این دوره جایگزین دوره راز قوانین زندگی گام سوم میشود
:توجه کنید
این دوره در حال حاضر آماده نیست
آپدیت دوره ایمان و دریافت الهامات، در ادامه دوره جامعِ از آغاز تا بینهایت، بعد از دورههای «زبان کائنات، برنامهریزی ذهن و قوانین کائنات» شروع میشود
ایمان و دریافت الهامات آسمانی
ایمان تصدیق با قلب، اقرار با زبان و عمل با اعضاء و جوارح میباشد. این گفته پیامبر اسلام می باشد که بسیار با آنچه شخصا تجربه کردهام همخوانی دارد.
ایمان ابتدا در قلب حس میشود. بطوری که یک شعف درونی در انسان ایجاد میشود. شعفی که بی دلیل خوشحالی، بی دلیل خیالت آسوده است. گویی کسی وعدهای عظیم و بزرگ از آنچه خواسته بودی به تو داده است.
نشان ایمان
بعد از اینکه ایمان در انسان فعال میشود، انسان کمتر حرف میزند و بیشتر عمل میکند. دیگر مثل سابق دلواپس نتیجه کارهایش نیست.
دیگر به نتایج کارش وابسته نیست، دیگر خودش را صاحب چیزی نمیداند. از بودن آنچه هست لذت میبرد و اگر هم چیزی نبود، نگرانش نمیکند.
ایمان یک خیال آسوده است. جایی در بتن وجود انسان نوری روشن میشود که ترسها وتاریکیها را میزداید. آرام میشوی، هیجانات غیرقابل کنترل نداری.
نه بدست آوردن چیزی آنقدر شگفتزدهات میکند که نتوانی خودت را کنترل کنی و نه از دست دادن چیزی آنقدر نگرانت میکند که نتوانی تحملش کنی.
وقتی نور ایمان در دل آدمی روشن میشود، دیگر وابسته به چیزی نیستی، اسیر دست کسی یا چیزی نیستی. بودن یا نبودن چیزها بر روی حالت تاثیری ندارد.
سستی ایمان
انسان وقتی کاری را میداند باید انجام دهد ولی آنرا انجام نمیدهد، از سست بودن ایمانش است. وقتی ایمان در دل انسان روشن شود خودبخود آدم را به عمل وا میدارد.
یعنی نمیتوان ایمان را از عمل جدا دانست. ایمان اصلا جیزی کلامی نمیتواند باشد. ایمان بعد از شکلگیری تبدیل به حرکت میشود. حرکتی که شاید هیچوقت شبیهش را تجربه نکرده باشد.
ایمان در واقع همان باور است. وقتی میگوئیم باورهای ما هستند که ما را تشویق و ترغیب به انجام کاری میکنند و عدم باور است که مانع از انجام کاری میشود، به همین معناست.
وقتی باوری در انسان شکل بگیرد، آن باور خودبخود آدم را به کاری فرا میخواند. کاری که حتی هیچوقت ایده انجامش را نداشتهای و اگر هم داشتهای رغبت انجامش نبوده. اما اکنون بصورت غیرارادی انجامش میدهی.
زمانی که ایمان در انسان فعال باشد، انگار جنس حرفهایت با جنس حرفهای قبل از ایمانت فرق میکند. این بار حرفهایت تاثیرگذارتر میشوند.
با هر کسی صحبت میکنی، انگار چیز را از سمت تو دریافت میکند که او را نرم میکند، که او را امیدوار میکند که گویی برایش باورپذیر است و کمتر به آن تردید دارد.
زمانی که ایمان و باور در فرد شکل نگرفته باشد و فقط در حد حرف باشد، مخاطب او بصورت نامحسوس متوجه این موضوع میشود و زیاد به حرفهایش توجه نشان نمیدهد.
اگر میخواهید خودتان را بیشتر بشناسید و میزان ایمانتان را نسبت به موضوعی بسنجید، به عملکردتان راجع به آن موضوع نگاه کنید.
شاید با ذکر یک مثال بهتر بتوان موضوع ایمان را واضح کرد.
فرض کنید شما کارمند یک شرکت هستید و هر روزِ هفته، روزانه حدود هشت ساعت را به سر کار میروید.
خودتان میدانید که وقتی غروب از کارتان بر میگردید کسی به شما پولی نمیدهد. اما هر روز خودتان را به وقت به سرِ کار میرسانید، بدون آنکه کسی در آن روز دستمزدی به شما پرداخت کند.
چه چیزی باعث میشود شما هر روز بدون حقوق متعهدانه به سر کار بروید، هر روز هشت ساعت کار کنید و در یک یا دو ماه بعد حقوق به شما پرداخت شود.
آنچیزی که شما را به این عملِ بدون دستمزد وا میدارد، ایمان شماست. شما ایمان دارید که یک یا دو ماه بعد پاداش کارتان را خواهید گرفت.
همین ایمان و اعتماد باعث میشود که هر روز این مسیر را بروید و برگردید بدون آنکه در آن روز شما دستمزدی را بگیرید.
ایمان به هر کاری، اینطور عمل میکند که شما قبل از دریافت پاداش، کارهایی را انجام میدهی که در حالت بیایمانی انجام نمیدهی.
کافی است شما ایمانتان نسبت به آن شرکت سست باشد یا ایمان نداشته باشید. شما هرگز حتی یک ساعت هم به سر آن کار نخواهی رفت.
انسان وقتی ایمانش نسبت به خدا قوی باشد، دقیقا مثل همین کارمند شرکت کاری را بدون اینکه بپرسد بعدش چه میشود، انجام میدهد و اطمینان دارد که روزی پاداشش را از خداوند خواهد گرفت.
مثلا دوستان زیادی هستند که عضو سایت ما هستند و بسیار به من احترام میگذارند و من از همینجا از آنها سپاسگزارم.
آنها در بیشتر مواقع وقتی با هم صحبت میکنیم میگویند من به شما یا به حرفهای شما ایمان کامل دارم.
آنها وقتی این حرف را میزنند، من خیلی حرفشان را جدی نمیگیرم. من به عملکردشان نگاه میکنم.
چون شما اگر به من و به محتوای من ایمان داشته باشید و بدانید برایتان نتیجه خلق میکند، هر روز خودتان را مثل همان کارمند شرکت موظف میکنید که این فایلها را گوش و به آن عمل کنید.
وقتی شما به این حرفها که حرفهای من باشند، عمل نمیکنید ولی زبانن میگوئید به من ایمان دارید، این ایمان هنوز در مرحله حرف است.
من از عملکردن شما به آموزشها متوجه میشوم که شما چقدر به حرفها و گفتههای من ایمان دارید.
برای جهان و خداوند هم دقیقا همین موضوع است. خداوند از عملکرد شما متوجه میشود که شما چقدر به او ایمان دارید، نه از حرفهایتان.
کسی که سی روز را بدون حقوق، هر روز به سر کار میرود، او به آن شرکت ایمان دارد و میداند پایان کار حقوقش را میگیرد. برای همین آن کار را هر روز انجام میدهد.
اگر شما به آموزشها همان ایمان را داشته باشید، فقط انجام میدهید و هیچ سوالی نمیپرسید. اطمینان دارید که روزی این اعمال شما نتایجی برای شما در پی خواهد داشت.
اگر این کار را در عمل انجام نمیدهید ولی هر کجا میروید از محصولات این سایت تعریف میکنید و میگوئید من به آن ایمان دارم، این همان ایمان بدون عمل است که در واقع ارزشی ندارد.
ایمان زمانی کامل و اثبات میشود که مرحله عمل را انجام دهید. وقتی انسان میخواهد کاری را انجام دهد، اگر اعتقادش بخدا باشد، خدا در دل او ندایی قرار میدهد که باید دست به کاری بزند.
وقتی او این کار را انجام دهد وارد مرحلهای میشود که آن اعتقاد به اعتماد تبدیل میشود.
اگر کسی تنها فقط اعتقاد به خدا داشته باشد ولی اعتماد نداشته باشد ایمانش ناقص میماند. اعتماد فقط با عمل ثابت میشود.
اجازه دهید باز هم مثالی دیگر بیاوریم که این موضوع بهتر برایتان حل شود.
روزی یک مرد که استادِ راه رفتن بر روی طناب بود و سی سال سابقه این کار را داشت، در بین حضار پرسید: چه کسی به من و کار من اعتماد دارد؟ همه پاسخ دادند که ما اعتماد داریم.
سپس آن مرد از افرادی که به او اعتماد داشتند خواست که یک نفر به همراه او، بر روی طناب او را همراهی کند. یا بر روی شانههای او سوار شود و از روی طناب رد شوند.
هیچ کسی حاضر به انجام این کار نشد. اینجا او به مردم درس خیلی بزرگی داد و گفت: شماها چون سالهای سال من را میشناسید به من اعتقاد دارید، اما هیچکدام از شماها به من اعتماد ندارید.
همهی آنها گفتند که ما اعتماد داریم، اما میترسیم که اتفاقی برایمان بیفتتد. او گفت این ترس شما، معنایش کم ایمانی یا اعتماد نداشتن به من است. ایمان شما فقط در حد حرف است.
حال آنکه در مورد خداوند هم دقیقا همین موضوع صادق است. اگر از همهی مردم همین سوال را بپرسی، که آیا به خداوند اعتماد دارید، حتما و یقینا آنها خواهند گفت: بله من اعتماد دارم.
ولی اگر از آنها بخواهید کاری را انجام دهند که کمی برایشان ناآشناست یا جادهای را بروند که تابحال نرفتهاند، آنها میترسند و از رفتن آن اجتناب میکنند.
بنابراین، اینجا که صحبت از عمل میشود متوجه میشویم اکثر آدمها فقط در مرحله حرف ایمان دارند ولی در پای عمل ترس دارند و ترس نشان کمایمانی یا بیایمانیست.
در دوره ایمان و دریافت الهامات آسمانی قصد داریم با بیان داستانهای واقعی از زندگی و تجربه های شخصی خود، بذر ایمان را در دل شما بکاریم.
اگر این داستانها را بشنوید و باور کنید میتواند سرآغاز یک تجربه شگفتانگیز برای رفتن شما بسوی زندگی الهامی باشد.
جایی که همهی فرمان زندگی را به دست یک قدرت بینهایت میسپرید و اجازه میدهید او زندگیتان را هدایت کند، نه ترسهایتان.
زمانی که انسان بتواد در مرحله عمل خیلی خوب استاد شود و به خدا اعتماد کامل داشته باشد آنجا جاییست که دیگر فرمان زندگیات دست خداست و تو فقط نظارهگر میشوی.
هرزمان، هرجا، هرکار داشته باشید، قبل از دریافت پیام از طریق قلبتان، هیچ اقدامی نمیکنید، حتی اگر تمام شواهد نشان دهند که این عمل به ضررتان است.
شما چون اعتماد دارید، منتظر میمانید تا پیام را از طریق قلبتان دریافت کنید. پس از دریافت پیام از طریق قلب، آرامشی وصف ناشدنی شما را فرا میگیرد و شما اطمینان حاصل میکنید که اکنون باید وارد مرحله عمل شوید.
معمولا وقتی پیامهای الهی به قلب انسان وارد میشوند و او را به عملی فرا میخوانند، آن عمل از نظر منطقی زیاد مورد قبول و پذیرش نیست.
چون راههایی که خدا به دل شما میاندازد یا شما را هدایت میکند، راههایی هستند که کسی، حتی خودتان از وجود آن راهها آگاه نیستید.
اینجا طلب میکند که شما با شجاعت و ایمان تصمیمی را بگیرید و وارد راهی بشوید که هم ناشناخته است، هم شاید کمی ترسناک و ظاهرا خطرناک.
معنای ایمان اینجا مشخص میشود. میزان و درجه ایمان هر فرد در چنین مواقعی مشخص میشود.
جایی که هیچ تاییدی بر کاری که میخواهی انجام دهی نیست، اما قلب تو گواهی درست بودنش را از طریق احساس خوبی که داری به تو میدهد.
معمولا انسانها هر کاری را که میخواهند انجام دهند، سعی میکنند از قبل برایش برنامه داشته باشند. مهره ها را دقیق بر سر جای درستش قرار دهند و کاری باشد که کارشناسان ماهر آن را تایید کنند و …
سپس آنها وارد عمل میشوند. یعنی وارد عمل در کاری میشوند که همه چیز آن از قبل مشخص است یا یک جورایی تضمین شده است.
خب به نظر شما کاری که همه چیز آن از قبل مشخص است، تضمین هم شده است، همه کارشناسان آن را قبول دارند و هیچ اشکالی در انجام آن نمیبینند، نیاز به ایمان دارد؟
خیر!
ایمان آنجایی معنا پیدا میکند که شما باید کاری را انجام دهید که هیچ کدام از فاکتورهای گفته شده در بالا در آن وجود ندارد.
حتی شما با یک تعداد بسیار زیادی انسان مخالف هم روبرو هستید. در عین حال احتمال از دست دادن بخشی از زندگی یا کارتان هم در آن وجود دارد.
دریافت الهامات بعد از ایمان
آیا تا به حال احساس کردهاید که نیرویی درونی یا حسی عمیق و قوی شما را به سمت انجام کاری یا مسیری میکشاند؟ این همان ایمان است؛ پلی میان قلب انسان و حقیقتی بزرگتر.
وقتی ایمان در وجودت ریشه میدواند، دریچهای تازه گشوده میشود. دریچهای به سوی الهامهایی که از آسمان میرسند و زندگیات را روشن میسازند.
اکنون به سراغ بخش هیجانی و شگفتانگیز دوره ایمان و دریافت الهامات میرویم. جایی که دنیایی مخصوص به خود دارد. جایی که تجربه شیرینش سهم هر کسی نمیشود.
بچه که بودم هزاران بار از زبان قرآن این جمله به گوشم خورده بود که: ما آسمان و زمین را مسخر شما کردهایم یا به شما قدرتی دادهایم که میتوانید کوهها را جابجا کنید.
تا چند سال پیش این حرفها دقیقا مثل همان حرفِ، “من به خدا اعتماد دارم” فقط برایم در حد حرف زیبا و جالب بود.
من هم مثل همهی شماها هزاران بار مورد لطف خداوند قرار گرفتم و به مسیرهای میانبر و نزدیک برای رسیدن به خواستههایم هدایت شدم.
اما هیچوقت هیچ درکی از آنچه اتفاق افتاده یا اتفاق میافتد نداشتم. من همه چیز را اتفاقی میدانستم و نمیدانستم که در پشت هر اتفاق حساب و کتابی وجود دارد.
بارها برایم پیش آمد که یک ایده از یک جایی به ذهنم میآمد و من بدون اینکه بدانم آن ایده چیست و از کجا آمده به آن عمل میکردم. این در حالی بود که هیچ درکی از آنچه الان میگویم نداشتم.
بعد از آنکه به آن ایده یا ایدهها عمل میکردم، اتفاقاتی هیجانانگیز میافتاد که هیچ تعریفی برای آنها نداشتم به جر آنکه بگویم خوش شانس بودم. (در دوره الهامبخش راه رسیدن به رویاها کامل صحبت شده)
وقتی در سال نود و پنج با اصولی غریبه آشنا شدم و تجربههایی غریبه داشتم، تازه دری جدید از دنیا به روی من باز شده بود که از درک من و از درک اطرافیانم خارج بود.
یادم میآید اولین باری که بصورت آگاهانه الهام را درک کردم و شناختم، روزی بود که به من الهام شد به یک فرد سرطانی کمک کنم که داستان آن در دوره رویاها شرح داده شده است.
از آن روز بود که من تازه متوجه شدم هر انسانی میتواند الهام دریافت کند. تازه متوجه شدم که آن روزهایی که چیزی به دلم میافتاد و انجام میدادم و آنهمه نتایج شگفتانگیز میگرفتم، آن اسمش الهام بود.
تازه متوجه شدم، تمام ایدهها و جرقههای فکری که ناگهانی به ذهنم میآمدند و نمیفهمیدم از کجا آمده اند، آنها الهامات آسمانی بودهاند.
خب من که تا آن زمان چیزی از دریافت الهامات نمیدانستم و هیچ مطالعهای در این مورد نداشتم. اما مثل همهی شماها صدها و هزاران بار آن را عملا تجربه کرده بودم.
از آن روز به بعد یواشیواش من بر دریافت الهامات آسمانی آگاهتر شدم و انگاری آنها را بیشتر میشناختم و خیلی بهتر و بیشتر از قبل به آنها عمل میکردم.
همینقدر به شما بگویم که اکنون و همیشه شما این الهامات را در زندگیتان دریافت کردهاید اما ممکن است آنها را نشناخته باشید، یا مثل من درکی از آن نداشتهاید.
از روزی که بتوانید الهامات را بشناسید و بر دریافت الهامات آگاه باشید انگار ورود این الهامات به قلب و دلتان هر روز بیشتر و بیشتر میشود.
هر نوبت که الهامی را دریافت و آن را درک میکنید تاییدی میشود برای تقویت ایمانتان.
هر باری که آن را تجربه میکنید بر ایمانتان افزوده میشود و از یک جایی به بعد دیگر ایمانتان به رهاییِ کامل زندگیتان ختم میشود.
وقتی پیدرپی الهامات را دریافت میکنید و به آن آگاه هستید و از بابت آن قدردانی میکنید، هم بر تعداد دریافت الهاماتتان اضافه میگردد و هم ایمانتان نسبت به خداوند قویتر میشود.
از یکجایی به بعد، دیگر اینقدر این پدیده برایتان عادی میشود که زندگیتان را به دست خدا میدهید و اصلا هیچ تصمیمی را بصورت عقلانی و مثل مردم نمیگیرید.
همیشه اطمینان دارید که اگر وقت انجام کاری باشد به شما از طریقی گفته خواهد شد. همیشه مطمئنید که اگر کاری را نبایست انجام دهید به شما گفته خواهد شد.
شما از اینکه در هر لحظه نیرویی با شما هست، از شما مراقبت و در عین حال هدایتتان میکند اطمینان کامل دارید.
بنابراین رهای رها زندگی میکنید و اجازه میدهید الهامات را بشنوید و بعد دست بکار شوید.
دیگر مثل سابق برای عمل به الهامات تردید به سراغتان نمیآید. دیگر اگر همه مردم شهر مخالف کارتان باشند شما چیزی که بهتان گفته میشود را عمل میکنید.
زندگیِ شما دقیقا شبیه یک زندگی جادوئی میماند. هرچه میخواهید درست در همان لحظهای که میخواهید یا به آن نیاز دارید از طریقی بر شما وارد میشود.
دیگر حرص نمیزنید، حرص نمیخورید، رقابت نمیکنید، بدو بدو و تلاشهای خستهکننده و ناامیدکننده نمیکنید.
آزاد و رها زندگی میکنید و از زندگی لذت میبرید، همه چی خودش میآید. همه چی خودش میشود. هر وقت پیامی به دلتان افتاد فقط به آن عمل میکنید. نه می پرسید چرا و نه به آن شک میکنید.
اینجا آنجاییست که زندگی برایتان لذتبخش میشود. حال وقتی به گذشته خودتان و آن سبک زندگی با آن همه مشغله و درگیری فکر میکنید خندهتان میگیرد.
وقتی به زندگی آدم ها و به این همه تقلاها نگاه میکنید پیش خودتان میگوئید، حیف که نمیدانید زندگی آنهمه سخت نیست. شما خودتان دارید آن را سخت میکنید.
اکنون متوجه میشوید که زندگی الهامی زندگیست که مسیرش از قلب میگذرد و ذهن با آن هماهنگ میشود. ذهن دیگر مانع از انجام کاری نمیشود. قدرت ذهن در مقابل قلب تضعیف میشود.
اما در زمان ناآگاهی تنها تصمیم گیرنده زندگی ما، ذهنمان است و ما از وجود قلبمان و صدای آن ناآگاهیم. برای همین است که زندگیها از سر جای درستش خارج شده است.
زندگی الهامی جاییست که زندگی در سر جای درستِ خودش قرار میگیرد و شما هم در سر جایِ درستِ خودت قرار میگیری و یک صلح دوجانبه صورت میگیرد که همه چی را در زندگی به تعادل میرساند.
اگر به دنبال آرامش محض هستید زندگی الهامی را برگزینید و تمام تلاشتان را بکنید که آئین و اصول آن را بیاموزید.
تمرین کنید و بر روی تقویت ایمانتان کار کنید تا بتوانید زندگیتان را بدون سوال، به جریان هستی بسپارید تا هدایتتان کند.
در دوره ایمان و دریافت الهامات آسمانی داستانهای واقعی و تجربههای شخصی خودم را با شما به اشتراک میگذارم تا بدانید که میتوان با کسب آگاهی زندگی را از کجا به کجا رساند.
از یک زندگی پر از اضطراب و درد و رنج و بیماری به زندگی در صلح و آرامش و سلامتی. زندگیای که کمتر میتوان مثلش را در دنیای امروزی پیدا کرد.
ما با شما هستیم تا کمکتان کنیم به یک فرد الهامی تبدیل شوید. فردی که میتواند هم الهامبخش دیگران باشد و هم زندگی با دریافت الهامات آسمانی را تجربه یا جزئی از روند همیشگی زندگیاش کند.
در این دوره آموزشی، شما میآموزید:
- چگونه ایمان را به نیرویی زنده و جاری در زندگی روزمره تبدیل کنید.
- راههای دریافت و تشخیص الهامات آسمانی که شما را به تصمیمهای درست و مسیرهای روشن هدایت میکنند.
- تمرینها و تکنیکهای عملی برای تقویت ارتباط با سرچشمه الهام و آرامش.
این محصول آموزشی برای کسانی طراحی شده که میخواهند:
- از شک و تردید عبور کنند و به قدرت ایمان دست یابند.
- الهامهای ناب را دریافت کرده و آنها را در مسیر رشد شخصی و معنوی به کار گیرند.
- زندگیشان را با نور، آرامش و یقین همراه سازند.
با شرکت در دوره ایمان و دریافت الهامات آسمانی، شما نه تنها ایمان را در قلبت زنده میکنی، بلکه یاد میگیری چگونه الهامات آسمانی را دریافت کرده و آنها را به نیرویی عملی برای تحول زندگیات تبدیل نمایی.
این همان لحظهای است که میتوانی از درونت صدای حقیقت را بشنوی و با اعتمادبهنفس، قدم در مسیر روشن آینده بگذاری.
ایمان همان نیرویی است که به تو جرأت میدهد الهام را جدی بگیری.
وقتی ایمان داری که الهام از سرچشمهای بزرگتر میآید، شک و تردید کمتر میشود و تشخیص آسانتر خواهد بود.
ایمان تنها دانستن یا گفتن نیست، بلکه باید در قلب جای گیرد و در عمل ظاهر شود.
ایمان در قرآن: ایمان با شناخت و معرفت آغاز میگردد، با اقرار به شهادتین معنا مییابد، و با عمل با اعضاء و ارکان بدن محقق میگردد.
تسلیم با اطمینان خاطر را ایمان گویند. تسلیم قهرا با عمل توأم است.
تا زمانیکه عقیده بدون تسلیم باشد، شخص همچنان در کفر بسر میبرد.
آنچه بواسطه عقل به آن میرسیم و درک میکنیم «علمالیقین» است. و آنچه بواسطه قلب به شناخت آن میرسیم، همان «عینالیقین» است که بالاترین نوع شناخت انسان است.
شاد باشید




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.