیشه من دیدم ناله می‌کنه همیشه ناشتا اضافه هم قرص میخوره ..وهمیشه هم ناله میکنه ..دقیقا درست فرمودین با ذهن مون باعث میشویم به بدن خود آسیب بزنیم ..ونکته ی جالب که فرمودین ..که غذای یا میوه انتخاب کنیم ..که تو ذهن مان بفهمانیم من الان از وقتی اولین بار این فایل گوش کردم ..سیب قرمز خیلی دوست دارم واین تو ذهن قبول کردم هروقت سیب قرمز من میخرم ومیخورم خبر خوشی برام میاد …واقعا از اون روز دارم این تو ذهنم دارم تمرین میکنم دقیقا همین طور شده وقتی میخورم تصور میکنم وبعد چند ساعت خبری خوش به من رسیده هر جور شده من خوشحالی رسیده …واقعا خیلی عالی بود برام ….

    ۱۴۰۱-۰۶-۲۷

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • مریم ایرانمنش

    به نام خالق عشق و زیبایی
    درود بر استاد بزرگوار و دیگر دوستان
    موضوع باورها، آن قدر مهم است که هر چقدر به آن پرداخته شود، باز هم کم است ولی چیزی که مهم است، اینست که تغییر باورها، بعد از ریشه دار شدن در ما معمولا ایده های جدیدی را برای ما می سازد و سپس به تغییر عملکرد ما منجر می شود.
    وقتی باور ما در رابطه با موضوعی تغییر می کند، دیدگاه ما یا زاویه دید ما در آن رابطه نیز تغییر می کند و سپس واقعیت زندگی ما آرام آرام دستخوش تغییر می شود.
    درباره موضوع سلامتی، تجربه شخصی من اینست که وقتی هنوز با قانون آشنایی نداشتم، باورهای بیماری در من بسیار زیاد بود و این باورها مرا به بیماریهای مختلف از جمله دیسک کمر، بیماری قلبی و … کشانده بود که واقعا می توانم بگویم لذت زندگی کردن را از من گرفته بود ولی وقتی با این مسیر سراسر نور و سلامتی و عشق آشنا شدم و آرام آرام باورهایم تغییر کرد، نمی دانم آن بیماریها کجا رفتند! چون هییبییچ اثری از آنها در جسم و روح من وجود ندارد.
    خدا را سپاس بابت این آگاهی های سرنوشت ساز

    ۱۴۰۱-۰۶-۲۳

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام خدا .سلام مجدد ،♥️♥️.ما قدرت نامحدود خداوند متعال در درون ما امانت گذاشته شده است ..این قدرت به هر چه بخواهیم پاسخ میدهد ..همان طور استاد فرمودین یک نوزاد که به دنیا میاد پاک بدون هیچ ترسی ..حتی تو تاریک ترین جای خونه می‌ره بدون اینکه استرس داشته باشد ..من فرزندم تا دوسالگی برای اینکه بازی کند ومن پیداش کنم به داخل حموم میرفت تو شب تو تاریکی اصلا نمیترسید وقتی خراب کاری میکرد می‌رفت قایم میشد تا من دعواش نکنم ..ولی بزرگ تر که شد ومن با اشتباه اون ترسوندم که نباید جای تاریک برود وانقدر برای اینکه آگاهی نداشتم ترسوندم که بازی گوشی نکند ..خودم مغز فرزندم پر کردم از چرندیات که اگر تو کوچه بره دزد فراوان و….الان که ده سالش شده جرات اینکه بیرون بره ندارد در واقعه من خودم زجر میکشم ..چون پسرم من ترس قبول کرده است من الان با آگاهی از استاد گرفتم فهمیدم چقدر در حق فرزندم ظلم کردم ..حتی پسر ده ساله تو روز تو خونه تنها نمی ماند. ..واگر بفهمه کسی خونه نیست گریه میکنند وتپش قلب میگیرد ….چقدر راحت تفکرات واحساسات ما میتواند سرنوشتمان را خلق کند ..ما به وسیله ی روح مان با خداوند ارتباط برقرار کنیم .ولی اگر روح مان آلوده با انحرافات دنیا نکنیم …و مسیر را درست بریم ..

    ۱۴۰۱-۰۶-۱۸

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

  • ناهید ناصحی

    بنام ایزد منان
    درود و سپاس به استاد عزیزم ،❤️❤️❤️.خدایا برای آگاهی جدید سپاسگزارم
    .استاد یکی از باور های غلط در جامعه ما وخانواده ها ،باور غلط اینکه اگر تو خانواده کسی مریضی سرطان بگیره احتمال میدن ارثی وفرزندان خانواده در خطر هستند این باور غلط در خانواده ی ما هم شکل گرفته ..پدر بزرگ من چون سال ها پیش بخاطر سرطان از دنیا رفت .پدر بزرگ که تنها برادرش بود ..این باور اشتباه پذیرفته بود وایشان مبتلا شدند ولی خدا رو شکر چون هیچ وقت خودش زمین گیر نکرد و همیشه می‌گفت من حالم خوبه واز دکتر فراری بود الان چند سال میگذره الحمدالله دارد زندگی میکند.مادر من هم این باور غلط تو ذهنش پرورش داد آنقدر بهش فکر کرد که روزی سرطان میگیرد وگرفت ..بنده تک دخترش هستم حتی پزشک ها به من می‌گفتند تو هم تو خطر هستی خیلی مراقب باش وهمیشه چکاب بده ..من داشتم تو پرتگاه میرفتم که هدایت شدم به این سایت وشما مهربان استادم .خدا رو شاکرم که من سلامت هستم واین باور غلط پاک کردم وچیزی درون من مقاومت. کرد که چرا باید من مریض شوم ….ونکته ی دوم اینکه ..از قدیم گفتند از هر چی بترسی سرت میاد ..بنده همیشه گذشته از تخمه شکستن فراری بودم این باور داشتم اگر یک تخمه بشکنم صورت جوش میزنه وسعی میکردم نخورم به هیچ وقت اگر این کار میکردم وحتی یه دونه تخمه می‌خوردم بلافاصله جوش چرکی رو صورت ظاهر میشد …الان که آگاهی به ما دادین میفهمم که چقدر ذهن ما روی ما تاثیر. می‌گذارد
    ..ومن یک باور قشنگ برای خودم ساختم البته تو یک سال ..یه صندلی راک در منزل دارم روزی یگ ربع ساعت من روش می‌نشینم وتجسم میکنم وچشم هایم را می‌بندم
    .که آسمان از در ودیوار برایم نور طلایی وپر از سکه وپول سرازیر می شود دقیقا مثل باران …هر وقت این کار میکنم هم انرژی خوبی میگیرم وهم از جایی پولی به حسابم واریز میشود ..مثال دیروز این کار کردم واقعا مبلغی پول لازم داشتم ..بدون اینکه اطلاع داشته باشم دیدم همسرم وقتی به منزل آمد ..حقوق شو به من داد از مبلغ که همیشه می آورد بیشتر بود گفتم چرا این اضافیه
    .گفت این مثال باری خورده براشون صاحب کارش گفته پولش برای خودت …همیشه از یه راهی پول به سمتم من سرازیر میشود ..سپاس استاد سپاس

    ۱۴۰۱-۰۶-۱۸

    اشتراک‌گذاری در

    آیا مفید بود؟

توجه کنید: این جلسه فقط برای دانشجویان این دوره مجاز و در دسترس است.

اشتراک گذاری