14 دیدگاه برای راز قوانین زندگی- گام دوم | جلسه ۱۱
5
/5از مجموع 14 امتیاز
01 مشتری این آیتم را پیشنهاد میکنند
08 نفر از مشتریان دیدگاه ثبت کردهاند
مرتبسازی بر اساس
-
زهره رضایی
سلام و درود به استاد دل اگاه
فایل ۱۱ باور غلط چشم زخم ،که بد جور در ماها ریشه کرده و زندگیمون رو تلخ کرده چون از هیچ چیز لذت نمیبریم . نخوریم، نپوشیم، نگردیم،و…. چرا ؟ چون چشم میخوریم .
من زیاد اعتقاد ندارم ولی کم و بیش در زندگیم وجود داشته و هر وقت مریض میشدیم فوری نظر چین میکردم و یا اسفند دود میکردم، ولی کارم رو هم میکردم و خودمو محدود نمیکردم، خواهرم که اعتقاد زیادی به چشم زخم داره ،همش بهم میگفت نگو و از پسرت تعریف نکن که کار خوبی پیدا کرده همش از بدی کار بگو ولی من به حرفهاش اعتنا نمیکردم و خدا رو شکر هر روز هم مقامش بالا تر میرفت ،پس دست باورهای خودمونه که بخوایم چطوری زندگی کنیم و تنها خداست که میتواند بر روی زندگی ما تاثیر بگذارد (قول هو االله احد ).
در زندگی چیزی را که لایق خودت ندانی از تو باز پس گرفته میشود و ربطی به دیگران و چشم انها ندارد ،پس باورت را درست کن و خودت را به اندازه داشته ات بزرگ بدان که لایقش باشی تا از تو گرفته نشود ✳️۱۴۰۱-۰۷-۱۶پاسخ -
مهتاب سلیمانی
درود و سپاس فراوان استاد ضیا عزیز🌹🌹🌹
باور چشم زخم یا چشم شور…….سااالها با این باور زندگی کردیم و بزرگ شدیم و ریشه کرده توی وجودمون…الهی شکر الان دوساله طبق آموزشهای استاد عزیزم که پی بردم اینا فقط طرز فکر و افکار خود ماست که باعث خلق اتفاقات میشویم و کسایی که باور دارند ته اتفاقادچشم خوردن وجود داره،خوب راست میگن وجود داره چون باور دارن که وجود داره ،واقعیت اون چیزی میشه که بهش باور داریم پس من میتواااااااااانم یه باور متفاوت داشته باشم….
الان دوساله دیگه من اسفند دود نکردمولی ظرف اسفند توی کابینت بود امروز که این فایل گوش دادم گفتم مگه نمیگن اقدام کن عمل کن ،بلندشو همین الان….رفتم همه ریختم توی آشغالی…تمام
و یک دنیا خوشحالم و سپاسگزار استاد عزیز🌹🌹🌹۱۴۰۱-۰۷-۱۶پاسخ -
مریم ایرانمنش
به نام خالق عشق و زیبایی
باور چشم خوردن از جمله باورهای بسیار شایع در همه ما بوده
اما طبق جمله ای که استاد در این فایل گفتند: اگر ما به عدالت خداوند باور داشته باشیم، به چشم زخم نباید باور داشته باشیم. زیرا این دو با هم جمع نمی شوند و این جمله واقعا تامل برانگیز است و حجت را بر ما تمام می کند.
و در جای دیگری استاد ضیاء عزیز می گویند: اگر ما به “قل هو الله احد ” ایمان داریم باید بدانیم که قدرت، فقط یکی هست و بس.
من با شنیدن این فایل ،یکبار دیگر به این مسیر زیبا، و به استاد عزیز م، به استاد یکتاپرستی ایمان بیشتری آوردم و خدا رو از این بابت شکر کردم
درود بر شما استاد بزرگوار😍۱۴۰۱-۰۷-۱۵پاسخ -
عصمت مرتضوی
به نام خالق هستی
درود بر استاد ضیاء بزرگوار
ابن فایل در مورد یک باور اشتباه دیگر به نام چشم زدن یا چشم زخم هست که در گذشته زیاد به آن اعتقاد داشتیم و شاید ۹۰ درصد مردم ، از افرادی که احساس می کردند به قول معروف چشمشون شور هست ، پرهیز و دوری می کردند و اگر با این افراد برخورد میکردند خیلی با احتیاط در مورد زندگیشون صحبت می کردند و حتی بعضی از آدما که اعتقاد شدیدتری داشتند ، رد پای مراجعین چشم شور رو با کارت میبریدند که اثرات چشم زخم اون فرد تمام بشه و در اثر این باور اشتباه ، چه بسا که موفقیت ها و خوشحالیهایی داشتیم و از ترس اینکه مبادا دیگران حسرت بخورن و چشم بزنند آنها را مخفی می کردیم و هیچ وقت شادی هامون را با دیگران تقسیم نکردیم ولی امروز با آگاهی هایی که گرفتیم کاملا این خرافه نیز مردود میشود و با اطمینان خاطر زندگی میکنیم و هر آنچه که هست چه شادی چه موفقیت همه رو با آرامش خیال بازگو میکنیم و دیگران را در شادی خود سهیم می کنیم بدین ترتیب آنرا چند برابر میکنیم سپاس از این فایل ارزشمند 🙏🙏🙏🌺🌺🌺۱۴۰۱-۰۷-۱۵پاسخ -
زهرا طیبی
به نام خداوند مهربان وبی همتا
سلام و درود خدمت استاد گرامی و بزرگوار
باورها: باورهای مخربی که سالها در ذهن ما جا گرفته و حال تبری برداشته و شروع کردم برای قطع کردن این ریشه ها که زندگی اکنون وگذشته من رو پر از مساله و چالش کرده بودند . باور مخرب چشم خوردن ، خدا رو شکر با قرار گرفتن در این مسیر توانستم بزرگترین و مخرب ترین این باورها رو شناسایی کنم و کم کم با تلاش خودم ودرس های استاد آن را برای همیشه از زندگی و ذهنم پاک کنم .این باور بین خانواده و اطرافیان حتی محله م خیلی به چشم می خورد وحتی خودم آن را باور کرده بودم و تاثیراتی بدی از آن درزندگی ام نمایان بود.ترس ازخرید کردن ،ترس از لذت بردن اززندگی راحت وآسان ،ترس از تفریح کردن وخوشی کردن وشادی کردن وشرکت دربرنامه هایی که آرزویم بود ولی بخاطر همین باور کمرنگ شده بود یادم هست درساختمانی که زندگی می کردم من طبقه سوم بودم وخانمی که ازبستگان بودند درطبقه دوم، هر وقت به خانه مان می آمدند مدام ازخریدها وزندگی ام می گفت ومدام ناراحت وناله ، از حرفهایش می ترسیدم به خاطرهمین باور وچه صدماتی برمن وارد شد بخاطر اینکه اعتقاد داشتم من را چشم می زند وهر بار که او را می دیدم حالم بد ودگرگون می شد مدام کلمه خوشبحالت رو تکرار می کرد وکه چقد ر شما خرید دارین و غیره این اواخر حساس شده بودم وهربار بعد از خرید نگران و خریدهایم را قایم می کردم طوری حساس شده بود که از نگاه شان رنج می بردم ومنتظر اتفاق بد، و باطبع نتیجه هم از حس خودم منتقل می شد حال که یادگرفتم هرکس فقط بر روی خودش تاثیردارد نه دیگران لذت می برم از زندگی جدیدم ومی سازم باورهای جذاب وشیرین برای آینده ی خودم زیرا من خالق این زندگی هستم .
سپاس بابت این آموزش های عالی تون۱۴۰۱-۰۷-۱۴پاسخ -
زهرا حسینی
سلام و درود به استاد عزیزم
باور مخرب چشم خوردن که چقدر اثرات منفی روی زندگی ما داشته است و نگذاشته لذت کافی را از دریای بیکران نعمت های خداوند ببریم.
زمانی که دوست داشتم هر چه که دارم را لذت ببرم باور مخرب این جور نپوش، آنجا نرو،این وسایل را نخر چون آنوقت مردم چه فکری میکنند و تورا چشم میزنند و شاید بر اساس باور های بدی که داشتم چندین بار اتفاقات به ظاهر تلخی افتاد که به چشم خوردن ارتباط دادند و این اعتقاد کم کم در من به وجود آمد. بعد این ماجرا ادامه داشت تا اینکه حتی میگفتند ارتباط خودت با همسرت را نشان نده چون زبانزد میشوید که این زوج همیشه همراه هم هستند و باهم ارتباط بسیار خوبی دارند پس چشم میخوری و بر اساس قانون جذب و تفکر به ناخواسته ها بعد از یک مهمانی که ارتباط من و همسرم را می دیدند و من باور داشتم که چشم خوردیم یک دعوا و ناراحتی بین ما به وجود می آمد،و حتی من خیلی دوست داشتم تولد های خوبی برای دخترم بگیرم و از هنر آشپزی خودم استفاده کنم اما میگفتند این کار را نکن روی زبان می افتی.
اما من چون علاقه زیادی به این کارها داشتم طبق میل خودم رفتار میکردم تا اینکه چندین بار بر اساس تفکر اشتباه خودم اتفاقات به ظاهر تلخی افتاد به عنوان مثال دخترم بیمار می شد و میگفتند دیدی و این بخاطر فلان مهمانی یا فلان کار تو بود پس چشم خوردی و من بیشتر باور میکردم که چشم خورده ام و میخورم و سعی میکردم پنهان کنم آنچیزی که لذت میداد تا آنکه آن ناسلامتی بزرگ به وجود آمد و همه میگفتند آخر چشم خوردی و دیدی که چه اتفاقاتی افتاد،در صورتی که ان ناسلامتی زایده افکار و باورهای اشتباه من در زندگی به وجود آمده بود، اکنون که آگاه تر شده ام فهمیدم که همه و همه از باور خود من بودند و چون به آنها فکر میکردم و منتظر اتفاقات تلخ بودم برای من رخ می داد. هیچ کس نمیتواند در سرنوشت من تاثیر بگذارد مگر اینکه خودم بخواهم.
زندگی ساختنیست❤️
ممنون بابت این آگاهی بسیار بسیار مفید۱۴۰۱-۰۷-۱۳پاسخ -
ناهید ناصحی
بنام خدای مهربون درود فراوان به استاد مهربانی ها ..باور ذهنی درمورد چشم زخم خوردن یاد موضوعی افتادم گفتم اینجا بگم خالی از لطف نیست ..مادر همسر من جلو درب منزلشون نعلی رو گذاشته که مال الاغ بوده ..جلو ورودی ساختمون ..ولی این باور رو دارد که هر وقت وارد میشوی باید از رو نعل رد بشی اگر پاتو نزاری بری داخل اتفاقی ناراحت کننده ی براشون بیفته اون طرف مقصر میدونه که رفته خونه وپاشو روی اون نگذاشته ..واقعا بخاطر همین موضوع من دیگه رفت و آمد گم کردم چون باور مسخره ی دارند ..وبا خودم میگم چقدر مردم در نادانی به سر میبرن ..باور های غلط که باعث بشه همه رو از خودت برنجونی …
۱۴۰۱-۰۴-۱۹پاسخ -
ناهید ناصحی
بنام او که نامی ندارد به هر نامی که خواهی سر بر آرد ،🌷🌷🌷استاد عزیزم سلام ..آنقدر ساده وبا زبان شیوا بیان می کنید که اگر از این فایل ها بهرمند نشویم دیگر این مقاومت ماست که نخواهیم عوض بشیم و همچنان در گمراهی باشیم ،❤️❤️.باور چشم زخم خیلی شایع است در زندگی تمام انسان ها ..که حتی خطر جانی به همراه دارد ..چرا جرات نداریم بخاطرچشم خوردن از زندگی لذت ببریم ..حدود یک ماه پیش من خونه ی پدرم رفته بودم از همون موقع که رسیدم مادرم گفت بچه ها نفرست بیرون چشم میخورند مخصوصا دخترت که شیرین زبون شده ..من چون تو آگاهی قرار دارم بحث نکردم گفتم هیچ اتفاقی نمی افتاد ..ولی مادر من چند بار تاکید کرد اگر اینطور نشد اگر پشیمون نشدی که فرستادیش تو کوچه ،،کلا من هروقت خونه ی پدرم میرم آنقدر انرژی منفی وجود دارد خودم اونجا خالم بد میشه و استرس به من وارد میشه ..که دختر من یه ساعت بیرون بود خون دماغ شد ..البته قبلا خون دماغ میشد ولی خیلی کوتاه ولی اون روز آنقدر مادرم گفت خون دماغ که شد اصلا چند ساعت بند نیومد جوری چهار ساعت خون دماغ بود که بردمش بیمارستان ویستریش کردند ..وانقدر اونجا حال من بد شد که ای کاش گفتم اصلا خونه س پدرم نمی رفتم ..آنقدر تو سر من خوند که من هم به شک افتادم واین اتفاق افتاد. و فوری برداشت تخم مرغ شکست وگفت تخم مرغ چند تیکه شده وهمش گفت چرا به حرف من گوش نمیکنی چرا فکر میکنی بچه ی منی به من درس بدی ..میگفت این از قدیم بود ه از زمان پیامبران تو میخواهی یه روزه این باور رو عوض کنی ..وباز هم برات اتفاق می افتد ..بله استاد عزیزم چقدر این باور غلط زندگی رو به کام هر کدوم تلخ می کند ،،ونکته ی دیگر این باور ها زمانی اتفاق می افتاد که من خودمون بی ارزش می دونیم وفکر می کنیم ما لیاقت این ماشین نداریم پس اگر سوار شیم چشم می خوریم ..😔
۱۴۰۱-۰۳-۳۰پاسخ -
مهتاب سلیمانی
درود و سپاس فراوان استاد ضیا عزیز🌷🌷🌷
الان که داشتم این فایل را گوش میدادم خیلی برام جالب بود،به خودم گفتم: یادم نمیاد آخرین بار کی اسفند دود کردم ….وقتی که یه ذره آگاه بشی یه ذره تغییر کنی خواه ناحواه اطرافت،افکارت،رفتارت هم ناخودآگاه تغییر میکنند…..چقدر واقعا این باورها فسیل شده و مخرب هستند…عروس دامادی که از در سالن میان تو حتما باید اسفند برای همدیگه اول دود کنند که مبادا چشم نخورند….بشکنیم این رسم و روسومات را…چه زیبا و درست گفتید استاد،وقتی که نیگیم: قل هوالله احد بگو خدا یکی است ،خوب دیگه از کی و از چی میترسیم ؟؟؟چشم چی؟؟؟
استاد خیلللللی سپاسگزارتونم🌷🌷🌷۱۴۰۱-۰۲-۰۶پاسخ -
ناهید ناصحی
بنام خدا.سلام ودرود فراوان به مهربان استادم .🌷🌷.این باور چشم زخم که در زندگی همه ی ما جریان دارد همش بخاطر این است ما خودمون قبول داریم من زمانی که ماشین خریدم .الحمدالله خوشحال بودم ولی خانواده ام الخصوص مادرم میگفت باید یه خون کنید صدردصد چشمت میزنن میگفت اونا نمیدونن داری قسط میدی پس حتما بلای سرت میاد .هرچی من گفتم مادر من دیگه این چیزا قبول ندارم اون روی حرفش بود که ماشین سوار شی بلای سرت میاد حتما صدقه بده خون کن واسپند دود کن .من که در حال تمرین بودم و هنوز بیمار بودم ته دل من خالی می شد ولی باز میگفتم نه چیزی نمیشه .. ولی چون عقل میگفت باید خون کنی نکنه چیزی بشه ..همون باعث شد حدود دو هفته از اینکه ماشین آمد تو خونه من مریض وهمش سردرد وبدن درد داشتم هرچی پیش پزشک میرفتم دارو میداد فایده نداشت ..فهمیدم این بخاطرهمون باور فقیر رانه ی مادرم بود که تو ذهن من کاشت وبخاطر باور خانواده ی واینکه ی چقدر تونست روی من اثر بزاره .،🌷🌷.باور های سمی خیلی تمرین می خواهد که ما از ذهنمون پاک کنیم .❤️❤️.واقعا چقدر این الگو های ذهنی میتونه آسیب جدی به ما بزنه .
۱۴۰۱-۰۱-۲۸پاسخ -
مریم ایرانمنش
به نام خالق عشق و زیبایی
سلام و درود به استاد محترم و دیگر دوستان دل آگاه
تشکر بسیار از استاد ضیاء عزیز بابت این فایل آموزنده
استاد عزیزم، چقدر زیبا و کامل، با گفتن این جمله، حجت را بر ما تمام کردید که اگر به ” قل هو الله احد ” ایمان داریم، پس چگونه می توانیم به “چشم زخم” هم ایمان داشته باشیم، زیرا این دو با هم در یک جا جمع نمی شوند و دقیقا هم همین طور است. اگر ما به یک قدرت برتر و واحد در جهان هستی ایمان داریم، پس نمی توانیم به قدرت انسانهای دیگر و تاثیر ان ها در زندگیمان باور داشته باشیم. بنابراین من از این جمله این گونه نتیجه می گیرم که اگر کسی به چشم زخم اعتقاد دارد، درواقع او برای خداوند شریک قائل شده است، زیرا باور دارد که یک نفر دیگر به جز خدا هم می تواند به طریقی بر زندگی او اثر بگذارد!!
و واقعا درک عمیق این مطلب، کار هرکسی نیست.
و چقدر قشنگ گفتید که باور چشم خوردن، لذت زندگی کردن را از شخص می گیرد و واقعا هم همین طور است. زیرا شخصی که این باور را دارد، به جای اینکه از داشته های خود لذت ببرد، تمام حواسش به این است که داشته هایش را تا حد امکان، به طریقی از چشم مردم پنهان کند که مبادا چشم بخورد😂 و اگر هم مردم متوجه شدند، آن شخص پیشاپیش فاتحه خود را می خواند و به انتظار می نشیند که به زودی اتفاق ناگواری برایش می افتد و طبق قانون انتظار، منتظر هرچیز که باشی برایت رخ می دهد. و وقتی رخ داد، فرد ناآگاه، باورش قوی تر می شود. زیرا نمی داند آنچه رخ داده، نتیجه افکار و باورهای خودش است، نه تاثیر و قدرت مردم در زندگی اش.
و این آگاهی ها چقدر زندگی ما را دگرگون می کند و از همه مهمتر چقدر به ما آرامش می دهد
سپاس بیکران از شما استاد بزرگوار
برقرار باشید🙏🌺۱۴۰۰-۱۲-۰۵پاسخ -
سحر توکلی
درود فراوان بر آفریننده عشق ❤️❤️❤️
(( 🌹قل هوالله احد 🌹)) . بگو خدا یکی است . تا چه حد این جمله ۴ حرفی برای ما به صورت یک باور عمیق و نهادینه در وجودمان قرار گرفته است . ما مسمانیم . در واقع ادعای مسلمانی داریم . چون اگر مسلمان واقعی بودیم در کنار خدای احد و واحدمان هیچ کسی و باوری و نیرویی را قرار نمیدادیم و شرک نمی ورزیدیم . ما بت پرستان به ظاهر نقاب زده ای هستیم که فقط نقاب مسلمانی و دیانت را بر چهره خودمان گذاشته ایم. البته این نقاب متحرک هم هست در بعضی جاها و مکانها خجالت میکشیم که ادعای مسلمانی کنیم و ان را انکار میکنیم و نقابی دیگر از جنس تجدد و تفکری اروپایی بر چهره میزنیم و خودمان را در قالب لباسهای انچنانی و و…. نشان میدهیم .
فایل زیبای ((خداوند همه کس میشود ، همه چیز را ))) خیلی زیبا ایه ی قل هوالله احد را برای ما معنی کرده است . سپاس از استاد عزیزم به خاطر گشودن دریچه ی زیبای زندگی جدیدم در مقابل دیدگانم .
از طرفی زمانی میگوییم سرنوشت ما توسط افکار ما شکل میگیرند پس همواره باید ایمان و همان احد بودن و یگانگی و توحید را سرلوحه زندگی خودمان قرار دهیم . یکی از اصول دین ما توحید است ، یعنی همان داشتن ایمان به قدرت کامل و تمام خداوند بزرگ و نگذاشتن شرک در کنار او است .
زمانی ما خدا را خالق همه دنیا میدانیم و خودمان را خالق دنیای خودمان میدانیم . پس ما و خدایمان در واقع یک احد واحد هستیم و هیچ کس و باور واسطه ای وجود ندارد . تا زمانیکه ما خودمان را باور نداشته باشیم و دوست نداشته باشیم خوشبخت نمیشویم . ما با اگاهی از این موضوع که همواره تمام اتفاقات زندگیمان به وسیله خودمان و توسط افکار مان نقش میبندند و خالق زندگی ما کسی نیست جز خودمان ، و زمانی در وجود ما این باور کمرنگ باشد در نتیجه برای قوی کردن خودمان به باورهای ضعیف و مخربی چون چشم زدن پناه میبریم . به نظر من اکثر باورهای مخرب را موجودات قوی چون خانمها انها را به وجود اورده اند . چون در جامعه معمولا خانمها بیشتر اسفند دود میکنند و تخم مرغ میشکنند . و اگر خانمها به قدرت قوی خود پی میبردند که انتخاب شده پروردگار شان هستند و به نوعی مانند زمین که مادر جهان است و در درونش طبیعت زیبا را پرورش داده است ما نیز در درون خودمان فرزندانی را از جنس عشق ، مهربانی ، زیبایی پرورش میدهیم . پس به وجود خودمان و توانایی ها و قدرت خودمان، خودمان باید ایمان بیاوریم و ان را باور کنیم . زیبایی خلقت و افرینش یک زن در ظرافت و لطافت اوست مانند یک گل زیبا که سرشار از زیبایی و لطافت است . و زمانی ما به قدرت بی پایانمان ایمان داشته باشیم دیگر هیچ زمان برای انکه ضعیف بودن خودمان را جبران کنیم به باورهایی چون چشم زخم و… روی نمی اوردیم . در واقع باور چشم زخم یعنی مسیولیت انفاقات زندگیمان را خودمان ندانیم و برای تبرعه کردن خودمان دست به دامن باور چشم زخم میشویم . و ان اتفاق را به گردن دیگران میاندازیم . اینکه ما مسیولیت اتفاقات زندگیمان را خودمان ندانیم همان ضعیف بودن ما را میرساند که به واسطه نداشتن قدرت اینکه خودم این اتفاق را باعث شدم به باور چشم زخم پناه می اوریم .۱۴۰۰-۱۲-۰۴پاسخ -
ناهید ناصحی
بنام خالق زیبایی ها .مهربان استادم سلام ..،🌷🌷🌷پاک کردن باور های قدیمی .نیاز به تمرین. های زیاد با استفاده گوش کردن این فایل ها استاد گذاشته در سایت ..همون طور استاد فرمودین بیشتر باور های ذهنی ما همش برمیگرده بخاطر خانواده ی که در اون زندگی میکنیم .🌷🌷. مخصوصا همین باور چشم خوردن که ۹۰درصذ ایرانی ها قبول داریم .من به شخص قبول داشتم البته الان تونستم کم رنگش کنم ..باید آنقدر کار کنم تاپاک. کنم باور های قدیم وباطل رو .. واقعا باور ها ممکنه زندگی مون نابود کنه .چندوقت پیش من و همسرم توی خیابون بودیم که یکی از دوستان قدبمیش اونو دید تا رسید گفت وای چقدر جون موندی از ده سال پیش تکون نخوردی . چون همسرم ومادرش که همراه ما بود گفتند امروز بلای سرشون میاره ومدام تکرار میکردند بعد یه ساعت رسیدیم خونه همسرم همچین تب ولرز گرفت عین مرده ها شد خودم ترسیدم سردرد عجیبی گرفت همون جا فهمیدم چون باور کردن اون خانم چشمش شور بود ه ..بخاطر همین این بلا سرش آمد ...وتا مادرم که قبولش دارند تو تخم مرغ شکستن ….تا تخم مرغ آمد شکست البته تا اسم اون خانم برد تخم. مرغ ترکید بعد نیم ساعت حال همسرم. بهتر شد .مبخام بگم این باور ها ممکنه جونتو رو هم از دست بدی ..کاش ما انسان ها فقط توکل مون. به خدا بود و دست به دامن رمال ودعا نویس نمیشدبم …😔.من خودم دیگه باور مو قوی کردم وقتی قبوض خونه میاد وقتی پرداخت میکنم. و تشکر و سپاسگزاری میکنم تا الان نشده روزی قبض میاد حساب من خالی باشه همیشه به موقع پرداخت میشه ..خدا رو شاکرم که دیگه این باور های غلط به فرزندم آموزش ندم والان با این آگاهی ها ..باورهای درست به فرزندم یاد میدم ..
۱۴۰۰-۱۲-۰۲پاسخ -
مهتاب سلیمانی
درود و سپاس فراوان استاد ضیا عزیز🌷🌷🌷
چه نکته زیبا و مهمی را بیان کردید،بله دقیقادرسته ،باور خیلی جای بحث داره و خیلی باید روش کار کرد،و نکته مهمی فرمودین فقط کلامی نیست که به چی باور داریم یا نداریم بلکه توی عمل باید نشون بدهیم استاد الان داشتم فکر میکردم واقعا من الان خیییییلی وقته یادم نیست آخرین بار کی از اسفند استفاده کردم و دود کردم…چرا؟؟؟چون اصلا بهش توی این مدت ،مدتی که دارم با شما و فایلهای شما کار میکنم،فکر نکردم…قطعا لازمم نمیشده…..
ولی استاد واقعا این حرف و حدیث ها توی زندگی همه مون بوده ….یادمه بچه که بودم:بابام همیشه میگفتند:اگه ما هر وقت یه ماشین خوب بخریم فرداش من میفتم میمیرم😶خواه ناخواه اینا توی ذهن آدم میمونه و حک میشه…هزاران هزار مورد این مدلی هست….
استاد حتی همین جمله: هشتمون گرو نهمون بودن، بنظر من یه ضرب المثل و یه باور غلط یه جمله منفیه…یعنی چی آخه؟هشت گرو نه….وقتی ما توی مدار ثروت فرکانس ثروت ارتعاش ثروت قرار بگیریم دیگه همه این ها خنده دار میشه برامون👌من خودم الان یه مدته تمرکزم روی ثروت هست و با ورود اولین پول بزرگ توی حساب بانکیم این باور در من ایجاد شد که عه منم میتونم پول زیاد داشته باشم ،پولی که مال خودم باشه نه بقیه بهم بدهند همسر خانواده نه ،پول خودم مال خودم و راحت بدون نگرانی میتونم خرج کنم بدون اینکه نگران پیامکهای برداشت از بانک باشم….نمیگم کامل کامل ذهنم ثروتمند شده ولی خیییییلی باورم قوی شده نسبت به ثروتمند شدن و بودن.
استاد ازتون بینهایت سپاسگزارم🌷🌷🌷۱۴۰۰-۱۲-۰۲پاسخ
توجه کنید: این جلسه فقط برای دانشجویان این دوره مجاز و در دسترس است.




برای این آیتم یک نظر بنویسید
You must be logged in to post a review.